تبليغاتX
ايمان امروز
تقسيم‌بنديهاي جديد در وبلاگستان!
ضيابري، وبلاگ‌نويس:
افراد پس از تجربه‌ي وبلاگ نويسي يك جايگاه كاملاً مجازي به دست مي‌آورند

سرويس: نگاهي به وبلاگ‌ها
1385/11/03
01-23-2007
12:48:32
8511-00911: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: نگاهي به وبلاگ‌ها

به اعتقاد يك وبلاگ‌نويس، وبلاگ نويسي به خودي خود نمي‌تواند سبب ايجاد تفاوت‌هاي فردي و اجتماعي در اشخاص شود، مگر اينكه وبلاگ نويس، خود آن را درك كند، از آن لذت ببرد و به تقليل يا گسترده‌تر شدن دامنه‌هايش كمك كند.

كوروش ضيابري نويسنده وبلاگ "ايمان امروز" در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: «جايگاهي كه افراد بعد از تجربه كردن يك دوره‌ي نسبتاً طولاني وبلاگ‌نويسي به دست مي‌آورند، يك جايگاه كاملاً مجازي فارغ از سيگنال‌ها و صفر و يك‌ها ست.»

وي همچنين گفت: «ممكن است بلاگري هدف خود را از وبلاگ نويسي، كسب شهرت در اجتماع و البته محيط مجازي قرار داده باشد، اما با توجه به محدود بودن اختياراتي كه در كسب مخاطب به عنوان يك شخصيت حقيقي وجود دارد، نمي‌توان انتظار داشت چنين هدفي در كوتاه‌مدت به دست آيد، چرا كه در بدو امر به عنوان يك بلاگر ساده كه بدون صرف هزينه‌هاي خاصي شروع به اين كار كرده، امكانات تبليغاتي نه آنقدر گسترده است كه سيل مخاطبان را به سمت وبلاگ هدايت كند و نه آنقدرفرد شناخته شده اي است كه هر دعوت او با هزاران پاسخ رو به رو شود.»

وي در عين حال گفت: «اگر هدف كسب اعتبار و هويت اجتماعي و در بين خرده‌ اجتماع‌هاي مجازي مثل مجموعه‌ي وبلاگ نويس‌هاي علمي و يا وبلاگ‌نويس‌هاي روزنامه‌نگار و... تعريف شده باشد، ممارست و صرف وقت و انرژي بسيار زياد مي‌تواند چاره‌ساز باشد، هرچند، به همان مقدار كه وبلاگ‌نويسي گسترش و عموميت پيدا مي‌كند، ابعاد جامعه‌شناختي آن هم گسترش پيدا مي‌كند.»

ضيابري اظهار داشت: «چند سال پيش كه تعداد وبلاگ هاي فارسي شايد يك دهم تعداد وبلاگ‌هاي امروز بود، در بين خانواده‌ها، مسوولان و متعلقان به نسل‌هاي گذشته، اين كار، زيرزميني، غيرقانوني، خلاف عرف و حتي يك تابو محسوب مي‌شد كه كمتر مي‌شد در مورد آن صحبت كرد يا جزيياتش را شرح داد. به همين نسبت، در ميان جوان‌ها و اهالي كامپيوتر يا ادبيات، دارنده و صاحب يك وبلاگ كه وقت آزاد نسبتاً زياد و همين طور امكاناتي براي به روز كردن مداوم يك وبلاگ را در اختيار داشت، يك چهره‌ي برجسته شناخته مي‌شد.»

وي افزود: «با گذشت زمان، هرچند تابو بودن وبلاگ و وبلاگ نويسي شكسته شد و امروز تعداد قابل توجهي از مسوولان رده‌بالاي مملكتي، نمايندگان مجلس و شوراهاي اسلامي شهر و روستا، روحانيون و طلاب حوزه در كنار اهالي نسل هاي قديم در دسته‌هاي گوناگون اعم از استادان قديمي دانشگاه، روزنامه‌نگاران، نويسندگان و هنرمندان شروع به وبلاگ نويسي كردند، اما آن تازگي و جذابيت وبلاگ نويسي نيز به تدريج از بين رفت و تقريباً وبلاگ نويسي در سال 2007 براي ايرانيان، به همان عادت و رواجي تبديل شده است.»

پي‌نوشت: چند روزي بود در نظر داشتم درباره‌ي دو دوست عزيزي كه تازگي‌ها به خانواده‌ي بزرگ وبلاگنويسان اضافه شدند، بنويسم. همكلاسي‌هايي كه از دوره‌ي راهنمايي با هم بوديم و حالا هم آنها تجربي مي‌خوانند و ما رياضي.
بر اساس حروف الفبا جلو مي‌رويم! احمدرضا توسلي، يكي از شاگرد اولهاي هميشگي مدرسه كه هرچند اگر آرزوها و اهدافش را گوشه‌ي سمت چپ وبلاگش بخوانيد، فكر مي‌كنيد دست‌نايافتني و عجيب هستند اما تلاش و پشتكار عجيب او، همه را مجاب كرده تا باور كنند او به راحتي مي‌تواند يكي از كساني باشد كه امروز جايگاه امثال پرفسور سميعي و پرفسور رضاست.
نام احمدرضا را به خاطر بسپاريد تا اگر چند سال بعد خبر يك كار بزرگ و خارق‌العاده از او را شنيديد، زياد تعجب نكنيد.
و دوست ديگري كه معدل بيستش در سال سوم رشته‌ي تجربي، كف همه‌ي ما را بريده است. محمدرضا  كديور كه پدري مخترع دارد و با پشتكاري كه در تحصيل از او سراغ دارم، مطمئنم آرزوي او نيز در تبديل شدن به يك جراح قلب بين‌المللي به راحتي تحقق پيدا مي‌كند.
محمدرضا در وبلاگش، از مفاخر ايران و جهان مي‌نويسد و دير نيست آن روزي كه نام او نيز در همين ليستها و به عنوان يكي از اسطوره‌هاي علمي مملكت بدرخشد. نام محمدرضا را نيز به خاطر بسپاريد، كه روزي او نيز از ستارگان آسمان علم مملكت خواهد بود.
اين دوستان به همراه دوست پيشكسوت‌تري كه اديب است و اهل ذوق و دست به قلم، يعني محمدرضا رهبر، رفقايي هستند كه نمي‌شود از دستشان داد و فراموششان كرد...

|+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب مصاحبه‌ها  |