تبليغاتX
ايمان امروز
ثبت ملی نوروز، اتفاقی که باید جدی گرفت...

 

منتقد اگر منصف نباشد، محکوم به مرگ است. کما اینکه رسانه‌های اپوزیسیون (که اصلاً منتقد به حساب نمی‌آیند و من آنها را اراذل و اوباش رسانه‌یی می‌خوانم) مدتهاست جان خود را از دست داده‌اند و به ضرب و زور دلقک‌بازیهای امثال هخا و ابراهیم نبوی است که به حیات بی‌جان خود ادامه می‌دهند.

با این حال، در انتقاد حتی اگر هم غیرمنصفانه باشد، بهتر است به دنبال نیت منتقد بگردیم. در چنین مطالبی که 70 میلیون نفر انسان را دلفین و رییس‌جمهورشان را با الفاظی دیگر خطاب می‌کند، نه تنها نمی‌توان اثری از حسن نیت و خیراندیشی پیدا کرد، بلکه تنها می‌توان شیطنت و وابستگی، خودزنی سیاسی و وطن‌فروشی آشکار را یافت و تاسف خورد از اینکه قلم، در دست انسانهایی قرار می‌گیرد که از ارزش آن آگاه نیستند و جایگاه والای قسم حضرت باری تعالی به آنچه که اگر در دست علما قرار بگیرد، جایگاهی رفیع‌تر از خون شهدا خواهد یافت، درک نمی‌کنند.

درک نمی‌کنند که نبی مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت (ص) فرمود: علماء امّتى کالانبياء بنى اسرائيل... با این حال، نگارنده‌ی حقیر هم این ادعا را ندارد که از ارزش قلم باخبر است. قلمی که پروردگار عز و جل به عظمتش سوگند یاد می‌کند. این نگارنده، نادانتر از این حرفهاست تا تنها بتواند از ابن‌سینا علیه الرحمه نقل کند: تا بدانجا رسید دانش من /// که بدانم هنوز نادانم.

با این حال من مدام در تلاشم تا هدیه‌ی "و احملنی مع العدل والانصاف" را از خدایم دریافت کنم و پیوسته بکوشم برای برداشتن قدمهایی به سوی فاصله گرفتن از جاهلیتی که در هر لحظه می‌تواند از میزانش کاسته شود...

با همین تفکر بود که به سراغ یک اتفاق نادر آمدم. اتفاقی که در تاریخ دولتهای ایران بی‌نظیر است. دولتهای بی‌کفایت و حکومتهای استبدادی پیش از انقلاب که با تیشه‌هایی به بلندای تاریخ، به جان فرهنگ و هنر ایران‌زمین افتادند را فاکتور بگیرید و در همین حد از خداوند سپاسگزار باشید که پس از فرو نشستن گرد و غبار حکمرانی حقیرانه‌ی آنها در دوره‌های قاجاریه و پهلوی، میراث باستانی ما به طور کلی نابود نشد!

پس از انقلاب اسلامی، اما آنقدر کشور از جنگ آمریکایی که با نام عراق بر مردم و جوانان بیگناه سرزمین‌مان تحمیل شد، صدمه دید که فرصت پرداختن به فرهنگ و هنر از همگان سلب شد. حال در چنین شرایطی، باید کشوری که مرتضی آوینی، قیصر امین‌پور، مهرداد اوستا، علامه طباطبایی، شهید مطهری، دکتر شریعتی، فریدون آدمیت، کاظم معتمدنژاد، علی‌پایا، محمود دولت‌آبادی و... را به جهان شناساند، ستود.

با همه‌ی این تفاسیر، دستمایه‌ی نگارش این پست، اتفاق بی‌نظیری بود که نه در دولت خائن اعظم (بنی‌صدر) افتاد و نه در دولت اصلاحات (خاتمی). بلکه در دولتی روی داد که همه‌ی ما از جمله خودم، ناجوانمردانه هر برچسب و انگی را خواستیم، حواله‌اش دادیم. به ایجاد خفقان و مبارزه با مظاهر ملیت و... متهمش کردیم و حالا داریم از موهبت توجه شایان و قابل تحسینش به ملیت آمیخته با توحید و وحدانیتمان استفاده می‌کنیم.

ثبت ملی نوروز به عنوان نخستین میراث معنوی، رویدادی بود که نه اپوزیسیون می‌تواند انکارش کند و نه می‌تواند برایش انگی بسازد و تنها می‌تواند بایکوتش کند و در محاق خبری، پنهانش سازد.

انگار که یک رسوایی عظیم برایشان اتفاق افتاده و حالا باید هر طوری شده، این آبروریزی را لاپوشانی کنند. کما اینکه ثبت ملی نوروز توسط دولت جمهوری اسلامی ایران، برای مخالفان و معاندانش، یک شکست تاریخی و برنتافتنی بود. شکستی که اگر مرگ عزیزانشان بود، آنان را اینگونه مغموم نمی‌ساخت. 

 اپوزیسیونی که تنها سند ملی‌گرایی‌ و ایران‌دوستی‌اش، نشان دادن هزاران‌باره‌ی تصاویر تخت جمشید و خبرسازی در مورد به زیر آب رفتن آرامگاه کوروش کبیر است، فارغ از این است که 1400 پیش، پروردگار رحمان در مصحف قرآن آسمانی خود به کوروش کبیر با استعاره‌ی ذوالقرنین اشاره کرده بود و کوروش کبیر، نیاز به قیم و دلسوز ندارد. همان پروردگاری که او را ذوالقرنین می‌خواند، از او و آرامگاهش نیز محافظت می‌کند...

 ثبت ملی نوروز و ارسال پرونده‌ی آن برای ثبت جهانی را به فال نیک می‌گیرم، به عنوان یک ایرانی مسلمان، صمیمانه از رییس جمهور کشورم سپاسگزارم و او را تشویق می‌کنم که به چنین اقداماتی همواره ادامه دهد چرا که باور دارم:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان /// تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

ممکن است بی‌بی‌سی و رادیو فردا و... حتی یک کلام از ثبت جهانی نوروز و ابطال تمبر رسمی نوروز به دست رییس‌جمهور، کلامی به میان نیاورند تا صمیمانه ثابت کنند که چه میزان دلسوز و غمخوار میراث فرهنگی ایرانند، اما هستند کسانی که چشمان خود را باز کنند و ببینند واقعیتها را، ببیند اقتدار ایران اسلامی را و در کنار همه‌ی اشتباهات و اشکالات، ببیند تحرکات ارزشمند و ستودنی محمود احمدی‌نژاد و دولت او را، چرا که اگر خداوند متعال به ما زبان برای لب گشودن و به چالش کشیدن زمین و زمان داده، وجدان نیز عنایت کرده تا هر از گاهی به کارش بگیریم...

|+| نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  |