تبليغاتX
ايمان امروز
مگه روزنامه ي جامعه ي مدني را نخوانده بيدي؟!
گفت: واگوام ديدي خان پايين برره كار خودش را كرده بيد؟ ها؟!
گفتم: چي چي مي گي بابا!! مثل انسان حرف بزن
گفت: واگويم تو طرفدار پايين برره بيدي يا بالا برره؟
گفتم: من نه طرفدار خان پايين هستم و نه خان بالا كه طرفدار عدالت ورزي هستم. اما هنوز برام مفهوم نيست كه چي ميگي!
گفت: اينو كه وشنيدي حتما نمايشگاه كتاب گيلان تموم وزيتي؟
گفتم: بله، به سلامتي به خوبي و خوشي تموم شد و استقبال مردم هم خوب بود
گفت: د اشتباه دروكني از خودت!! تقصير هم نوداري. احتمالا روزنامه ي جامعه ي مدني رو نخونده بيدي!!
گفتم: روزنامه جامعه ي مدني ديگه چيه؟
گفت: ووي گولندزج. در كل برره يك نشريه هست كه از جامعه ي مدني مي فهمه. همونو واگويم.
گفتم: آها فهميدم. حالا كه چي؟
گفت: اگه وخونده بيدي وفهميدي. هيچ ودونستي كه هم ناشران، هم مردم و هم مسوولين از نمايشگاه راضي نبيدن و آمار تلفات تصادفات جاده يي هم از خودش بالا رفتن در وكرده بيد؟ تازه هم كتابهايي كه آورده بيدن و طرز چيدمانجش بنجول و مسخره بيد و اصلا براي برگزاري نمايشگاه بايد از دست اندركاران روزنامه ي جامعه ي مدني از خودشون اجازه در مي كردن!
گفتم: آه! ماي فيوريتي... مثل اينكه توپت پره حسابي!
گفت: آي خدايا! واي خداايا، تو منو وكش! من نودونم اين پايين برره يي ها از كجاي بوركينافاسو دومادسرخونه آورده بيدن كه به تيپ ميگه توپ...
گفتم: حالا ولش كن. همون تيپ كه خودت مي گي. حالا چرا كليد كردي به نمايشگاه؟
گفت: ها!! اشكال از خودته ديگر مرگ موش. اگه از جامعه ي مدني چيزي حاليت وشد ديگر از اين خزعبلات نوگفتي. حساب كار دستت ويامد.
گفتم: نه بابا. ما با همون جامعه ي زدني بيشتر حال مي كنيم. همه ي نشريات رو هم فله يي با هم مي خونيم. ولي به هر حال اميدوارم نمايشگاه سال بعد بهتر بشه.
گفت: ووي گولندزج! حالا به افتخار نمايشگاه سال آينده، يك استكان آب نخود گازدار مهمان خودم... حالا هم برو رد كارت بمير!

Iman De Barareh

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب   |