بالاترین چیست؟
اگر میدانید بالاترین چیست، خواندن این چند خط را فاکتور بگیرید و به پاراگراف بعدی بروید. اما اگر نمیدانید، اندکی صبر کنید که سحر نزدیک است!
بالاترین یک سایت گروهی است. اعضای آن، افراد عادی مثل من و شما و افراد غیرعادی مثل از ما بهتران! هستند و سعی میکنند لینک سایتها و مطالب جالب و جالبانگیز و جالبانگیزناکی که میبینند و گاهی نمیبینند، برای استفاده و حظ بردن باقی اعضا در این لینکدونی بزرگ ارسال کنند! این سایت دو صفحهی اصلی دارد. صفحهی لینکهای تازه و صفحهی لینکهای داغ. لینکی که شما در همین لحظه ارسال کنید، وارد صفحهی لینکهای تازه میشود و اگر به اندازهی کافی از 6 تا 15 نفر رای بیاورد، به صفحهی لینکهای داغ میرود که روزی چند هزار نفر آن را میبینند و میخوانند و روی لینکهایش کلیک میکنند. اگر کسی پیدا شود و به یکی از چند دلیل خاص! به لینک شما رای منفی بدهد، لینک شما در آستانهی حذف شدن، نرفتن به صفحهی اول، حذف شدن از صفحهی اول و بسیاری خطرات دیگر قرار میگیرد!
آیا بالاترین، ارزش بحث کردن دارد؟
من هم مثل خیلی از شما معتقدم بالاترین به عنوان یک سایت اینترنتی مثل میلیونها سایت اینترنتی دیگر، فینفسه به دلیل دارا بودن چندهزار ویزیتور و کاربر، ارزش بحث کردن و اختصاص دادن یک پست چالشی حتی در وبلاگ را هم ندارد. اما دلیلی که باعث میشود خودم را مجاب کنم برای نوشتن در مورد بالاترین، این است که به سهم خودم ثابت کنم "زور، دیکتاتورمنشی، در اقلیت قرار دادن مخالفان و به راه انداختن" مافیای رسانهیی، نمیتواند واقعیتها را وارونه جلوه دهد. اینکه به سهم خودم ثابت کنم واقعیت همیشه آن چیزی نیست که در زرورق طلایی پیچیده و به ما ارایه میشود. اینکه فکر میکنم بالاترین با کاربران و مردم، "صادق، روراست و عادل" نیست...
دیکتاتوری چیست؟
وقتی شما قدرتی در اختیار داشته باشید (قدرت ادارهی یک کشور در قالب حکومت، دولت، وزارت، صدارت، مدیریت و...، قدرت ادارهی یک استان در قالب استاندار، فرماندار، شهردار، رییس شورای شهر و...، قدرت ادارهی یک سوپرمارکت در قالب سرمایهگذار، سهامدار، صاحب مغازه، شاگرد مغازه و... و حتی قدرت ادارهی یک سایت در قالب وبمستر، مدیر سایت، ادیتور سایت، بالایار سایت، مافیای سایت و داشمشتی سایت!) احتمالاً در صورت داشتن یا نداشتن ظرفیت، تا حدی به خودتان مغرور میشوید که فراموش میکنید این سرمایهی شما، مبدایی داشته و مقصدی هم خواهد داشت به این معنا که شما نه از ازل اینکاره بودید و نه تا ابد اینکاره باقی خواهید ماند.
وقتی این واقعیتها را فراموش کردید، سعی میکنید جولان بدهید، قدرت برانید، حکم کنید، دستور دهید و حال همه را بگیرید و نفسکش بطلبید و هر کسی که عشقتان کشید را با یک تلنگر، ناکاوت کنید.
مافیا چیست؟
اینکه چرا همهی ما با شنیدن نام مافیا به یاد کشور ایتالیا میافتم را دقیقاً نمیدانم، شاید باید از سیلویو برلوسکونـی پاسخ را پرسید. اما مافیا در واقع تشکیل گروههای زیرزمینی و گاهی روزمینی برای زد و بند، تبانی و به نتیجه رساندن یک هدف غالباً نامشروع و مطرود دارد. این هدف میخواهد قاچاق مواد مخدر باشد، میخواهد اشغال کردن رسانهها برای یکصدا فریاد زدن شعار زنده باد و مرده باد باشد، میخواد آدم جمع کردن برای رای آوردن یک لینک سوخته باشد!! خواه این لینک عاری از محتوا، عکس فلان هنرپیشهی درجهی چهارم ماداگاسکار باشد که از قضای روزگار، جایزهی مادربزرگ شایستهی کشورش را به دست آورده، خواه خبر فاش شدن اختلاس مالی مشاور معاون دستیار مدیرکل دفتر ارزشیابی آموزشی فلان حزب سیاسی برای زیر سوال بردن وجههی آن حزب...
بیعدالتی چیست؟
بحث را نمیخواهم آنقدر گسترده کنم که نهایتاً جمع کردن ابعادش برایم غیر ممکن باشد. در نتیجه مثالهای ساده میزنم. اگر به دو بخش قبلی صحبتم یعنی "دیکتاتوری" و "مافیا" توجه کرده باشید، ارتباط نزدیک و دقیقی بین زوایای مختلفش پیدا میشود:
1- من مدیر هستم و هر کاری دلم بخواهد میکنم، هر کسی بر خلاف میل من عمل کرد، محکوم به حذف است
2- من میخواهم لینک تصویر خودروی مورد علاقهی مادربزرگ شایستهی کشور موزامبیک را به صفحهی اول سایت "بچسبانم" چون آنطور که میگویند، این مادربزرگ، دختری دارد که نوهی چهارماههی اوست و میگویند اگر بزرگ شود، خیلی زیبا میشود! پس برای لذت بردن رفقا و دور هم بودن، این لینک حتماً باید به صفحهی اول برسد...
هدف فوق به دلیل اهرمهای قدرتی که در دست مدیر است، محقق میشود. لینک مدیر و دوستانش، همیشه با رایهای بالای 40 و 50 حتی اگر کماهمیتترینها و سوختهترینها هم باشند، به صدر میروند و قدر میبینند. فرض کنید به دلیل نیازی که برای شنیدن شدن صدایمان داریم، سکوت میکنیم در مقابل "دیکتاتوری" و "مافیا". اما بیعدالتی را نمیشود تحمل کرد. بیعدالتی یعنی چه؟
بیعدالتی یعنی اینکه همیشه پربازدیدکنندهترین، داغترین، دوستداشتنیترین و زیباترین لینکها، لینک سایتها و عکسهای غیراخلاقی هستند که در کنارشان نوشته شده به علاوهی هجده، به علاوهی بیست، به علاوهی چهل!
لینک خبرها و مقالاتی هستند که شخص اول و دوم مملکت در آن به بدترین شکل ممکن توهین میشوند. لینک کمیکاستریپهایی هستند که برای ترور یک شخصیت خاص طراحی شدند. لینک خبرهای "زرد" در مورد هنرپیشهها، ازدواجها، طلاقها، فیلمهای خصوصی، تصاویر عروسی و...
بیعدالتی یعنی اینکه اگر مدیر اراده کند، در عرض کمتر از یک دقیقه، لینک تازه ارسالشدهی مادربزرگ موازمبیکی، بیست رای میگیرد و به صفحهی اول میرود، یاران و سفارششدهها و سوگلیها هر کدام چهار شناسه دارند و همیشه برای خدمتگذاری حاضرند... اما... اما... اما...
بیعدالتی یعنی اینکه اگر لینکی از یک طرح گرافیکی زیبا در مورد ارتباط بنده با خداوند ارسال میکنی، اگر لینک یک دعای زیبا با ترجمهی فارسیاش را ارسال میکنی، اگر لینکی در انتقاد به سیاستهای آمریکا و اسراییل ارسال میکنی، اگر میخواهی بیاخلاقی و ابتذال را در اینترنت ترویج نکنی و پیوندهای مستهجن و ضدانسانی نفرستی، توسط روبات تقلبیاب، ثبت و ضبط میشوی و علیالحساب صدایت خفه میشود، تا بعداً حسابت را به شکل مبسوط رسیدگی کنند... باید 24 ساعت صبر کنی و تازه وقتی لینکت داغ شد، با یک رای منفی از "ایادی" و "نظرکردهها"، اوت میشوی سر جای اولش.
در اینگونه موارد آنقدر تبصره و ماده و قانون برای ساکت کردنت وجود دارد که کلاً عطای هرچه ترویج فرهنگ را به لقایش ببخشی! در موارد دیگر اما انگار هیچ کس مادهها و قوانین یادش نمیآید!
دیکتاتوری و مافیا را میشود دید و نادیده گرفت. اما بیعدالتی دردآور است. بیعدالتی را نمیشود نادیده گرفت. بیعدالتی یعنی حتی "دموکراسی" با همان ظاهر قشنگ و دلفریبش هم در محاق بیخبری و غفلت، آرام بگیرد و محو شود...
پینوشت: برای اثبات اینکه ادعاهای مطرحشدهام در این پست حقیقت دارد، باید بدانید که شناسهی امید محدث، حامد احسانبخش، غلامعلی مجاهد و خودم به دلیل دادن رای مثبت به این پست، از جامعهی دموکراتیک بالاترین حذف شدند!