
كارگزاران - سيد ايمان ضيابري : سابقه استفاده جدی از اینترنت میان کاربران ایرانی، شاید به کمتر از 10 سال پیش برگردد و همین بی تجربگی و کم تجربگی در بهره گیری از اینترنت به عنوان یک شبکه جهانی و رسانه ای که صوت، تصویر، متن و... را به همراه هم و یکجا دارد باعث شده نگرانی ها و حساسیت ها در مورد نحوه فعالیت کاربران ایرانی میان استادان ارتباطات کشورمان بیشتر از سایر کشورها باشد.
همین مسئله نیز باعث شده تا بحث فیلترینگ سایت های اینترنتی در کشورمان همانند کشوری با جمعیت یک میلیارد نفری چین، با جدیت بیشتری دنبال شود. هرچند که قاعده مند نبودن فیلترینگ در بدو امر موجب شده بود برای وبلاگ نویسان و صاحبان وب سایت های فارسی، نگرانی هایی به وجود بیاید چرا که بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت هایی که واجد شرایط فیلترینگ نبودند، ناخواسته فیلتر می شدند و این مسئله نگرانی ها را بیشتر می کرد که آیا روند فیلترینگ در کشورمان تا جایی پیش می رود که حتی از دسترسی به سایت های خبری نیز محروم شویم یا نه.
اما این بحث، از چند جنبه قابل بررسی است. نخست اینکه آیا مسدود کردن سایت های غیراخلاقی یا سیاسی که از لحاظ فکری با ما همخوان و همسطح نیستند، فی نفسه نتیجه مستقیم در برخواهد داشت یا نه و آیا مسدودکردن سایت ها و وبلاگ ها، سلب اعتماد از کاربر و مخاطب اینترنتی به شمار می رود یا نه.
اصولا در رابطه با فیلترینگ، استفاده از تبلیغات مستقیم در مورد سایت های مخرب و مستهجن، نتیجه عکس دربر خواهد داشت. در کشورهای اروپایی و آمریکایی از نرم افزارهای parenting monitor که در کشور ما اصلا وارد بازار نمی شوند، استفاده می کنند وبدین ترتیب به والدین و خانواده ها، امکان کنترل نحوه استفاده از سایت ها را می دهند و در بسیاری از مواقع به طور خودجوش، اقدام به مسدود کردن دسترسی می شوند و سایت هایی که در آنها خشونت و موارد غیراخلاقی مطرح می شود و آزاردهنده است، غیرقابل استفاده می شوند.