
هيچ وقت فكر نميكردم كسي كه روزي برايش كامنت ميگذاشتم و ميگفتم كه ديگر مزاحمم نشود، بعد از يك دعواي مفصل و حسابي، به يكي از فابريكترين رفقاي وبلاگي و بعد هم غيروبلاگيام تبديل شود. فواد خاكنژاد، جوان ۲۱ سالهيي كه تا يكي دو هفتهي ديگر عازم خدمت سربازي ميشود و معلوم نيست تا چه مدتي از ديدنش محروم خواهيم بود...
اين روزنامهنگار خوشذوق، يكتنه و به تنهايي بناي جشنوارهيي را گذاشت كه در آن قرار است بهترين وبلاگنويسهاي مملكت جمع شوند. جشنوارهي "قورباغهي طلايي" كه ليست نهايي برندگان آن (منهاي كساني كه تقدير هم شدهاند) به ترتيب زير است:
بهترين فتوبلاگ: تختهسياه، نيما افشارنادري و مهران افشارنادري
بهترين وبلاگ با رويكرد فناوري اطلاعات: عصيان، نيما اكبرپور
بهترين وبلاگ با رويكرد ادبيات: كتابلاگ، حسين جاويد
بهترين وبلاگ با رويكرد سينما: سينما، خسرو نقيبي
بهترين وبلاگ با رويكرد سياسي: هنوز، علياصغر سيدآبادي
بهترين وبلاگ با رويكرد زنان: امشاسپندان، فرناز سيفي
بهترين وبلاگ با رويكرد اجتماعي: وارش، آسيه اميني
بهترين طراحي وبلاگ: برونكا، اكرم حصاركي
بهترين وبلاگ مينيمال: قصههاي عامهپسند
بهترين سايت فرهنگي هنري: هاديتونز، هادي حيدري
بهترين نشريههاي اينترنتي: زنستان و هزارتو
فواد در اين جشنواره كلي هم جايزهي ويژه داده كه فكر نميكنم جاي يادكردن از همهي آنها را داشته باشم ولي اگر ميخواهيد ليست كاملشان را ببينيد، فقط كافي است اين پست را بخوانيد كه بيانيهي نهايي جشنواره است.
جشنوارهيي كه با يك نفر شروع شد و حالا ديگر دارد براي خودش هيات داوران، كميته و دبيرخانهي دايمي و كلي اسپانسر پيدا ميكند، مطمئناً جشنوارهي موفقي خواهد بود. به فواد و همكارانش خسته نباشيد ميگويم. در ضمن چون پنجشنبه، فضاي كافه تيتر براي پذيرايي از همهي شما متاسفانه كافي نيست، بگذاريد بگويم كه مجري مراسم، بنده هستم!! و در نتيجه اگر تخم مرغ گنديده، گوجه و لبنيات ميآوريد، از همين امروز آماده كنيد و اگر هم كلاً منصرف شديد كه فبهالمراد!
سعي ميكنم گزارشهاي ويژه و تحليلي بعدي از برگزاري مراسم را به طور مفصل و مبسوط بنويسم و مخابره كنم، اگر از برندگان و تقديرشوندگان هستيد كه همديگر را ميبينيم، اگر هم نيستيد، دعا كنيد تا فواد و جوانهاي خوشذوق و سالمي مثل او كه امروز ديگر زياد نميشود راحت پيدايشان كرد، موفق شوند و پلههاي ترقي را همينطور يكي يكي بالا بروند. هرچند اين آخري يك مقدار شعاري و ضايع در آمد، ولي باور كنيد حرف دلم بود.
حيف كه نتوانستم كمك بيشتري براي برگزاري جشنواره به فواد بكنم، ولي اميدوارم هر چه كه هست، ششم ارديبهشت يعني يك روز مانده به سالروز تولدم، روز خاطرهانگيزي براي او و همهي مدعوين، برندگان و وبلاگستان فارسي باشد... غير از يك اجراي توپ و داغ، هيچ هديهي ديگري ندارم غير از قشنگترين آرزوهايي كه فكر كردن به آنها را بلدم...
تصوير ابتداي مطلب، ليست چند اسپانسر اصلي مراسم است كه كافهتيتر، گلآقا، جابلاگي و پندار هستند.