تبليغاتX
ايمان امروز
شب آرزوها و ياد رفتگان...

قبل از قبل از يك!!!: من همينطور دارم مجبور مي‌شوم به ابتداي اين مطلب اضافه كنم! مهم نيست... نمي‌دانم كدام احمقي بود مرا تهديد كرد... آخر بگو بنده‌ي خدا، تو كه هنوز پشت لبت سبز نشده، آنقدر هنوز مرد نيستي كه اسم واقعي، ايميل و آدرس سايتت را بگذاري! ولي حدس مي‌زنم از دارودسته‌ي اين جدايي‌طلبان باشند. اگر آنها هستند كه خوب، تكليفشان معلوم است و بايد آرزوي جدا شدن تالش را با خودشان به گورستان ببرند. اگر هم كس ديگري باشد كه خدارا شكر ما از اين مزاحمها زياد داريم. فقط من مانده‌ام، اين عربده‌كش‌هاي اينترنتي را كسي نيست قلاده‌يي چيزي ببندد اينقدر پارس نكنند؟
راستش برادر! من معذرت‌خواهي و اين‌چيزها بيلميرم! تو دلت خواست مي‌تواني بروي از ملك‌الموت عذربخواهي! حالا بيا تيزي بكش وسط ميدان...

قبل از يك: نمي‌دانم ما ايرانيها غيرت نداريم، ما گيلانيها غيرت نداريم... تالشي‌ها هر كاري دلشان خواست مي‌كنند، با امكانات اين مردم، با پول اين مردم و با حاصل خون دل خوردنهاي اين مردم دارند زندگي مي‌كنند، در داخل همين مملكت مجوز چاپ نشريه دارند، آنوقت بر خلاف امنيت ملي و مصالح مملكتي هم مي‌نويسند و تماميت ارضي كشور را زير سوال مي‌برند كه چي؟ مي‌خواهند بروند با آستاراي آذربايجان و تالش نخجوان و اينجور مسخره‌بازيها يكي بشوند، تبديل بشوند به استان تالش و بعدش هم كشور تالش! خجالت‌آور نيست؟ به سلامتي مسوولان ما هم يكي از ديگري باجربزه‌تر و با لياقت‌تر! فقط منتظرند يك روزنامه‌نگار عطسه بزند، بيفتند دنبالش شكايت و زندان و قاضي و دادگاه... آنوقت اينطوري فيل به اين گندگي با بارش دارد گم مي‌شود، همه چشمهايشان را بسته‌اند كه... به راستي ما به قهقرا نمي‌رويم؟ 

نكته‌ي نامربوط: خدا مرا بيامرزد كه يك اصطلاح اظهر من‌الشمس را هم به آدم سن‌وسال‌داري مثل شما ياد داديم. حدس زدنش زياد سخت نبود. مادربزرگ امتحانانتش را تمام مي‌كند، به هر حال صحبت با مشاوران املاك! و گروه كله‌پوكها را كه فاكتور بگيري، يك وقت آزادي برايش مي‌ماند. بيكاري مي‌زند به سر آدم در اين تابستان به اين درازي و دوباره روز از نو و اشك تمساح از نو، در نتيجه اگر از اين به بعد مي‌بينيد پيامهاي شامل يك مشت چرندياتي كه از تويش بوهاي بامزه‌يي درمي‌آيد!! را تاييد مي‌كنم، براي اين است كه بخوانيد و يك مقدار بخنديد و تفريح كنيد!
راستي يادم رفت اضافه كنم كه مادربزرگ، نمايندگي انحصاري خداوند روي زمين را هم دريافت كرده‌اند و از طريق اس‌ام‌اس از عالم بالا دستور مي‌گيرند كه گناهان چه كسي بايد آمرزيده بشود و گناهان چه كسي هم نه!


۱- شب آرزوها بود. سر خاك دايي حسينم رفتم... شهيدي كه به شلمچه رفت و برنگشت. تشكر كردم از او بابت لطفي كه كرد و نظري كه انداخت و باعث شد تا همه‌ چيز اظهر من الشمس آشكار شود و من نيز بفهمم، هرچند كه آن اسطوره‌ي پليدي هنوز هم دست‌بردار نيست...
به حافظه‌ي ضعيف و نفس سست و عنصر متزلزلش رجوع مي‌دهم كه هنوز منتظر يك اتفاق مانده تا شايد خداوند از سر تقصيراتش بگذرد... كه اين اتفاق نخواهد افتاد مگر آنكه به ياد بياورد قسمهاي آبدوغ‌خياري‌اش به عنوان بخش اصلي سناريو و و شكستن ماستي آن قسمها... شايد به سريال نرگس نگاه مي‌كند و قصد تكرار كردن ترفندهاي كثيف همكار پايتخت‌نشين خود را دارد!
و اتفاقا قبل از تولد، قرار بود نام من احسان باشد، اما نام من ايمان شد تا در جايگاه خودم، مظهر استواري در عزم و استقامت شوم تا در قول خود، در اراده‌ي خود و در خواست خودم، سخت‌تر و نفوذناپذيرتر از سنگ گردم ... و غرور ايمان بودن، غروري است كه مي‌تواند به تنهايي، گوش عالمي را كر كند
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان/// تا سيه‌روي شود هر كه در او غش باشد!
و دلم مي‌سوزد براي احسان، كه همذات‌پنداري خاصي با او پيدا كرده‌ام، و گرفتار يك توطئه مي‌بينمش... اما تفاوت من و او، در احسان و ايمان بودنمان است! او احسان است تا رقيق‌القلب باشد و من ايمانم تا ...

۲- هميشه لهجه‌ي شمالي پوپك گلدره در "روياي شيرين دريا"، اين تصور را در من زنده مي‌كرد كه او همشهريم است... اگر هم نباشد، او را همشهري خودم مي‌دانم... از بازيگران جواني كه رفتند و خواهند رفت، شايد تنها به ياد او بتوانم اشك بريزم... و ياد او هر شب زنده مي‌شود، پس يادش زنده باد...

۳- ديروز، در خيابان كه مي‌رفتم، كودكي را ديدم سه يا چهار ساله. پسربچه‌يي بود با چهره‌ي مظلوم و اشك مي‌ريخت... اطراف را نگاهي انداختم. مادري داشت كه با فاصله‌ي هفت يا هشت متري از او، با سرعت مي‌دويد و پسر بچه، در حالي كه اضطراب و خواهش در چشمانش آشكارا ديده مي‌شد، تاتي‌تاتي كنان به دنبال مادر مي‌رفت، مادر هر از ثانيه‌يي فريادي مي‌زد، برمي‌گشت و دوباره به راه خود ادامه مي‌داد... و دلم سوخت چون حدس مي‌زدم داستان چيست. خواهشهاي ملتمسانه‌ي كودك، مثل هميشه با پاسخهاي سربالا و عصباني مادر، رد مي‌شد و حتي منت‌كشي مادرانه‌يي نيز در ميان نبود! كودك بايد خودش مي‌سوخت و مي‌ساخت!!!


"ايران بين" سایت رسمی شبكه‌ي اطلاعات كتاب ايران
سرويس فرهنگ، پنج شنبه  05 مرداد 1385، ساعت 04:33

فاوانيوز - ايران بين" سایت رسمی شبكه‌ي اطلاعات كتاب ايران است که كتابهاي آن در 22 دسته‌ي اصلي و چندين دسته‌ي فرعي تقسيم بندي شده اند و قبل از سر زدن به نسخه‌ي دات كامش، هيچ كس نمي‌تواند حتي تصور كند كه IranBIN مخفف Iran Book Information Network يا همان شبكه‌ي اطلاعات كتاب ايران است.

اين دفعه سنت‌شكني كرديم و بدون اينكه از آسمان و ريسمان برايتان بگوييم و با سرهم كردن يك سري صغري عجيب و غريب، به كبري‌هاي عجيب‌تر و غريب‌تر برسيم، يك راست رفتيم سر اصل مطلب كه واقعا سر اصل مطلب رفتن به طور كلي در فرهنگ ايراني خيلي پسنديده، جالب و دوست‌داشتني است و اصولا خيلي از ايرانيها وقتي مي‌خواهند بروند سر اصل مطلب، ياد آينده، سازندگي، خوشي، شادي و خيلي چيزهاي ديگر مي‌افتند و گل از گلشان مي‌شكفد و رنگ صورت خيلي‌هاشان هم همان گل‌بهي خودمان مي‌شود و...
در نتيجه ما تصميم گرفتيم براي اينكه تفاوت را درست و حسابي به منصه‌ي ظهور برسانيم، هيچ مقدمه‌يي ننويسيم و يك روز از روزهاي نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران را بگذاريم اعصاب و خيال شما راحت باشد.
اگر روزهاي قبل را با ما آن‌لاين سپري كرده باشيد، مي‌دانيد كه ما هر روز در address bar شما يك سه تا دبليو نقطه (---) دات كام تايپ كرديم و منتظر مانديم تا اگر خواستيد، enter بزنيد و ببينيد شايد ما واقعا آدرس خوبي تايپ كرديم. آدرسهايي كه كتابهاي جديد و درست‌حسابي به شما معرفي مي‌كنند.
شايد امروز از طريق ايران‌بين هم بتوانيد كتابهاي به‌دردبخور و مناسب براي خريدپيدا كنيد و يا با تازه‌هاي نشر آشنا شويد. كاري كه اگر بخواهيد در كتابخانه‌ها و كتابفروشي‌هاي شهر انجام دهيد (همان دنبال كتابهاي جديد، تاپ و داغ گشتن) بايد يك هفته از كار و زندگي‌تان بزنيد و...
شايد مهمترين ويژگي ايران‌بين كه تقريبا يك سايت كاملا تجاري با رويكرد و سياست فرهنگي است، دسته‌بنديهاي specialized و حرفه‌يي‌اش باشد كه در مورد بازيهاي كامپيوتري original، نشريات خارجي و كتابهاي چاپ داخل انجام شده است.
هرچند بخشي از ايران‌بين به معرفي كتابهاي تازه و قابليت خريد اينترنتي آنها اختصاص دارد اما بخش عمده‌ي سايت در استيل و قالب پرداخت دات‌كام طراحي شده است. مثلا شما در صفحه‌ي اول آدينه بوك، ليست جديدترين كتابها و تازه‌هاي نشر مورد استقبال مردم را مي‌يابيد درحالي كه صفحه‌ي اول ايران‌بين، نرم‌افزاري با قيمت 85 الي 90 هزارتومان معرفي شده كه از طريق آن شما كسب درآمد مي‌كنيد و به دارايي‌هاي خودتان مي‌افزاييد.
نرم‌افزارها و بسته‌هاي اينچنيني حداقل در مورد بازاريابي براي سايتها خيلي زياد پيدا مي‌شوند. البته سيستمهاي متفاوتي دارند اما بدكي نيست يك مرور اجمالي رويشان انجام بدهيم. شما يك نفر هستيد. سي‌دي نرم‌افزار را به قيمت 90 هزار تومان مي‌خريد. در ازاي هر كليكي كه روي تبليغ فلان سايت معرفي‌شده در سي‌دي انجام دهيد، گفته مي‌شود كه يك دلار دريافت خواهيد كرد. اگر هر دلار را مثلا 1000 تومان فرض كنيم، شما بايد 90 كليك روي تبليغ انجام دهيد، وارد سايت شويد و وقتي صفحه كاملا load شد و در state counter سايت، يك رقم به n قبلي اضافه شد، صفحه را ببنديد و دوباره كليك كنيد. شما براي جبران مافات 90 هزارتوماني كه پرداخت كرديد، حداقل بايد 90 الي 95 كليك و به طور دقيق 94 كليك و نيم! انجام دهيد تا درصورتي كه وعده درست باشد، به حساب شما پولي در ازاي هر كليك واريز شود. همين كليك كردن و منتظر صفحه ماندن تا هر صفحه كاملا بارگذاري شود و كليك شما يك page visit محسوب شود، حداقل 10 ثانيه طول مي‌كشد. علي‌الحساب 15 دقيقه از وقت شما رفته است، تا 90 هزار تومان كاسبي كنيد. اگر واقعا حوصله، اعصاب، روح و روان و توانايي‌اش را داريد و فكر مي‌كنيد مي‌توانيد بنشينيد و از صبح تا شب همينطور كليك كنيد و منتظر صفحه بمانيد...
ايران‌بين، قابليت اين را دارد كه شما را مشترك نشريات بزرگ، معتبر و معروف دنيا در هر زمينه‌يي كند. مبلغي را پرداخت مي‌كنيد و براي مدتي نشرياتي مثل new scientist، nature، discover و... به طور مرتب دم خانه‌تان خواهد آمد. خوشبختانه دسته‌بندي نشريات و كتابها كه اينجا هم مي‌تواند بر اساس قيمت و تعداد بازديدكننده (درجه‌ي محبوبيت) مرتب شود، آنقدر دقيق، با زيرمجموعه و شاخه‌هاي زياد است كه خيلي مواقع خودتان هم كلافه مي‌شويد! شايد از طريق امكان موتور جست‌وجوي داخلي سايت بتوانيد راحت هر كتاب و نرم‌افزاري را پيدا كنيد اما اگر از طريق شاخه‌ها و sub-category‌ها اقدام كنيد، مثلا براي پيدا كردن سي‌دي بازي جديد فيفا 2005 براي پلي‌استيشن، بايد از 10 زير‌شاخه بگذريد و نتيجه را مشاهده كنيد.
اما برسيم به ساير قابليتها و امكانات ايران‌بين. اين سايت امكانش را فراهم كرده كه شما ليست پرفروش‌ترين‌ كتابهايش را به ترتيب ميزان استقبال كاربران ببينيد. همينطور علاوه بر نام انتشاراتي، شابك (شماره استاندارد بين‌المللي كتاب)، قيمت، اطلاعات نويسنده و مترجم براي همه‌ي كتابها، درصورت وجود مي‌توانيد توضيحات و معرفي مختصر برخي از آنها را نيز مطالعه كنيد. همينطور قيمت دلاري برخي كتابها در كنار ساير اطلاعات آن درج شده و در صورتي كه كتابي براي خريد انتخاب كنيد، به گفته‌ي اين سايت در عرض 5 الي 7 روز به شما تحويل داده خواهد شد. براي استفاده از قابليتهاي ايران‌بين هم بايد آريا كارت اعتباري داشته باشيد كه طرز كارش را در خود سايت مي‌توانيد ياد بگيريد.
كتابهاي ايران‌بين در 22 دسته‌ي اصلي و چندين دسته‌ي فرعي تقسيم بندي شدند. گشت‌وگذار در ميان اين ليستها به ويژه ليست جالب دايره‌المعارفش را حسابي به شما پيشنهاد مي‌دهيم.
|+| نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  |