رندال میلر، روزنامهنگار و وبلاگنویس آمریکایی است که مجلهی اینترنتی The Candidacy را به همراه جان اروینگ، همکارش منتشر میکند.
بخش نخست گفتوگوی ما، دیروز منتشر شد و بازتابهای فراوانی هم داشت. در بخش دوم که امروز میتوانید از اینجا بخوانید، من در مورد سابقهی فعالیت مطبوعاتی، انتشار دو کتاب (با تمرکز روی هفت+یک) و چاپ مقالاتم، پروژهی اینترنتی سلام یاهو و باقی کارها گفتم و آنطور که از من خواسته شد، خودم را بیشتر معرفی کردم.
سوال دوم رندال دربارهی آزادی مطبوعات و بیان در ایران بود و اینگونه از من پرسید که شخصاً چه قدر در انتقاد از دولت و حکومت احساس آزادی میکنم؟
من هم بدون اغراق پاسخ دادم که تا امروز در حساسترین نقطهها و موضوعات وارد شدم، به شخص ریاستجمهوری انتقاداتی را وارد کردم و حتی برای دفتر او فرستادم که پاسخهای محبتآمیزی دریافت داشتم مبنی بر اینکه به نظراتم عمل خواهد شد.
بدون اینکه خواسته باشم به ناروا و ناحق سخنی بگویم، از آزادی خود در ارتباط با رسانههای خارجی، انتقاد از دولت و سیاستهای اقتصادی و... گفتم و اینکه پس از نوشتن این همه مقاله و پست در وبلاگ و مصاحبهها و...، تحت هیچ فشار و محدودیتی نبودهام و این برای من بزرگترین درس از دموکراسی و مردمسالاری دینی است که وقتی حسن نیت خودم دربارهی ایران اسلامی را اثبات کردم، همگان به نظرات من به چشم اصلاحگرایانه و خیرخواهانه نگریستند حتی زمانی که غیرکارشناسی و بیپایه کلامی راندم.
قسمت بعدی این گفتوگو نیز سوال رندال، روزنامهنگار دموکرات آمریکایی در رابطه با کاریکاتورهای توهینآمیز دانمارکیها نسبت به پیامبر اعظم (ص) بود که با پاسخ اینگونهی من روبهرو شد: "بسیار تاسفآور بود که چنین کارتونهایی را دیدیم. پیامبر اعظم (ص) به عنوان پیغمبر نور، رحمت، محبت و دوستی شناخته میشود و من دلیل این رفتارهای شرمآور را نمیفهمم. آیا شما هرگز یک کاریکاتوریست مسلمان را دیدهاید که در توهین به حضرت مسیح (ع)، حرکتی ناشایسته و ناروا انجام دهد؟"
بخش اول گفتوگو که خلاصههایی از آن را در پست قبلی گذاشتم و به ساخت 1500 ورزشگاه در عرض 3 سال ریاستجمهوری آقای احمدینژاد و کاهش نرخ بیکاری از 21 به 13 درصد اشاره کردم، از قرار معلوم برای ایرانیان برجعاج نشین و مشغول در لابیهای صهیونیست بسیار گران آمده و نمیدانند در این مورد چه طور آبروی بر باد رفتهی خود را جمع کنند...