تبليغاتX
ايمان امروز
انتهاي معماري در قرني كه مهندس نبود!

برديانيوز - سيد ايمان ضيابري: شايد خيلي از شما، تا به امروز فومن را نديده باشيد. البته از مركز گيلان يعني رشت هم فاصله‌ي زيادي ندارد. بيست كيلومتر بيشتر نيست و با يك سواري پرايد آلبالويي رنگ! نمره ايران، حتي اگر راننده تازه گواهينامه گرفته باشد، 45 دقيقه‌يي مي‌رسيد. براي تهرانيهايي كه گيلان مي‌آيند هم رفتن از رشت به فومن اصلاً سخت نيست. انگاري خواسته باشي از اكباتان، بروي ولي عصر (در يك روز پرترافيك البته!). البته يادمان نمي رود اكثر كساني كه به گيلان مي آيند، راهشان را كلاً به سمت انزلي و خمام و كياشهر كج مي كنند تا دريا را ببينند، هيچ كس هم يادش نمي‌آيد كه همه‌جاي گيلان فقط دريا نيست!هرچند خيلي از مسافراني كه جاده‌ي زيبا و هميشه مه‌آلود رشت به فومن را طي مي‌كنند تا به شهرك تاريخي ماسوله برسند، تقريباً قسمتهايي از خود "شهر مجسمه‌ها" را مي‌بينند ولي وارد شدن به داخل شهر كه مجسمه‌ي ميرزاكوچك‌خان جنگلي‌اش، ورود شما را خيرمقدم مي‌گويد و استقبالتان مي‌كند، صفاي ديگري دارد.
شهر جمع و جور، كوچك، نقلي و قشنگي است. شهرداري پركاري هم دارد. هر دفعه كه وارد فومن بشوي، جدول بلوارها و باغچه هاي شهري را يك رنگي زده‌اند! مجسمه‌ي آناهيتاي كالسكه‌سوار هم كه هر دفعه يك رنگي است. امكان ندارد به فومن برويد و نبينيد يك خيل عظيم صف كشيده‌اند تا روي صندلي‌هاي آناهيتا بنشينند و عكسي به يادگار بگيرند!
اما از هرچه بگذريم، سخن "قلعه‌رودخان" خوشتر است! 20 كيلومتر كه به سمت جنوب غربي فومن نزديك بشويم، بقاياي دژ عظيم و غول‌آسايي هست كه آدم وقتي مي‌بيند، فكر مي‌كند انگار متعلق به دوره‌ي كوروش كبير است كه اينقدر فرسوده و مرطوب شده اما...

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب اجتماعي  |