1- من يك شرقي سرمايه دار هستم كه به همميهنم اعتماد دارم!
امتحانات نهايي از اول خرداد شروع ميشود و من دارم همزمان با آماده شدن براي امتحانات كه معدلش 15 درصد در كنكور موثر خواهد بود، دقيقاً هفتصد و سي و چهار كار ديگر هم انجام ميدهم كه در جملهي قصار و هنري شروع سخنم، چهار تاي آخري را نام بردم! فكر ميكنم كچل شده باشم از اين همه كار. حالا اصليهايش مانده! ديفرانسيل و انتگرال و جبر و احتمال و...
2- ديروز يكي از شادترين و پرانرژيترين روزهاي ورزشيام بود! نه اينكه ورزشكار باشم و موفقيتي كسب كرده باشم. اينكه بعد از مدتهاي مديد، يك موفقيت تمام و كمال ورزشي از ورزشكاران هموطنم را به چشم ديدم. شكست هادي ساعي در مقابل ورزشكار افغاني اصلاً برايم مهم نبود. وقتي ورزشكاري به عرصهي سياست پا ميگذارد، يعني دارد در لفافه ميگويد كه دوران قهرماني من به سر رسيده و بازنشسته شدم. ولي چند اتفاق خيلي زيبا و خدايي افتاد كه وقتي به ثمر رسيدند، هزاران بار خدايم را شكر كردم... كه دعاهايم را زمين نزد... كه روسفيدم كرد.
اول از همه، قهرماني دوبارهي تيم فوتسال ايران در آسيا بود كه ركورد گذاشت! فكر كنم با من همعقيده باشيد كه پيروز شدن بر تيمهاي ژاپني در هر ردهي سني و هر رشتهيي، باعث غرور و افتخار باشد... خدا را صدهزار مرتبه شكر. صدهزار مرتبه شكر و صدهزارمرتبه شكر...
اتفاق زيباي ديگر، راهيابي تيم بسكتبال صباباتري به فينال مسابقات باشگاههاي آسيا بعد از 26 سال بود. هميشه اتفاقاتي از اين دست در سطح ملي برايم ارزشمند و قابل توجه بودند. در 30 ثانيهي آخر بازي كه جانم داشت از لبم بيرون ميآمد، خلاصه با بازي باورنكردني صمد و آيدين نيكخواه بهرامي و گارث جوزف كه كف كردم وقتي فهميدم از NBA آمده و سابقهي بازي در "دنور ناگتز" و "واشنگتن ويزاردز" را دارد، اختلاف 10 امتياز، به صفر رسيد و آخر سر هم با 4 امتياز اختلاف پيروز شديم.
تازه جالبترش اين بود كه گابه مونيكهي نيجريهيي هم قبلاً در "نيواورلئانز هورنتز" و "هيوستون راكتز" بازي ميكرده و ما خبر نداشتيم. صباباتري عجب خريدهاي سالاري انجام داد...
واقعاً حيف بود اين بازيكنهاي سرحال و آماده كه مشخص است چه تمرينهاي سختي را پشت سر گذاشتهاند، بعد از اين همه برد پياپي و مداوم، يك شكست ناحق و نابه جا بخورند... اگر بازي را نديده باشيد، باور نميكنيد همه چيز معجزه بود. سه كوارتر اختلاف 10 امتيازي، در عرض سي ثانيه از اين رو به آن رو شد... خدايا شكرت!
3- نميدانم تا حالا لو داده بودم كه اهل چلسي هستم يا نه! ما يك كركري نسبتاً قديمي با حميدرضا علاقهبند عزيز داريم (كه بابت لطفش در مورد كتابم بايد يك روزي از شرمندگياش دربيايم) كه طرفدار منچستر يونايتد است! به خوشپوشترين ورزشكار حاضر در انگلستان، همگي غبطه ميخورند. چه قدر اين مرد، مغرور و دوستداشتني است! خوشبختانه در نبرد امسال هم ما برنده شديم. هم جام اتحاديه را برديم و هم جام حذفي. ليگ برتر هم بماند براي شماها كه دلتان نشكند!