سرمايه - سيد ايمان ضيابري: تعريف «اختلال اعتياد به اينترنت» هنوز هم دشوار به نظر ميرسد. تحقيقاتي كه تا امروز در اين مورد انجام شده و شايد ضعيفترين نوع تحقيق در مورد اعتياد به اينترنت باشد كه به وسيلهنظرسنجي و فرمهاي پرسش و آزمون به نتيجه رسيدهاند، هيچ نشانهدقيق و عقلاني از دلايل و عوامل بروز اعتياد اينترنتي را روشن نميكند. شايد نظرسنجي و پرسش از كساني كه نميتوانند اعتياد به اينترنت را ترك كنند، يك روش مجرب و داراي نقاط قوتي نيز باشد كه در مورد ساير اشكال قديمي اعتياد به مواد مخدر و... نتيجه داده است، اما در مورد اين اختلال جديد، نياز به روشها و گرايشهاي جديد نيز هست.
نخستين تحقيقات در اين مورد، با نظرسنجيها و كسب آمار به روش پيمايشي بنا گذاشته شد كه نميتوانستند روابط علت و معلولي بين رفتارهاي بروز كرده از بيماران معتاد به اينترنت و دليل اين رفتارها را كشف كنند. از آنجايي كه چنين نظرسنجيهايي نميتوانند مشخص كنند كه مردم در مورد خود و رفتارهايشان چه طور فكر ميكنند، در نتيجه نميتوانند به خوبي نتيجهگيريهايي را ترسيم كنند كه نشان ميدهد يك فنآوري مشخص مانند اينترنت، باعث بروز رفتارهاي ناهنجار فردي و اجتماعي شده است.
نتيجهگيريهاي انجام شده طي اين تحقيقات نيز به طور كلي منطقي و مستدل نيستند و بر اساس باورداشتهاي شخصي محققان ارايه شدهاست و براي اين سفسطهمنطقي نيز نامي توسط پژوهشگران در نظر گرفته شده است كه به آن «ناديده گرفتن اصل رايج» ميگويند. اين سفسطه، يكي از قديميترين استدلالهاي غلط و جنجالبرانگيز علم است و هنوز به عنوان يك اشتباه رايج در تحقيقات علمي شناخته ميشود.
آيا برخي از افراد با مشكل سپري كردن زمان بيش از حد معمول روي اينترنت مواجه هستند؟ مطمئناً اينطور است. بسياري از مردم همينطور با مشكل مطالعهافراطي، تماشاي تلويزيون بيش از حد، كار كردن بيش از حد، فعاليتهاي اجتماعي بيش از حد و گوشهگيري خانوادگي به شكل افراطي مواجه هستند، اما آيا ما با عناويني مثل «اعتياد به كتاب» يا «اعتياد به گوشهگيري» يا «اختلال اعتياد به كار» نيز مواجه هستيم كه در دستههاي زيرمجموعهء بيمايهاي روحي مانند شيزوفرني يا افسردگي قرار بگيرند كه در پاسخ بايد گفت كه اينگونه نيست.
به طور كلي بايد گفت يكي از علايق و خواستهاي متخصصان علوم روانپزشكي و پژوهشگران اين است كه دوست دارند هر چيز آسيبرسان با پتانسيل تخريبكننده را در دستهيكي از ناهنجاريهاي طبي و رواني دستهبندي كنند. متاسفانه اين قضيه بيش از كمك كردن به مردم، آنها را گمراه ميكند. راه به سوي كشف درست و دقيق علل ايجاد اعتياد اينترنتي پر از سفسطهها و مغلطههاي منطقي است كه مطمئنيم گمراهكننده هستند، اما نميشود با آنها مبارزه كرد.