تبليغاتX
ايمان امروز
بخوان، به نام "او"...

محمد (ص) پیامبر صلح و دوستی، به معنای واقعی کلمه "رحمه‌للعالمین" است. رحمتی که اگر او را بشناسند، به همان گلستانی می‌رسند که خونها و جانها بر سرش قربانی است...
وقتی پیامبر من به سادگی می‌فرماید "من از جهان شما، سه چیز را می‌پسندم. زن، عطر و نماز"، او اوج روشنگری دین خود را فریاد می‌زند. دینی که از یک جهان انتزاعی و خیالی تصورناشدنی سخن نمی‌گوید، دینی که هر کلام و دستورش، راهی دیگر به سمت سعادت در همین دنیاست... دینی که شادی، نشاط، سلامتی، قدرت و موفقیت در همین دنیای مادی و لمس‌شدنی در عین پاکی و سلامت نفس می‌خواهد. دینی که به زبان قاصر ما آدمها، "معامله" می‌کند: "تو گناه نکن، در عوض من به تو سلامتی می‌دهم، انرژی می‌دهم، پول می‌دهم...!"
روزانه به هزاران معامله‌ی پست و حقیر دنیایی تن درمی‌دهیم، ولی حاضر نمی‌شویم به معامله‌یی پای بنهیم که یک طرفش منبع لایزال فضل و برکت و امید و فیض است...
سال 610 هجری قمری، تاریخی بود که هیچ کافرنمای بی‌دینی هم نمی‌تواند عظمتش را منکر شود. تاریخی که پیامبر(ص) خواند، و بخشش و رحمت و مغفرت برای آدمیان شد... تاریخی که در آن، محمد امین به رسول خدا بدل گشت و این سرآغازی نو بر فهم بشر بود از آنچه که هرگز نمی‌توانست درک کند... "توحید"، "یگانگی"، "خلقت ناظم برتر"
ساعاتی قبل از اینکه دست به کار شوم و شروع کنم تا سطور مورد علاقه‌ام برای سالروز انگیزش "درک و انسانیت" را بنگارم، با سربازی آمریکایی صحبت می‌کردم. سربازی که اگر به یاد داشته باشید، حدود یک دهه‌ی پیش همراه با عده‌یی از یارانش به صورت غیرقانونی و غیررسمی با یک ناو هواپیمابر آمریکایی به سواحل خلیج فارس آمدند. سربازی که حالا "چوب اسکی" می‌سازد و پول درمی‌آورد...
از او در مورد دین پرسیدم. اینگونه پاسخم داد: "دین، جادوگری است، متعلق به آدمهای ضعیف و حقیر است... وقتی به من صفت مسیحی را اطلاق می‌کنند، احساس می‌کنم که توهین می‌شنوم. دین شما همان دین ملا محمد عمر و اسامه بن لادن است... در هیچ دینی، اثری از صلح و آرامش نمی‌توان یافت. ما فقط به دلار فکر می‌کنیم، و لذت. لذتی که شما زیر برقع و چادر سیاه پنهان می‌کنید."
می‌دانستم تفکری که ده سال پیش او را در عین بی‌رحمی به سواحل "خلیج" فارس کشاند، تفکر بی‌فکری و بی‌منطقی است. زیاد بحث را ادامه ندادم. فقط یک سوال از او پرسیدم که بعد هم دیگر جوابی نیامد و سکوت باقی ماند: "اگر همان خدای خیالی با پیامبران خیالی‌اش، اراده کنند تا تو دلار و لذت نداشته باشی، فکرش را کرده‌یی که به کجا خواهی رفت...؟"
مسلمانها، انسانها، آزاده‌ها. عیدتان مبارک، شاد باشید!

|+| نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه