در هفته يي كه گذشت باز هم هرچه اتفاق افتاد حول محور اين برنامه ي تلويزيوني بود كه توسط عوامل نفوذي و شبيخون زده ساخته شده و مشخص است كه دستهايي در كار است تا همش پشت سر هم همينطوري الكي به مردم بدآموزي شود. تازه علاوه بر اينها دارد كم كم معلوم مي شود كه اهالي اين روستاي جدايي طلب اسمشو نبر كه تمايل دارند براي خود كشوري مستقل باشند، از كجاها پول مي گيرند و چه ارتباطاتي با مافياي پنبه دارند.
از بدآموزي گفتيم، مثلا من در يك تلويزيون داخلي و غيرنفوذي و خيلي خوب و قشنگ ديدم كه يك آقايي به آقاي ديگر مي گويد: "عجب فرمايشي بفرماستي آقاي دوكتور!" و پس از آن به صورت كاملا صلح آميز و سبز، مبادرت به خفه كردن ايشان نمود و تصويربردار هم بدون هيچ دريغي، لحظه هاي جان دادن آن آقاي دكتر خوش فرمايش را براي ما به تصوير كشيد. حتي آن قسمتهايي كه امحا و احشا و اثني عشر آقاي دكتر داشت از حلقومش بيرون مي زد و پس از آن به ديار باقي مي شتافت نيز به تصوير كشيده شد تا ما بدانيم كه هيچ چيز بدآموزي نيست غير از هرآنچه كه در سريال شبهاي برره اتفاق مي افتد و دشمن محكوم است و دست نفوذي ها بايد قطع شود.
البته ما مي خواستيم بگوييم اين داريوش پسر خيلي خوبي است كه در همين اثني عشر، فهميديم يك نفر ديگر پسر خوبه ي اصلي است و در نتيجه به اين نتيجه رسيديم كه اصولا نتيجه گرفتن هم يك كار استبدادي و استعماري است و ما در راستاي سياستهاي صلح جويانه ي خود از آنجايي كه براي اداره كردن برره آماده شده بوديم، همچنان محكوم مي كنيم تا كور شود هر آنكه نتواند ديد.
بله، آقاي داريوش كاردان اعتراضاتي داشتند كه واقعا نشان از درد سينماي طنز ما دارد و اين نشان مي دهد كه ما از قافله ي دنيا عقبيم و از آن اول بايد مي نشستيم و شبكه ي سه و نيم تماشا مي كرديم و از خنده مي مرديم. مثلا ايشان كه خيلي پسر خوبي دارند و نوه هاي خوبي هم دارند، گفتند چرا در دو ثانيه از سريال 135 قسمتي برره، خانم بايد برود خواستگاري آقا؟! اين بدآموزي دارد و فرهنگ منت كشي را ياد مردم مي دهد و ما بايد بنشينيم و شبكه ي سه و نيم ببينيم و بدانيم كه آن سه ثانيه تاثير شونصد هزار سال را بر طنز ما گذاشته است و اثرات غيرقابل جبراني تحميل كرده تا جايي كه آنفولانزاي مرغي در تركيه گشايش يافته است و قرار است شعبه هاي بعدي آن نيز داخل خاك برره افتتاح شود تا صادرات اين كالا به صورت انبوه صورت گيرد، نتيجه اينكه ما ضمن محكوم كردن و اعلام خوشحالي از مرگ هر كسي كه آدم بدي است، بايد بگوييم كه سريال برره خيلي بدآموزي دارد و اصلا آدم را نمي خنداند و آن خبري كه يك آقايي بابت خنده ي شديد از ديدن شبهاي برره ديار فاني را به قصد ديار باقي ترك گفته است، آن هم تحريف شده بوده، آن آقا شبكه ي سه و نيم را ديده خنديده، عوامل نفوذي آمدند خبر را دستكاري كردند.
همينطور پس از چاپ اسكناسهاي برره كه تا مدتي ديگر از كاخ ورساي هم سر درخواهند آورد، شما اصلا فكر نكنيد داريوش جان ناراحت شده و از اين حرفها، نه! اما اين سوال برايش به وجود آمده كه چرا نبايد اسكناس سه ونيم چاپ شود پس به كوفي عنان نامه ي سرگشاده نوشته تا در فائو قضيه را پيگيري كنند.
الان گفته مي شود ارزش هر اسكناس بانك مركزي برره، با ارزش يورو برابري مي كند و تا مدتي ديگر همه ي كارخانه هاي فرهنگي، هنري، ورزشي، تجاري، تكلمي، تنوعي، تصنعي و تفنني را ورشكست خواهد كرد. در اين ميان پرسشي اساسي مطرح مي شود و آن اينكه چرا كيانوش هنوز در برره مانده است!؟ آيا او واقعا هيچ چيز نوفهمد؟ اين سوالي است كه با پيگيري قسمتهاي بعدي خواهيم فهميد سرانجام استاد شائولين چه خواهد بود!