
همانطور که به وضوح میبینیم، هر روز بر تعداد خبرگزاریهای رسمی، روزنامهها و سایتها و شبکههای اطلاعرسانی افزوده میشود کما اینکه بخشی از آنها هم به دلایل مختلف، از گردونه خارج میگردند اما اصل بر تکثرگرایی و افزایش تریبونهای آزاد فکری است. از همینرو، هر روزه حجم گستردهیی از اطلاعات و دادههای خام یا پرداختهشده توسط این کانالها، به دست مخاطبان میرسد که به هر رو بخشی از آنها خودشان تولیدکنندهی محتوا و وبلاگنویس هستند.
وبلاگها همانطور که یک رسانهی شخصی هستند، یک بنگاه سخنپراکنی نیز هستند که دایرهی نامحدودی از مخاطبان را پوشش میدهد. تعداد مخاطبان و خوانندگان وبلاگها میتواند با روی دادن یک واقعهی تازه در سطح بینالمللی یا یک جابهجایی سیاسی در داخل کشور و حتی یک اتفاق ورزشی، به طور کلی متحول شود و از یک سطح خاص، چندین برابر فراتر برود.
هرچند تعبیر درستی نیست اگر ادعا کنیم که روزنامهها و خبرگزاریها نیز برای همسو کردن افکار پراکندهی مخاطبان و علاقهمندان یا مخاطبان بالقوه و ناشناختهی خود، رو به وبلاگها و حلقههای وبلاگی میآورند و در این حوزه سرمایهگذاری میکنند، اما میتوانیم اینگونه تعبیر کنیم که وبلاگنویسان غالباً به صورت گروهی و سازماندهیشده برای تقویت یک جریان سیاسی، یا حمایت از چهرههای راس یا قاعدهی قدرت که نیاز به حمایت بیشتر دارند، اقبال خود را به این رسانهها یعنی خبرگزاریها و روزنامهها افزایش میدهند.
بسیار بدیهی است که از متوسطترین اقشار جامعه بدون هیچ تحصیلات آکادمیک یا تخصص فنی تا بالاترین سطح نخبگان و چهرههای ارزشمند فرهنگی و علمی، همگی در رابطه با موضوعات روز کشور اعم از حوزهی سیاست، فرهنگ، ورزش و اقتصاد، اظهار نظر میکنند و تحلیلهای خود را صحیح و عاقلانه میخوانند. این تحلیلها به عنوان نظرات شخصی اعضای یک جامعه قابل ارزش و احترام است. روش ارایه و انعکاس آن نیز تفاوتی نمیکند چرا که چه در افواه عمومی بیان شود و چه ابزار انتقال آن مدرن گردد و در قالب وبلاگ ارایه شود، هنوز خام و پردازشنشده است.
گفتوگوی کامل مائده موسوی خبرنگار ایسنا با من را اینجا بخوانید