تبليغاتX
ايمان امروز
شب دلهره!

۱- مصاحبه‌ي نسل ۳ كار خودش را كرده. مي‌دانيد، من يك تصميم جديد گرفتم. از اين به بعد، روي پيشاني من نوشته اصولگرا! ترجمه‌اش هم مي‌شود همان قلدر خودمان... دليلش هم بماند...
چند نفري كه احتمالا بعد از خواندن مصاحبه داشتند از فرط حسادت و... رو به موت مي‌افتادند، آمدند پيام گذاشتند كه مصاحبه فلان و بهمان بود! بعد هم كه مي‌ديدند كامنتشان تاييد نمي‌شود، مي‌آمدند به مرگ خودشان قسم مي‌خوردند كه كامنتها را براي ديد عموم تاييد كنم. من هم به كوري چشم اينها تصميم گرفتم از اين به بعد فقط كامنتهاي موافق را تاييد كنم. كامنتهايي كه در تاييد و تعريف و تحسين من هستند! همين... اگر نمي‌خواهيد، ۶۰۰ هزار وبلاگ فارسي ديگر داريم، تشريف ببريد آنها را بخوانيد!

۲- ديروز دبير داشت جغرافياي سياسي درس مي‌داد. يك مزخرف خيلي جالبي گفت! اينكه شما براي پي بردن به قدرت سياسي يك كشور، نيازي نداريد به قوت و شدت عوامل قدرت سياسي در يك كشور توجه كنيد بلكه به بازتابهاي آن فكر كنيد. بازتابهاي آن هم ۲ مورد است. حرف شنوي مردم از حكومت كه خدا را شكر مردم ما دارند، و دومي روابط خارجي. روابط خارجي ما هم كه با فلسطين و لبنان خوب است، پس قدرت اول دنيا هستم... اين را گفتم كه بگويم اين چند روز دل و دماغ نوشتن نداشتم. دليلش هم باز به خودم مربوط مي‌شود، آنچه كه مهم است اينكه شما در اين چند روز مطلب نديديد از من، نتيجه اينكه بعدا سر مي‌زنيد تا مطلب جديد را بخوانيد!!

۳- اسم امشب را تلويزيون گذاشته شب دلهره. راستش من هم از اين ژانگولربازيهايي كه مجارها، قزاقها و آذربايجانيها برايمان مي‌تراشند زياد خوشم نمي‌آيد. آنها بدبختتر از ما پيدا نمي‌كنند اين ترقه‌ها و بمبهاي ضايعشان را به آنها بفروشند؟! يعني ما منتظر يك لحظه شنيدن صداي بوم...! هستيم؟ البته خوب اين نتيجه‌ي جلوگيري كردن از آتش بازي بي سروصدا و مسالمت آميز ۱۵ - ۲۰ سال پيش است. حالا نتيجه‌اش اينكه مجبور مي‌شوند هرسال موقع "شب دلهره" آمار بدهند از فلان نفر كشته و فلان نفر كور و كر و...
چون نيك نظر كرد، پر خويش در او ديد/// گفتا ز كه ناليم، از ماست كه بر ماست!
پي‌نوشت: من فكر مي‌كنم ما فرهنگ زندگي شهروندي نداريم. وقتي يارو توي كوچه باند ۵۰۰۰ وات مي‌گذارد مرثيه و عزاداري پخش مي‌كند، كسي نيست اعتراض كند. اما همه از تركيدن چهار عدد ترقه افسردگي مي‌گيرند. همه‌ي مردم در شب چهارشنبه سوري سخنران و موعظه‌گر مي‌شوند... من نه با افراط موافقم و نه تفريط... همين!

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 7 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  |