تبليغاتX
ايمان امروز
مژده بده...

خورشيد يكهزار و سيصد و هشتاد و شش شمسي هم از سمت پرشيا طلوع كرد و سالي جديد آغاز شد. امسال از تاريخي كه پيامبر اسلام مكه را به قصد مدينه‌ي خود ترك كرد، 505 هزار و 890 روز مي‌گذرد اما مبداء تاريخ و گذشته‌ي درخشان و پرافتخار من به عنوان يك ايراني آريايي، بيش از اينهاست. 7029 سال پس از نخستين باري كه به تقويم ميترايي، آريايي‌ها جشن سال نو را برپا كردند و سه هزار و هفتصد و چهل و پنجمين نوروز زرتشتي كه اهورامزدا به تماشايش نشسته است...

اميدوارم براي همه‌ي ايرانيهاي مسلمان و غيرمسلمان، كه يكتاپرستي و ايران‌دوستي در سراسر تاريخ سرلوحه‌ي حيات جاودانه‌ي معنوي‌شان بوده، سالي پر از نشاط، خاطره‌هاي شيرين، آرزوهاي تحقق‌يافته و خبرهاي خوش باشد...

چند باري آمدم اين چند خط را تايپ كنم اما به دلايل مختلف، كه يا بازي درآوردن اكانت اينترنت ما بود و يا تنبلي و رخوت ناشي از اين هواي سرمست‌كننده‌ي بهاري گيلان، نشد بفرستمشان. مي‌خواستم حالا كه سال تحويل شده و ما هم احوالمان را سپرديم دست به انقلاب‌درآورنده‌ي قلبها تا به بهترين شكلي كه خودش مي‌داند، تغيير و بهبود دهد، به يك عده‌ي خاص تبريك بگويم. يك عده‌ي خاص كه معمولاً يا كمتر ديده مي‌شوند يا راحت از يادشان مي‌بريم...

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به مادران ايراني كه دستهاي پينه‌بسته از خانه‌تكاني‌شان هزاران بار مقدس است

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به مادران ايراني كه در كنار هم‌بندي‌هاي سياسي‌شان، آن آلونكهاي تاريك و بي‌هوا را هم گردگيري مي‌كردند تا هواي بهار بيايد، شايد...

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به پدران ايراني كه شب عيد، پيش زن و بچه‌هايشان شرمنده نشدند چون نبودند تا كيسه‌هاي سنگين آجيل و ميوه و شيريني را حمل كنند... شيريني سال نو در كام آنها، هدفي است كه بابتش پيراهن خوني بالا مي‌گيرند...

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به سيصدهزار شهيد ايراني... سيصد هزار جوان پاكي كه امروز از ما نيز زنده‌تر، حاضرتر و هشيارترند. اشتباهات و خطاهايمان را به زميني‌ بودنمان مي‌بخشند و اگر قدم نيكي برداريم، درودشان را از ما دريغ نمي‌كنند

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به مردان نارنجي پوش شهرم كه اگر در چرخ دستي‌ها و گاري‌هايشان بگردند، كلي "سين" ارزشمند و "پاك" پيدا مي‌كنند تا هفت‌سيني بچينند ديدني...

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به روزنامه‌نگاران همكاري كه يك سال تمام نوشتند، فرياد زدند، عرق ريختند، بدوبيراه شنيدند، كتك خورند و تنبيه شدند تا "خبر" آنطور كه هست به دست ما برسد و آخر سر هم عيدي‌شان، "كتاب سال‌"هايي است كه خودشان درمي‌آوردند...

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به وبلاگنويسها و اهالي رسانه كه يك سال تمام زحمت كشيدند تا بهترين ابزار و روشها براي بهتر فهميدن، بهتر دانستن و درست درك كردن را يادمان بدهند...

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به نويسنده‌هايي كه يك سال تمام در صف گرفتن مجوز براي انتشار كتابشان منتظر ماندند و موفق نشدند. نمي‌گويم ناكام ماندند، چون چيني‌ها معتقدند سال خوك، سال آساني و تسهيل چاپ كتاب است!

-          نوروز را تبريك مي‌گويم به سيد حبيب، واكسي افغاني شهرم كه باوجدانتر، مسووليت‌پذيرتر و بااحساس‌تر از هر بومي ديگري، هر كفشي را نو مي‌كند، دوباره مي‌سازد و تازه مي‌كند...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 2 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  |