سعی میکنم در آیندهی نزدیک، در رابطه با قانون حق مولف یا کپیرایت، مقاله یا گزارشی بنویسم. قانونی که در کشور ما مثل آب خوردن زیر پا گذاشته میشود و هیچ کسی هم عین خیالش نیست. البته قاعدهی بازی این است که معمولاً هرچه ادعا بیشتر، طبل توخالیتر!
در شمارهی ۳۱ یکی از ماهنامههای محلی هشتپر، مقالهیی که چندی پیش در سایت آفتاب منتشر کرده بودم با عنوان افتخارآمیز تالش از ایران جدا نمیشود ، متاسفانه بدون کسب تکلیف و گرفتن اجازه از نویسندهی مقاله، منتشر شده و به عنوان نامهی رسیده هم برایش جوابیه صادر شده.
ضمن اینکه اظهار تاسف میکنم از این حرکت غیرحرفهیی و غیراخلاقی، لازم میدانم که یادآوری کنم اینروزها بالغ بر سیصد و پنجاه و هشت!! شبنامه و روزنامه از اقصی نقاط دنیا به دستم رسیده و از من خواستهاند حرفم را پس بگیرم و بگویم که تالش از ایران جدا میشود وگرنه تیغ ما و رگ حلقوم شما!!
راستش این واقعیت که اظهرمنالشمس است و گندهلاتترین لاتهای این مملکت هم خیلی خاطر خودشان را بخواهند، نمیتوانند یک سانتیمتر از خاک این مملکت را جابهجا کنند و برای خودشان خط بکشند و سانتیمتر بگذارند و... مگراینکه چنین آرزویی را روی کاغذ یا حتی تخته سیاه در ابعاد وسیعتر محقق کنند و یا حداکثر در اینطور نقشههای رنگآمیزیشده و خوشرنگ و لعاب...
اگر هم خودشان نتوانستند، بدهند رفقای خارجی برایشان نقشه بکشند و اینطور بر ننگ و ذلت خودشان بیفزایند.
اما خوب، دیگر حتی یک دانشآموز کلاس پیشدبستانی!!! هم میداند که وضعیت تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور ما آنقدر هم اسفبار نشده و تقسیمات جغرافیایی و سیاسی هم خالهبازی نیست که هر گمگشتهی تهیوجودی از راه برسد و یک تکه از خاک مملکت را برای خودش بردارد. این بندهی خدا میخواهد ایرانینما باشد، میخواهد خارجکی باشد.
راستش رگ حلقوم ما آنقدر کلفت هست که با تیغ موکتبری که با گاوآهن هم خط نمیافتد! فقط خواستم گفته باشم که زیاد خودتان را زحمت ندهید. اگر زوری باقی مانده، برای جدا کردن تالش از ایران بزنید تا ما هم این گوشه بایستیم و یک مقدار اسباب تفریح و خندهمان فراهم بشود. یا علی!
پینوشت نامربوط: یادم رفته بود به مقالهی اخیرم در بیبیسی لینک بدهم. نقدی است بر عملکرد ضعیف این رسانه در خبررسانی راجع به پروفسور بهزاد