۱- ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند، تا يا كابل برگردان تلفن باشد، يا كندهكاري ادارهي گاز باشد، يا بلاگفا قاطي كند و بالا نيايد يا كنسرسيوم W3C اصلاً دستور توقيف موقت اينترنت! را صادر كند تا تو بنشيني و دويست صفحه پست بنويسي، آنوقت كه ارسال را ميزني، ديسكانكت بشود و برود پي كارش تا اطلاع ثانوي و اين اطلاع ثانوي ممكن باشد يك قرن هم طول بكشد و تازه سالروز تولد مولانا جلالالدين هم برسد و تو نتواني پستي كه ميخواهي را بفرستي و در نتيجه مجبور شوي بنشيني و همهي جفنگيات را از اول ببافي.
بدينوسيله از خرابكاران عزيز در بلاگفا، ادارهي مخابرات و كليه، دل، روده و قلوهي كساني كه در ايجاد وقفه براي بهروزرساني اين وبلاگ همكاري و كمك كردند، تشكر و مزيد امتنان به عمل ميآيد!!
2- جبر و احتمال كه معلمش يك چيزي در مايههاي سيريوس اسنيپ هري پاتر است و دوستان حتماً آشنايي دارند، فيزيك كه معلمش در حد بلفي و ليليبيت يا مثلاً تنسي تاكسيدو درس ميدهد و صد البته حسابان كه ديگر انتهاي معلم است و شما تصورش را بكنيد فوق ليسانس رياضي محض چه دودي از كلهاش بلند ميشود بس كه همه چيز را محض ديده و... اينها همگي باعث شدند تا در كنار شاهكاري مخابراتي و تلفني مملكت، روند يك پست در هر روز سه ماه اخيرم شكسته شود و وقفهيي ايجاد شود كه بدينوسيله پوزش ميشويم.
اولين تقاطع درونشهري رشت را دارند ميسازند، چندين پرده و بيلبورد آن حوالي زدهاند (فقط حساب كنيد چه خرجي شده) تا اين جملهي زيبا، شيوا و تاريخي تبليغ شود: از همشهريان و ميهمانان عزيز به علت ايجاد وقفه در ترافيك شهري پوزش ميطلبيم!!
صدام حسين بميرد اگر دروغ گفته باشم... با اين حال ما همچنان نهضت را ادامه ميدهيم تا نگذاريم اين بيرق روي زمين بماند و تا امكانش باشد، روزي يك پست كه بسا روزي دو پست را ميرويم، باشد كه رستگاري صورت بگيرد
3- يك زماني بود كه به مدتي بسيار كوتاه، جو لينك روزانه فرستادن ما را گرفته بود و در گام اول برداشتيم صد لينك آخر يك پست فرستاديم كه مثلاً ديگر اند نوآوري و ابتكار اتفاق بيفتد، نگو اين رهروي كه همين قدم اول دارد دويست تا در ساعت ميرود، دو متر ديگر كلاً از نفس ميافتد و مسابقه را بيخيال ميشود. در نتيجه تصميم زديم كه مثلاً در اثنا عشر، يا امحا و احشاي هر پستي، هفت، هشت، دوازده، هر كي ميگه شونزده نيست، هيفده!، هيجده!، نوزده، بيست! لينك بفرستيم كه هم رهرو، دل و دماغش بگيرد به ركورد هايله گبرسيلاسي برسد هم اينكه آنطور ضايع كم نياورد.
4- امروز يا ديروز، دقيقاً نميدانم! سالروز تولد رفيق سابقاً همكلاسي ولي فعلاً همرشتهيي و غيرهممدرسهيي البته همشهري و تقريباً همانديشهيي كه در زمان انتخابات رياست جمهوري گند زد رفت پي كارش، و با تولدش هم غيرهمسن شد با ما و تا مدتي ديگر غيرهمرشتهيي ميشود چون ميخواهد برود علوم تجربي (من معدهام ضعيفه، به علوم تجربي حساسيت دارم، ببخشيد!) بخواند و تازگيها حاجي هم شده و ما صدايش ميكنيم حاجي بهادر و البته رد پاهاي مرموزش را گاهي اوقات در بعضي ستونهاي نسل 3 و كليك شايد بشود پيدا كرد و با انواع و اقسام نامهاي مستعار مينويسد، بود!! بايد منتظر سورپرايز من باشد، هرچند سورپرايزهاي من هميشه همينقدر توذوق زن و تابلو هستند...
5- امروز براي اولين بار با جواد مولانيا، هماني كه مدام وسط حرفهاي كاظم احمدزاده ميپرد و ميهمانهاي برنامهاش هم در حد دكوراسيون كار ميكنند تا... (بگذريم!) چت كردم و بعد يادم آمد كه كامران نجف زاده الان چند ماهي ميشود در عراق مانده و قول داده به محض برگشتنش، يك گفتوگوي درست و حسابي با من رديف كند و هنوز هم نيامده تا خيرش را بگيرم و قولش را يادش بياورم! و خيلي مدت است كه آنلاين هم نشده...
بعد يادم آمد واقعاً چه خوب است كه مجبور نيستيم مثل دو سري قبلي، موقع افطار، چهرهي نوراني حاجي فرزاد حسني را دوباره تحمل كنيم و خدا خير دهد اين رفيقش احسان عليخاني را كه آمده و هرچند سعي ميكند به زور ضرب و شتم كلمات و واژههاي اصيل فارسي، يك طوري اداي استادش را دربياورد، ولي خوب، كپي كه برابر اصل نميشود...!
6- پرويز شريفيان را گيلانيها و رشتيها خوب ميشناسند. بيش از هرچيزي، كلاه شاپويش معروف است و البته سبيلهايش! دورهي اول انتخابات شوراهاي شهر، نمايندهي شوراي رشت شد و دورهي بعدي هم فكر كرد آن كلاه شاپو كار خودش را ميكند. شعار انتخاباتياش هم اين بود: يارب مپسند لوطيان خار شوند!! ولي خوب كلاً اوت شد. يك چيزي در مايههاي شعبان جعفري خودمان كه احتمالاً پول داده بود تا در همان روزي كه بايد، به ديار باقي بشتابد!
يك مصاحبهيي كرده بود اين آقا پرويز ما، آمار داده بود داخلش كه 20 درصد مردم هيچ وقت در انتخابات شركت نميكنند، 30 درصد مردم هم هميشه در انتخابات شركت ميكنند. 60 درصد باقيمانده، نظرشان در هر انتخابات عوض ميشود! اين يعني منتهاي رياضي، اين يعني منتهاي آمار و مدلسازي...
7- تست ميشود. لينكستان متني، پستي و جديدي ما كه قرار است به سبك خاص خودش ... صدا تست، صدا سه، صدا چهار، صدا دو، صدا چهار، صدا تست... خوبه!
البته اگر سبك لينكنويسي ما سرتان را گيج آورد، زياد تعجب نكنيد، خاصيتش همين است. اگر ديدي بحث انرژي هستهيي است و آنوقت كينگكونگ يكهو پريده وسط و دارد دسپرادو ميخوند، تعجب نكن، سبكش همين است!
استاد گرانمايه، به جاي اينكه آداب روزهنداري را ياد مردم بدهي، برو ميزگردهايت را ادامه بده. بابا ما سرگردان اين ميزگردهايت هستيم، ما خراب ميزگردهايت هستيم، بابا... دست شيطونو بستي. بنويس ديگر! البته شايد شما از ميزگردهايت غافل شده باشي ولي ما غافل نميشويم از مرورگر ايراني كه مقالههايش به ويژه در بحث آموزشي معركه است و ما خودمان كلي ياد گرفتيم!
البته جالبتر از همه، في لتر! شدن بابك هزاوه بود كه به اندازهي عدد صفر مطلق (273؟) بار لينك من را به بلاگرولش اضافه و فرداييش حذف كرده. حتماً دنبال ركوردي، چيزي است ما خبر نداريم. ولي خوب اين بندهي خدا را ديگر نميدانم چرا آوردهاند داخل خط و آلودهاش كردند...! ولي خوب، قرار نيست كه ما آلوده نباشيم. يك در دنيا، صد در آخرت به حسابت واريز ميشود اگر بدهي در راه خدا اين راي لعنتي را... و البته بخواني در راه خود فايننشيال تايمز آلماني، چه كرده و چه صفايي داده!
البته اگر از دانلود كردن اين شعر معركهي محسن يگانه غافل شويد، امكان دارد دعوايتان كنم! يادتان نرود هرچند حسين خان درافشان ما خودش يك پا شاهكار است، ولي بازتاب هم بدطور شاهكار بودن حسين را جبران كرده و اينطوري خبر تنظيم كرده كه ديگر اين را هم بايد گفت روزنامهنگاري در حد ديديه دروگبا!
You are our teacher… و اين هم سوغاتي سايت سروش براي پاي سفرههاي افطاري.
ميبيني تو را به خدا؟ يارو آمده واكسي تلفني باز كرده، الان سرخط همهي خبرگزاريها هست... واي به حال روزي كه واكسي اينترنتي باز كند! من در اين چند روز هرجا بودم خبرش را شنيدم... يادي هم بكنيم از مرحوم شرق كه در مورد كاهش آمار جنايتها در ماه مبارك، دو سال پيش خبري فرستاده بود!
اين وبلاگ هم از كشفيات جديد خودم است! راستي شما قبول نداريد هر لينكدوني بايد يك تير خلاص هم داشته باشد؟ من كه قبول دارم!