تبليغاتX
ايمان امروز
زیبا بازی کردیم، زیبا بردیم

 

مهم نیست که رسول خطیبی رسماً یک ضدفوتبالیست است، مهم این نیست که رحمان رضایی فرقی با استاداسدی ندارد، مهم نیست که جواد کاظمیان می‌توانست پاس هم بدهد، مهم این نیست که ایرانی‌نماهای عرب تروریست در مصاحبه‌های تلویزیونی با جوانان ایران‌زمینشان هر طور خواستند صحبت کردند، مهم این نیست که توپ‌جمع‌کن‌های یکروزه کارشناس‌شده بگویند ما زیبا بازی نکردیم، مهم این نیست که طرف بدون سواد خواندن و نوشتن در عرض 3 ساعت بعد از بازی، به روزنامه‌نگار ورزشی تبدیل شده و در آوانگاردترین روزنامه‌ی روشنفکری، یادداشت می‌نویسد و اشتباهات بازیکنان را عفو می‌کند...

مهم این است که ما بردیم، مهم این است که اشک شوق از دیدگان میلیونها ایرانی جاری شد، مهم این است که بچه‌های ازخودگذشته و پاک تیم ملی تمام توان خود را گذاشتند تا ما برنده باشیم، مهم این است که دیگر استقلال و پیروزی و تراکتور و بلدوزر در جمع پاک و بی‌آلایش تیم ملی جایی ندارد، مهم این است که هیچ بازیکنی به حاشیه‌سازی و غوغاسالاری فکر نمی‌کند، مهم این است که رسول خطیبی حتی اگر یک لحظه به فکر هفتاد میلیون ایرانی نیست و در تک تک دقایق بازی اش به نام و شهرت خودش فکر می‌کند، یک ایرانی است و یک مهاجم و شماره‌ی 10 علی دایی را پوشیده و باید حمایت شود، باید روانکاوی شود و باید آموزش داده شود تا برای تیم بجنگد...

مهم این است که از اولین لحظه‌ی ورود کاظمیان به بازی، دعا می‌کردم تا به حق روح برادرش و برای شادی او و همه‌ی ما ایرانی‌ها، گل بزند و شادمان کند. مهم این است که فریدون زندی به حق واقعی و مسلم خودش رسید و در تیم ملی فیکس بازی کرد، مهم این است که حسن رودباریان به عنوان یکی از متشخص‌ترین فوتبالیستهای حقیقی ایران تمام تلاش خود را مصروف کرد که بیشتر گل نخوریم، مهم این است که حتی وقتی وحشیانه دندان کیا را شکستند، ایستاد و جوانمردانه بازی کرد، مهم این است که امیر قلعه‌نوعی می‌داند در هنگام پیروز شدن باید فروتنانه به درگاه چه کسی شکرگزاری کند و مهم این است که ما بردیم.

به حرف اعراب و تاتارهایی که در لباس ایرانی‌ها با موهای ژل‌زده و آستین‌های کوتاه شده و عینک آفتابی‌های برچشم گذاشته که همگی دیگر فوتبال‌شناس و همگی یکروزه "آدم" می‌شوند، اهمیت ندهید. اگر خوب بازی می‌کردیم و می‌باختیم همین‌ها بودند که گریبان خود می‌دریدند که ای هوار، نبردیم، ای هوار از تیم هشتصدم فیفا باختیم...

بچه‌ها هم آرامششان را حفظ کنند، جواد و حسین کعبی و هیچ کس دیگری از نیمکت‌نشینی ناراحت نباشد که الان دیگر وقت جراحی کردن زخمهای کهنه نیست. همه‌ی ما سربازان ایران آریایی هستیم و چه در مقام رییس جمهور و چه در مقام یک بازیکن ذخیره، باید به ایران فکر کنیم. مطمئن باشند که ما صبر و بردباری نیمکت‌نشینها و خط‌خورده‌ها را هم از یاد نمی‌بریم...

بچه‌های خوب و سپید تیم ملی. عاشقانه دعایتان می‌کنیم، عاشقانه به شما موج مثبت می‌دهیم و عاشقانه دوستتان داریم. قهرمانی حق شماست، سهم شماست و البته وظیفه‌ی شماست. ما هر روز و هر روز و هر روز دعایتان می‌کنیم، شما هم برایمان جام بیاورید.

زشت بازی کنید یا زیبا، حمله کنید یا دفاع، جماعت بوقلمون‌صفتی هستند که با هر بادی، مخالف می‌دوند. یا علی بگویید، عاشق باشید و مثل دیروز عاشقانه بازی کنید. زیبا بازی کردید، با جان و دل بازی کردید، دستمزدتان را هم گرفتید...

دستتان درست!

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ورزشي  |