تبليغاتX
ايمان امروز
نماز و روزه‌هاتون قبول

اين دفعه حس و حال طوريه كه بر خلاف هميشه، بايد محاوره‌يي بنويسم. اولاً اينكه نماز روزه‌هاتون قبول، خدا به همه‌مون توفيق بده كه مسلمون واقعي باشيم. به معناي واقعي، صلح طلب، اهل دل و اهل خدا.
براي خودم هم مدام آرزو مي‌كنم كه روزه‌ برام فقط نخوردن و نياشاميدن نباشه. البته من معتقدم يك مسلمون واقعي، بايد در طول سال، هميشه و در هر حالي روزه باشه.
چشم و گوش و دست رو از به خطا رفتن و انجام گناه مصون نگه داره، و اين مدل روزه و محروم كردن نفس از انجام گناه كه مطمئناً لذت‌بخشه و اگه چند بار تكرار بشه هم ديگه يك عادت و رويه خواهد بود در ماه رمضون با تنها چند ساعت نخوردن و در واقع كمتر خوردن همراه مي‌شه... زياد سخت به نظر نمي‌رسه. من تازه ياد گرفتم تجربه كنم، همه‌ي شماها هم تجربه كرديد كه گناه نكردن و تو يه راه منطقي و معقول قدم برداشتن، چه صفايي داره...
روزه گرفتني كه براي خيلي‌ها در نخوردن و نياشاميدن خلاصه مي‌شه، يك بهانه است. يك تمرينه. براي مبارزه با نفس. و من در طول سالهايي كه ياد گرفتم روزه بگيرم، اينو فهميدم. و هر سال قوي‌تر شدم. هر سال مقاوم‌تر شدم و واسه‌ي همينه كه مي‌تونم تمرين كم نياوردن و روي پاي خودم ايستادن رو بهتر انجام بدم... البته يادتون نره نماز بعد از روزه هم حس و حال و گرماي خودش رو داره. منظورم از نماز، چند دقيقه از ته دل با خداي خودمون حرف زدنه. اين حرف زدن مي‌تونه هر شكلي باشه كه آدم بلده، آدم باهاش، از ريا و فيلم بازي كردن دور مي‌شه... براي يه نفر، خود نماز خودن با سبك و سياق واقعي‌اش، يك آرامش قلبي محسوب مي‌شه. پس بايد خوند... يه نفر هم فقط مي‌تونه حرف بزنه، بشينه جلوي پنجره، آسمون رو نگاه كنه و خدا رو ببينه...
البته براي خيلي‌ها سخت مي‌گذره. كسي كه روزي مجبوره ۲۰۰ كيلوگرم غذا بخوره تا گرسنه نمونه، اونوقت يك روز تقريباً كامل رو چيزي نخوره و بتونه خودشو كنترل كنه، اين ديگه شاهكاره. به نظر شما حسين رضازاده مي‌تونه روزه بگيره؟؟!!
با اين حال،اتفاقاً خيلي‌ها معتقدند آدم در ماه رمضون بيشتر از مواقع ديگه مي‌خوره به بهانه‌ي اين كه يك روز، روزه بوده و بايد جبران مافات كنه. همه‌ي وعده‌ها سرجاشون هستن غير از صبحانه و ناهار كه اونم با سحري و افطار جبران مي‌شه!
اينا نمك ماه رمضون هستند، ولي خوب، اين ماه براي هر كسي يه پيامي داره و يه سري آموزه‌ها. در كنار يه سري لذتها. مثل لذت افطاري هميشه باصفا و هميشه صميمي خونه‌ي پدربزرگ...
همه مي‌دونن يك اصطلاح خيلي معروفه كه مي‌گه آدم از هر چيزي منع بشه، بيشتر به سمت اون ممنوعه حركت خواهد كرد. به همين دليله كه وقتي قدرت انجام دادن گناه رو پيدا مي‌كني، لذت مي‌بري و فكر مي‌كني كار شاقي انجام دادي!
نمي‌دونم تجربه كرديد تا حالا يا نه. ولي من يك بار كه امروز باشه! تصميم گرفتم تجربه كنم. وبلاگنويسي بعد از افطار. خواستم قبل از افطاري هم يه دست درست حسابي بنويسم، ديدم نمي‌شه، يعني دير تصميم گرفتم و اذان نزديك بود. بعد از افطاري كه همزمان شده بود با افطاري باصفاي بچه‌هاي پرشين‌بلاگ در باشگاه وبلاگنويسان تهران، دست به كار شدم تا بنويسم كه افطاري امروز چه قدر چسبيد و چه قدر باصفا بود به ويژه اينكه تونستم هم اذان موذن‌زاده‌ي اردبيلي رو دانلود كنم و هم ربناي استاد شجريان رو كه چند روز پيش تولدش بود، و قبل از افطار گوش بدم. اگه خواستيد، دعامون كنيد...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  |