تبليغاتX
ايمان امروز
حذفیات بچه‌های قلم!!

در مورد سایت بچه‌های قلم باید زودتر از اینها می‌نوشتم. سایتی که مدیریت آن را مهدی نیکخواه لیسانسیه‌ی روابط بین‌الملل و دوست عزیزم بر عهده دارد و روز به روز بر افتخارات و موفقیتهایش افزوده می‌شود. از جمله‌ی آنها، حضور این سایت با غرفه‌ی مخصوص در نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم است که برای یک سایت خصوصی بدون بهره از حمایتهای دولتی و اسپانسرهای قدرتمند مالی، بسیار ارزشمند محسوب می‌شود. سایت ساده و بی‌ادعایی است و تا جایی که من دیده‌ام، از پیشنهاد همکاریهای فرهنگی و هنری حمایت می‌کند.

بچه‌های قلم در جهت ترویج شعار "دین، نماد صلح" فعالیت می‌کند و از همین رو می‌توان کارش را قابل ستایش و ستودنی دانست چرا که با دست خالی (حداقل تا جایی که من می‌دانم، یک دفتر ساده هم برای ملاقاتها و دیدارها با اشخاص و اهالی هیات تحریره یا مدیریت فنی و طراحی سایت هم ندارد) سعی می‌کند ارزشهایی را ترویج کند که امروزه در هیاهوی رسانه‌های پررنگ و لعاب "یانکی‌"ها، کمتر به چشم جوانها می‌آید. مهدی خودش هم یک جوان است. اینکه او چه طور خودش به باورهایی عمیق در رابطه با دفاع مقدس، انقلاب، مهدویت و... رسید را باید از خودش پرسید و از خدا خواست تا این صافی دل را به همه‌مان بدهد. این چند سطر ناقابل، هدیه‌ی تولدی بود که وظیفه داشتم به مناسبت 26 سالگی مهدی تقدیمش کنم.

البته یک بخش تعاملی و فعال خوب در سایت بچه‌های قلم هست که جدیداً آدرسی کوتاهتر هم ثبت کرده وجود دارد و پذیرای مقالات و دست‌نوشته‌های شما در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هست. (خوب آقا مهدی به عبارت سطری 10 هزار تومان، خدا بده برکت!!) 


امید محدث چند روزی است که دوباره شروع به نوشتن کرده و قهر با وبلاگستان را کنار گذاشته. مثل همیشه با انرژی، و به سبک همه‌ی اهالی حزبش یعنی مشارکت، منتقد و البته واقع بین است که این آخری را کمتر در میان هم‌حزبی‌هایش می‌بینم!! آشنایی من با امید از زمانی شروع شد که تصمیم گرفته بودم به مناسبتی برای خبرگزاری فناوری اطلاعات با او گفت‌وگویی انجام بدهم، اما امید که من را نمی‌شناخت، همه‌ی افتادگی و تواضع عالم را روی سر من خالی کرد و با پستی آتشین، از نیات پلید من پرده برداشت! که البته بعد از یک تماس تلفنی، تازه استارت رفاقتمان زده شد و ما فهمیدیم امید چه کسی است و او هم در مورد ما گوشی دستش آمد!

امید را دوست می‌دارم چرا که علاوه بر توانایی‌های قلمی و انرژی در کارهای اجرایی، یک رفیق ساده و بی‌آلایش است و هر وقت مزاحمش شدم، بدون هیچ ناز و ادایی کمکم کرد و وقتی کاری از دستش برمی‌آمد، دریغ نکرد.

تعطیل کردن موقتی وبلاگ قدیمی حذفیات توسط امید زیاد متعجبم نکرد چرا که تقریباً با این پز وبلاگنویسی مدرن آشنا هستم. بازگشتنش قابل پیش‌بینی بود اما همین غیاب کوتاه‌مدتش باعث شد تا بذر ایده‌یی جدید در مورد غربالگری وبلاگستان فارسی در ذهنم پاشیده شود.

این چند خط هم من‌باب تبریک به امید برای بازگشتش بود و اینکه بداند همواره کسانی هستند که دوستش بدارند و مشتاق کارهایش باشند. به این رییس‌جمهور بنده‌ی خدا هم که این روزها میلیونها وبلاگ و سایت در سراسر دنیا دارند به صورت همزمان می‌کوبندش، کمتر گیر بده! پوست و استخوان شده... (امید جان شما هم با همون قیمت توافق‌شده حساب کن)

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب وبلاگها و وبسایتها  |