1- سال نو ترسایی نیز فرارسید و من از پس دشواریهایی که در سرهنویسی بر من روی آورده، پیمان خود نخواهم شکست و همچنان این جنبش را تا برنهش آن به عنوان چنب (سنت) و روش خود ادامه میدهم تا به فرنام مانداکی (میراث) به آیندگان برسانم. هرچند که این در کار من گسل و شکستگی آورد و آهنگ ارایهی گسیلهای (پست) این تارنگاشت را فزون سازد.
به هنگام کردن (آپدیت) این تارنگاشت با چنین برنهادههایی که بر خود دفترینه کردم، اندکی سخت است لیک همهی کوشش و تلاش خود را کارساز میکنم تا این چنین شود و در واژگان و سخنانم، نشانی از واکها و واتهای تازی در میان نباشد.
از سویدای جان، به هممیهنان جان، کلیمیها و آشوریها و یهودیان و مسیحیان، شادباش میگویم و برایشان سالی پر از سربلندی، فرخندهدلی، مینوی، فرانمون، گشایش و اپستام (اعتماد) آرزو میکنم.
به درگاه پروردگار بزرگ، این نیایش را میکنم که سالی پر از آرامش، دوستی، سازش و آشتی در میان باشد و 2008 که همراه خواهد بود با برگزاری "المپیک"، نمادی از این آوردگاه جهانی برای آرش دوستی و سازگاری و هماوردی راستین باشد.
کریسمس خنشانی داشته باشید!
2- به زودی گفتوگویی سامان خواهم داد با خبرگزاری ارجمند ایسنا و از ناگفتههای پکندهی گوگلی (بمب گوگلی) در ابراز خشم به پاک شدن نام کشورمان از فهرست کشورهای تارنگاشت "یاهو" خواهم گفت و اندرکنشی که با یاران در این راستا داشتم. از آغاز تا انجام و سرگذشت این فرآیند بازگو خواهم کرد. فرآیندی که به درازای دو ماه و کمی بیشتر، از من توان گرفت و تسوک فراوان مگر آنکه به آن خو کردم و اندک اندک، انجمن نیز مهست (اهمیت) آن را دریافت و مرا یاری داد و هماکنون بیش از صدهزار تارنگاشت در سرتاسر گیتی، از آن سخن به میان آوردهاند. هرچند که مرا در این راه، همیستاران (مخالفان) فراوان بود، لیک آموختم تا با نهایستیدن (تایید نکردن) آنان به راه ادامه دهم.
نیما اکبرپور در واپسین انگارهی خود، از نادانی و کمبینی کودکان یاهونشین پرده برداشته و از آنچه برمیآید، به همایهی ما پیوسته و مرا سپاسگزار خویش ساخته. بیشنی نگریستنی و نغز فراهم آورده از آنچه که میتوانید در پرخاش (اعتراض) به نامردمی یاهوگران به فرجام رسانید.
شمارگان و هیکل یک میلیون نفری بازدیدکنندگان و همآیگان "سلام یاهو" آنگونه مینمایاند که ما به فردید خود رسیدیم و نیکنامی ایران را بار دیگر در یادها آوردیم...

3- چند روز پیشین، جشن "غدیر"، جشن جانشینی و بزرگواری و بخشایش را پشت سر نهادیم و در آن همهی آزادگان و فرخپیان عالم هنباز داشتند. جشنی که در آن، محمد(ص)، آموزگار کیشمرد و ایرمان(روحانی) به فرمان خداوندگار دو جهان، ایلیای علی، همان پهلوان تکرارناشدنی را راهبر اینجهان به سوی سرای ابدی برگزید تا ما بندگان پرگناه و پرافسوس، او را دستآویزی سازیم برای یافتن رستگاری و روامداری و آرامش...
ما نیز به آیین فرخندهی بازماندگان نسل آن ابرمرد سترگ که گویند "سادات" از همان تیره و نژادند، شادباشی پیشکش نزدیکان و یاران و خویشان کردیم و هرچند من با اندکی سپسی و دیرکرد که پوزش آن را در همینجا از شما میخواهم، شاباش خود را روانه میکنیم و امید آن داریم که در انگاشت و پندار خود، با آنکه چونان ارزیدنی نیست، بپذیرید.