برنامه بينها!ي حرفه يي و بينندگان پروپا قرص برنامه هاي تلويزيوني داخل ايران به ويژه سريالهاي طنز شبانه كه بدعت آن حدود 10 سالي مي شود گذاشته شده، متفق القول اذعان دارند كه مهران مديري، كارگردان كاركشته و تحصيل كرده ي طنز ايران، يك استثنا در برنامه سازي كميك و طلايه دار طنز انتقادي نوين در تلويزيون ايران بوده كه هيچ كارگردان و بازيگري تا به حال نتوانسته جاي وي را پر كند و يا حداقل به تقليد از او، سبكهاي طنزسازي جديدي را بدعت گذارد.
همگي ما، شروع كار او را با مجموعه ي عيدانه ي ساعت خوش به ياد داريم و مي دانيم بخش عمده يي از بازيگران طنزي كه امروزه براي خود در سطح كشور نامي دست و پا كردند و يا حتي كارگردان شدند (مهران غفوريان و تازگيها جواد رضويان) همگي دانش آموخته ي كلاسهاي او هستند. جنگ 77، ببخشيد شما، پلاك 14، 90 شب، طنز 80، جايزه ي بزرگ، پاورچين و نقطه چين را كساني كه براي گريستن و خنديدن نگاه مي كردند، به خوبي ياد دارند. در هر كدام از اين مجموعه ها، شما ضمن اينكه سوژه يي براي ساعتي خنديدن مي يافتيد، ابتكاري جديد از كارگرداني مي ديديد كه سرش پر از ايده هاي بكر و جديد است و حجم دانش علمي در زمينه ي فيلمسازي به علاوه ي قدرت تخيلي كه كارهاي او را با ساير طنزهاي شبانه بسيار متفاوت مي ساخت حتي براي بسياري از آناني كه تاب و تحملش را نداشتند، رشك آور بود. كساني كه نه مي توانستند خود را به آن سطح از دانش و اطلاعات برسند كه محبوبيت و سواد علمي مهران مديري را كسب كنند و نه مي توانستند آرام بنشينند و موجي جديد از جريانهاي اجتماعي دست ساخته ي اين كارگردان سياستمدار را ببينند. كسي كه حتي بسياري از وقايع سياسي و اجتماعي روز را زيركانه تر و موشكافانه تر از بسياري تحليلگران و روزنامه نگاران، نقد و بررسي مي كند و با زبان بي زباني، وقايع تلخ و اتفاقات ناهنجار اجتماعي را به مسببان رخ دادن اين وقايع گوشزد مي كند و مي گويد كه بدانيد، كساني هستند كه بفهمند...
در هر كدام از برنامه هاي مهران مديري يك ابتكار جديد و بدعت تازه مي يابيد. ابتكاري كه نه از جايي كپي برداري شده و نه تقليد! در جايي، از تصاوير فلكسي بزرگ سياه و سفيد به عنوان دكوراسيون خانه و خيابان استفاده مي كند، در جايي ديگر امكان ارتباط تلفني با مخاطب را فراهم مي سازد و همانند برنامه هاي تركيبي، خود هم مجري گري مي كند، هم كارگرداني و هم بازيگري. در جايي ديگر مي بينيد كه سرزميني خيالي ترسيم و خلق مي كند با تمام اركان و بايدها و داشته هاي يك شهر، روستا و آبادي. با زباني خاص، گويشي جديد، آداب و رسومي ثابت و دست نخورده، فضاي جديد و حتي شهرسازي نو. مهران مديري از آن دست كارگرداناني نيست كه در ازاي دريافت مبالغي، دقيقه ي تعيين شده يي را پر كند و به اسم طنز به مردم تحميل نمايد.
نتيجه ي همه ي مقدمه چيني ها اين بود كه مهران مديري به عنوان بنيانگذار طنز نوين تلويزيوني در ايران، مخاطبان خاص خود را دارد و منهاي كل اين مخاطبان، قشر خاصي هستند كه طنز او را درك مي كنند. اما اين تنها مهران مديري نيست كه در ايران كار طنز مي كند. ما از سوي ديگر بايد به وضعيت برنامه هاي طنز در تلويزيون نيز نگاهي بيندازيم و از كنار هم قرار دادن داده هايي كه به دست مي آوريم، نتايجي بگيريم كه قاعدتا مفيد خواهند بود!
آنچه بايد مورد بحث قرار گيرد، اقبال عمومي نسبت به طنزهاي شبانه در كشور ماست كه از چند جنبه قابل تحليل به نظر مي رسد. نخست آنكه عدم تعدد شبكه ها و بالطبع برنامه ها و البته برنامه سازان تلويزيوني باعث مي شود كه مردم ما عادت كنند خود را به داشته ها و آنچه كه هست و پخش مي شود قانع كنند. طبيعتا از 5 شبكه ي تلويزيوني كه خط مشي ها و سياستهاي كاملا يكسويه و يكنواخت و مشخصي دارند و گاهي اوقات براي مخاطب كسل كننده هم مي شوند نمي توان در روز بيش از 130 ساعت برنامه ي تلويزيوني انتظار داشت. رقمي كه در كشورهاي همجوار ايران حتي به 1000 ساعت در روز مي رسد. در نتيجه قابليت جست و جو براي مخاطب وجود ندارد و بيننده ي ايراني عادت كرده خود را با رسانه وفق دهد و به آنچه كه پخش مي شود و هست قانع باشد حالي كه در فضاي رسانه يي رقابتي و حرفه يي، رسانه خود را موظف مي داند كه با خواسته ها و اميال مخاطب كاملا همگام و همراه باشد و اگر لحظه يي از قانون مخاطب محوري عدول كرد و يا حركتي انجام داد كه باب ميل و طبع مخاطب نباشد، با بي مهري، قهر و حتي تحريم مخاطب روبه رو شود. چرا كه وقتي شما 300 كانال تلويزيوني داريد كه روزانه 432000 دقيقه برنامه ي زنده و غيرزنده پخش كنند، آنقدر حق انتخاب داريد كه ديگر موظف نيستيد از ابتداي صبح تا آخرين ساعات شب با برنامه هاي يكنواخت و خسته كننده ي يك شبكه ي خاص سر كنيد كه مي توانيد حتي سناريوي تمامي فيلمهاي سينمايي و يا سريالهايش را حدس بزنيد و يا ترانه هايش را بارها و بارها شنيديد و مي دانيد كه باز هم خواهيد شنيد.
در نتيجه مهمترين دليلي كه باعث مي شود يك برنامه ي طنز تلويزيوني روتين كه از شبكه ي سوم سيما پخش مي شود، بدون هيچ چون و چرا و اما و اگري در بدترين حالت حداقل 30 الي 40 ميليون مخاطب مستقيم داشته باشد، همين است كه عدم وجود فضاي رسانه يي رقابتي و استاندارد حرفه يي باعث مي شود تا دست اندركاران رسانه بدون هيچ زحمتي از داشتن مخاطباني در گستره ي حداقل نيمي از خاك يك سرزمين، مطمئن باشند و حتي گاه در بهبود بخشيدن كار خود نيز نكوشند و سطح حرفه يي كارشان هر چند ده سال يكبار بهبود بيابد.
با پذيرش اين شرايط و با فرض بر استوار و يكسان ماندن آن براي همه ي برنامه سازان صدا و سيما، مي توانيم به راحتي از روند كارهاي طنز و كمدي ساخته شده براي تلويزيون استنباط كنيم كه مهران مديري، تنها كارگرداني است كه در برنامه هاي خود، بدون هيج به اصطلاح "بدآموزي" (واژه ي تركيبي از دو كلمه ي انگليسي و فارسي به همراه يائ مصدرساز كه هنوز از كشف معناي آن عاجز مانده ايم!) و توهيني كه مستقيما شخصيتها را زير سوال ببرد يا وجهه ها را لكه دار كند، با هوشمندي و درايت خاصي ضمن اينكه مي تواند ساعتها مخاطب را بخنداند (اين خنداندن با لودگي و دلقك بازي براي آوردن ذره يي لبخند به گوشه ي لبان مخاطب مقداري تفاوت دارد!) به او مي آموزد كه با ريزبيني و تيزبيني بيشتري اطراف خود را بنگرد كه اتفاقات مهمي در حال تكوين است.
بسياري از كارگردانان هستند كه نمونه هاي طنز آنان را در چندماه اخير نيز بسيار ديديم و سعي مي كنند با آموزش انواع فنون شعبده بازي و تردستي و آكروبات و طناب كشي به بازيگران خود و صرف هزاران كالري انرژي و پريدن از روي آتش و يا وارد شدن به دهان شير، حركاتي انجام دهند كه البته نمونه ي آن را در سه گانه هاي ژيمناستيك المپيك نيز بسيار مي بينيم و با اين روش، اميد دارند كه ثانيه يي لبخند به گوشه ي لبان مخاطب احتمالي بنشانند. اما مهران مديري براي خنداندن، خيلي خود را به دردسر نمي اندازد. تك تك ديالوگها، گفت وگوها، جملات بكر و نغزي كه به كار مي برد و حتي ژستها و فيگورهاي او، سوژه يي است براي خنديدن و تعمق كردن... اين را كساني كه حتي بين طنز و كمدي فرق قايل مي شوند بهتر مي دانند كه مهران مديري در طنز ايران تكرار نخواهد شد چرا كه او همانند همكيشان خود، قاعده ي مشخصي نبود. او يك استثنا بود و استثناها در خيل عظيم قواعد بسياري مواقع مورد بي مهري قرار مي گيرند.
اوج شكوفايي هنر مهران مديري در مجموعه ي فوق العاده ي شبهاي برره است كه همانند آن تا به حال ساخته نشده است. اين مجموعه كساني را آزار مي دهد كه مي بينند دستشان چگونه رو مي شود و اين فقط خود نيستند كه فوت و فنهاي دغل كاري و ريا را ياد مي دهند، بلكه چشمان تيزبيني يافت مي شوند كه رد هر تخلفي از قوانين نانوشته ي انساني را نيز به خوبي مي گيرند. كساني به شبهاي برره انتقاد مي كنند و سريعا خواستار تعطيلي آن مي شوند كه به نظر مي رسد از خشكه حساب كردن، دو به هم زني، زيرميزي و پولهاي بدون گوشه زياد بدشان نمي آيد!