تبليغاتX
ايمان امروز
مولانا انسان را به همدلي، وحدت و انسجام دعوت مي‌كند

خبرگزاری فارس: استاد دانشگاه و اديب برجسته كشور گفت: مولانا جلال‌الدين مولوي يك تفكر جهاني است و بشريت به اين تفكر نياز دارد كه در آن انسانها را به پيام هاي كليدي همدلي، وحدت و انسجام دعوت مي‌كند.

 به گزارش خبرگزاري فارس از رشت، مهديه الهي قمشه‌اي استاد دانشگاه و اديب برجسته كشور امروز در همايش«خاموش پرگفتار»در مجتمع خاتم الانبياء رشت با بيان اينكه ادبيات بخشي از ستايش خداوند و بخش ديگر آن گفتگوي ما با پروردگار است افزود: نماز را بايد جدي گرفت و شعر و ادبيات ما با هزاران زبان نيايش خداوند است.

وي ادامه داد: مولانا جلال‌الدين مولوي يك تفكر جهاني است كه بشريت به اين تفكر نياز دارد.

الهي قمشه‌اي با بيان اينكه مولانا مفسر كلام الهي بود و آيات بسياري از كتاب آسماني را تفسير كرده است، تصريح كرد: فطرت انسانها الهي است كه با كارهاي نيك و شايسته خوشحال مي شويم و خدمت به خدا يعني كمك به انسانها.

اين استاد دانشگاه اظهار داشت: قرآن و تمام ادبيات عرفاني ما حكايت از جاودانگي انسان دارد و مولانا انسانها را دائماً به صلح و محبت دعوت مي كند.

قمشه‌اي با بيان اينكه مولانا به ما درس عشق مي‌آموزد اضافه كرد: مولانا طبيب روحاني ما است و تمام امراض معنوي انسانها را شناخته است.

در اين همايش مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي گيلان نيز با بيان اينكه ما ميراث دار گنجينه‌هاي با ارزش اين مرزكهن هستيم افزود: در زمان زيست چنين بزرگاني تمام مناطق بلخ، افغانستان، آذربايجان و ديگر نقاط جزو قلمرو ايران بوده و اين مساله‌اي است كه به همان اندازه كه به نام خليج فارس حساسيت نشان مي دهيم بايستي در حفظ اين بزرگان تلاش كنيم.

حميد پورعيسي تصريح كرد: وظيفه ما در عرصه فرهنگ و هنر پاسداري از اين گنجينه‌ها است.

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

همایش بزرگ "خاموش پرگفتار" در رشت برگزار می‌شود

مولانای ایرانی - همزمان با سالروز ولادت حضرت مولانا جلال‌الدین خراسانی اسطوره‌ی ایرانی شعر و عرفان، مصادف با پنجم ربیع‌الاول، همایش بزرگ خاموش پرگفتار از سوی اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان در رشت برگزار می‌شود.

سید ایمان ضیابری، دبیر این همایش با بیان مطلب فوق افزود: در این همایش یک‌روزه که برنامه‌ریزی‌های اجرایی آن از حدود یک ماه پیش آغاز شده است، دکتر مهدیه الهی قمشه‌یی، استاد دانشگاه و مولاناشناس سخنرانی خواهد کرد.

وی همچنین افزود: اجرای موسیقی سنتی، نمایش فیلم و مولاناخوانی، از دیگر بخشهای این همایش هستند که 23 اسفندماه جاری در سالن وارش مجتمع فرهنگی هنری خاتم‌الانبیا (ص) رشت برگزار می‌شود.

در این همایش که از ساعت 10:30 صبح پنجشنبه بیست‌وسوم اسفندماه آغاز خواهد شد، پس از سخنرانی حجت‌الاسلام حمید پورعیسی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان و اجرای موسیقی و نمایش فیلم، دکتر مهدیه الهی قمشه‌یی با موضوع عرفان در شعر مولانا سخنرانی خواهد کرد.

تقدیر و نکوداشت مقام علمی دکتر علیرضا نیکویی مولاناشناس گیلانی و استاد دانشگاه به همراه تقدیر از دکتر الهی قمشه‌یی، بخشهای دیگر این همایش را تشکیل می‌دهند که حضور در آن نیز برای عموم علاقه‌مندان به شعر و ادب پارسی، آزاد اعلام شده است.

ضیابری همچنین گفت: ضرورت برگزاری این همایش در حالی که کم‌کاری همگی نهادهای فرهنگی در رابطه با حفظ ارزشها، هویت و صیانت از ملیت مولانا باعث ادعاهای پوچ و واهی دولتهای بیگانه در مورد زادگاه و سرزمین مادری این شاعر گرانسنگ شده، بیش از پیش آشکار می‌گردد و از همین رو، حضور پررنگ و پرشور دوستداران این چهره‌ی تکرارناشدنی ادب و عرفان ایران و اسلام در روز برگزاری همایش، قابل ستایش خواهد بود.

به گفته‌ی سید ایمان ضیابری، برگزاری همایش "خاموش پرگفتار" با ابتکار تنی چند از جوانان دلسوخته و شیفته‌ی عرفان مولانا از جمله احمدرضا توسلی مولاناپژوه جوان، پیشنهاد داده شده است و نیز برای نخستین بار در سطح کشور به صورت خودجوش و با تلاش جمعی از جوانان دانش‌آموز و دانشجو برگزار می‌گردد که از حمایتهای اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان نیز بهره برده است.

او در پایان، قرابت زمانی برگزاری این همایش با روز برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی را تصادفی خواند و ضمن رد کردن شبهات ایجادشده در مورد بهره‌برداری سیاسی برخی از کاندیداهای محلی از این اقدام فرهنگی برای جذب آرای مردمی، حفظ سلامتی کامل همایش "خاموش پرگفتار" که برای هماهنگی‌های آن، چندین روز تلاش و انرژی صرف شده را تضمین نمود.

در این همایش همچنین بروشورهایی از خلاصه‌ی شرح حال و زندگینامه‌ی حضرت مولانا، بین حاضران توزیع و پخش خواهد شد.

دبیر همایش خاموش پرگفتار همچنین از رونمایی لباسهای ابتکاری چاپ‌شده با طرح ویژه‌ی "مولانا" در روز برگزاری این آیین خبر داد.

|+| نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

فریاد مولانا را به مقصد برسانیم

تا چندی پیش، دلبستگی ویژه‌یی به قوم افغان داشتم و آنها را برادران و یاران ایرانی خود می‌پنداشتم. یارانی که به قداست و پاکی نام ایران، همچنان پارسی سخن گفتن را افتخار و سربلندی خود می‌پندارند و از آن مغرورند.
با این حال، توسنی کردنها و سرکشی‌های آنان که تا همین چند سال پیش، زیر یوغ شکنجه‌گران طالبان بودند و این مقدار آزادی و پیشرفت برایشان مضر و بیش از حد به نظر می‌رسد، باعث شده تا در دیدگاههایم تجدید نظر کنم و با وجود تمام اعتقادی که به برابری اقوام و حفظ شخصیت اقلیتهای نژادی دارم، بدون تعارف ابراز نمایم که افغان‌ها هنوز تا مرز رسیدن به شعور و شخصیت یک ملت منسجم، فاصله‌ی زیادی دارند.
قومی که تا دهها سال پس از استقلال خودخواسته به دست کمپانی هند شرقی، حضور پرخرج و پردردسر آنان را بدون منت و مزد، در کشورمان تحمل کردیم و چهره‌ی کریه و زشتی که به گوشه گوشه‌ی شهرهایمان می‌دادند برتابیدیم تا به یک وظیفه‌ی اخلاقی و انسانی عمل کرده باشیم. اما میهمان بی‌چشم و رویی که اینگونه نمک می‌خورد و نمکدان می‌شکند را باید با "تیپا" از میهمانسرای گرم و نرم، بیرون کرد. کافی است کمی به اراجیف رادیوهای بیگانه گوش بسپاریم و همینطور در گزارشهای ارسالی خبرنگاران افغان ریزنگری کنیم: "دخالت دولت ایران در امور داخله‌ي مملکت ما..."، "ایران برای ایجاد تفرقه در افغانستان، سلاحهای شیمیایی ارسال می‌کند..." و از همه مهمتر، تظاهراتی چهارصدنفره با شعارهای "مولانا، خداوندگار بلخ..." تا اینکه اثبات کنند مولانا چون روزگاری در شهر ایرانی بلخ زاده شده، امروز باید افغانی شمرده شود.
پررویی‌های این قوم تازه به دوران رسیده را نمی‌توان آسان نادیده گرفت. قومی که خیانت‌شان به لطفعلی خان و کریم‌خان زند را نمی‌توان از یاد برد... از سوی دیگر، ترکان هم گوش عالم را کر کرده‌اند تا فریاد بزنند مولانا در قونیه دفن شده و از همین روی است که او را باید "ترک" دانست. جایی که انگار فراموش کرده‌اند مولانا خود در دیوان کبیر، خطاب به شمس می‌فرماید:

"تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم///دانم من این‌قدر که به ترکی است آب سو"
"آب حیات تو گر از این بنده تیره شد///ترکی مکن به کشتنم ای ترک ترک‌خو"

با این حساسیتهای فراوان، حتی اگر ایمان بداریم که مولانا اگر بلخی باشد و اگر دفن‌شده در قونیه، باز هم ایرانی است، اما نیاز داریم که ایرانی بودن بی‌چون و چرای او را فریاد بزنیم.
این فریاد، نه از سر تعصب و جاهلیت، که با دلایل عقلی و منطقی آن هم از زبان شخص مولانا سر داده می‌شود و ما به عنوان هموطنان و میراث‌داران او (اگر ادعای ایرانی و وطن‌دوست بودن داریم، که هرچند بیشتر به یک شعار لوکس می‌ماند تا اینکه خود را برای اثباتش به زحمت بیندازیم) تنها وظیفه داریم که اجازه ندهیم این فریاد، خاموش شود.
به همت دوست هنرمندم اسکریپتی به گونه‌ی زیر طراحی شده و قرار دادن آن در وبلاگها و وب‌سایتها، حداقل وظیفه‌یی است که می‌توانیم برای اثبات ادعاهای ملی‌گرایانه‌مان انجام دهیم. این اسکریپت، تصویر گوشه‌ی سمت راست بالا که در این صفحه می‌بینید را در دیمه‌های شما نیز نمایش خواهد داد.

|+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

جان جهان

وقتی دوستان نابابی چون احمدرضا داشته باشی، ناچار می‌شوی سرشت و طبع چکامه‌سرایی‌ات را به گل بیاوری و شعر بگویی! چند سالی بود که سودای شاعری را وقتی با چند رباعی و دوبیتی، تازه یاد گرفته بودم "لا حول و لا قوه الا با..." یعنی چه، از سر برون کرده بودم. اما احمدرضا آنقدر دفتر غزلیاتش را برایمان ورق زد و محمدرضا (که درگیر ساخت و نگارگری یک وبلاگ و سایت جدید نیز هست) نیز آنقدر به به و آفرین گفت که دوباره شیدایی شدیم و دست به کاغذ بردیم و...
این بار یک قطعه سرودم، هرچند که هیچگاه ادعای شاعری نداشتم و ندارم. این چند بیت، کمی درد دل است و شرح حال و جان کلام و ذکر رخ معشوق جاودانه که هر از گاهی بر ما منت می‌نهد و از سر گناهان این سراپا تقصیر، درمی‌گذرد. از همین روی، آن را با موسیقی متن قطعه‌ی دیدار استاد شجریان درآمیختم و با صدای گوش‌خراشم، دکلمه کردم.
پیشنهاد می‌دهم همراه با خواندن از روی متن شعر آن را گوش دهید چون وقتی ساعت بیست و چهار دقیقه‌ی بامداد مشغول زمزمه کردن باشی، طنین صدا بهتر از این نمی‌شود!
همچنین، کیفیت فایل صوتی را تا حد امکان کاهش دادم که برای دانلود آن، زحمت زیادی نداشته باشید. حجم فایل فعلی، ۴۵۰ کیلوبایت است.

اين دو سه بيت و واي من چاره شود دواي من
نيک رود صداي من بر تو که مبتلا تري
روي سخن بيارمت، ماه شب چهارده
اي که به هر جهان رَوَم، بانگ رسد تو برتري
بانگ تو را شنيده ام، روي تو را نديده ام
سخت نباشدت که تو اين همه بي ريا تري؟
خشم تو نار مي زند، آه تو دار مي زند
با همه‌ي تفقدت، رحمت و شور آوري
حمد و صلات من چرا بر تو اثر نمي کند
گر که عذاب ميکني باز مرا تو ياوري
جان مرا گنه گنه، کرده به سان شب سيه
در لحظات بي کسي جان مرا تو ميخري
ترسمش اي خداي من از نفس فرشتگان
درب اجل چو باز شد، جان ز تنم به در بري
هرچه تلاش کرده ام در نفس خيال تو
حيف که کارگر نشد، چون کمکم نياوري
خواهش و آه اين بشر بشنو و افکن اين نظر
اي که ز رگ به گردنم، جان جهان، رواتری

این شعر را با صدای من بشنوید

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

ستمهای آتاتورک بر مولانا شاعر ایرانی

مولانای ایرانی - حکومت‌ جمهوری‌ ترکیه‌، که‌ در آبان‌ ماه‌ سال‌ 1302/ اکتبر 1923 به‌ وجود آمد، در اسفند ماه‌ سال‌ 1302/ مارس‌ 1924 خلافت‌ را برانداخت‌ و سلطان‌ عبدالمجید را به‌ سوئیس‌ تبعید کرد. یک‌ ماه‌ بعد، دادگاههای‌ شرعی‌ بسته‌ شد، پوشیدن‌ لباس‌ اسلامی‌ و حجاب‌ زنان‌ ممنوع‌، تعدد زوجات‌ قدغن‌، و تقویم‌ میلادی‌ مرسوم‌ گردید. ساعت‌ در ترکیه‌ با نصف‌ النهار گرینویچ‌ تطبیق‌ یافت‌، دستگاه‌ مقیاس‌ متداول‌ شد، الفبای‌ عربی‌ منسوخ‌ گشت‌ و تحریر زبان‌ ترکی‌ به‌ شیوه‌ی‌ حروف‌ لاتین‌ درآمد.
در بیستم‌ آذر ماه‌ سال‌ 1304/ سیزدهم‌ دسامبر 1925، قانون‌ شماره‌ی‌ 677 درباره‌ی‌ «لغو تولیت‌ و عناوین‌ مذهبی‌ و ممنوعیت‌ اجتماعات‌ و تظاهرات‌ عرفانی‌ و درویشی‌ و تعطیل‌ خانقاهها و تکیه‌ها و زاویه‌ها» که‌ لایحه‌ی‌ آن‌ را آتاتورک‌ پیشنهاد کرده‌ بود به‌ شرح‌ زیر از تصویب‌ مجلس‌ گذشت‌...

ادامه‌ی نوشته

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

هفت + یک و تحلیلی از جابلاگی

جابلاگی -  محمد علی توکلی: هفت به علاوه‌ي يك" نام كتاب جديد سيد ايمان ضيابري، روزنامه‌نگار نوجوان است كه توسط نشر فرهنگ ايليا در رشت منتشر گرديده است. اين كتاب، شامل هفت مصاحبه‌ي سيد ايمان ضيابري با نويسندگان معاصر و داستان‌نويسان نسل سوم ادبيات داستاني ايران است كه در 115 صفحه با تيراژ 1100 نسخه در اختيار علاقه‌مندان ادب و هنر قرار گرفته است.
اسدالله امرايي مترجم و روزنامه‌نگار، شهرام رحيميان داستان‌نويس ايراني ساكن آلمان، مديا كاشيگر داستان‌نويس و مترجم، ناصر غياثي داستان‌نويس، يوسف عليخاني روزنامه‌نگار، عليرضا قانع داستان‌نويس، مترجم و نويسنده و دكتر جواد مجابي شاعر، طنزنويس و رمان‌نويس برجسته‌ي ايراني، هفت چهره‌ي ادبي هستند كه در طول سالهاي 81 تا 85 با آنها به صورت مكاتبه‌يي و اينترنتي گفت‌وگو شده است.
در پايان كتاب "هفت به علاوه‌ي يك" كه يكي از جديدترين كتابهاي ايراني معرفي شده در سايت فروش كتاب بزرگ آمازون نيز هست، گفت‌وگوي روزنامه‌ي جام جم با سيد ايمان ضيابري پس از كسب عنوان جوانترين خبرنگار جهان از سوي فدراسيون بين‌المللي روزنامه‌نگاران، به چاپ رسيده است تا تركيب لغوي "هفت+يك" ايجاد شود.
ويژگي مشترك بين تمامي چهره‌هايي كه در اين مجموعه با آنها گفت‌وگو شده است، حضور دايم و فعال آنها در شبكه‌ي جهاني اينترنت به عنوان رسانه‌ي نسل جديد است به طوري كه تمامي اين نويسندگان يا در حال حاضر به صورت شخصي، سايتها و وبلاگهايي را اداره مي‌كنند و يا جديدترين آثار و نوشته‌هاي خود را براي انتشار به مجلات الكترونيكي حوزه‌ي ادبيات مي‌سپارند.
سيد ايمان ضيابري در سال 1369 در رشت متولد شد. فعاليت مطبوعاتي را در سن 8 سالگي از مطبوعات محلي گيلان شروع كرد و تا پايان سال 85، بيش از 1000 مقاله در نشريات مختلف داخلي و خارجي به زبانهاي فارسي و انگليسي منتشر نمود.
پژوهش وي با موضوع "بازارهاي محلي گيلان" در دومين دوره‌ي جشنواره‌ي پژوهشها و آثار دانش‌آموزي دانشگاه آزاد اسلامي سراسر كشور در سال گذشته، در بخش علوم اجتماعي رتبه‌ي نخست را كسب كرد. كسب عنوان جوانترين خبرنگار جهان كه به تاييد چند سازمان بين‌المللي نيز رسيده، از ديگر افتخارات وي محسوب مي‌شوند.
سيد ايمان ضيابري همچنين دارنده‌ي دو مدال نقره‌ي المپياد مهارتهاي ملي در رشته‌ي طراحي صفحات وب در مرحله‌ي استاني گيلان است و نيز به عنوان سردبير برگزيده‌ي نشريات دانش‌آموزي كشور در سال 84 انتخاب گرديده است.
كتاب نخست وي در سال 1380 توسط انتشارات دهسرا منتشر شد كه ترجمه‌يي از يك رمان ساده‌ي انگليسي براي بچه‌ها بود. وي كه در وبلاگ شخصي خود با نام ايمان امروز نيز مي‌نويسد، در سال جاري توسط برگزاركنندگان جشنواره‌ي جايزه‌ي وبلاگي "قورباغه‌ي طلايي" كه توسط چند موسسه‌ي فرهنگي در تهران برگزار شد، به عنوان وبلاگنويس حرفه‌يي نوجوان مورد تقدير قرار گرفت.
سيد ايمان ضيابري همچنين دو مجموعه‌ي ديگر از آثار خود را آماده‌ي چاپ دارد كه يكي، ترجمه‌يي از داستانهاي كوتاه انگليسي و ديگري نيز مجموعه‌ي مصاحبه‌هاي وي با هنرمندان تجسمي ايران است.
تدوين مجموعه گفت‌وگوهايي با وبلاگنويسان برگزيده و مطرح ايراني از جمله برنامه‌هاي آينده‌ي وي محسوب مي‌شوند.  او در حال حاضر با سرويس رسانه‌ي روزنامه‌ي جام جم همكاري مي‌كند و صفحه‌يي تحت عنوان وبگشت علمي در ماهنامه‌ي دانشمند نيز اداره مي‌كند.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

خريد اينترنتي در ايران فرهنگ
 

ايران‌فرهنگ دات كام

هفت + يك: گفت و گو با اسدالله امرايي، شهرام رحيميان، يوسف عليخاني و ...
به كوشش: كوروش ضيابري
 111ص، جلد نرم، 14.5*21.5 سانتي متر
رشت: انتشارات فرهنگ ايليا، 2006، چاپ اول
شابك: 6-10-2535-964

 كوروش ضيابري روزنامه نگار 17 ساله ايراني است كه مقالات او اغلب در حوزه رسانه، ارتباطات و فناوري اطلاعات منتشر شده. «هفت به علاوه يك»، مجموعه گفت و گوهايي است كه اين روزنامه نگار جوان در طي سال هاي 1381 تا 1385 با تني چند از نويسندگان، روزنامه نگاران و دست اندركاران ادبيات ايران انجام داده است. اين افراد عبارتنداز: اسدالله امرايي، شهرام رحيميان، يوسف عليخاني، ناصر غياثي، عليرضا قانع، مديا كاشيگر و جواد مجابي.  

براي خريد كتاب از سايت ايران‌فرهنگ اقدام كنيد!

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

هفت+يك از ديد طبال‌ها!!

عاطفه حبيبي: اگر کسی هدف داشته باشد٬ بداند دارد چه کار می کند و اعتماد به نفس هم داشته باشد حتما آدم موفقی است . نیست؟ من معتقدم که ایمان ضیابری آدم موفقی است. برای اینکه خوب می نویسد٬ مصمم است٬ کارهایش را دنبال می کنم و خوشحالم از اینکه روز به روز پیشرفت می کند.این هم آخرین نمونه اش. "هفت+یک" عنوان دومین کتاب ایمان است که تازگی فرهنگ ایلیا چاپ کرده است.كتاب اولش تحت عنوان "خانه یی بر فراز تپه" در يازده سالگيش منتشر شد كه ترجمه بود.اما خودش تمام نسخه های این کتاب را از کتاب فروشی ها خرید و این کتاب را به هیچ کس نشان نداد و به همه می گوید که هفت+یک اولین کتابش است. 

"هفت + یک"  شامل هفت مصاحبه با " اسدالله امرايي(مترجم)، شهرام رحيميان(داستان نويس)،يوسف عليخاني( روزنامه نگار و داستان نويس)،ناصر غياثي (داستان نويس)،عليرضا قانع(نويسنده و مترجم)،مديا كاشيگر( نويسنده) و جواد مجابي (روزنامه نگار و داستان نويس و محقق و منتفد ادبي) است که در 111 صفحه و قیمت 1500 صفحه منتشر شده است.

پ.ن: هرچند که یکی از دلایل شهرت ایمان٬ جوان ترین خبرنگار جهان بودنش است اما من اگر به جای ایمان بودم حسابی ناراحت می شدم از اینکه من را به اسم روزنامه نگار 17 ساله ایرانی بشناسند. مگر هیچ وقت برای معرفی سایر آدم ها سنشان را هم می گوییم؟

پ.ن: روزی که توی وبلاگم نوشتم به ایمان افتخار می کنم تا مدت ها به خاطر این حرفم با یکی از دوستانم (که حالا دوست ایمان هم هست )مشکل داشتم. خوشحالم از اینکه حالا بهش ثابت شد که ایمان حرفه ای کار میکند. خوشحال از اینکه ایمان این را ثابت کرد.

 

 

مرتبط

یادداشت یوسف علیخانی بر هفت+یک

 معرفي هفت‌به‌علاوه‌ي يك در والس

هفت + يك را آنلاين از پرشين‌بوك بخريد

فروش آن لاین در آمازون

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

هفت + يك را آنلاين از پرشين‌بوك بخريد

پرشين‌بوك - خريد اينترنتي كتاب هفت+يك:

كوروش ضيابري روزنامه‌نگار 17 ساله‌ي ايراني، يك ژورناليست علمي است كه مقالات او اغلب در حوزه‌ي رسانه، ارتباطات و فناوري اطلاعات منتشر شده‌اند.
وي با اكثر نشريات سراسري ايران همكاري كرده و هم‌اكنون نيز نويسنده‌ي سرويس رسانه‌ي روزنامه‌ي جام جم، و ستون‌نويس اجتماعي روزنامه‌ي اصلاح‌طلب اعتماد است. آثار او در روزنامه‌هاي شرق، ايران، همشهري، اعتماد ملي و ماهنامه‌ي دانش و كامپيوتر نيز به چاپ مي‌رسند.
در پايان سال 2006، به دليل فعاليتهاي رسانه‌يي مداوم، و با توجه به اينكه كار مطبوعاتي رسمي خود را از هشت سالگي آغاز كرده بود، به عنوان جوانترين خبرنگار جهان توسط برخي از نهادهاي رسانه‌يي بين‌المللي معرفي شد.
در اين مدت، او پس از 6 سال فعاليت رسانه‌يي، تعداد بيش از 1000 مقاله نوشت كه در نوع خود رقم جالبي است.
او همچنين با سرويس بين‌المللي سايت بي‌بي‌سي و نيز گروه بلاگرهاي ميهمان روزنامه‌ي واشينگتن‌پست به عنوان ميهمان نويسنده همكاري مي‌كند.
او غالباً در حوزه‌ي كتاب، ادبيات، آي‌تي، اينترنت، محتواي فارسي بر روي وب و رسانه‌هاي بين‌المللي مي‌نويسد و يك روزنامه‌نگار رسانه‌يي است.
همچنين در ماهنامه‌ي دانشمند كه با 45 سال سابقه‌ي انتشار، قديمي‌ترين نشريه‌ي علمي ايران و يكي از مطبوعات بين‌المللي كشور محسوب مي‌شود، او يكي از اعضاي ثابت تيم تحريريه است كه زيرنظر علي‌اكبر قزويني سردبير اين مجله كار مي‌كند و هر ماه در صفحاتي با نام وبگشت علمي، وبلاگها و سايتهاي جديد با موضوعات علمي را معرفي مي‌نمايد.
هفت به علاوه‌ي يك (1+7) نام كتاب جديد اوست كه مجموعه‌ي مصاحبه‌هايش با نويسندگان معاصر مشور محسوب مي‌گردد. در اين كتاب او با هفت نويسنده‌ي ايراني از جمله جواد مجابي كه با آثار متعدد ادبي، يكي از سرشناسترين نويسندگان ايراني است و كارهايش به زبانهاي مختلف ترجمه شده‌اند، و نيز شهرام رحيميان، نويسنده‌ي ايراني ساكن آلمان كه تنها در ايران به غير از كوروش، يك بار ديگر مصاحبه كرده بود، گفت‌وگو كرده است.
عدد "يك" باقيمانده در عنوان كتاب، گفت‌وگويي است كه روزنامه‌ي جام جم پس از كسب عنوان جوانترين خبرنگار دنيا با كوروش ضيابري انجام داد.
ادامه‌ي بيوگرافي را اينجا بخوانيد

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

"هفت + يك" و چاپ اول در همشهري!!
چاپ‌اول - همشهري‌ آنلاين: كتاب هفت به اضافه يك كه حاصل گفت و گوي كوروش ضيابري با هفت نويسنده و مترجم است از سوي انتشارات ايليا به بازار كتاب عرضه شده است.
به گزارش همشهري آنلاين  اين گفت و گو ها در سالهاي 81 تا 85 با نويسندگان و اهل قلمي انجام شد كه به گفته ضيابري بيشتر آنها از چهره هاي مورد علاقه و نوينسدگان الگوي او محسوب مي‌شدند.
به گفته ضيابري اين گفت و گو ها نخستين بار از سوي يوسف عليخاني به وي پيشنهاد شد. در اين كتاب كم حجم112 صفحه اي گفت و گو هايي با اسدالله امرايي(مترجم)، شهرام رحيميان(داستان نويس)،يوسف عليخاني( روزنامه نگار و داستان نويس)،ناصر غياثي (داستان نويس)،عليرضا قانع(نويسنده و مترجم)، مديا كاشيگر( نويسنده) و جواد مجابي (روزنامه نگار و داستان نويس و محقق  و منتفد ادبي) انجام شده است.
در ابتداي هر گفت وگو شمه اي كوتاه از زندگي  و برخي آثار اين هفت تن آمده و سپس اصل گفت و گو آورده شده است
|+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

اوريانا فالاچي و هنر مصاحبه

مجله‌ي فرياد - سيد ايمان ضيابري: گفته مي‌شود تنها يك روزنامه‌نگار غربي توانست دو بار با آيت‌الله خميني مصاحبه و گفت‌وگو كند. و از اين گفت‌وگوهاي مفصل و طولاني است كه ما مي‌‌توانيم اطلاعات ارزشمندي راجع به حكومت الهي و بر پايه‌ي احكام الهي كسب كنيم كه رهبر انقلاب ايران تصميم به بنيان نهادن داشت.
گفت‌وگوي دوم او به خودي خود، يك موفقيت محسوب مي‌شد. او گفت‌وگوي اولش را در حالي به پايان رساند كه پوشش تمام ساتركننده و سياه رنگ چادر را در مقابل رهبر ايران از تن به در كرد و آن را يك لباس ژنده‌ي قرون‌وسطايي خواند! او مي‌گفت كه بعد از آن لحظه‌ي دراماتيك، فرزند آيت‌الله خميني او را به گوشه‌يي فراخوانده و به آرامي گفته كه اين تنها باري بوده كه در عمرم ديدم پدرم لبخند زده است!
آيا شما جديداً گفت‌وگوي مهمي با يك سياستمدار برجسته را خوانده ايد و به ياد داريد؟ تنها آنچه در ذهنمان به جاي مانده، گافهاي متناقض خبرنگاري و چيدماني از اشتباهات سردرگم‌كننده‌ي مصاحبه‌كنندگان است! اگر هم به اصل مصاحبه رجوع كنيد، مي‌بينيد پاسخهاي متناقض مصاحبه‌شونده، از سوالهاي احمقانه و گيج‌كننده‌ي خبرنگاران ناشي شده است...
ادامه‌ي مقاله را اينجا بخوانيد

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

نارسا صحبت كردن زبان مادري در گفت‌وگو با پاريس ريويو

همشهري آنلاين - سيد ايمان ضيابري: اين طبيعي است كه حتي نويسنده نه چندان بزرگ و سرشناسي چون اورهان پاموك ترك، پس از ربودن جايزه بزرگ و سرشناسي چون نوبل، ناگهان مورد توجه رسانه‌هاي همه كشورهاي بزرگ و كوچك قرار بگيرد.
اما پاموك با ديدگاه‌هاي سياسي و اظهارنظرهاي جنجالي‌اش، خواهي نخواهي، مسئله توجه به خود و به ويژه شيوه و زاويه اين توجه را، به مسئله‌اي سياسي و بين‌المللي بدل  ساخته است.
بنابراين مطالعه و مقايسه دو گفت‌وگوي دو نشريه مطرح از دو  كشور قدرتمند، اما همواره رقيب اروپا، آلمان و فرانسه، مي‌تواند واجد نكات شايان توجهي باشد. اين دو گفت‌‌وگو را كه پس از اعلام رأي آكادمي نوبل انجام شده است، مي‌خوانيد.

*آنگل گوريا كويينتانا: در ابتدا اجازه بدهيد بپرسم معمولاً از انجام مصاحبه با خبرنگاران چه احساسي  داريد؟
 معمولاً در اين موارد، عصبي و دستپاچه مي‌شوم چرا كه خيلي از مواقع حتي به سؤالات بيهوده و بيجا هم پاسخ‌هاي احمقانه مي‌دهم. اين اتفاق به همان اندازه كه در زبان انگليسي، كه در تركي هم برايم پيش مي‌آيد. من يك ترك هستم، ولي زبان مادري‌ام را خيلي ضعيف و با جملات نارسا تكلم مي‌كنم! در كشور خودم هم بيشتر از بابت مصاحبه‌هايم مورد هجوم و حمله قرار مي‌گيرم تا از بابت كتابهايم. منتقدان و ستون‌نويسهاي سياسي نشريات، معمولاً براي خواندن رمانهاي طولاني من وقت نمي‌گذارند.

* كتابهاي شما معمولاً در اروپا و ايالات متحده، بازتاب خوبي دريافت مي‌كنند. در مورد برخورد انتقادآميز داخل كشور خودتان بگوييد؟
- سالهاي خوشي و موفقيت من در تركيه به پايان رسيدند. وقتي من نخستين كتابهايم را چاپ مي‌كردم، نسل قبلي نويسندگان در حال محو شدن از صحنه‌ ادبيات بودند و آثار من با استقبال مواجه شدند چون من يك نويسنده‌ تازه‌كار بودم!

* منظور شما از نسل قبلي نويسندگان چيست؟
- نويسندگاني كه يك مسئوليت اجتماعي روي دوش خود حس كردند. نويسندگاني كه حس كردند ادبيات بايد در خدمت انسانيت و سياست باشد. آنها رئاليستهاي بي‌چون و چرا بودند، نه رئاليستهاي تجربه‌گرا. همانند نويسندگان بسياري از كشورهاي فقير، آنها استعداد خود را در خدمت به كشورشان تلف كردند! من نمي‌خواستم مثل آنها باشم چون حتي در جواني‌ام نيز از كارهاي ويليام فاكنر، ويرجينيا وولف، مارسل پروست و... لذت مي‌بردم.
 در حالي كه هيچ وقت آرزو نداشتم يك رئاليست اجتماعي مانند ماكسيم گوركي و يا جان اشتاين بك باشم. ادبيات مورد توجه و آثار توليد شده در دهه‌هاي شصت و هفتاد، از مد و لعاب قبلي‌شان افتاده بودند در نتيجه من به عنوان نويسنده‌اي از يك نسل جديد، مورد استقبال واقع شدم.
بعد از سالهاي مياني دهه‌ نود، وقتي كتابهاي من با بيشترين تيراژ ممكن كه ادبيات تركيه روياهايش را هم نمي‌توانست ببيند در حال فروش بودند، ماههاي خوش و مسالمت‌آميز من با رسانه‌ها و روشنفكران تركيه به پايان رسيد. البته به تعبير من، در ابتدا برخورد انتقادآميز و خصمانه‌ رسانه‌ها و روشنفكران با كتاب، بيش از اينكه نقد محتوايي كارهاي من باشد، برخورد با استقبال و ميزان فروش و محبوبيت كتاب بود.
در حال حاضر هم متأسفانه به دليل عقايد و تفكرات سياسي خودم، بسيار بدنام شده‌ام كه بخش عمده‌ آنها از مصاحبه‌هاي بين‌المللي من استخراج شده‌اند و با بي‌شرمي تمام هم توسط برخي روزنامه‌نگاران ملي تركيه دستكاري و تحريف شدند تا من، بيش از آنچه كه هستم، از لحاظ سياسي راديكال، بنيادگرا و احمق نمايش داده شوم!

* در نتيجه مي‌توانيم ادعا كنيم نسبت به محبوبيت شما يك واكنش خصمانه و غيرمنطقي انجام شد؟
- من قوياً اعتقاد دارم كه اين اتفاقات، تنبيه من بابت ميزان رقم فروش بالاي كتابم و همينطور عقايد سياسي توسط مردم و رسانه‌ها بود. اما من تمايل ندارم گفتن اين موضوع را ادامه دهم چرا كه حالت تدافعي ايجاد مي‌كند. در نتيجه ممكن است كل تصوير را به اشتباه براي ديگران ترسيم كنم.

* هيچ گاه به نظريه‌پردازي اجتماعي از طريق نوشتن رمان فكر كرديد؟
- خير، اصلاً به همين دليل بود كه به نسل قديمي‌تر نويسندگان رمان‌نويس به ويژه در قرن هجدهم معترض بودم و واكنش نشان مي‌دادم. با تمام احترامي كه براي آنها قايلم، اما معتقدم اين كار آنها كوته‌فكرانه و كوته‌نظرانه است.

* بگذاريد كمي به عقب برگرديم. قبل از نوشتن «كتاب سياه». چه چيزي الهام‌بخش شما در نوشتن «قصر سفيد» بود؟ اين كتاب، نخستين رمان شما بود كه در آن از قالبي استفاده كرديد و اين قالب در باقيمانده و ساير كارهاي شما نيز تكرار شد. جعل هويت و نقش ديگري را بازي كردن! به نظر شما چرا ايده‌ تبديل شدن به فرد ديگري، اغلب در رمانهاي شما خود را به ناگهان ظاهر مي‌كند؟
- يك دليل بسيار شخصي! من برادري بسيار سبقت‌جو و رقابت‌گرا دارم كه تنها 18 ماه از من بزرگتر است. او در واقع پدر فكري من در زمينه‌ نظريات فرويد بود. اين گونه بود كه او مصلح ضمير من بود و نوع ديگري از قدرت من را پديدار مي‌كرد. از سوي ديگر، ما يك رابطه‌ برادرانه و البته رقابتي هم داشتيم. يك رابطه‌ بسيار پيچيده. من به صورت مفصل به اين مورد در كتاب «استانبول» خودم پرداخته‌ام.
من يك پسر ترك معمولي بودم. فوتبالم خوب بود و به همه نوع ورزش و مسابقه و بازي هم علاقه داشتم. و برادرم، بسيار بهتر از من در درس و مدرسه فعاليت مي‌كرد. من به او احساس غبطه و حسادت مي‌كردم و او نيز نسبت به من همين حس را داشت.
فرد مسئوليت‌پذير و معقولي بود، حداقل آن طور كه بزرگترهايمان مي‌گفتند. موقعي كه من به بازيها توجه مي‌كردم، او به قوانين توجه مي‌كرد. به طور كلي ما هميشه در حال رقابت بوديم. من هم هميشه در خيال، خودم را جاي او مي‌گذاشتم تا شايد مثل او باشم. بايد با صداقت هم در مورد رشكي كه به او مي‌ورزيدم اعتراف كنم.
هميشه به اين فكر مي‌كنم و نگران هستم كه چه قدر قدرت و موفقيت‌هاي برادرم، مرا تحت تأثير قرار داده است و اين، يك بخش اصلي از روح و روان و انديشه‌هاي من را تشكيل مي‌دهد.
به اين مسئله هم آگاهم و سعي مي‌كنم هميشه بين خودم و چنين احساساتي، فاصله ايجاد كنم. خود نيز مي‌دانم چنين تفكراتي بد و غلط هستند و مثل يك شهروند متمدن همواره تصميم مبارزه با آنها را داشتم و دارم. البته معتقد هم نيستم كه يك قرباني حسادتم. اما اين كهكشاني از افكار و خيالات است كه سعي مي‌كنم تمام مدت با آنها كنار بيايم و بالطبع در پايان هم موضوع اصلي همه‌ داستانهايم خواهد شد!براي مثال در «قصر سفيد»، احساسات و روابط ساد و مازوخيستي بين شخصيت‌هاي اصلي داستان، بر پايه‌ روابط خودم و برادرم بنا شده است.
از سوي ديگر، اين قالب بحران هويت، در احساس سرگشتگي و شكنندگي روحي يك تركيه‌اي در مواجهه با فرهنگ غربي بروز مي‌كند. بعد از نوشتن «قصر سفيد» متوجه شدم كه اين حسادت يعني احساس تشويش و نگراني بابت تحت تأثير قرار گرفتن توسط فردي برتر و بالاتر، به وضعيت تركيه در برخورد با غرب مي‌ماند. اينها يعني آرزوي غربي شدن داشتن و آنگاه متهم شدن به نداشتن صداقت و درستي لازم. تلاش براي كسب شرايط و روحيات اروپايي و احساس گناه بابت روندي تقليدي كه در پيش گرفته‌ايد.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

گفت‌‌وگو با پابلو نرودا، شاعر اهل شيلي

راديو زمانه - كوروش ضيابري: بخش هايي از اين گفت‌وگو براي نخستين بار در برنامه‌ي راديويي يك ساعته‌اي با عنوان "پابلو نرودا، شاعري از آمريكا" در پاييز 1971 از راديو كانادا پخش شد. مصاحبه به زبان فرانسوي انجام شد كه پابلو نرودا بسيار به آن مسلط بود و ابتدا نيز در دانشگاه سانتياگو در اوايل دهه‌ی 1920 آن را آموخته بود. انتشار اين مصاحبه در نشريه‌ي پاريس ريويو براي نخستين بار در سالهاي اخير صورت مي‌گيرد. پابلو نرودا برنده‌ي شيليايي جايزه‌ي نوبل ادبيات است كه در اين مصاحبه به پرسشهای خبرنگار نامدار، اريك بوكستل پاسخ داده است.
ريكاردو اليسر نفتالي ريه‌يس بوسوآلتو كه با نام مستعار پابلو نرودا مي‌نوشت، در سال 1904 متولد شد و در سپتامبر 1973 درگذشت. اين كمونيست سرشناس كه لنين را نابغه‌ي بزرگ تاريخ مي‌خواند، در طول زندگي خود سمت هاي سياسي بسيار زيادي را تجربه کرد و در جريان درگيريهاي داخلي شيلي، به آرژانتين فرار كرد. بخش عمده‌ي اشعار او، توجه به ظلم و ستمي را دربرمي‌گيرد كه ديكتاتور بزرگ شيليايي، ژنرال پينوشه در طول ساليان دراز بر مردم اين كشور تحميل كرده بود...

ادامه را اينجا بخوانيد

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

ميلان كوندرا، آزمون و خطاي شكلهاي شخصيت‌پردازي در رمان

ادبيات و فرهنگ - سيد ايمان ضيابري : گفتار حاضر، يادداشتي كاملا شخصي بر آثار ميلان كوندرا است. نگاه يك طراح گرافيك و نويسنده‌ ي پيش پا افتاده. هرچند در اين گفتار، قصد من بر آن نيست كه كتابهاي كوندرا را به صورت خاص مورد تحليل و نقد قرار بدهم بلكه به صورت عام و كلي، تصميم بر آن است تا روند حركتي ميلان كوندرا در عرصه ي ادبيات و نكات برجسته‌ ي كار داستان نويسي وي را تحليل كنم كه به صورت عمده، به دو دسته ي “فقدان هويت” و “مشكل در ترجمه” از ديدگاه من، خلاصه مي شوند كه البته ضعف و ناتواني برخي مترجمان در برگردان آثار ميلان كوندرا كه متوجه خود من نيز مي شود را در اين گفتار، بررسي مي كنم هرچند كه به تازگي، چند نقد تخصصي شامل يك كتاب و چند مجموعه مقاله راجع به ديدگاه جامعه شناسانه ي ميلان كوندرا از منظر فلسفي منتشر شده است.
ميلان كوندرا را به عنوان يك نويسنده ي هميشه منتقد معرفي مي كنند كه از تباهي جامعه اش از هر لحاظ، ناراضي است و با جامعه، برخوردي نقادانه و موشكافانه دارد. البته اين تعريف براي من زياد قانع كننده نيست چرا كه از ديدگاه شخصي من، ميلان كوندرا هميشه يك رمان نويس منحصر به فرد بوده است. در تمام رمانهايش، ميلان به دنبال سبكي از نگارش بوده كه راه و روشي نو براي فكر كردن پديد بياورد. راه و روشي كه خواننده در برخورد با آن، احساس كند يك رمان نمي خواند بلكه يك متن فلسفي و پرسشگر، پيچيده و تئوريك را مي خواند. وساطت، ميانجيگري و انعكاس شفاف وقايع جامعه، بخشهاي تفكيك ناپذيري از رمانهاي او هستند كه خطوط داستاني و روايتگرايانه ي كارهاي وي را، به قطعاتي منطقي تبديل مي كنند كه هر كدام براي خود، ديدگاه و جهت گيري دارند. ...

|+| نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

اورهان پاموك به برادرش حسودي مي‌كرد

من يك پسر ترك معمولي بودم. فوتبالم خوب بود و به همه نوع ورزش و مسابقه و بازي هم علاقه داشتم. و برادرم، بسيار بهتر از من در درس و مدرسه فعاليت مي‌كرد. من به او احساس غبطه و حسادت مي‌كردم و او نيز نسبت به من همين حس را داشت.
فرد مسووليت پذير و معقولي بود، حداقل آنطور كه بزرگترهايمان مي‌گفتند. موقعي كه من به بازيها توجه مي‌كردم، او به قوانين توجه مي‌كرد. به طور كلي ما هميشه در حال رقابت بوديم. من هم هميشه در خيال، خودم را جاي او مي‌گذاشتم تا شايد مثل او باشم. بايد با صداقت هم در مورد رشكي كه به او مي‌ورزيدم اعتراف كنم.
هميشه به اين فكر مي‌كنم و نگران هستم كه چه قدر قدرت و موفقيتهاي برادرم، مرا تحت تاثير قرار داده است و اين، يك بخش اصلي از روح و روان و انديشه‌هاي من رو تشكيل مي‌دهد.
به اين مساله هم آگاهم و سعي مي‌كنم هميشه بين خودم و چنين احساساتي، فاصله ايجاد كنم. خود نيز مي‌دانم چنين تفكراتي بد و غلط هستند و مثل يك شهروند متمدن همواره تصميم مبارزه با آنها را داشتم و دارم. البته معتقد هم نيستم كه يك قرباني حسادتم. اما اين كهشكاني از افكار و خيالات است كه سعي مي‌كنم تمام مدت با آنها كنار بيايم و بالطبع در پايان هم موضوع اصلي همه‌ي داستانهايم خواهد شد ... (ادامه را اينجا بخوانيد)

|+| نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

مصاحبه با اورهان پاموك

مردم تركيه مي‌توانند اروپايي خطاب شوند!

گفت‌وگوي نشريه‌ي دي‌زايت آلمان با اورهان پاموك، نويسنده‌ي ترك

 

اورهان پاموك 52 ساله، مشهورترين نويسنده‌ي تركيه و برنده‌ي جايزه‌ي نوبل ادبي 2006 است. او در 1952 و شهر استانبول ديده به جهان گشود. قبل از شروع به نويسندگي، معماري و روزنامه‌نگاري خواند. آثار او به بيش از 30 زبان زنده‌ي دنيا ترجمه شده‌اند.

پاموك در فوريه‌ي گذشته با نشريه‌ي سوييسي تاگز آنتزايگر در مورد قتل عام آمريكايي‌ها توسط نظاميان ترك گفت‌وگو كرد.

بعد از آن بود كه او در كشورش مورد عداوت و دشمني فراواني قرار گرفت. كتابهاي او در يك تظاهرات عمومي استان بيله‌سيك و در حضور اهالي رسانه‌ي سراسر دنيا به آتش كشيده شدند، همينطور به دستور حاكمان و استانداران ايالات محلي، كتابهاي او از كتابخانه‌هاي سراسر تركيه جمع‌آوري شدند. تصاوير و عكسهاي او نيز در يك مسابقه‌ي اتوموبيلراني در استان اسپارتا در مسير حركت ماشينها قرار گرفتند تا از بين بروند.

حريت، مشهورترين روزنامه‌ي تركيه نيز پاموك را يك موجود پست و فرومايه خطاب كرد. بنياد بين‌المللي قلم، از دولت تركيه خواست اين حملات و ترورهاي شخصيتي را متوقف و محكوم كند. به دلايل امنيتي، او سفر چندروزه‌ي خود به آلمان براي شركت در مراسم بازخواني آخرين رمانش با نام "برف" را منتفي كرد.

بعدها سردبير نشريه‌ي دي-زايت آلمان، پاموك را در نيويورك ملاقات كرد و از او خواست درخواست مصاحبه‌ي اين نشريه را بپذيرد. جورگ لائو و پاموك در اين مصاحبه از وضعيت آزادي در تركيه، ضربه‌هايي كه از مردم كشورش خورده و كاهش يافتن تدريجي اشتياق مردم و دولت براي پيوستن به اتحاديه‌ي اروپا صحبت كردند. اين گفت‌وگو، حدوداً هشت ماه قبل از اعطاي جايزه‌ي نوبل ادبي به پاموك صورت گرفته است كه در ادامه مي‌خوانيد ...

|+| نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

مرور سايت اينترنتي سخن دات كام ؛ مجالي حرفه اي براي ادبيات مجازي

به نظر مي‌رسد كم‌كم داريد از گشت زدن در كتابخانه‌هاي عمومي و كتابفروشي‌ها بخصوص در بزرگترين شهر كشور خسته مي‌شويد. حق هم داريد. شايد يك كتاب چاپ سال 1373 را بعد از گشت زدن در سي مدل كتابخانه پيدا كنيد و البته بايد هم اينطور عصباني به نظر برسيد.
اصلا بگذاريد فكر كنيم كتاب‌هاي سال 73 به راحتي پيدا مي‌شوند اما فلان كتابي كه كلاً چهار نسخه‌اش در تمام كتابخانه‌هاي كشور موجود است و نمي توان آن را راحت پيدا كرد،‌تكليف آن چه ميشود؟
هيچ‌كس هم انكار نمي‌كند كه يافتن كتاب‌هاي مورد علاقه و مورد نظر در كتابفروشي‌هاي دنياي واقعي، يكي از سخت‌ترين و زيان‌آورترين‌كارهاي دنياست. با اين حساب شايد خيلي غبطه بخوريد از اينكه نام‌هايي مانند ‌ Questia يا ‌ Amazon را مي‌شنويد و درمي‌يابيد كه بزرگترين فروشگاه‌هاي آنلاين دنيا، بخش عمده‌اي از درآمد خود را از راه فروش كتاب كسب مي‌كنند.
علاوه بر اينكه حتي برخي اوقات ناياب‌ترين كتاب‌هاي دهه‌هاي اخير را به مخاطب خود عرضه مي‌كنند ضمن اينكه سهل‌ترين و آسان‌ترين راه‌ها براي خريد ناياب‌ترين كتاب‌ها را نيز فراهم مي‌آورند.اگر از اهالي پر و پا قرص دنياي كتاب و كتابخواني باشيد و در ادبيات و فرهنگ مملكت هم دستي داشته باشيد، بعيد مي رسد از دور يا نزديك، ‌ www.sokhan.com را نديده باشيد. ‌
البته سايت سخن را بيشتر از آنكه به خريد و فروش كتابش بشناسند، به چند كار نو، ابتكاري و پرسر و صدا مي‌شناسند كه در عالم ادبيات معاصر حسابي صدا كرد و مقدمه‌ ورود خيلي از نويسنده‌ها و مترجم‌هاي مملكت به دنياي عجيب و غريب اينترنت شد.
يكي از آنها برگزاري چهار دوره مسابقه داستان‌نويسي جايزه‌بزرگ <صادق هدايت> بود و ديگري < 80 سال، 80 داستان> نام داشت.
عنوان خود سايت هم اين فرض را تاييد مي‌كند كه رويكرد سخن، تقريبا رويكرد يك مجله‌اينترنتي ادبي است كه كتاب معرفي مي‌كند اما فعلا اگر بخواهيد در سبد خريدتان چيزي اضافه كنيد يا كتاب جديدي را پسنديديد و خواستيد آن را بخريد،‌سايت سخن را پيشنهاد نمي‌كنيم چون سبد خريدش به دلايلي فني به حالت تعليق درآمده و قرار شده تا اطلاع ثانوي دوباره باز شود.
اما اگر در طول اين روزهاي باقي‌مانده به پايان نمايشگاه، دنبال سايت درست و حسابي به ‌روز شده و جمع ‌و جوري هستيد كه به شما سرسام روحي ندهد و بتوانيد راحت اسم چند كتاب تازه ‌چاپ شده‌داغ تازه از تنور وزارتخانه درآمده را ببينيد و داخل نمايشگاه دنبال آن بگرديد، اشتباه نيامده‌ايد، چون<سخن> هم چنين كاركردي دارد.
علاوه ‌بر همه‌اينها خودتان را كمي در فضاي پرجنب ‌و جوش كتاب قرار مي‌دهيد و از بخش‌هاي مختلف ‌ sokhan.com چند مطلب درست‌ و حسابي ادبي و يا چند نقد جان‌دار بر كتاب‌هايي كه دلتان مي‌خواهد، مي‌خوانيد.
اما بگذاريد يكي‌يكي بخش‌هاي سخن را با هم بگرديم و كمي‌ از آن را بخوانيم. شايد به خاطر درج لوگوهاي جالب و تبليغات فراواني كه در سايت‌هاي مختلف از جايزه بزرگ صادق هدايت ديديد و خوانديد، جذب شديد، با مسبب و عامل اين حركت آشنا شويد كه همان سايت سخن است.
شايد با خودتان فكر كنيد كه برندگان اين جايزه و داوران آن هم همان اسم‌هاي بزرگ و تكراري و كليشه‌اي هميشگي هستند و نام داستان‌هاي برنده را در ديگر مسابقات نيز ديده ايد كه هريك جايزه‌اي را به خود اختصاص داده‌اند.
اما با اين عزم وارد بخش و ليست برندگان سايت بشويد كه بخواهيد نام دو نفر از برنده‌ها را بشناسيد. باور كنيد نمي‌توانيد. برنده‌ها آدم‌هايي هستند هرچند گمنام اما با افق‌هاي ديد وسيع كه اين را از داستان‌هايشان مي‌توان فهميد و حالا همه منتظرند تا فراخوان مسابقه‌سال 85 هم برسد و يك رقابت داغ و جذاب را دوباره تجربه كنند.
البته بخش ارسال داستان سايت فعال است و حتي اگر قصد شركت در مسابقه را نداريد، مي‌توانيد داستان‌هايتان را براي مطالعه‌بازديدكنندگان روي سايت قرار دهيد البته بعد از رد شدن از فيلتر مديريت سايت و باقي قضايا كه البته اين كار بعضي مواقع تا چند ماه هم طول مي‌كشد. پس انتظار نداشته باشيد اگر امروز داستان فرستاديد، فردا روي سايت باشد.
همين قضيه، يك نگراني بزرگ را در بعضي‌ها ايجاد كرده بود كه سخن دات‌كام اسير مافياي رسانه‌اي و ادبي نشود و به ورطه‌باندها و گروه‌ها نيفتد كه البته اينطور نيست و بازديدكنندگان بدون ذهنيت منفي و با فراغ بال بيشتري به استقبال سخن مي‌روند.
ليست داستان‌هاي ارسال شده در سال‌هاي 81 تا 84 به تفكيك در سايت موجود است و مي‌توانيد همه را بخوانيد. ايميل نويسندگان نيز در اين سايت موجود است و مي توانيد نظرات خود را براي آنها ارسال كنيد.
يكي از كتاب‌هاي تازه منتشر‌شده‌اي كه سخن هم روي آن مانور داده، <زنده به گور> صادق هدايت با ترجمه ارمني و انگليسي است كه در نوع خود كار نويي به شمار مي رود.
 Sokhan.com نسبت به سايت‌هاي هم كيش و هم ‌رديف و رقيبش، يك كاستي دارد و آن هم اينكه مقدار توضيحاتي كه براي هر كتاب تازه معرفي ‌شده، آورده است، خيلي محدود و اندك است و به ندرت پيش مي‌آيد يك كتاب در كنار ساير كتاب‌ها كاملا معرفي شده باشد و قسمت‌هايي از آن آورده شود.
در عين حال مزيت سخن نسبت به سايت‌هايي كه اين قابليت را فراهم نكردند اين است كه امكان نظرخواهي فارسي براي هر كتابي فراهم است و اگر نقدي، نظري، مقاله‌اي يا لينكي از خبري در مورد كتابي داريد، مي‌توانيد زير توضيحات آن ارسال كنيد كه نمايش آن نياز به تاييد مدير سايت دارد.
هرچند روند بررسي لينك‌ها و مطالب ارسالي توسط كاربران كمي زمان‌بر و طولاني است اما ارزش ثبت شدن نام شما در يكي از بزرگترين پرتال‌هاي كتاب ايران را دارد كه منبعي تحقيقاتي براي اهالي ادب و كتاب محسوب مي شود. ‌ سخن همه كتاب‌هاي جديد را براي فروش و بررسي نمي‌گذارد. كتاب‌ها همگي گلچين شده هستند. هرچند كه دسته‌بندي قوي و تخصصي دارند و طرح روي جلد و اطلاعات پايه به همراه قيمت ريالي و ارزي هر كتاب، نوشته شده است.

منبع: اعتماد ملي - سيد ايمان ضيابري

|+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

جشنواره‌ي مطبوعات در گيلان

     هر فرد مطبوعاتي‌ با توجه‌ به‌ مواد فراخوان‌ چهارمين‌ جشنواره‌ي‌ مطبوعات‌ گيلان‌ تنها مي‌تواند در يك‌ رشته‌ آثار خود را ارسال‌ كرده‌ و تنها در يك‌ رشته‌ شركت‌ نمايد.

    اين‌ مطلب‌ را ابراهيم‌ بهمني‌ جلالي‌ دبير چهارمين‌ جشنواره‌ي‌ مطبوعات‌ گيلان‌ گفت‌ و افزود: از آنجايي‌ كه‌ در دوره‌هاي‌ گذشته‌ تعدد گيرندگان‌ جوايز مورد انتقاد بسياري‌ از اهالي‌ مطبوعات‌ در جشنواره‌هاي‌ گذشته‌ بود و هر فرد چندين‌ بار براي‌ دريافت‌ جايزه‌ به‌ بالاي‌ سن‌ مي‌رفت‌ و اين‌ صورت‌ خوشي‌ نداشت، اعضاي‌ ستاد جشنواره‌ي‌ مطبوعات‌ گيلان‌ تصميم‌ گرفتند همانند جشنواره‌هاي‌ سراسري‌ هر فرد مطبوعاتي‌ تنها بتواند در يك‌ رشته‌ شركت‌ نمايد.

   وي‌ گفت: با اتخاذ اين‌ تصميم‌ تعداد افرادي‌ كه‌ مي‌توانند شانس‌ دريافت‌ جايزه‌ داشته‌ باشند بيشتر مي‌شود و مشاركت‌ بيشتري‌ نيز حاصل‌ مي‌گردد.

    ابراهيم‌ بهمني‌ گفت: بر اساس‌ تصميم‌ اعضاي‌ ستاد در سه‌ رشته‌ي‌ گزارش، مصاحبه‌ و تيتر هر نشريه‌ مي‌تواند به‌ صورت‌ يك‌ شخصيت‌ حقوقي‌ در هر سه‌ رشته‌ شركت‌ نمايد.

    وي‌ اضافه‌ كرد: به‌ اين‌ ترتيب‌ با اقتباس‌ از جشنواره‌ي‌ مطبوعات‌ سراسري‌ ان‌شأالله‌ وضعيت‌ مطلوبتري‌ به‌ وجود خواهد آمد و يك‌ شخص‌ چندين‌ بار براي‌ دريافت‌ جايزه‌ حاضر نمي‌شود. دبير چهارمين‌ جشنواره‌ي‌ مطبوعات‌ گيلان‌ گفت: در گذشته‌ نحوه‌ي‌ اهداي‌ جوايز به‌ افراد برگزيده‌ مورد انتقاد و سوال‌ افراد بسياري بود كه‌ اين‌ روش‌ بدين‌ صورت‌ تصحيح‌ و اصلاح‌ شده‌ است. 

سايت اينترنتي جشنواره: www.guilanpress.ir
وبلاگ جشنواره:
http://guilanpress.blogfa.com

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 6 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

سكوت مرگبارم را . . .

از اين پس به صورت آزمايش وبلاگ را به صورت گروهي مديريت خواهيم كرد. دوستاني كه مي‌شناسم و علاقه‌مند هستند را به همكاري مي‌طلبم تا با مطالب خود، نگذارند وبلاگ غيرفعال بماند. كساني كه مايل هستند شروع به كار كنند را نيز دعوت مي‌كنم تا با گذاشتن كامنت، آمادگي به همكاري را اعلام كنند. در ضمن به نظر مي‌رسد اين نخستين باري باشد كه يك وبلاگ شخصي، توسط گروهي مشتمل بر ۱۰ نفر وبلاگنويس اداره شود. مطلب زير را منصور نقل كرده است. او همواره براي انواع همكاري با ما اعلام آمادگي كرده است.

نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم
چه خواهد ساخت ،
ولي بسيار مشتاقم ،
كه از خاك گلويم سوتكي سازد ،
گلويم سوتكي باشد ،
بدست كودكي گستاخ و بازيگوش
و او ،
يكريز و پي در پي
دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ،
بدينسان بشكند در من ،
سكوت مرگبارم را . . .
(دكتر علي شريعتي)

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 1 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  |