از قرار معلوم، پست قبلي من احساسات بسياري از برادران و خواهران فمينيست را جريحهدار كرد و باعث خون شدن دل اين جماعت صلحطلب شد. هرچند من در سر تا پاي كامنتهاي اين دوستان براي پست قبلم گشتم، اثري از صلح و دوستي و آرامش نديدم. و هنوز برايم مبهم است كساني كه نميتوانند سادهترين منظور خودشان را بدون توهين و بيراه بگويند، چه طور اسم خودشان را ميگذارند طرفدار آزادي و برابري و...
ضمن اينكه مثل هميشه تاكيد ميكنم: من با كسي كه از هويت خودش فرار ميكند و حتي به جاي فيلد نام و نام خانوادگياش مينويسد: "گوجه فرنگي"، بحث نخواهم كرد! حتي اگر منطقيترين حرفها را بزند. آدم بهتر است اول با خودش روراست باشد، بعد بشود مارتين لوتر و مصلح جهاني!
اما، كلاً يك اصل واضح و روشن وجود دارد كه ميگويد اگر خودت را وارد فرقهيي كردي و يك صفت "ايسم"دار هم به خودت چسباندي، يعني از آدمهاي آزاده و مستقل واقعي جدا شدي. اين خيلي طبيعي است. اگر شما ليبراليست باشيد، طبيعتاً يك سري از اصولي را زير پا گذاشتهايد كه پلوراليسم نميپسندد و به همين ترتيب اگر فمينيست باشيد، ديگر نميتوانيد فرويديست باشيد و خلاصه وقتي اين صفتهاي "ايسم"دار به شما چسبيد، ديگر نميتوانيد جهانشمول باشيد. يعني محدود شدهايد.
به همين ترتيب، شما وقتي كه مسلمان هستيد، نميتوانيد ميخواره و هوسران و دزد و تروريست هم باشيد. آنهايي كه مكتب فكريشان تروريسم و طالباني است، ميخواهند از ظاهر مستحكم و قدرتمند اسلام استفاده كنند و مردم ما هم قدرت تحليل و فهم عمقي را طلاق دادهاند رفته پي كارش...
اما خوب، اسلام يك مكتب فراگير است كه همهي ابعاد زندگي آدم را در برميگيرد، حال كه مكتبي مثل فمينيسم، خيلي صاف و بدون رودربايستي، ميگويد اگر خانم خانه آشپزي كرد، مرد مقابلش يك جاني بالفطره است كه چنين اجازهيي را به او داده!! يعني مكتبي كه از يك ديدگاه افراطي و ناقص قضاياي مربوط به يك بعد از زندگي نصف انسانها (و نه تمام آنها) را نگاه ميكند.
نميخواهم زياد حاشيه بروم. به اين عكسي كه عليرغم ميلم گذاشتهام اينجا و دوست ندارم اشاعهي فحشا و انتشار محتواي خشونتآميز و شنيع از آن استنباط شود (كه راستش فقط ميخواستم به يك لينك ساده بسنده كنم تا به سهم خودم، فرهنگ تحجر، ترور و راديكاليسم را از ريشه بخشكانم و نشان بدهم كه چنين حركتي واقعاً بيمعني و بياهميت است، اما دلم طاقت نياورد...) نگاه كنيد. تصوير روي جلد يك احتمالاً مجلهي فالانژ منتسب به زنان آزاديخواه... حالا ديگر كافي است!
(همينجا داخل پرانتز، حالا كه گرم هستيد بگذاريد سوال كنم. اگر اين كار را مجلهي مردستان براي عكس دو خانم انجام ميداد و آنها را به چنين موجوداتي تشبيه ميكرد، فكر ميكنيد دوباره در ايران انقلاب نميكردند؟)
كلام بانوان محترمه!يي كه اين تصويرسازي غيراخلاقي و خارج از شان دستان طراح يك "انسان" انجام دادهاند، انتقاد به ازدواج موقت است كه يعني هوسراني صرف مرد و توجه به غرايز در پوشش دين.
بگذاريد بدون هيچ حاشيه و مقدمهباقي، رك و صريح بپرسم. مگر همين خانمهاي فمينيست، با اين استدلال كه روح و جسم هر زني در اختيار خود اوست و به همين استناد ميتواند به ميل خودش با هر مردي كه تمايل داشت بعد يا قبل از ازدواج رابطهي جنسي نامشروع و غيرقانوني داشته باشد، آزادي و بيبندوباري جنسي را ترويج نميكنند؟ شما تصور كنيد اسلام هم همين را ميگويد! و فقط برايش اسم گذاشته، يعني ازدواج موقت (كه اصلاً هم اينطور هم نيست). ولي شما فرض كنيد اين حرف را يك مكتب ديگر گفته و يك نام هم برايش درنظر گرفته. فرق اين دو كلام در چيست؟!!! چرا داريد آتش به جان خود ميزنيد از اين بابت؟
پينوشت: سيامك قاسمي، زيبا نوشته (عكس بزرگتر هم همانجا هست... جراتش را داريد، نگاه كنيد!)
پينوشت ۲: فعلاً سوال اساسيام كه به رنگ متمايز درآوردمش مثل هميشه بيپاسخ مانده. هنوز روشنفكرنماها، مشغول ايراد گرفتن از مثالهاي من در اين دو پست هستند راجع به فمينيسم... يك نفر آدم با دل و جرات بين شماها پيدا نميشود جواب سوال من را بدهد؟!!