تبليغاتX
ايمان امروز
زندگی در صافی فضایی!

اعتماد - سید ایمان ضیابری: سياهچاله هاي آشناي کهکشاني همچنان مي توانند باعث ايجاد بهت و حيرت براي فيزيکدانان نظريه پرداز شوند. يک سياهچاله مي تواند زماني که يک ستاره بزرگ سوختن را تمام مي کند و مي ميرد، تشکيل شود. هسته آن بر اثر گرانش فراوان خود، در خود فرو مي ريزد (رمبش مي کند). اگر جسم به لحاظ شکل کروي باشد، آنگاه همه مواد به سمت مرکز هندسي هسته ريزش مي کنند، در نتيجه مقدار فضاي چگالي و ميدان گرانش به سمت بي نهايت ميل خواهد کرد. در نتيجه جاذبه، خود را به عنوان واپيچش هندسه فضا-زمان نشان مي دهد و ميزان خميدگي و واپيچش اين دو بعد يعني زمان و مکان، به بي نهايت ميل خواهد کرد و براي فضا-زمان يا هر دو آنها، يک خط مرزي خواهد ساخت. رياضيدان ها اين پديده را «تکينگي» مي نامند.
هيچ کس نمي داند که اين «تکينگي» ها از چه چيزي ساخته مي شود. آيا فضا-زمان همانجا به پايان خواهد رسيد يا اين «تکينگي» ها تنها نشان دهنده نقض شدن نظريه هاي ما هستند؟ اگر فضا-زمان مرز و حدودي داشته باشد، آنگاه پيش بيني کردن اينکه وراي آن چيست، دشوار است. از آنجايي که پيش بيني و موجبيت، پايه همه تصاوير علمي و منطقي از جهان حاضر را تشکيل مي دهد، «تکينگي» ها نشان دهنده مرزهايي است که علم نمي تواند پا را از آن فراتر بگذارد.
وقتي که يک سياهچاله پوشيده شده است، ديگر تهديدآميز نيست. در سال 1967 «راجر پنروز» فرضيه «سانسور فضايي» را مطرح کرد. در اين فرضيه، اعتقاد بر اين بود که همه «تکينگي» هاي ايجاد شده بر اساس رمبش گرانشي به طرز شايسته يي توسط سياهچاله هايي پوشيده مي شوند و در نتيجه براي ما غيرقابل مشاهده هستند. راه حل هاي ديگر نظير وجود «تکينگي» هاي عريان (که باعث مي شود وقوع رويدادهايي بدون هيچ دليل عقلي شوند) نيز پذيرفتني نيست.

ادامه را اینجا بخوانید

|+| نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب علم و دانش  |