تبليغاتX
ايمان امروز
و شرق هم به تاريخ پيوست...

به گزارش دبيرخانه هيأت نظارت بر مطبوعات، اين هيات در تاريخ 19/5/85 و به منظور حمايت از ادامه انتشار نشريه شرق به صاحب‌امتياز فرصت داد تا ظرف يكماه نسبت به معرفي مدير مسئول جديد كه امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه را داشته باشد اقدام نمايد كه صاحب امتياز در تاريخ 20/6/85 با ارسال نامه‌اي تقاضاي مهلت دو ماه ديگر را نمود، لكن با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار كاريكاتور توهين آميز در يكي از شماره‌هاي اخير آن نشريه به اتفاق آراء روزنامه شرق را توقيف كرد و پرونده تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع نمود.

شرق هم تعطيل شد. شرق هم به تاريخ پيوست... به همين سادگي!
و اين بار هم عامل تعطيلي، يك كاريكاتور بود
اينجاست كه به كلام دكتر كمالي‌پور بيش از هر زمان ايمان مي‌آورم: ارزش يك تصوير در رسانه، معادل ارزش هزاران كلمه است
يك زمان مي‌گفتند كلمه‌ها به خودي خود قدرتي ندارند. آن وقت بود كه فكر مي‌كردم اگر قدرت كلمه‌ها آنقدر جادويي نبود، چرا هميشه اهالي قدرت تا سرحد مرگ مي‌ترسند از اين توانايي ...
امروز با تعطيل شدن شرق، بار ديگر صدها نفر بيكار شدند، صدها نفر به آخر خط رسيدند و صدها نفر شكست روحي سختي متحمل شدند تا...
و من هم مثل هميشه دارم خودم را سانسور مي‌كنم، تا فرار كنم از اينكه شرق هم تعطيل شد. مثل صدها و صدها روزنامه‌ي مردمي ديگر كه در سالهاي اخير تنها به خاطره‌هاي پيوستند
امشب براي اولين بار، وقتي بعد از ساعت ۱۲ به سايت شرق سر زدم، اثري از نسخه‌ي فردا نبود!

به لطف محبت علي اكبر قزويني، خود كاريكاتور را هم پيدا كردم. من نمي‌فهمم چه كسي اين الاغ را به خودش گرفته و امر برايش مشتبه شده كه كاريكاتوريست، شخص خاصي را مد نظر داشته است...
اصلاً چه كسي گفته آن هاله‌ي دور و بر سر الاغ قصه‌ي پرغصه‌ي ما!! هاله‌ي نور بوده است؟ ثانياً مگر خود آقاي الهام نگفته بود رييس جمهور اصلاً دور و بر اين طور خرافات نمي‌رود و برايش حرف درآورده‌اند؟
اصلاً چه كسي گفته منظور كاريكاتوريست... بگذريم
ذهن كه بيمار باشد، هم مي‌تواند از يك كلمه "نمنه" ، توهين به قوميتها و تلاش بر عليه تماميت ارضي را دربياورد، هم از يك كاريكاتور شطرنجي - ورزشي، تشويش اذهان عمومي را
من حدود ۱۵ شماره با شرق كار كردم. در نتيجه نمي‌توانم بگويم عميقاً از تعطيل شدن شرق حداقل به عنوان يك عضو هيات تحريريه ناراحتم، اما به عنوان يك خواننده‌ي ثابت، رفتن شرق را فاجعه‌يي براي جامعه‌ي رسانه‌يي كشور مي‌دانم
اي كاش قرباني بعدي، اعتماد ملي نباشد...
بيشتر از اين حال نوشتن به هيچ وجه ندارم!

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزنامه‌نگاري  |