تبليغاتX
ايمان امروز
مرو اي دوست... + ايسنا خبر را مخابره كرد!


مرو اي دوست مرو اي دوست

مرو از دست من اي يار که منم زنده به بوي تو

به گل روي تو

 

مرو اي دوست مرو اي دوست

بنشين با من و دل  بنشين تا برسم مگر

به شب موي تو

 

تو نباشي چه اميدي به دل خسته من

تو که خاموشي بي تو  به شام و سحر

چه کنم با غم تو

 

مرو اي دوست مرو اي دوست

مرو از دست من اي يار که منم زنده به بوي تو

به گل روي تو

بنشين تا بنشاني نفسي آتش دل

 

تو و ويراني ، خاموشي

کوهم اگر چه کنم با غم تو

چه کنم با دل تنها که نشد باور من

چه کنم با غم دل

چه کنم با دل تنها

دل من اي دل من

چه کنم با اين درد

 

فعلا حال و حوصله‌ي نوشتن ندارم. اميد محدث هم اگر نبود، اين يكي دو خط را هم نمي‌نوشتم. اكبر محمدي و منوچهر محمدي، به فاصله‌ي چند سال از همديگر رفتند... هر دو به زندان، و يكي‌شان هم كه... و خانواده‌ي محمدي حالا مي‌تواند اطمينان داشته باشد كه دو جوان رشيد را واقعا از دست داده است، يكي را از دار دنيا و ديگري را هم كه... بدون اينكه وهم و خيالي در كار باشد! اما خانواده‌ي محمدي تاوان چه چيز را پس مي‌دهند؟

تاوان جواني فرزندانشان كه نمي‌خواستند بپذيرند نمي‌شود و نمي‌توانيم؟ يا تاوان آستانه‌ي تحمل آناني كه... بگذريم! من يكي حداقل علاقه‌يي ندارم به سرنوشت آن بقيه دچار بشوم... حنيف مزروعي، فرشته قاضي، مجتبي سميعي‌نژاد، آرش سيگارچي... از اين دست نامها كم نداريم. ولي اينها حداقل در قيد حيات هستند.
ولي بي‌خيال هم نمي‌شود بود، حتي اگر خيلي سعي كنيم خودمان را به بي‌خيالي بزنيم...
هر كاري ممكن است، اگر پول باشد، اگر زور باشد... و دل مي‌سوزانيم براي قانا، و شادي مي‌كنيم براي بمباران حيفا، و حالا در مورد اكبر محمدي... چه حسي مي‌تواند نشان دهد ما ايراني هستيم و حال از اينكه يك ايراني را اينگونه فجيع از دست داديم، دلگيريم... و شايد هم دلخور؟ نفر بعدي را مي‌شود از امروز معرفي كنيد...؟ حقوق بشر، حقوق آدم، حق حيات كسي كه طور ديگر فكر مي‌كند، نه مثل ما، حق حيات كسي كه فكر نمي‌كند آنگونه كه ما دلمان مي‌خواهد...

اصلا حق حيات كسي كه درست و منطقي فكر نمي‌كند...؟ مگر بالاتر از اين نبود كه اكبر محمدي اشتباه و غيرمعقول فكر ميكرد...؟ جرم او جواني‌اش بود كه ديگر برنمي‌گردد، يا نفسهاي گرمش و يا فكر كردنهايش...؟

 

پي‌نوشت: عجيبه! ايسنا خبر رو مخابره كرده...


اكبر محمدي درگذشت
مديركل زندان‌هاي استان تهران:
محمدي در آخرين معاينه پزشكي وضعيتي نرمال داشت
جسد اكبر محمدي به پزشكي قانوني تحويل شده است

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

شب گذشته اكبر محمدي درگذشت و جسد وي ساعت ‌١٢ شب به پزشكي قانوني تحويل شد.
سهراب سليماني با بيان اين مطلب به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: روز گذشته اكبر محمدي در بهداري زندان اوين بستري بود و وضعيت جسمي‌اش كاملا خوب بود و بنا به درخواست خودش و تشخيص پزشك بهداري از بهداري ترخيص و به بند منتقل شد.
وي افزود: بعد از انتقال به بند طبق گفته‌ي هم‌بندي‌هايش به حمام رفته و دوش گرفته است كه در اين لحظه وضعيت جسمي او با مشكل مواجه شده و به همين دليل توسط زندانيان به نگهباني منتقل مي‌شود كه در مسير انتقال به بهداري فوت مي‌كند.
سليماني گفت: جسد اكبر محمدي شب گذشته به پزشكي قانوني تحويل شد و علت فوت را بايد پزشكي قانوني اعلام كند.
مديركل زندان‌هاي استان تهران درباره‌ي اعتصاب غذا اكبر محمدي و همچنين ادعاي وكيل مدافع وي مبني بر عدم ملاقات با موكلش‌ عنوان كرد: برادر اكبر محمدي دو روز پيش با وي ملاقات كرد؛ البته درباره‌ي درخواست ملاقات وكيل با موكلش بعيد مي‌دانم كه چنين چيزي درست باشد زيرا هر وقت درخواست ملاقات مي‌شد ملاقات انجام مي‌گرفت.
وي افزود: محمدي از تاريخ ‌٣ مرداد اعلام كرده است كه دست به اعتصاب غذا مي‌زنم اما او در اين مدت آب و چاي مي‌خورده است و از همان روز تحت مراقبت بهداري و پزشك بوده است تا ساعت ‌١٩ روز گذشته كه به درخواست خود و با تشخيص پزشك زندان ترخيص مي‌شود.
سليماني گفت: در آخرين مرتبه‌اي كه پزشك او را معاينه كرده كاملا وضعيت نرمالي داشته و فشار وي ‌١٢ روي هفت بوده است.
در همين زمينه خليل بهراميان وكيل مدافع اكبر محمدي با بيان اينكه هم‌اكنون به زندان اوين مي‌رود تا در جريان اتفاقي كه براي موكلش افتاده قرار گيرد به ايسنا گفت: براي بررسي موضوع، همين الان به زندان اوين مي‌روم.
وي افزود: هفته‌ي گذشته با توجه به اعتصاب غذاي اكبر محمدي درخواست ملاقات با او را كردم كه او را از اين كار منصرف كنم اما متأسفانه اين كار انجام نشد.
پيش از اين و در تاريخ ‌٢٢/٠٣/١٣٨٥ پدر اكبر محمدي در تماس با ايسنا مدعي شده بود كه كميسيون پزشكي قانوني طي نامه‌اي بيان كرده است كه فرزندش نبايد به دليل مشكل كمر در زندان بماند و به او طول درمان نامحدود داده است.
وي در تاريخ مذكور از اين كه فرزندش مجددا به زندان بازگشته، گله و انتقاد كرد.
در تاريخ ‌٠٣/٠٥/١٣٨٥ وكيل مدافع اكبر و منوچهر محمدي كه توانسته بود با منوچهر محمدي ملاقات كند، درباره‌ي وضعيت اكبر محمدي به ايسنا گفته بود: مطلع شدم كه اكبر محمدي در اعتصاب غذا به سر مي‌برد كه در اين صورت امكان ملاقات وكيل با موكلش فراهم نمي‌شود.
سليماني، مديركل زندان‌هاي استان تهران در همان تاريخ اعتصاب غذاي اكبر محمدي را رد كرد و به ايسنا گفت: شديدا اين موضوع را تكذيب مي‌كنم و اكبر محمدي در اعتصاب غذا به سر نمي‌برد.

|+| نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب غم‌نوشته‌ها  |