
سلام خدای عزیز
میدانی فرق تو با بقیهی آنهایی که اسم و رسم و سمت دارند چیست؟ اینکه اگر بندهیی اراده کند و برایت نامه بنویسد، نباید توی صف منتظر بماند تا حالا اگر فرجی شد، کارگزارانت، کارشناسانت، عواملت و مشاورانت، کرمی کنند و دو خط جواب بدهند که "با تشکر از شما، پیامتان دریافت شد. در صورت نیاز به پیگیری، با شما مکاتبه خواهیم کرد!".
سرت شلوغ نیست. خدای تک تک شش میلیارد نفر انسانی هستی که خلق کردی. قابل توصیف کردن نیستی. اگر در آن واحد، شش میلیارد نفر آدم صدایت کنند، به تکتکشان جواب میدهی، اجابتشان میکنی، صدایشان میزنی! نیاز نیست یکی توی صف منتظر بماند تا نوبتش برسد... همین بینهایتی و جاودانگیات که مرزهای زمان، مکان و عقل ناقص ما را شکسته دارد تسخیرم میکند.
راستش الان حال و هوای نوشتن یک درد دلنامهی درست و حسابی و مفصل در سرم نیست وگرنه مینوشتم از لحظاتی که با هر سجده، به شرمساری و خجالتمان بیشتر افزوده میشود. از اینکه بار سنگین گناهان همهی عمر ما را فراموش میکنی و اجازه میدهی از سر تعظیم و شکرگزاری در مقابلت فرود آوردن، لذت ببریم.
وگرنه مینوشتم که اگر راهی یادمان نمیدادی تا از بند تاریکی و سایههای جاده خاکی بیراهه و گمراهی، به آغوش گرمت پناه ببریم، باید منتظر مینشستیم تا شیطان وجود، بنشیند و قاه قاه به حماقت ما بخندد...
علیالحساب اگر قابل باشم، برایت چند خطی نوشتم تا یک خواهشی عرضه کنم. اینکه به حق زبان روزهی روزهداران واقعیات، به حق پاکی شبهای سحرت، به حق اشتیاق لحظههای افطارت، کالبدمان را در همینروزها از وجود شیطان تهی کنی، بیرونش بکشی، بگذاری لرزهی اندامش را در لحظات تحقیر و سستی نگاه کنیم، بگذار کمک کنیم تا "شکوه عطر نرگس" دوباره به جمعههای خسته جان بدهد.
خدای من، میدانی که خستهام. تازهام کن...
بندهی تو