
آنطور که متوجه شدم، دیروز در تقویم سازمانهای جهانی به نام روز جهانی هـــمجنـــسبازان نامگذاری شده بود و رهبران این گروههای روشنفکر و دگراندیش هم با استفاده از موقعیت فراهمشده، با انجام مصاحبه و چاپ مقاله و... به تبیین اندیشهها و آرای بشردوستانه و ارزشمند خود پرداختند.
آنطور که از شواهد و قرائن معلوم است، کار و کاسبی این گروهها حسابی سکّه شده و چهار عدد نامهی غریبانه و سر هم کردن ادعاهایی در مورد تعطیلی دکانهای بهاییان و مرتبط ساختن موضوع این دو گروه شیّادان با هم، حسابی برایشان آبروی جهانی خریده و سازمانهای بینالمللی هم که نه نیازی به تحقیق دارند و نه نیازی به شواهد...
کافی است یک رانندهی تاکسی از کشور خارج شود و ادعا کند که من نابغه بودم و پناهندهی سیاسی شدم. فردای روز، عکسش روی جلد گاردین خواهد بود به عنوان نمونهیی از فرار مغزها در محیط دیکتاتوری ایران!!
حتماً یادتان میآید زمانی که دکتر لاریجانی مصاحبه کرده بود و گفته بود: "دشمنان ایران عنقریب رو به قبله خواهند شد." فردای آن روز، گزارشگر سیانان در تهران که یک ایرانی هم هست، اینطور خبر را ترجمه کرده و برای رسانهی متبوعش میفرستد: "علی لاریجانی: زمان آنکه آمریکا و انگلیس به سمت شهر مکه در عربستان سعودی لشگرکشی کنند فرارسیده است!"
خلاصه اینکه حسابی بامزه شده داستان این رسانههای غربی و حقوق بشر و دموکراسی. بلاانقطاع سر هم کردن اراجیف در مورد اوضاع ایران بدون اینکه حتی خودشان بدانند چه چیز را مخابره میکنند، بها دادن به دکانبازارهای عدهیی کلاهبردار که نانخانهی حقوق بشر و برابری آزادیها را خیلی خوب پیدا کردهاند و میدانند چه طور در آشفتهبازار اوضاع جهانی، جیبشان را پر کنند و چند ماه بعد از کشور بزنند بیرون.
در این میان، این جای سوال برایم باقی مانده که حقوق بشر متعلق به چه کسانی است و در میان چه گروههایی پخش میشود؟ آیا به دلیل عدم برابری ارزش دلار با ارزش واحد پول کشورهای عربی و آفریقایی، قدرت خرید "حقوق بشر" در عراق، افغانستان، سومالی و رواندا پایین آمده و فقط مردم کشورهای مرفه G8 میتوانند این مزایا را ابتیاع کنند؟
آیا حقوق بشر فقط متعلق به ویلادارانی است که مرسدس بنز زیر پایشان است و وقتی سگ 20 میلیونتومانیشان سرما خورد، میتوانند به سازمانهای بینالمللی شکایت کنند که چرا شرایط آب و هوایی اینجا در تعارض با آزادیها و حقوق بشر قرار دارد و ادعای غرامت کنند؟
آیا حقوق بشر فقط متعلق به کودکانی است که از بس معلم و آشپز و آرایشگر و خدم و حشم به صورت 24 ساعته در داخل خانه خدمتگذاریشان را میکنند، رنگ آفتاب و مهتاب را نمیبینند و "افسردگی" میگیرند یا تلویزیون در دقایقی از روز، برنامههای مورد علاقهشان را پخش نمیکند و والدینشان از همین بابت گلایه دارند که چرا تلویزیون کشور دولتی است؟
کک هیچ وجدانی نمیگزد از دیدن فهرست 2 میلیون عراقی و افغانی که در عرض 5 سال کشته شدهاند و 10 میلیون دیگرشان که از دست دادن فرزند، والدین و همسران را از مهد دموکراسی و آزادی هدیه گرفتهاند؟
آیا ارتش صلح چشمآبیهای آتلانتیس که قرار بود در عرض چند ماه حضور صلحآمیز و برادرانه، برابری، حقوق بشر، آزادی و دموکراسی را به عراق و افغانستان هدیه کنند، حساب نمیکنند که 2 میلیون کشته و 10 میلیون آواره در این سرزمینها هم احیاناً "بشر" هستند و از حقوقی برخوردارند؟ یا به صرف ضعف مالی و فقر و موارد مشابه، کمتر "بشر" محسوب میشوند و حقوق چندانی ندارند؟
مسالهیی نیست. ما چون خیلی بشردوست و اهل صلح هستیم، میتوانیم غصهی اراذل و اوباشی را بخوریم که پلیس در یکی از خیابانهای تهران به آنها چپ چپ نگاه میکند، یا آن دستهی دیگری از اراذل و اوباش که در "شرکتهای خصوصی" تنها برای ارایهی "روابط عمومی بالا" و "ظاهر مناسب" خود، به صاحبکار جدید مصاحبه میدهند و در داخل خاک جمهوری اسلامی، برای میهمانهای خارجی "نوشیدنی" سرو میکنند و اگر نیروی انتظامی به آنها بگوید "بالای چشمتان ابروی مبارکی هم هست!"، وامصیبتا که چه جنایتی رخ داده!
به هر حال، حقوق بشر است دیگر. گاهی اوقات کار نمیکند! این آمارها را هم اگر نخواستید نبینید چون ممکن است احساساتتان جریحه دار شود، آن وقت معلوم نیست چه کسی باید جواب آقای حقوق بشر را بدهد...