خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: نگاهي به وبلاگها
حدود شش ماه از راهاندازي بمب گوگلي در اعتراض به حذف نام ايران از فهرست کشورهاي سايت ياهو ميگذرد و سايت بمب نيز بنا بر اعلام، نزديک به ٧٠٠ هزار نفر بازديدکننده کسب کرده است.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كوروش ضيابري در وبلاگ خود به نشاني http://kouroshz.blogfa.com پس از گذشت شش ماه از راهاندازي بمب گوگلي در اعتراض به ياهو، در گزارشي از آخرين وضعيت بمب گوگلي نوشته است: يقيناً در خاطر داريد که مدتي پيش، خبر از به راه افتادن بمب گوگلي براي اعتراض به حذف نام ايران از فهرست کشورهاي سايت ياهو دادم. معتقد بودم که چنين جنبشي، ميتواند قدرتنمايي بينالمللي همهي عاشقان پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي ايران باشد که توانايي خنثي کردن توطئههاي هر دشمني را دارند.
در همين زمان، دقيقاً در خاطر دارم که عدهاي از دوستان با قاطعيت تمام ميگفتند حداقل پنج سال طول ميکشد تا اين بمب گوگلي عمل کند و سايت "سلام ياهو" به صفحهي نخست جستوجوي عبارت Yahoo mail در گوگل جهش کند. اما اکنون که حدود ش ماه از راهاندازي اين بمب ميگذرد و سايت بمب نيز نزديک به ٧٠٠ هزار نفر بازديدکننده کسب کرده است، متوجه شدم که به لطف هزاران وبلاگنويس دلسوختهي ايراني و همکاري رسانههاي داخلي، ما در صفحهي نخست نتايج جستوجوي گوگل هستيم. آن هم براي عبارت Yahoo mail که روزانه بيش از ١٠٠ هزار جستوجوي کاربران را پاسخ ميدهد.
در حال حاضر، کارکرد اصلي بمب گوگلي عليه ياهو، فعاليت به عنوان يک وبلاگ اطلاعرساني است که از افتخارات ايران و جهان اسلام، تاريخ و تمدن ايراني - اسلامي و فرهنگ غني سرزمين ما مينويسد و فعاليتي مشابه بمب گوگلي ٣٠٠ دارد.

به لطف و یاری پروردگار متعال و بلندمرتبه، اتفاقات ارزشمند و مسرتبخش آنچنان با سرعت و چابکی روی میدهند که برنامههای من در بهروزرسانی وبلاگ را نیز کلاً دگرگون میکنند.
برنامهیی که طبق آن تصمیم داشتم تا بخش دوم بهاریهی سال را گسیل کنم، با رسیدن یک خبر خوب و موفقیتآمیز از سوی دوست عزیزم، محمد توکلی تغییر کرد و باعث شد تا ناچار شوم به این موضوع مهمتر بپردازم.
یقیناً در خاطر دارید که مدتی پیش، خبر از به راه افتادن بمب گوگلی برای اعتراض به حذف نام نامی ایران از فهرست کشورهای سایت یاهو دادم. هرچند در ابتدا، عدهیی از دوستان باور داشتند ارزش سایت یاهو بسیار پایینتر از آن است که انرژی و وقت خود را صرف مبارزه با آن کنیم. با این حال، من معتقد بودم که چنین جنبشی، میتواند قدرتنمایی بینالمللی همهی عاشقان پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران باشد که توانایی خنثی کردن توطئههای هر دشمنی را دارند.
در همین زمان، دقیقاً در خاطر دارم که عدهیی از دوستان با قاطعیت تمام میگفتند حداقل ۵ سال طول میکشد تا این بمب گوگلی عمل کند و سایت "سلام یاهو" به صفحهی نخست جستوجوی عبارت Yahoo mail در گوگل جهش کند.
در آن زمان من تنها سکوت اختیار کردم و به امید لطف ایزد منّان، در انتظار نشستم. اکنون که حدود 6 ماه از راهاندازی این بمب میگذرد و سایت بمب نیز نزدیک به 700 هزار نفر بازدیدکننده کسب کرده است، با خبری که محمد توکلی چند ساعت پیش به من داد، متوجه شدم که به لطف هزاران وبلاگنویس دلسوختهی ایرانی و همکاری رسانههای داخلی، ما در صفحهی نخست نتایج جستوجوی گوگل هستیم. آن هم برای عبارت Yahoo mail که روزانه بیش از 100 هزار جستوجوی کاربران را پاسخ میدهد.
این هم سند پیروزی غرورآفرین شما که با همت ایرانی خود، پاسخ همهی یاوهگوییها را دادید. چه یاوهگویان خودفروختهی داخلی و چه فرصتطلبان بینالمللی که از هر موعدی برای مبارزه با مردم صلحطلب ایرانزمین بهره میجویند.
در حال حاضر، کارکرد اصلی بمب گوگلی علیه یاهو، فعالیت به عنوان یک وبلاگ اطلاعرسانی است که از افتخارات ایران و جهان اسلام، تاریخ و تمدن ایرانی - اسلامی و فرهنگ غنی سرزمین ما مینویسد و فعالیتی مشابه بمب گوگلی 300 دارد.
چندی بود که از روند رو به رشد کار بمب گوگلی "سلام یاهو" یادداشتی گسیل نکرده بودم و به شما آگاهی نداده بودم از آنچه که بر این جنبش گروهی و پردامنه میگذرد.
نخست اینکه با رسیدن شمار بازدیدکنندگان تارنمای Yahoo mail به بیش از 1 یک میلیون نفر در زمان کمتر از 3 ماه، به بخشی از آرمانهای خود رسیدیم و آگاهسازی مردم آزاده و هشیارسازی دلهای آماده در سراسر جهان را به فرجام رساندیم
به گفتار دیگر، در این دورهی سه ماه، نزدیک به یک میلیون نفر در سراسر گیتی، از داستان پاک شدن نام ایران از فهرست کشورهای سایتی که داوی مردمسالاری و آزادی بیان دارد، آگاه شدند و دریافتند که شعارهای این پایگاه رایی (دولتی) از بابت نداشتن وابستگی به سازمانها و نهادهای حکومتی و سیاسی، تنها یک دروغ بزرگ و باورنکردنی است.
در گام نخست از جنبش گروهی، بیش از 4 هزار نفر، به نشانی سایت، پیوند دادند و در یک دورهی چندروزه، به دیمه (صفحه)ی نخست جستوجوهای گوگل جهش کردیم.
لیک، با تمامی این فرازها، آرمانهای کوتاه و بلند-دورهی ما به همین پیروزیهای گذرا همانند رساندن شمار بازدیدکنندگان به مرز یک میلیون، چکیده (خلاصه) نمیشود و از همان آغاز نیز پیمان بر آن داشتیم تا پس از شناساندن شایسته و درخور سایت به انجمن فراوانی از بازدیدکنندگان، ورزش (فعالیت) آن را گسترش دهیم و در راه رشد آن بکوشیم.
از همین روی، پس از همهی هیاهویی که بر سر راهاندازی تارنگار "سلام یاهو" به پا شد و بازتابی که این جنبش در رسانههای جهانی پیدا کرد، نقشبندی و نگارگری دیمهی نخست آن را از پایه دگرگون کردیم و با نمادهایی از فرهنگ و هنر ایران باستان، آن را آراستیم و فرنام (عنوان) "فرهنگ، جنگافزار ماست" را برگزیدیم و بر تارک آن دفترینه (ثبت) ساختیم.
هماکنون، دیمههای درونی (صفحات داخلی) تارنما را به وبلاگ جز (تبدیل) نمودیم، چیدمان و شمایل آن را دگرگون کردیم و نوشتهها، گفتوگوها، جستارها و چالشهایی در زمینهی تاریخ، اندیشه، فرهنگ، هنر، دانش و شهرینشینی (تمدن) پارسی را از این راه با خوانندگان انگلیسیزبان در میان میگذاریم، هرچند ناآگاه از آن نیستیم که این تارنگار میتواند یک دروازهی گشوده و روشنگرانه باشد تا از نامردمیهای پنهان و زیرزمینی دولتهای طاغوتی، کشتار مردمان بیگانه و نادرستیهای آنان پرده بردارد و دفترینه (ثابت) کند که غارت و تاختن درهای "تروریسم" را میگشاید، نه تلاش در راه آزادی و رسیدن به قلههای انسانیت. پس آنکه باید شرمسار باشد و نامش را پاکشده از هر فهرستی ببیند، دولت چاکر و خدمتگذار زور و خونریزی است، نه دولت "شور و شیدایی و دوستی" که همانا انجمن مردم ایرانزمین است.
آرمان بنیادی این جنبش نوخاسته آن است که چهرهی راستین و اریبانده (تحریف) نشدهی ایران و ایرانیان را به مردم دنیا بشناساند و همچنین به همهی گروهها و دستگاهها و توانگرانی که انگار میکنند با پاک کردن نام کشور ما، توانایی پاک کردن پیشینه، باورها، راستی و درستیمان را نیز دارند، آگاهی دهد که بیداری و هوشیاری مردم این مرز و بوم تا همواره پای برجا خواهد ماند.
هماکنون، تارنگار "سلام یاهو" در جایگاه وبلاگی تازهساخت و نوپا، به عنوان یک آبشخور (منبع) آگاهیدهنده از دانستنیهای ارزشمند ادب، هنر، تاریخ و فرهنگ ایرانی آغاز به کار کرده و سر آن دارد تا با ادامهی راه خود، به یک سرچشمهی ریشهیی برای همهی آنانی که دانشها و ریزگان (جزییات) گوناگون از ایران و ایرانیان میجویند، استوار گردد.
اعتماد - سید ایمان ضیابری: پيکسل که مخفف Picture Element با جايگزيني لفظ pix براي تصوير محسوب مي شود، يک نقطه واحد در هر تصوير گرافيکي است. چنين واحد اطلاعات گرافيکي به خودي خود يک نقطه، دايره يا مربع نيست بلکه نمونه يي تجسمي و انتزاعي است. با کمي اغماض نيز مي توان ادعا کرد که پيکسل ها در تصاوير گرافيکي مي توانند بدون نشان دادن نقطه ها يا مربع هاي قابل مشاهده بازتوليد شوند. هرچند زماني که کيفيت تصوير چندان بالا نيست، در بسياري از تصاوير نيز مي توان آنها را به صورت مجموعه يي از نقطه ها و مربع ها ديد.
شدت و فزوني رنگ هر پيکسل در شرايط مختلف، متفاوت است. در سيستم هاي شناسايي رنگ، هر پيکسل به طور متوسط سه يا چهار وجه تغييرپذيري رنگي دارد مانند ترکيبات «قرمز، سبز و آبي» يا «آبي کبود، قرمز، زرد و سياه». تصور غالب بر اين است که هر پيکسل کوچک ترين واحد هر تصوير است. در حالي که ارائه تعريف براي پيکسل بسيار حساس و وابسته به مورد کاربرد آن است. مثلاً ما مي توانيم در مورد پيکسل هاي پرينت شده روي يک صفحه صحبت کنيم يا پيکسل هايي که توسط سيگنال هاي الکترونيکي انتقال داده مي شوند و همين طور توسط مقادير ديجيتال و عددي تعريف مي شوند. همين طور پيکسل هاي نمايشگر يک دستگاه خاص يا پيکسل هاي يک دوربين ديجيتال.

همشهری آنلاین: اگر به helloyahoomail.net برويد با شرح كوچكي از سرزمين ايران و ملت ايران به انگليسي سليس مواجه ميشويد كه يكي از بهترين شرحهاي كوتاهي است كه از مردم ايران و سرزمينشان آمدهاست.
منظور از بمب گوگلي هم اين است كه در وبسايتهايمان آن را به هم لينك بدهيم كه باتوجه به ساختار جستوجوي گوگل، اين سايت در صدر نتايج جستوجوي كليدواژه «Yahoo mail» قرار بگيرد و مردم جهان و بهخصوص گردانندگان ياهو مجبورشوند آنرا بخوانند.
وگرنه اين نه يك بمب است، نه موشك و نه عمليات انتحاري. كارش هم فقط اطلاعرساني است، همين.
جنگهای رسانهیی که ما امروز درگیر یکی از آنها در تقابل با یاهو هستیم، گاهی نیاز به یک تغییر تاکیک فوری دارند تا موفق شوند و به نتیجه برسند. این تغییر تاکیک ممکن است در اوج موفقیت ظاهری اتفاق بیفتد در حالی که اهدافی بلندتر را دنبال میکند.
پروژهی بمب گوگلی علیه یاهو نسبتاً خوب پیش میرود و روند طبیعیاش را طی میکند. اما من و محمد یعنی اسپانسر فنی و مشاور طرح به این نتیجه رسیدهایم که نیاز به یک سری تغییر تاکیک فنی دارد.
خدا را شکر انگیزهیی هم برای توجه به شایعات و اظهارات ناامیدکننده ندارم و فقط توکلم به پروردگار و امید به آینده است. انتقادهای منطقی به این حرکت زیاد دریافت کردم ولی متاسفم برای کسانی که فکر میکنند با کمک نکردن و تنها گذاشتن پروژه، من را بایکوت کردهاند یا روی من را کم کردهاند چون نخست اینکه من بایکوت شدنی نیستم و دوم اینکه این پروژه اصلاً پروژهی من نیست!
یکی از دوستان گمنامی که متاسفانه نظرش را هم برای من به صورت خصوصی نوشته بود، پیشنهادهای جالبی داد که مسیر کار ما در پروژهی بمب گوگلی علیه یاهو را تغییر میدهد.
در حال حاضر سایت Yahoo mail برای جستوجوی عبارت Hello yahoo در رتبهی اول تا چهارم جستوجوی گوگل در نوسان است و دلیل آن هم لینک دادن برخی از وبلاگنویسها و سایتها به صفحهی Yahoo mail با عنوان Yahoo mail و عدهیی دیگر با عنوان Hello yahoo است به همین دلیل Yahoo answers که مهمترین رقیب کلیدواژهی کماهمیت Hello yahoo محسوب میشود، گاهی پیشی میگیرد و گاهی عقب میزند. این نکته را در پاسخ به کسانی گفتم که از عدم موفقیت کار خوشحالی میکردند، در حالی که من این نوسان را به فال نیک میگیرم و آن را نتیجهی اضافه شدن بر شانس Yahoo mail برای وارد شدن به گردونهی اصلی جستوجو میدانم.
هدف ما این است پس از جستوجوی کلیدواژهی Yahoo mail کاربران به صفحهی مورد نظر ما برسند و متن مورد نظر ما را ببینند. تمامی کسانی که تصور میکنند این کلیدواژه یعنی Yahoo mail توسط هیچ انسان عاقلی در گوگل سرچ نمیشود را هم ارجاع میدهم به این یافتهی گوگل ترزند که نه شعبدهبازی است و نه چشمبندی. Yahoo mail در گوگل بیشتر از نام دوریس لسینگ و احمدینژاد سرچ میشود. پس با من نجنگید. با صدها هزار انسانی بجنگید که روزانه این کلیدواژه را در گوگل میکاوند. پس شانس دیده شدن ما یک شانس بینالمللی است.

از سوی دیگر، تا حالا حدود 400 سایت و وبلاگ به helloyahoo.net لینک دادهاند و صفحه، حدود 50 هزار نفر بازدیدکننده داشته که به صورت بالقوه یک شانس بزرگ برای Rank گرفتن صفحه است. Pagerank هم یک چیزی مثل هاتداگ نیست که الان سفارش بدهی و ده دقیقهی بعد حاضر شود! زمان میبرد تا تکمیل شود.
ملاحظهی دیگر اینکه با توجه به وجود داشتن عبارت Hello yahoo در آدرس سایت، گوگلباتها خیلی سریع آن را crawl کردند و حتی زمانی که صد لینک و کمتر داشت، به صفحهی اول بردند. از طرفی این تضمین وجود دارد که بازدیدکنندهی صفحه به میزان حداقل روزی سه الی چهار هزار نفر تضمین شده باشد. با توجه به این ملاحظات، چند نتیجهی منطقی میگیرم:
1- Hello yahoo در آدرس سایت وجود دارد و کلمات موجود در آدرس سایت خیلی سریع به عنوان کلیدواژه ایندکس میشوند
2- Yahoo mail عبارت مورد نظر جستوجوی ماست و از همین رو اگر در آدرس سایت باشد، در صورت داشتن بازدیدکننده و لینک کافی، سریع ایندکس شده و به صفحات اول میرود
3- helloyahoomail.net آدرس جدیدی است که به عنوان پارک دامین برای helloyahoo.net استفاده میشود
4- در آدرس helloyahoomail.net ، عبارت Yahoo mail به صورت دقیق وجود دارد و اگر تنها یک پارک دامین برای helloyahoo.net باشد، به راحتی میتواند به دلیل داشتن بازدیدکنندههای زیاد، با گوگلبات همخوان شود و در عرض یکی دو هفته به صفحهی اول بیاید
5- اگر قبلاً به helloyahoo.net لینک دادهاید، نیازی نیست آن را عوض کنید اما اگر تا امروز لینکی ندادهاید، با عنوان قبلی Yahoo mail به آدرس جدید helloyahoomail.net لینک بدهید و دیگران را تشویق کنید تا به صورت Yahoo mail به این صفحهی جدید لینک بدهند چون شانس موفقیت ما چندین برابر اضافه شده است.
6- همین! امیدتان به آینده، توکلتان به خدا، موفق میشویم...

الا بذکر الله تطمئن القلوب...
تعداد تپشهای قلبم را میتوانم در این لحظات بشمارم و صدایشان را بشنوم. قرار است دست به کبریت ببرم و فیتیله را شعلهور کنم. قرار است جرقه را بزنم. بذر مدتها فکر و مطالعه و مذاکره و تلاش و رخصت طلبیدن از بزرگترها، تا لحظاتی دیگر کاشته میشود تا جوانه بزند. و این جوانه مگر با دستهای شما نخواهد رویید...
شتابزدگی و عجله، جوانی و شور جوانی، ابتدای راه و جهالت به آینده... اینها ویژگیها و خصلتهای ذاتی انسانها هستند حتی تا لحظهی مرگ و اگر یک قرن از عمر نیز سپری کرده باشد. ما در مقابل تجربیات گذشتگان و آمال آیندگان، در مقابل اندیشهی بزرگان و رویاهای نوابغ، جوانیم و جوان خواهیم ماند.
شخصیت دشمنتراشی دارم، دلیلش را نمیدانم اما واقعیت این است که اگر نزدیکم نباشی و با خودم رو در رو، کلمه به کلمه و حس به حس گفتوگو نکرده باشی، دلیلی برای تایید و پسندیدن افکار و رفتارم نخواهی یافت. با همهي این احوال و اوصاف، همانطور که یاد گرفتهام در بسیاری از موارد و در لحظات اوج بیم و امید، اضطراب و هیجان، ترس و رجاء "من" خود را با تمام دشواریهایش کنار بگذارم و به "ما" بپیوندم، این پیشنهاد را به شما هم میدهم. کوروش ضیابری را علیالحساب فراموش کنید و به ایران فکر کنید. به ایران هخامنشی، اگر دوستش دارید، به ایران اشکانی اگر دوستش دارید، به ایران سلوکی اگر دوستش دارید، به ایران ساسانی و سرانجام به ایران اسلامی اگر دوستش دارید.
هر کدام از شما در ذهن خود تعریفی از ایران دارید. عدهیی ایران را مام وطن میدانید و در هرجای دنیا که باشید، عطیهی الهی یعنی سرزمین را با خود و در کنار خود میبینید. همان وطنی که یعنی "خلیج همیشه فارس"، عدهیی ایران را سرپناه و خانه میدانید، عدهیی گل شببوی آماده برای رویش و شکوفایی، عدهیی سنگر مبارزه و عدهیی هم خانهی ویرانهیی که امیدی به ساختش نیست و...
در هر کدام از این دستهها که هستید و هر تصوری که به این نام یعنی "ایران" دارید، مطمئناً درصدی از غیرت و عرق ملی در وجودتان هست. من در همین لحظات زیبا و عارفانه، جرقهی بمبی دیگر را خواهم زد که اگر ایرانی باشید، به سربلندی و آبروی ایرانی فکر میکنید و ملیت خود را شناسنامهیی میدانید که بدون آن مجهولالهویه خواهیم بود، کمک میکنید تا به منفجرش کنیم.
یاهو به عنوان یکی از دو پورتال بزرگ اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نامش حذف کرده. یعنی وقتی که به عنوان یک ایرانی بخواهید از گوشهیی در دنیا، ثبت نام کنید و شناسهیی مجازی برای خود بسازید، با نام هر دهکوره و تکه خاکی برخورد میکنید غیر از سرزمین پاک و اهورایی خودتان. یعنی اینکه نمیخواهند سرپا باشیم، نمیخواهند باشیم، نمیخواهند ایرانی دوران کوروش کبیر باشیم... میخواهند ایرانی روزهای آغا محمد خان قاجار باشیم. بیخاصیت، آرام، بیغیرت، ساکن و بیحرکت، نادان و جاهل، مشغول به درگیریهای داخلی...
Yahoo mail کلمهیی است با وزن اینترنتی مشابه
لینک زیر را هر کجا که میتوانید، در وبلاگها، سایتها، فورومها و صفحات اینترنتیتان قرار بدهید و با متنی که در صفحهی اصلی بمب گوگلی Hello Yahoo به عنوان سومین بمب گوگلی سالهای اخیر مردم ایران قرار گرفته و به تایید چندین مترجم و ویراستار ایرانی و انگلیسی رسیده، همدردی و همفکری کنید. پروژهی "سلام یاهو" پروژهی کوروش ضیابری نیست. با همهی تنفری که از او دارید، کمک کنید تا مردان یاهو متن قرار گرفته در آن صفحه را بخوانند. کوروش ضیابری، حسین درخشان، پندار یوسفی... این نامها را با هر وزن و اندازهیی که دارند، کنار بگذارید، لطفاً. من هم یک ایرانیام، مثل شما، مثل شما و مثل شما...

سرمایه - سید ایمان ضیابری: شاید بتوان ادعا كرد كه مردم ايران و كشورهاي جهان سومي، بيگانهترين مردم دنيا با قانون حقمولف يا كپيرايت هستند; قانوني كه به ظاهر يك قانون مترقي و شيك است و ما نيز در ميدان سخن و ادعا، از آن به عنوان يك ژست روشنفكري و تمدنگرايي اصيل فراوان استفاده ميكنيم تا خود را از قافلهءفرهنگ شهروندي مجازي، رعايت حقوق معنوي ديگران و به ويژه سخنراني و اظهارنظر در اين زمينه عقبمانده نبينيم اما واقعيت اين است كه روزانه به تناوب و حتي خارج از حد شمارش و محاسبه، آن را نقض ميكنيم و به راحتي زير پا ميگذاريم.
كپيرايت مجموعهاي از قوانين انحصاري است كه استفادهءشكل خاصي از ايده يا اطلاعات را قانوني ميكند.
به صورت عاميانه و رايج، بايد اين قانون را به صورت right of copy يا قانون رونوشت گرفتن و كپي كردن تعبير كرد كه بازچاپ و بازاستفاده از يك محصول فرهنگي يا ايدهء علمي را ممكن ميكند.
قانون كپيرايت اساسا بايد براي استفاده از شكلهاي خاص هنري و علمي توليد اطلاعات و ارايهء محتوا شامل اشعار، تزهاي دانشگاهي و پاياننامهها، نمايشنامهها، فيلمها، قطعههاي موسيقي، نقاشيها، عكسها، نرمافزارها و قطعههاي سختافزاري، اختراعات، برنامههاي تلويزيوني، مقالات، يادداشتها و هر آنچه كه يك بستهحاوي اطلاعات، دادهيا ايده مورد استفاده قرار گيرد و در بسياري از نقاط دنيا هم سرپيچي و استفاده نكردن از آن، جرايم و تنبيهات سنگيني را دربردارد.
كپيرايت قانوني نيست كه ارايهء يا بيان يك ايدهء جديد، اظهارنظر، آزادي بيان و انديشه را محدود كند و به سانسور و مخفي شدن اطلاعات بينجامد بلكه روند انتشار دادهها و اطلاعات را قانونمند ميكند و از همين رو معمولا قانونگريزاني كه حيات آنها در سوءاستفاده از اطلاعات و توليدات فكري ديگران است، با آن شديدا مخالفت ميورزند.
يك مثال ساده، داستان را مشخص ميكند. مثلا قانون كپيرايت در مورد يك چهرهء كارتوني مثل ميكيموس، اينگونه اعمال نميشود كه كمپاني والت ديسني را از توليد كارتونهاي جديد محروم كند، بلكه كمپانيهاي ديگر ساخت انيميشن يا افراد حقيقي را از الگوبرداري و كپي كردن چهره، حالات صورت و اصطلاحا سرقت هنري از روي اين چهره منع ميكند و در صورت اعمال تخلف، آنان را به مجازات ميرساند.
با توجه به برقرار نبودن قانون متعالي و مترقي كپيرايت كه اعمال آن هنوز هم در كشور ما رسمي نشده، از اين دست سرقتهاي ادبي و هنري كه تقريبا در رسانههاي ما نيز رايج شدهاند، كاملا طبيعي و عادي هستند و حتي به انزواي فرهنگي كشورمان ميانجامند.
ما روزانه موسيقيهاي بسيار زيادي در قالبهاي خارجي مانند موسيقيهاي كلاسيك را از صداوسيما ميشنويم و يا بسياري از تراكهاي موسيقي را از سايتهاي اينترنتي دانلود ميكنيم.
در صورتي كه قانون كپيرايت در كشور ما جاري باشد، چنين اعمالي با پيگيري پليس مواجه خواهد شد و متخلفان را به مجازات خواهد رساند.
خدا را بینهایت دفعه شکر و سپاس. موفق شدیم و دستاندرکاران سایت دولتی کوربیس وابسته به بیل گیتس و کاخ سفید را شکست دادیم. شاید کمتر از چهار روز است که نهضت دستهجمعی ما در اعتراض به جعل تاریخ و توهین به شعور انسانی شروع شده اما وقتی که پای حق و حقیقت در میان باشد، هیچ تاخیر و جفایی در میان نخواهد بود.
مولانا جلالالدین بلخی خراسانی ملقب به مولوی، شاعر ایرانی که تک تک ابیات و کلمات مثنوی و دیوان شمس او به فارسی فصیح و اصیل سروده شدهاند اما به تلاش برخی مقامات دولتی کشورهای مجاور و به حمایت امپریالیسم رسانهیی تـرکـی معرفی میگردد، در توضیحات تصویر اهدای مثنوی از سوی امینه طیب اردوغان به لورا بوش در این صفحه نیز ایرانی معرفی شد و مسوولان سایت کوربیس هم از اشتباه خود عقبنشینی کردند تا دنیا یاد بگیرد که با ایرانیان اصیل و میهندوست نمیتوان درافتاد!
وقتی پیشنهاد را ارایه دادم، خیلیها ادعا کردند که هرگز موفق نمیشوم و من که مثل سلمان جریری و لگوفیش و حسین درخشان، روزی هشتصد میلیون نفر بازدیدکننده ندارم و ایدهام فقط در حد یک ایده و آن هم برای خودم باقی خواهد ماند و عمراً فراگیر نمیشود!، اما وقتی دوستانی که به سه نفر مدیران اجرایی کوربیس نامه میزدند و رونوشت آن را برای من ایمیل میکردند، میدیدم، امیدوار میشدم که کارها با یک نیروی متفاوت و خارج از توان من و شما انجام میشود. نیروی امید به لطف پروردگار که ارزشمندترین نیروهاست...
باید سپاسگزار لطف، عنایت و نظر محبت خداوند باشیم که به قلبهای ما، دعاهای ما و نیت ما نگریست و گوشهی چشمی انداخت و این ایمیلها و حرکت دستهجمعی ما را وسیلهیی قرار داد تا به این هدف مقدس برسیم و حق مولوی را به او بازگردانیم. حق انسانی که قرنهاست دست از دنیا کوتاه دارد و اگر خود در کنار ما حاضر بود، خیانت به حقیقت را محکوم میکرد.
First Lady Laura Bush accepts books of poetry by the 13th C., Persian poet Rumi presented by Emine Erdogan, wife of Turkish Prime Minister Recep Tayyip Erdogan, during a coffee at the White House.Rumi spent much of his life in Anatolia, modern-day Turkey.
ما هم برای اثبات تمدن، فرهنگ و شعور اصیل ایرانی و برای اینکه به همگان بیاموزیم بزرگواری، عزت نفس و بیتوجهی به هوچیگری و هیاهو چه معنایی دارد، این نامهی تشکرآمیز را برای مسوولان سایت کوربیس میفرستیم و از این طریق نشان میدهیم که درخواست، پیگیری و تشکر مراتب مرام و عقیدهی ماست :
Dear Sir!
Accept my warmest thanksgivings because of your kind cooperation within the correction of your picture's description error. I hope that all the global citizens learn to respect the rights, authorities and human values of each other. Nationality is not something to be forged by claim and chaos.
I hope to be contacted you for cheerful occassions and further partnerships in near future.
God bless you
Regards
آقای عزیز!
گرمترین تشکرهای من را به خاطر همکاری صمیمانهتان در اصلاح اشتباه توضیح تصویر، بپذیرید. من امیدوارم که همهی شهروندان دنیا بیاموزند تا به حقوق و اختیارات یکدیگر احترام بگذارند. ملیت، چیزی نیست که با ادعا و هیاهو، تحریف شود.
من امیدوارم که برای مناسبتهای شادیبخش و همکاریهای بعدی در آیندهی نزدیک بیشتر با شما مرتبط باشیم.
خدا شما را حفظ کند
با احترام
نامه را به این دوستان بفرستید و در عنوان یا subject ایمیلتان هم بنویسید: Thank you
dan.perlet@corbis.com - دن پرلت، مدیر روابط عمومی و امور رسانهیی سایت
jkolbe@webershandwick.com - جی کولب، نایب رییس و جانشین مدیر سایت
michele.yeung@corbis.com – میشل یونگ، مدیر هنری، امور تصاویر و بخش آسیایی

این سایت در کشورهایی مثل لهستان، هند، ژاپن، هنگکنگ و فرانسه نیز نمایندگی دارد. اگر دیده یا شنیده باشید، اخیراً این سایت در اقدامی غیرحرفهیی؛ غیراخلاقی و غیرانسانی، در توضیح ذیل تصویر اهدای کتاب مثنوی معنوی مولوی شاعر بزرگ ایرانی توسط بانو امینه طیب اردوغان، همسر رییسجمهور جدید ترکیه رجب طیب اردوغان به لورا بوش همسر رییس جمهوری ایالات متحده، از مولانا به عنوان شاعری ترکتبار نام برده و با این کار حیثیت حرفهیی خود را به طور کلی زیر سوال برده.
ما ایرانیهای عاشق وطن که ثابت کردهایم در هنگام چنین کلاهبرداریها و جعل نامهای عظیم بینالمللی هیچگاه ساکت نمیمانیم و فتنههای فتنهگران را در نطفه خفه میسازیم، با اقدامی همانند پروژهی عظیم علیه موسسهی مجعول و غیرقانونی نشنال جئوگرافیک، تصمیم داریم تا این نهاد وابسته به کاخ سفید را از کردهی خود پشیمان کنیم و به همهی اهالی Corbis منجمله بیل گیتس که یک بار در اظهار نظری غیرانسانی، اعلام کرده بود "ایران" را روی نقشهی جغرافیایی نمیبیند، یاد بدهیم که چگونه چشم باز کنند و واقعیتهای تاریخی چندهزارساله را از قلم نیندازند.
متن زیر، متن پیشنهادی من برای ارسال ایمیلهای اعتراضآمیز به دستاندرکاران اصلی سایت و پیش رفتن تا مرحلهی Down شدن سرور ایمیل آنها است. شما میتوانید آنها را در ایمیل به آدرسهایی که متعاقباً درج میکنم، به دستاندرکاران سایت غیرقانونی کوربیس بفرستید و با رساندن عدد ایمیلهای خود به مرز صد هزار، رکورد شاهکاری که در مورد نشنال جئوگرافیک خلق کردید را بشکنید:
Dear Sir!
Recently a photo of Mrs. Emine Erdogan, Turkish president's spouse while prizing a new edition of "Masnavi", the historical and memorable poem book of "Molavi" the Ancient Persian poet to Mrs. Laura Bush, American first lady has been published by your site.
Unfortunately you mentioned "Molavi" as a Turkish poet for the picture description although he is not Turkish and a simple search shows that Molavi is an absolutely Persian poet with a completely Persian collection of poems in which you can not find even a distich of Turkish poem.
In addition, the born place of this honorable poet is located in
Regretfully I must enumerate this treatment as an unprofessional and immoral action done by the staff members of an artistic gallery which claims professionalism and internationalism.
No different that from which country I am emailing you, you can count me as a global citizen. But as a realistic individual believing in the trustworthiness and honesty, I condemn this action that not seems to be done mistakenly and request of you to correct it as soon as possible until the professional and legal esteem and credibility of Corbis is not lapsed.
Respect to the rights of all humankind and nations and their privacy, values and personalities is the duty of all world citizens.
Regards
آقای عزیز
اخیرا تصویری از خانم امینه طیب اردوغان، همسر رییس جمهور ترکیه در حال هدیه دادن نسخهی جدیدی از مثنوی، کتاب شعر تاریخی و به یاد ماندنی مولوی شاعر ایران قدیم به خانم لورا بوش بانوی اول آمریکا توسط سایت شما منتشر شد.
متاسفانه شما مولوی را به عنوان یک شاعر ترکی در توضیح تصویر نام بردید در حالی که او ترک نیست و یک جستوجوی ساده نشان میدهد که مولوی یک شاعر کاملاً ایرانی است که مجموعهی اشعاری فارسی دارد و در آن حتی یک بیت شعر ترکی هم دیده نمیشود.
به علاوه محل تولد این شاعر ستوده و شریف در ایران واقع است و من تعجب میکنم که شما چگونه نتیجه گرفتید که او اهل ترکیه است.
متاسفانه من باید این حرکت شما را غیرحرفهیی و غیراخلاقی بدانم که توسط اعضای یک گالری هنری با ادعای حرفهییگری و بینالمللی بودن صورت گرفته است.
تفاوتی نمیکند که من از چه کشوری به شما ایمیل میزنم، شما میتوانید مرا یک شهروند جهانی حساب کنید اما به عنوان یک شخص واقعیتگرا که به صداقت و راستگویی باور دارد این عمل شما که به نظر نمیرسد سهواً انجام شده باشد را محکوم و درخواست میکنم هرچه زودتر اصلاح کنید تا وجاهت و اعتبار قانونی و حرفهیی کوربیس زیر سوال نرود.
احترام به همهی افراد و ملتها و ارزشها، حریم و شخصیتهای آنان وظیفهی همهی ماست.
با احترام
در پایان هم اگر مایل بودید میتوانید اسم و ملیت خودتان را اضافه کنید. اما این سه شخص اصلی که امور روابط عمومی، هنری و رسانهیی سایت را بر عهده دارند و از خود "گری شنک" رییس کوربیس هم در این فقره تاثیرگذارتر و مهمتر به نظر میرسند، این افراد هستند:
dan.perlet@corbis.com - دن پرلت، مدیر روابط عمومی و امور رسانهیی سایت
jkolbe@webershandwick.com - جی کولب، نایب رییس و جانشین مدیر سایت
michele.yeung@corbis.com – میشل یونگ، مدیر هنری، امور تصاویر و بخش آسیایی
اگر وقت و حوصله دارید، به هر کدام از این افراد ایمیل جداگانه بزنید یا هر سه آدرس ایمیل را در بخش BCC یا کپیکاربن مخفی تایپ کنید.
در بخش subject یا عنوان نامه هم میتوانید بنویسید: Nationality Forging in Corbis یا جعل ملیت در کوربیس که با این عنوان مطمئناً ترغیب میشوند و نامه را میخوانند
به فکر یک بمب گوگلی برای تقبیح عمل Corbis و همینطور معرفی مولانا به عنوان یک شاعر ایرانی نیز باشیم... یا علی!

همانطور که به وضوح میبینیم، هر روز بر تعداد خبرگزاریهای رسمی، روزنامهها و سایتها و شبکههای اطلاعرسانی افزوده میشود کما اینکه بخشی از آنها هم به دلایل مختلف، از گردونه خارج میگردند اما اصل بر تکثرگرایی و افزایش تریبونهای آزاد فکری است. از همینرو، هر روزه حجم گستردهیی از اطلاعات و دادههای خام یا پرداختهشده توسط این کانالها، به دست مخاطبان میرسد که به هر رو بخشی از آنها خودشان تولیدکنندهی محتوا و وبلاگنویس هستند.
وبلاگها همانطور که یک رسانهی شخصی هستند، یک بنگاه سخنپراکنی نیز هستند که دایرهی نامحدودی از مخاطبان را پوشش میدهد. تعداد مخاطبان و خوانندگان وبلاگها میتواند با روی دادن یک واقعهی تازه در سطح بینالمللی یا یک جابهجایی سیاسی در داخل کشور و حتی یک اتفاق ورزشی، به طور کلی متحول شود و از یک سطح خاص، چندین برابر فراتر برود.
هرچند تعبیر درستی نیست اگر ادعا کنیم که روزنامهها و خبرگزاریها نیز برای همسو کردن افکار پراکندهی مخاطبان و علاقهمندان یا مخاطبان بالقوه و ناشناختهی خود، رو به وبلاگها و حلقههای وبلاگی میآورند و در این حوزه سرمایهگذاری میکنند، اما میتوانیم اینگونه تعبیر کنیم که وبلاگنویسان غالباً به صورت گروهی و سازماندهیشده برای تقویت یک جریان سیاسی، یا حمایت از چهرههای راس یا قاعدهی قدرت که نیاز به حمایت بیشتر دارند، اقبال خود را به این رسانهها یعنی خبرگزاریها و روزنامهها افزایش میدهند.
بسیار بدیهی است که از متوسطترین اقشار جامعه بدون هیچ تحصیلات آکادمیک یا تخصص فنی تا بالاترین سطح نخبگان و چهرههای ارزشمند فرهنگی و علمی، همگی در رابطه با موضوعات روز کشور اعم از حوزهی سیاست، فرهنگ، ورزش و اقتصاد، اظهار نظر میکنند و تحلیلهای خود را صحیح و عاقلانه میخوانند. این تحلیلها به عنوان نظرات شخصی اعضای یک جامعه قابل ارزش و احترام است. روش ارایه و انعکاس آن نیز تفاوتی نمیکند چرا که چه در افواه عمومی بیان شود و چه ابزار انتقال آن مدرن گردد و در قالب وبلاگ ارایه شود، هنوز خام و پردازشنشده است.
گفتوگوی کامل مائده موسوی خبرنگار ایسنا با من را اینجا بخوانید
ایسنا - مائده موسوی: به اعتقاد يك وبلاگنويس، حريم شخصي، کرامت انساني، شخصيت فردي و تعامل اجتماعي، همگي مفاهيمي هستند که با ظهور و گسترش فضاهاي مجازي و از بين رفتن مرزهاي فيزيکي و ملموس، به تدريج معناي خود را از دست ميدهند و ما به عنوان شهروندان جامعهي مجازي بايد از اين فرآيند محوشدگي اصول اخلاقي جلوگيري کنيم. كوروش ضيابري، روزنامه نگار و نويسنده وبلاگ "ايمان امروز" در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار كرد: با توجه به اين که وبلاگها، نماد اصلي و بارز فضاهاي تعاملي مجازي هستند و در آنها اثري از تقسيمبنديهاي رايج و معمول دنياي واقعي وجود ندارد، بايد از قدرت نقشآفريني اين رسانهوارهها در شکوفاسازي و تعالي ارزشهاي اخلاقي و انساني استفاده کنيم.

به گفته وي، عليرغم اين که آزادي بيان و فکر و ماهيت شفافسازي وبلاگهاي شخصي بر خلاف رسانههاي دولتي مانند راديو، تلويزيون و مطبوعات ويژگي اصلي اين فضاهاي سخنپراکني به شمار ميرود و پايهي آنها را بر ارايهي بدون محدوديت نظرات و ديدگاههاي شخصي و بدون در نظر گرفتن ملاحظات گوناگون قرار داده است، اما اين ويژگيها نبايد منجر به پايمال شدن اصول موضوعه و پذيرفتهشدهي انساني و اخلاقي مانند رعايت حريم خصوصي، احترام به شخصيت فردي انسانها، افشاي اطلاعات شخصي و توهين به آنها شود.
وي افزود: متاسفانه بسياري از ما که عملکرد نهادهاي دولتي را مورد نقد قرار ميدهيم و ارتباط منطقي آنها با رسانهها را بدون برخورد سلبي و قهري خواستار ميشويم، خود در بسياري از موارد چنين اصولي را رعايت نميکنيم و در برخورد با منتقدان، مخالفان و ناملايمات، عملکردي غيراصولي و غيرحرفهيي در پيش ميگيريم.
ضيابري يادآور شد: با وجود اين که هرگونه انتقاد، مخالفت و بيان نظرات ناخوشايند را نبايد توهين، تحقير و نشر اکاذيب تلقي کرد، از سوي ديگر، آزادي بيان، فکر و انديشه را نبايد با امکان زير سوال بردن شخصيتهاي حقيقي و حقوقي و توهين به وجههي آنها برابر بدانيم.
اين روزنامه نگار تصريح كرد: يکي از کاربردهاي وبلاگ، افشاي واقعيتها و انتشار مدارک و اسنادي است که بر پايهي آنها به توان به برخي از ناگفتهها تاکيد کرد و در چارچوب قانون، خبر و اطلاعرساني کرد، اما اين کارکرد نبايد سوءتعبير شود و با زير سوال بردن اصول موضوعهي اخلاقي يکسان قرار بگيرد.
ضيابري گفت: فشارهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي، افراد جامعهي ما را در سطح خاصي از آستانهي تحمل و روشهاي برخورد اجتماعي قرار داده و بخشي از انواع سلايق فردي در معاشرت با افراد جامعه را بايد ناشي از آموزشهاي نادرست و ناسالم طولاني مدت تلقي کرد. اما مصروف نکردن تلاش براي کنترل لسان، عملکرد و برخورد اجتماعي به ويژه در فضايي مانند وبلاگستان که هويت واقعي افراد براي يکديگر آشکار و معلوم نيست، يک نوع نقض قوانين حقوقي و انساني محسوب ميشود.
وي در عين حال گفت: از سوي ديگر، نبايد فراموش کنيم که از جمله خاصيتهاي وبلاگها همانند ساير فضاهاي مجازي، عدم گزينشگري آنهاست، به اين معنا که همهي افراد با هر سطح تحصيل، دانش و فرهنگ براي خود حوزههايي اختيار ميکنند و در آن حوزه با هر ادبيات و سياستي، به فعاليت ميپردازند. از همين رو ممکن است حجم محتويات توليدشدهي منافي با اخلاق و عفت عمومي و نيز آداب شهروندي الکترونيک بالا برود.
وي همچنين گفت: با اين حال مخاطبان آگاه و هوشمند که به دنبال زندگي در جامعهيي صلحطلب هستند و رويکردهاي عصبي، خشونتآميز و همراه با تحقير شخصيتها را نميپذيرند و حاضر نيستند که فضاي اطلاعاتي پاک و آزاد را مسموم و ناسالم ببينند، ميتوانند با نشان دادن عدم اقبال خود نسبت به اين نوع توليد محتوا و رويکرد فکري، صاحبان آن را از صحنه خارج کنند.
اين وبلاگ نويس اظهار كرد: زندگي در اينترنت به عنوان شهروندان يک جامعهي انتزاعي و غيرقابل لمس، بايد ضوابط و شرايط زندگي در جامعهي واقعي و رفتارهاي يوميهي ما را بازسازي کند و حتي به تقويتش بينجامد. زماني که ما نتوانيم آرامش، متانت، تفاهم و همزيستي مسالمتآميز با همشهريهاي خود را در جامعهي مجازي تجربه کنيم، به ويژه که به آنها دسترسي هم نداريم و تنها در معرض افکار و عقايدشان هستيم، قاعدتاً در زندگي روزمرهي خود هم شکست خواهيم خورد.
وي گفت: وبلاگها در قرن بيستويکم که قرن ارتباطات و فناوريهاي نوين است، بايد منادي صلح، دوستي و تفاهم باشند و وبلاگنويسها به عنوان شهروندان شهر مجازي و سازندگان پايههاي فکري و تئوريک آن، بايد بتوانند در عين پايبندي به اصول و ارزشهاي شخصي خود در بيان حقايق و واقعيات، سلامت نفس، عدالت و بيطرفي را نيز همواره رعايت کنند تا به لحاظ وجداني و اخلاقي، به آرامش روحي خود و جامعه کمک کنند.
اين روزنامه نگار گفت: يک مقايسهي ساده بين وبلاگ هاي فارسي و وبلاگهاي ساير کشورهاي دنيا نشان ميدهد که در بحث کامنتينگ به عنوان عامل برقراري ارتباط و تعامل دوطرفهي نويسنده، کمتر وبلاگنويس خارجي امکان برقراري ارتباط را محدود کرده و کامنتهاي خود را پس از بازبيني و تاييد منتشر ميکند، اما اين رويه در کشور ما متفاوت است. از همين رو احساس ميشود که لزوم بالا رفتن سطح فرهنگ شهروندي الکترونيک و آداب تعامل با همشهريان به ويژه در بخش کامنتها و ارايهي نظرات که در حال حاضر، فضاي سالم و آرامي را تجربه نميکند، بسيار ضروري است.
وي در پايان تاكيد كرد: شهروندان جامعهي مجازي به ويژه آناني که داراي اشتراکات ديني، ملي، قومي و زباني هستند، بايد بيش از هر قشر ديگري توانايي تحمل و تعامل با يکديگر را داشته باشند و پرخاشگري و خشونت در اين حوزه، ناپسنديده و غيرقابل قبول است.
سرمایه - سید ایمان ضیابری: بهار، عيد، تعطيلات، استراحت... تابستان، ترافيك، دود، بوق، گرما... پاييز، زرد و نارنجي، دلواپسي، اضطراب، بيحوصلگي... زمستان، برف، يخبندان، سرما... اگر دانشآموز هستيد يا دانشجو و در هر مقطع تحصيلي مشغول يادگيري و آموختنيد، با اين مفاهيم چندان بيگانه نيستيد. درس خواندن و رفتن به محيطهاي فيزيكي آموزشي در شهرهاي كوچك يا بزرگ، دردسرهاي خاص خودش را دارد. شايد يكي از آرزوهاي قديمي و هميشگي دانشآموزان و دانشجويان اين بوده كه بتوانند در خانه بنشينند و همزمان با نوشيدن يك ليوان چاي داغ يا نگاه كردن به برنامههاي تلويزيوني، درس بخوانند، از وجود معلم استفاده كنند، سوال بپرسند، جواب بگيرند، تمرين حل كنند و كمتر به خودشان زحمت بدهند.
محدوديتهاي خاص موجود در فضاهاي آموزشي كه آزادي عمل را از دانشآموز و دانشجو ميگيرد و او را وادار ميكند تا تحت ضوابط و شرايط خاص زماني، مكاني و مقرراتي بر سر كلاسهاي درس حاضر شود و دردسر مشكلات و اتفاقات احتمالي مانند بيماري، برنامههاي پيشبيني نشده، غيبت استاد، حوادث غيرمترقبه و حتي نوسان و عدم تعادل در وضعيت روحي، رواني و آمادگي جسماني را به جان بخرد و به لحاظ آماري و راندمان كاري نيز اين تنها حضور فيزيكي اوست كه برطرفكنندهء نيازهاست. در واقع كمتر كسي از اين بعد به قضيه نگاه ميكند كه آيا پشتسر گذاشتن بعد مسافت براي حضور بر سر كلاسها و همينطور تغييرات خاص در آمادگي روحي و جسمي كه عوامل تعيينكننده در ايجاد بازدهي و يادگيري درسي هستند، بايد براي آموزش در مقاطع مختلف تحصيلي لحاظ شود يا نه. با اين حال، آرزوي قديمي بسياري از شاگردتنبلها و حتي دانشآموزان و دانشجويان پرتلاش و فعال، مدتهاست كه برآورده شده و امروزه ديگر مفهومي به نام آموزش الكترونيكي يا E-learning است كه در جهان آموزش پايه و عالي، حكمراني ميكند...