تبليغاتX
ايمان امروز
اين فيلي است كه دم هر دري مي‌خوابد!

اين روزها، بحث جذاب و دوست‌داشتني فيل-ترينگ، با شدت و حرارت خاصي در اقصي نقاط مردم، اهم... اهم... در اقصي نقاط كشورمان و با نظريه‌پردازي اقشار مختلف مردم پيگيري مي‌شود و هر كسي به فراحال آنچه كه مي‌خورد... ببخشيد...، به فراخور حال و روزي كه دارد، در اين زمينه نظريه‌ پرداخت مي‌كند.

تعريف فيل-ترينگ: فيل-ترينگ، يك فرآيند طبيعي و ژئولوژيك است كه در آن، موجودي كبيرالجثه اعم از فيل و ماموت و امثالهم، جلوي مانيتور كاربر مي‌نشيند و عدم دسترسي به سايت اينترنتي مورد نظر را سبب مي‌گردد.

سوال: فيل از كجا مي‌داند اينترنت چيست؟

جواب: وقتي در آن قرن دور، حضرت حافظ هم مي‌دانسته اي‌ميل و اينترنت چيست، مي‌خواهيد فيل نداند؟ فيل كه تازه امروز در باغ وحشهاي كنار خيابانها زندگي مي‌كند و با تحولات و پيشرفتهاي جديد هم كاملاً آشنا و مانوس است.

حالا براي جلوگيري از پرسش اين سوال كه حافظ از كجا در مورد شبكه‌هاي نوين ارتباطي قرن بيست‌ويكم مي‌دانسته و قص عليهذا، بگذاريد چند نمونه از تردستي‌هاي پيشگويانه‌اش در آن زمان كه به ما نشان مي‌دهد يك آدم عارف در عين خموشي و سر به مهري، چه قدر مي‌تواند دست نوسترآداموس را از پشت ببندد، برايتان باز بگوييم:

اگر ميل دل هر كس به جايي است

بود ميل دل من سوي فرخ!

اين بيت، به وضوح فراوان (در حد ال‌سي‌دي!) به ما از تنهايي و غربت حافظ در فضاي سايبر آن زمان مي‌گويد. حافظ معتقد است هر كسي در Address book خود، صدها آدرس ايميل دارد و به هركدامشان نامه مي‌زند ولي تنها contact ذخيره‌شده در ميل‌باكس حافظ، آدرس فرخ بوده كه در وقت تنهايي و دلگرفتگي، براي او نامه مي‌نوشته است...

ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم

جامه‌ي كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم

اوج ابتكار و مهارت حافظ در اين قسمت از غزل مطرح مي‌شود. جايي كه بحث ابتذال در وبلاگستان را هشتصد سال پيش از متبادر شدن به ذهن نخستين ضدابتذال، خواجه‌ي شيراز مطرح كرده است.

خواجه در اينجا فرموده كه در فضاي سايبر، قصد انتشار مطالب موهون، واهي و غيراخلاقي ندارد و حتي به مبتذل‌نويسان، ايميل هم نمي‌زند...

آخرين هنرنمايي شمس‌الدين هم جايي بوده كه بحث پورتال ملي را با صراحت تمام مطرح كرده و حتي كنسرسيوم 3w را در آن موقع به واكنش واداشته است:

سالها دل طلب جام جم از ما مي‌كرد

وآنچه خود داشت ز بيگانه تمنامي‌كرد

تنها اگر كمي در جريان اخبار روز باشيد، خواهيد دانست كه جام جم همان شبكه‌ي اينترنت ملي است و به دست متخصصان جوان خودماني طراحي شده است. زماني كه ما چنين جام جهان‌نماي بي‌بديلي داريم، چه نيازي به پايگاههاي تفرقه‌افكن و ظاله‌ي ياهو و امثالهم است؟

با تمام اين تفاسير، مي‌توانيد انتظار داشته باشيد فيل به عنوان حيوان نسل جوان، از اين قضايا بي‌خبر باشد؟

سوال: رابطه‌ي فيل با جلوگيري از ديدن برخي سايتهاي مورد نظر چيست؟

جواب: خيلي تابلو و مشخص! مطمئناً اگر چند ثانيه‌ي ديگر هم فكر مي‌كرديد، به جواب مي‌رسيديد. فيل، از لحاظ ابعاد (شامل قطر، قاعده، ارتفاع، عرض، طول، نصف‌النهار و عمودمنصف) يك حيوان جميع‌الجهات محسوب مي‌شود كه اگر جلوي مانيتور قرار بگيرد (حتي از آنهايي كه وسط خيابانها مي‌گذارند و هيچ وقت هم فرزاد حسني را نشان نمي‌دهد و صدايش هم خيلي پايين است و...) كل صفحه را مي‌پوشاند و هيچ منفذ و نقطه‌يي براي نفوذ عوامل استكباري باقي نمي‌گذارد.

حالا شما كدام موجود را با اين مشخصات سراغ داريد؟ اورانگوتان؟ خوب معلوم است به دليل انحراف بينايي و تنبلي چشم اورانگوتان، يكي از چشمهايش از ديگري خيلي كوچكتر است و از حفره‌ي كنار چشم موجود، مي‌شود قسمتهايي از صفحه‌ي نمايشگر را ديد!

موش را هم اگر در نظر بگيريد، چون از لحاظ هندسي، يك حيوان متقارن نيست، نمي‌تواند صفحه را به زيبايي پوشش دهد... پس همان فيل از بقيه بهتر است.

سوال: آيا فيل خود به خود براي تَرينگ سايتهاي اينترنتي و راساً وارد عمل مي‌شود؟

جواب: ديگر مشخص است كه به طور كلي خبرهاي روز را دنبال نمي‌كنيد. آيا مگر فقط داروي ضدسرماخوردگي و بمبهاي صلح‌آميز هستند! كه به دست جوانان صلح‌آميز ما توليد و روانه‌ي بازار مي‌شوند؟ نه خير! اشتباه نكنيد. هوش مصنوعي فيلي، فناوري جديدي است كه در جهت رفاه و آسايش كاربران اينترنت تا زماني كه هنوز ملي نشده است، به كار گرفته مي‌شود.

در اين روش، فيلهاي تعليم‌ديده، باهوش و چابكي كه دم در خانه‌ي هر كاربر اينترنتي مي‌خوابند و حتي جاي شترهاي قديم را هم گرفته‌اند، به محض اينكه بوهاي خاصي به مشامشان برسد، وارد عمل شده، خودشان را خيس مي‌كنند (البته زير آب گرم... فكر ديگري نكنيد لطفاً) و بعد از اينكه حسابي تر شدند، مي‌پرند جلوي مانيتور طرف و با ناز و محبت تمام مي‌پرسند: اي user كجا كجا؟ با ما اينجوري نباش...!

سوال: براي غيرممكن شدن دسترسي به برخي سايتها توسط فيلهاي عزيزي كه در اكثر ساعات شبانه‌روز به شكل خوابيده مشغول كشيك دادن هستند، دليل ويژه‌يي موجود هست؟

جواب: هرچند معلوم است به طور كلي اهل فكر، جست‌وجو و تحقيق نيستيد و همينطور سوالهاي يك‌وري و داغان مي‌پرسيد، ولي بگذاريد در چند سطر به شكل مكانيزه و فرمولاييزه! پاسخ بدهيمتان.

فيل-ترينگ، مشمول اين سايتها مي‌شود:

1-      سايتهاي خبري: وقتي كاربر به سايتهاي خبري دسترسي داشته باشد، با تعدد و تراكم و تكثر اخبار روبه‌رو مي‌شود و نمي‌داند از بين آن همه (يا احياناً اين همه) خبر، كدام را باور كند. كدام راست و كدام دروغ است؟! در نتيجه سردرگمي، سردرگيجه و سردر درد! مي‌گيرد... اينطوري مي‌شود كه مطبهاي پزشكي پر از آدم ميگرني و سردردي مي‌شوند، ترافيك بالا مي‌رود، مصرف سوخت افزايش پيدا مي‌كند...

2-      سايتهاي علمي: وقتي كاربر در سايتي علمي، به يك موضوع علمي بربخورد، حتماً وسوسه مي‌شود يك اختراع علمي بكند يا ابتكاري جديد بزند. اگر ابتكارش موفق شد، حتماً فرار مغزها مي‌كند و اگر هم شكست خورد، حتماً افسرده شده، خودكشي مي‌كند...

3-      سايتهاي هنري: اين سايتها مثل گالريهاي عكس، نقاشي و موسيقي را به طور كلي بايد به فيل ها داد تا ]............[ چرا كه همه مي‌دانيم چنين سايتهايي ]..............[ (واي... عجب حرفي زد...)

4-      سايتهاي خدمات اينترنتي: اگر آدمي در يكي از اين دست سايتها، براي خودش آدرس ايميل بسازد، آن وقت به رفيقش هم پيشنهاد مي‌كند كه ايميل بسازد و برايش ايميل بزند. آن كسي كه به او پيشنهاد شده هم به چهار نفر ديگر مي‌گويد و خلاصه اينطوري همه صاحب ايميل مي‌شوند. به نظر شما اين مدل فعاليت، يك مقدار شبيه گلدكوئست و ساير ظاله‌هاي هرمي نيست؟

5-      سايتهاي باقيمانده: باقي‌مانده در تمام دنيا به معناي آنچيزي است كه بايد دور ريخته شود. از باقي‌مانده‌هاي غذا و كاغذ و شيشه و پلاستيك گرفته تا باقي‌مانده‌ي تقسيمهاي اعشاري... اينها به چه دردي مي‌خورند؟ مگر غير از اين است كه بايد فاكتورشان گرفت و بي‌خيالشان شد؟

سوال: براي تر شدن فيل هاي دست‌آموز، دليل خاصي هست؟

جواب: به دليل پرت بودن بيش از حد اين سوال كه در مقايسه با سوالهاي قبلي ديگر واقعاً ضايع بود، دسترسي به پاسخ مورد نظر، علي‌الحساب بي‌خيال...

 

پي‌نوشت: مقاله‌ي انگليسي جديدم در سايت دانشگاه استوني بروك كمبريج راجع به فيلترينگ در ايران

|+| نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب طنز  |