تبليغاتX
ايمان امروز
اخم در چنته‌ی گل آقا نیست

نوروز - سید ایمان ضیابری: وب فارسی این‌روزها مثل جامعه‌ی متبوعش، سست و خموده است. بخشی‌اش برمی‌گردد به گرمای آتش‌بار تابستان که در آن آدمها ترجیح می‌دهند بخوابند تا بیدار باشند و بخشی‌اش هم که مثل همیشه به اوضاع جامعه و در این میان کار و کاسبی منتقدان و اپوزیسیون‌های همیشگی به راه است. اگر تیم ملی فوتبال قهرمان آسیا می‌شد و هیچ کس هم یادش نبود که در صورت قهرمانی، به جام کنفدراسیون‌ها می‌رود تا در کنار بهترین تیمهای ملی فوتبال دنیا بازی کند، شابد به سهم خودش بر دل مردم مرهمی می‌شد اما نشد و حالا دیگر خبر خاصی هم نیست.
تمام سوژه‌های بحث و مجادله‌ی ما هم دارد یکی یکی گرفته می‌شود. شرق را که خودمان با سهل‌انگاری و بی‌تجربگی تعطیل کردیم، فرزاد حسنی مجری جنجالی و جوان‌پسند هم که تا اطلاع ثانوی به مرخصی استعلاجی رفته و از طرح امنیت اجتماعی هم خبر خاصی نیست تا حداقل چند روزی سکوت و بیشتر از آن، رکود را تجربه کنیم.
روز خبرنگار هم "خبر" خاصی برای نگاشتن نداشت. همگی افسرده و تسلیت‌گویان، و حتی 17 مرداد هم فرصتی نشد برای به لب آمدن لبخندی بی‌رمق و خسته...
این روزهای نسبتاً کسل‌کننده که در آن اثری از هیجان و اضطراب و انرژی مثبت و منفی نیست و سستی و انجمادش را وبلاگستان فارسی هم تجربه می‌کند، مرا یاد ماههای ابتدایی شروع به کار وبلاگهای فارسی می‌اندازد. روزهایی که در آن هر کسی به حدیث نفس خودش مشغول بود، یکی از عشق بی‌وفا می‌نوشت، دیگری از وصال عشق می‌نوشت و آن یکی هم در شرف وقوع عشق، از تردید در وفا یا بی‌وفایی احتمالی سخن می‌راند. بساط قلب و تیر و کمان و الهه‌ی عشق و وبلاگنویسی زرد حسابی رو به راه بود و وبلاگنویسهای سیاسی و اجتماعی غیر از عده‌یی معدود، مخاطبی نداشتند.

ادامه را اینجا بخوانید

|+| نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب هنري  |