تبليغاتX
ايمان امروز
بوي رجايي مي‌آيد، فردا...!

استراتژي سفر هيات دولت به استانهاي كشور بر اساس اولويت ميزان محروميت بود. حتماً شنيده‌ايد كه مي‌گويند گيلان استان آخر است. استاني كه حتي مي‌گويند از سيستان و بلوچستان هم محرومتر است (نه فقيرتر. و قاعدتاً بين اينها تفاوت از زمين تا آسمان به چشم مي‌خورد)
فرودگاه "بين‌المللي" رشت، فردا آخرين مقصد سفرهاي استاني محمود احمدي‌نژاد، دكتراي ترافيك و اعضاي هيات دولت او خواهد بود تا گيلان حتي در سفرهاي استاني رييس جمهور هم استان آخر باشد. بعد از استانهاي محرومي مثل اصفهان، خراسان رضوي، همدان و فارس! كه الحق و والانصاف، انتهاي فقر و محروميتند...
تا جايي كه من يادم مانده، وقتي سردار سازندگي به گيلان آمده بود، صدا و سيما شعري پخش مي‌كرد كه در آن به گيلكي مي‌خواندند: "تي پا قدم گيلكانَ بسازه..." و معني‌اش هم مشخص است كه يعني اي‌كاش پاقدمت براي گيلكان، آمد داشته باشد!
سردار اصلاحات كه آمده بود، شعر رمانتيك‌تري خواندند كه تقريباً خالي از مفاهيم سياسي يا اقتصادي بود: "خاتميِ قهرمان، خوش بامومي به گيلان!"
اما حالا اين شعر جديد را كه گوش مي‌كردم و هيچ جايش را هم حفظ نشدم، از انرژي هسته‌يي و قيمت گوجه و املت نيمرو به عنوان غذاي اشرافي و البته سهام عدالت و بازار بورس هم خوانده بودند.
حس خاصي ندارم. حالا كه نه از حساب ذخيره‌ي ارزي چيزي مانده و بودجه و متمم‌هايش هم بسته شدند و اهالي كميسيون تلفيق به پيشواز تعطيلات رفته‌اند، هيات دولت گيلان را انتخاب كرده تا احتمالاً در سوييت‌هاي مخصوص زيباكنار و چابسكر فقط چند روزي استراحت پايان سال داشته باشد و برود...
تازه اگر اين جيب‌ها پرپول مي‌ماندند
امسال چايكاران لاهيجاني چايشان را انگار با تفاوت قيمت زيادي نسبت به پارسال فروختند و كلي ضرر كردند حالا خسارت برف و باقي عوامل طبيعي و غيرطبيعي به كنار!، زيتون‌داران رودبار هم كه اسير كرم‌هاي زيتون‌خوار شدند و كار و كاسبي‌شان باطل شد. ابريشم‌داران و نوغانكاران انزلي هم به همچين دردهايي دچار گشتند. سروصداهاي مربوط به كارخانه‌ي الكتريك را هم كه احتمالاً شنيديد...
مي‌گويند آقاي رييس جمهور اينقدر دير آمد تا شايد از درختي به درخت ديگر، فرج حاصل شود و اين مشكلات حل گردد، باشد كه مردم وقت و حوصله‌ي استقبال مردمي را داشته باشند.
يكي نيست به اين رييس‌جمهور ساده و خوش‌خيال بگويد بنده‌ي خدا، استاني كه تك تك كوچه‌ها و پس‌كوچه‌هاي مركزش را براي جمع‌آوري فاضلابهاي كشنده و خطرناك خانگي و بيمارستاني (كه مستقيماً به سمت زرجوب - لينك ۲ - لينك ۳، آلوده‌ترين رودخانه‌ي جهان سرازير مي‌شوند) با بلدوزر و برف‌خور و "باب‌كت" دارند كنده‌كاري مي‌كنند، چه فرجي است...؟

|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  |