
فوتبال در ایران هرگز یک ورزش علمی و در سطح بینالمللی، مدالآور و افتخارآفرین نبوده اما یکی از محبوبترین و مردمیترین ورزشهاست.
در تبعیت از فوتبال ملی ما که به دلیل فقدان صدها عامل، نتوانسته به حد اعلای شکوفایی برسد، فوتبال باشگاهی ما هم از برابری کردن با فوتبال باشگاهی کشورهای صاحب ورزش و چند کشور آسیایی پیشرفته در این سطح عاجز است... اما...
اما یک اتفاق بزرگ و مهم در لیگ برتر فصل جاری، چهرهی این تورنمنت را دگرگون کرد و حضور افشین قطبی به عنوان سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس و قهرمانی او به همراه این تیم، همان اتفاق بود.
افشین قطبی که نام او از نخستین روزهای حضور در پرسپولیس با عباراتی همچون "شخصیت"، "ادب"، "تواضع" و "آرامش" همراه شده بود، گویی مفاهیمی را به فوتبال ایران معرفی کرد که تا پیش از او ناشناخته بودند.
و شاید همین گونه هم بود. در میان خیل عظیم مربیانی که حتی آداب درست لباس پوشیدن، درست سخن گفتن و درست رفتار کردن را نمیدانستند، افشین قطبی استثناء محسوب میشد. هیچ کس سراغ ندارد که او در طول یک فصل حضورش در تیم پرسپولیس، به داور بازی بیاحترامی کرده باشد، در مصاحبههایش کلامی تند و به ناروا رانده باشد، تقصیر شکستهای تیمش را بر گردن ناداوری و زمین نامناسب بازی و شعارهای تماشاگران بیندازد، اعتراض کند، خشونت داشته باشد و در یک کلام، فرافکنی کند.
در این میان، دور کردن حاشیهها، بیاخلاقیها و بیحرمتیها از تیم و تمرکز کامل روی مستطیل سبز، عاملی شد تا قطبی نتیجه بگیرد و موفق شود در هفتمین دورهی مسابقات فوتبال جام خلیج فارس در سال 1387 تیمش را به مقام نخست برساند.
از سوی دیگر، به نظر من شکست تیم سپاهان هم نتیجهی مستقیم عملکرد یکسالهی خود را دریافت کرد. بازیکنانی با بیشترین سطح خشونت، اعتراضهای مداوم به داوری، تماشاگرانی پر از جمعیت تماشاگرنما، مربیانی فاقد استانداردهای مربیگری و از همه مهمتر در بعد معنوی و روحانی، خیانت به چشمان یک جوان ایرانی که به عقیدهی من، آه او (سرباز احمدی) و خانوادهی داغدیدهاش، دامان باشگاه متموّل و توانگر سپاهان را گرفت و در ثانیههایی باقی مانده به قهرمانی آنان، آبی سرد بر پیکرهشان ریخت.
تیم فوتبال سپاهان علاوه بر کل فصل، در این تکبازی نیز به طور کلی اخلاقیات و فوتبال را توامان باخت و ضمن برجای گذاشتن رکورد 11 کارت زرد در بازی نهایی که نشاندهندهی عملکرد غیراخلاقی بازیکنان این تیم است، ثابت کرد که نمیتوان با توهین به قاضی، برپا کردن فضای آشوب و اغتشاش و نابینا کردن یک هموطن، قهرمانی را خرید.
پینوشت: افتخار میکنم که هرگز پرسپولیسی یا استقلالی نبودهام و در عوض، همهی تیمهای ورزشی که با نام جمهوری اسلامی ایران به میدانها پای میگذارند، تشویق کردهام.
از همین بابت واضح است که از نوشتن این چند سطر تنها یک هدف داشتهام: هر گروه و مجموعهیی که به سمت فرهنگ، انساندوستی و اخلاقیات حرکت کند، نتیجه میگیرد. پرسپولیسیها هم تماشاگرنمای فراوان داشتند، آنها هم دچار نقص بودند اما... بسیار مشخص است که وقتی عزم یک باشگاه ورزشی، به سمت فرهنگی کردن نگرشها پیش برود، موفقیت تضمینشده است حتی اگر در این میان، همهی هدفگذاریها به مقصد نرسد!