تبليغاتX
ايمان امروز

طلبه بلاگ – بعد از اینکه شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر امور خارجه‌ی امارات در شصت و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، "ناامیدی" کشورش از "اشغال ادامه‌دار جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک توسط ایران" را اعلام کرد و همه‌ی ساخت و سازهای انجام شده توسط ایران در این جزایر را غیرقانونی و ملغی دانست، رییس مجلس این کشور هم همنوا با سایر مقامات دولت امارات عربی متحده، کشوری که 37 سال پیش به صورت رسمی پا به عرصه‌ی وجود گذاشت، ادعاهایی مبنی بر اشغال جزایر سه‌گانه توسط ایران را تکرار کرد.

این ادعاها در روز 25 اکتبر (3 آبان‌ماه) توسط رییس مجلس سوریه نیز مورد حمایت قرار گرفت و محمود الابرش رییس مجلس شعب سوریه با ارسال بیانیه‌یی به خبرگزاری امارات (WAM) بر "حمایت مردم و دولت سوریه از حق حاکمیت امارات بر سه جزیره‌ی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک" تاکید کرد.

گرچه حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران در نشست خبری سی‌ام مهر خود با خبرنگاران داخلی و خارجی، به صراحت اعلام کرد که "بر سر مالکیت ایرانی جزایر هیچ بحثی نداریم"، با این حال به نظر می‌رسد که ایرانیان هنوز از واکنش دولت نسبت به تکرار ادعاهای ارضی امارات، رضایت کافی ندارند.

تا امروز، صریح‌ترین پاسخ به مواضع امارات عربی متحده توسط یک نماینده‌ی مجلس داده شده است. عوض حیدرپور، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در بهمن ماه 87 در گفت‌وگو با سایت "عصر ایران" خواستار پاسخ جدی به اظهارات مقامات اماراتی شد و گفت: "همه  اسناد و مدارک نشان می دهد که جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی از روز تشکیل ایران متعلق به ما بوده و از آن گذشته خود امارات هم مال ایران بوده و این وقاحت است که اماراتی ها ادعای خاک ایران را می کنند و از آن وقیحانه تر تایید این ادعاهاست."

ادامه‌ی مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

در ابتدا قصد داشتم یک مثنوی مفصل بنویسم از اینکه عازم سفری هستم صعب و صد البته تاریخ‌ساز. تاریخ‌ساز برای خودم؛ "خود"ی که به دنبال یک روزنه‌ی جدید است برای زندگی زیر سایه‌ی یک تقویم جدید. خسته از تقویمی که تحویل سال ندارد.

به سفری بروم که در زندگی هر انسان، سرآغاز تاریخی جدید می‌شود و فرصتی برای تجدید؛ تجدید قوا، تجدید روحیه، تجدید حیات... سفری که من فکر می‌کنم در آن محال است تو را بخواهند و صدا بزنند، ولی به صدایت گوش نکنند؛ هر چه قدر هم که نالایق و ناچیز باشی... من با سه آرزو به این سفر می‌روم، و اگر بازگشتی در کار بود، یقین دارم که دست خالی باز نخواهم نگشت.

از صعوبت و دشواریهای این سفر فراوان گفته‌اند و شنیده‌ایم. از بازگشت خود بی‌خبرم و همه چیز را سپرده‌ام به هم او که مرا خوانده است. برای گفتن، زیاد دارم و برای خواستن... از کتابهای نخوانده و حرفهای ننوشته و سلامهای نگفته و جوابهای فروخورده و محبتهای دریغ کرده و قلبهای شکسته و آرزوهای نرسیده و میوه‌های نچیده و آرمانهای دور و دراز و ندیده و از لحظه‌هایی که گذشتند و آنها را نقاپیدم...

می‌خواهم بروم و بروم و بروم، آنقدر دور، که بتوانم نفسم را حبس کنم، و از خودم بگریزم، و آن وقت که برگشتم، همان "خود"ی را باز بیابم که مدتی است گم شده و هیچ جا، در هیچ روزنامه‌یی، آگهی و اعلان نداده تا تماس بگیرم و پیدایش کنم.

اگر بازگشتی در کار بود، برایتان خواهم نوشت از سرزمینی، که البته به اندازه‌ی سرزمین من، شاید عجیب نباشد، اما در آن، لحظه‌های عجیب فراوان خواهم دید.

اگر بازنگشتم، و یا فرصتی نبود برای دنباله‌ی ماموریت، آخرین خط‌خطی‌هایم، بین صفحات "اَوِستا" مانده‌اند و پیدا می‌شوند...

باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازه‌ی پیراهن تنهایی من جا دارد
بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست

من امشب، به جست‌وجوی پیراهن تنهایی خود می‌روم و مثنوی نمی‌سرایم و به شما سلام می‌گویم...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 


اعتماد - سید ایمان ضیابری: غروب روز دهم ژوئن (20 خرداد 1388) و در حالي که تنها دو روز به برگزاري مهم ترين انتخابات جهان در سال 2009 ميلادي در ايران باقي مانده بود، هشت هزار کيلومتر دورتر از آب هاي خليج فارس، وارد فرودگاه بين المللي «کلگري» در جنوب غربي کانادا در ايالت «آلبرتا» شدم و اين آغاز ماموريت چهارروزه يي بود که به عنوان نماينده خاورميانه در کنفرانس بين المللي دانشجويي انرژي (ISES=International Student Energy Summi) بر عهده ام گذاشته شده بود.

بيش از 400 دانشجو از 30 کشور دنيا در شهر يک ميليون نفري «کلگري»، سومين شهر پرجمعيت کانادا جمع شدند تا به بررسي مهم ترين چالش ها و دغدغه هاي مربوط به گرمايش کره زمين، بحران انرژي و آينده منابع تجديدناپذير بپردازند و در يک فضاي آکادميک، از بحث و تبادل نظر با يکديگر و پژوهشگران حوزه انرژي از سراسر دنيا، آموخته هاي جديدي کسب کنند. مراسم افتتاحيه کنفرانس با حضور وزير انرژي ايالت «آلبرتا»، «لن وبر»، در سالن گردهمايي انستيتوي تکنولوژي «آلبرتا»ي جنوبي (SAIT) برگزار شد و سخنراني «الکس استفن» مدير انتشارات علمي Worldchanging نيز بخش پاياني آن بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

Kourosh Ziabari - Rasht, Iran
Born in 1990 in Iran, Kourosh Ziabari attending the University of Guilan is pursuing the Bachelor of Arts degree in the field of the Engligh Language and Literature. Kourosh is also a freelance journalist and media correspondent. He is a contributing writer to the Foreign Policy Journal and the editor of the Persian section at the Tlaxcala Translators Network for Linguistic Diversity. He is the author of book "7+1" which is a collection of his interviews with 7 Iranian contemporary literary figures. He has dedicated his journalistic mission to human rights and major concerns of the 21st century and the UN's Millennium Development Goals. He has so far worked with magazines and websites in Iran, Canada, UK, Guatemala, Belgium, Austria, South Korea and USA

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

کمپینرهای بین‌المللی و فعالان حقوق بشر از 44 کشور دنیا مشغول ساماندهی یک جنبش همگانی برای حذف نام حماس از فهرست گروههای تروریستی اتحادیه‌ی اروپا هستند. این کمپین در سایت اینترنتی Recognize Resistance به 25 زبان زنده‌ی دنیا از جمله فارسی، قابل دسترسی و امضا است. گروههای ایتالیایی به سرپرستی نادینه روسا روسو، ساماندهی این جنبش را بر عهده دارند.

مفاد این کمپین، نام امضاکنندگان سرشناس، حامیان بین‌المللی و همچنین فهرست کامل امضاکنندگان آن، به دست کاندیداهای انتخابات آتی اتحادیه‌ی اروپا و مقامات این سازمان بین‌المللی می‌رسد که در هفتم ژوئن برگزار می‌شود. همچنین نمایندگان فعلی 27 کشور اتحادیه‌ی اروپا، از برپایی این جنبش همگانی مطلع شده‌اند.

مهمترین چهره‌هایی که از این کمپین حمایت و تومار آن را امضا کرده‌اند، Norman Finkelstein نویسنده‌ی سرشناس و محبوب آمریکایی، Jose Saramago نویسنده‌ی اسپانیایی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال 1998 میلادی، Tariq Ramazan دانشمند مسلمان سوییسی و استاد دانشگاه آکسفورد و Mairead Corrigan Maguire فعال ایرلندی حقوق بشر و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل صلح سال 1975 هستند.

شدیداً دعوت می‌شود که با ثبت امضای خود در این کمپین، به جمع میلیونها انسان آزاده و مستقلی بپیوندید که نگران نیستند اگر لابی بین‌المللی آمریکایی - اسراییلی، آنها را از فرصتهای درخشان رشد و ترقی محروم می‌کند. آنها به حقیقت فکر می‌کنند و همین است که در جهان عزیز و محبوب شده‌اند... (متاسفانه در صفحه‌ی اول کمپین، از هر کشوری امضاکننده هست غیر از ایران. فکر می‌کنم وقتش شده تا حرکتی بکنیم...)

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 


Kourosh Ziabari - The Media Line: I am neither a political analyst of Mr. Kissinger's sort; nor a left-wing moderate progressive of the U.S. Congress; nor a tactical agent hired by the government to propagate a ridiculous peace; nor a showman who calls all of the non-aligned and independent countries the "axis of evil"; nor any Mr. Dick Cheney who issues a decree for torturing a 14-year-old Saudi prisoner in the Guantanamo bay with "all of the necessary means"; nor any kind of presidential candidate who sings "Bomb, Bomb, Bomb Iran"!
 
I'm just an ordinary citizen of Rasht, the coastal town by the southern Caspian Sea in the country which they have categorized into the "axis of evil" because it has not bowed down to subjugation or sanction because they suspect it "might be developing nuclear weapons someday," or insulted because it's escaping from another American coup d'état like the one in 1953 against Dr. Mossadegh, and threatened because it wants to stand on its own feet.
 
I just wonder about a series of phenomena which I just cannot digest. I do not care about the equations of power and the corrupt relations which push unworthy individuals into authority and to govern the injurious processes. I'm just afraid that our world is going to undergo an abyss of ethical, cultural and human collapse that will be irretrievably horrendous.
 
The fundamental question that I will always wrestle with to find an "answer" for is: How much do we understand the very meaning of peace, the ex-sublime concept that is nowadays the excuse for every kind of battle and bloodshed around the world?
 
My humble and frail mind tells me that peace is the state of non-violence, lack of aggression and the presence of equal opportunities for all members of human society to live a sustainable, pleasant, stable and tranquil life with the basic essentials of an average living provided for them.
 
Albeit there is a possibility that I'm making a mistake as I'm not a native speaker and maybe “peace” has got some different meanings in languages other than Persian. Let's see what the Cambridge Advanced Learner's Dictionary tells us: "Peace (n), Freedom from war and violence, especially when people live and work together happily without disagreements."

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

سایت خبری OhMyNews کره‌ی جنوبی، یک خبرگزاری بین‌المللی است که خبرهایش در Google Newsفهرست می‌شوند و تقریباً‌ از همه‌ی کشورهای دنیا، خبرنگار و نویسنده دارد.

به لطف خدا، من افتخار دارم که نماینده‌ی ایران در این سایت باشم و از حقانیت کشورم در یک رسانه‌ی جهانی دفاع کنم، هرچند که در مدت فعالیت و خبررسانی‌ام در این سایت، حتی از یک نفر ایرانی هم تشکر و قوت قلبی دریافت نکردم، گویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایت... با این حال، من برای اعتقاداتم کار می‌کنم و اگر زمانی هم لب به گلایه می‌گشایم، از فرط بی‌وفایی دیدن‌هاست و لاغیر...

صد هزار بار خدا را شکر که این سایت نسبتاً آمریکایی، مقاله‌ی من در مورد بررسی ریشه‌های جعل نام خلیج فارس را چاپ کرد و البته خودش هم یک تیتر هم انتخاب کرد که "مگر یک نام چه دارد؟" و آن را از بخشهایی از مقاله برداشته بود که گفته بودم "چرا کسی به نام خلیج مکزیک کاری ندارد؟"

خوشبختانه اشاره‌های من به ماجرای دریافت رشوه‌ی گوگل از کشورهای عربی هم اینجا سانسور نشده و فرصت مغتنمی است اگر با لینک دادن و کمک به خوانده شدن این مطلب که برای اولین بار در یک سایت معتبر بین‌المللی از زبان یک ایرانی مطرح می‌شود، کاری کنیم که اتحاد صهیونیستی - عربی، کمی دست از سرمان بردارد.

پی‌نوشت: مقاله‌ی من در سایت دانشگاه استونی بروک (Stony Brook) انگلیس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

ما که یادمان نیست، اما بزرگترهایمان که دیده‌اند خوب یادشان است که پیش‌بینی امام خمینی (ره) در مورد اضمحلال نظام کمونیستی شوروی سابق، چگونه به حقیقت پیوست و شوروی سابق فرو پاشید. امروز یک پیش‌بینی دیگر از ایشان باقی مانده تا به واقعیت بپیوندد و خلق را برای همیشه شیفته‌ و شیدا سازد، آن هم فروپاشی رژیم جعلی صهیونیستی است.
این پیش‌بینی در مورد پاک شدن نام منحوس رژیم صهیونیستی از صفحه‌ی روزگار سرانجام به حقیقت خواهد پیوست و حتی آمریکایی‌هایی که به دنبال نبش قبر داوود نبی (ع) در بیت‌المقدس هستند هم این را می‌دانند، اما برای این اتفاق حتمی، پیش‌شرطهایی نیاز است.
این روزها سرو صدای زیادی به پا کرده‌اند که به ایران حمله خواهند کرد، دلقکهای رسانه‌یی خود را در سی‌ان‌ان و فاکس نیوز بیش از قبل شارژ کرده‌اند و یک عده سست‌عنصر خودفروخته هم در این میان کاملاً پس زده‌اند و عقب کشیده‌اند.
با این حال اگر منطقی فکر کنیم، حمله‌ی اسراییل به تاسیسات اتمی ایران، یک فرصت مغتنم خواهد بود تا "زلزال"، "شهاب" و "غدیر" در عرض یک ساعت، این لکه‌ی ننگ را از تاریخ محو کنند.
همانطور که حتماً شنیده‌اید، سپاه ایران قول داده که در صورت حمله‌ی اسراییل به تاسیسات اتمی، در عرض یک ساعت ۱۰ هزار موشک به تل‌آویو شلیک کند. هرچند که ایران تنها حکومتی است که در طول تاریخ به هیچ سرزمینی حمله نکرد و هیچ مردمی را آواره نساخت، به هیچ سرزمینی تجاوز نکرد و هرگز نخواهد کرد، اما هر لحظه آماده است تا زمین را از لوث وجود "اشغالگر" و "تروریست" پاک کند.
از همین بابت، ما نترسیده‌ایم و نمی‌ترسیم. منتظریم تا صهیونیستها دیوانگی کنند و آن وقت ما هم گام نهایی را برای تحقق وعده‌ی قرآن کریم برداریم.
این هم متن مقاله‌یی است که در "دیجیتال ژورنال" درباره‌ی پیامدهای حمله به ایران نوشته‌ام...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

سایت آفتاب - اعتراضهای گسترده‌ی ایرانیان سراسر جهان به حذف نام ایران از فهرست کشورها در صفحات ثبت نام سایت یاهو میل برای ایجاد حساب کاربری، سرانجام پس از ۱۰ ماه به نتیجه رسید و موفقیتی بزرگ را برای فعالان اینترنت فارسی رقم زد.
پس از آنکه در اکتبر سال ۲۰۰۷ میلادی سایت یاهو به بهانه‌ی اعمال تحریمهای اقتصادی علیه کشورمان، نام جمهوری اسلامی ایران را از لیست کشورهای خود در صفحات ثبت نام حذف کرد، موج اعتراضات گسترده‌ی ایرانیان سراسر جهان با طراحی بمب گوگلی و تحریم سایت یاهو آغاز شد.
یاهو، بیش از ۱۰ میلیون کاربر ایرانی دارد که در پی این حرکت، بسیاری از آنان اقدام به حذف حسابهای کاربری خود و یا نقل مكان به گوگل کردند.
در پی این شکست بزرگ برای یاهو و از دست رفتن بخش عمده‌یی از کاربران این سایت، جمعی از فعالان اینترنتی ایران نیز اقدام به طراحی بمب گوگلی "سلام یاهو" کردند و توجه جهانیان را به موضوع حذف نام یک کشور از فهرست کشورهای سایت یاهو جلب نمودند.
به گفته‌ی سید ایمان ضیابری، مجری بمب گوگلی، "سلام یاهو" یک پایگاه جامع اطلاع‌رسانی بود که در رابطه با افتخارات فرهنگی، علمی، هنری و ورزشی ایرانیان در سراسر دنیا خبررسانی می‌کرد و از این طریق، جهانیان را با واقعیات ایران به عنوان کشوری که توسط دولتهای غربی تروریست و توسعه‌نیافته خطاب می‌شود، آشنا می‌ساخت.

ادامه‌ی مطلب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

-برگزاری آزمون سراسری دانشگاههای کشور در روزهای گذشته، مهمترین عاملی بود که باعث شد تا چند هفته‌یی نتوانم وبلاگ را به روز برسانم.

به لطف خدا، آزمون خوبی بود و امیدهای بسیاری به آن دارم. انشاءا... پس از اعلام نتایج، جزییات کاملتری را  ارایه می‌کنم. در همین حد بگویم که امیرارسلان جامعی، محمدرضا رهبر و احمدرضا توسلی از جمله کسانی هستند که این روزها مدام برایشان دعا می‌کنم و شدیداً امیدوارم که از برگزیدگان موفق کنکور امسال باشند.

 

2- تبلیغات مبتذل و غیرحرفه‌یی سایت بلاگفا که بدون هیچگونه وجاهت قانونی در وبلاگهای کاربران قرار می‌گیرد، انگیزه‌هایم را برای ادامه دادن کار در این سرویس کاهش داده و شاید به زودی مطالبم را به سرور دیگری منتقل کنم.

تبلیغ خشونت و ارعاب از طریق تبلیغ فیلمهایی که سایت بلاگفا ادعا می‌کند "وحشت را به خانه‌ی شما می‌آورد"، تبلیغ بی‌پروای جرایم اینترنتی از جمله هک و سرقت اطلاعات از طریق نرم‌افزارهای نفوذ به موبایل و تشجیع به کارگیری ابزارهای نقض حریم خصوصی (دسترسی به ایمیلهای افراد، سرقت رمزهای عبور و...) که بارها درباره‌ی آن به مدیر سایت هم تذکر داده شده، به دلایل متعددی همچنان ادامه دارد.

از این رو، ادامه دادن یک فعالیت فرهنگی در محیطی که ادعای مبارزه با جرایم اینترنتی را دارد و خود را همسطح و همسنگ WordPress می‌داند، ممکن نیست.

همین سیاست یک بام و دو هوا بود که باعث شد آقای جوانفکر، مشاور رییس‌جمهور نیز در نخستین روزهای وبلاگنویسی خود در بلاگفا، عطای رایگان بودن آن را به لقایش بخشید و سریعاً‌ اقدام به راه‌اندازی وبلاگ اختصاصی خود کرد.

 

3- بحث اصلی امروزم درباره‌ی ترس مالیخولیایی دولتهای غربی از جمهوری اسلامی ایران است. دولتهایی شامل آمریکا، اعضای اتحادیه‌ی اروپا و رژیم صهیونیستی.

درست است که ایران امروز هشتمین قدرت نظامی بزرگ دنیاست و شنیدن نامش هم اندام دولتهای غربی را می‌لرزاند، اما علت این ترس دیوانه‌وار که به قول رهبری، آمریکا و اسراییل را به "بیماران روانی" بدل ساخته، چیست؟

ترسی که باعث می‌شود یک روز تهدید کنند، یک روز تحریم کنند، یک روز مذاکره کنند و یک روز بگویند که می‌خواهیم در تهران کنسولگری افتتاح کنیم!

تصور کنید دوستی می‌خواهد همکلاسی‌اش را تهدید کند که اگر آن مداد را به من ندهی، من هم تو را می‌زنم. همینطور به تهدید کردن ادامه بدهد که می‌زنم، می‌زنم و آن دوستش هم مداد را قرض ندهد. وقتی شخص تهدیدکننده، قدرت زدن را نداشته باشد، ممکن است تا مدتها به "بلوف زدن" ادامه بدهد، حتی تهدیدهای خطرناک بکند، قهر کند و لب به توهین هم بگشاید، اما در عمل قدرت انجام کاری را ندارد و طبلی است که هرچه بزرگتر باشد، توخالی‌تر است و صدایش بیشتر می‌پیچد.

واقعیت اینجاست که دولتهای غربی از آغاز انقلاب اسلامی، مشغول تهدید کردن کشورمانند و هر بار به بهانه‌یی می‌کوشند مردم ما را تحت فشار قرار دهند.

البته این فشارها، همواره روانی بوده و با متحد کردن سیل عظیمی از رسانه‌ها و خبرگزاریها و سایتها، تلاش شده تا ضمن سست کردن اراده‌ی مردم، حس تلاش، اتحاد و خودباوری از آنها سلب شود.

متاسفانه با تهدیدهای آمریکا و اسراییل در ماههای اخیر که رسانه‌یی‌تر شده‌اند و با شدت بیشتری فریاد زده می‌شوند، علاوه بر سوءاستفاده‌ی اپوزیسیون و جیره‌خواران غرب در داخل کشور، بسیاری از مردم عادی هم خود را باخته‌اند و حقیقتاً باور کرده‌اند که آمریکا بعد از حمله به افغان و عراق، ایران را نیز مورد حمله قرار خواهد داد.

با وجود این، مردمی که چنین تهدیدهایی را باور کرده‌اند و سریع به جبهه‌ی دشمن شتافته‌اند و نیز مخالفان نظام که شدیداً مشغول ماهیگیری از آب گل‌آلود هستند، بهتر است چند ملاحظه را از یاد نبرند.

تهدید شائول موفاز برای حمله به ایران، اولین و آخرین حمله نبوده و نیست و همآنگونه که از نامش برمی‌آید، این بلوف سیاسی تنها یک تهدید محسوب می‌شود که نمونه‌های آن را ایرانیان 30 سال است دارند می‌شنوند!

به یاد بیاورید وقتی در سال 2002، آریل شارون تهدید کرده بود که به محض فارغ شدن از جنگ عراق، ایران را هدف قرار می‌دهد. (منبع: تایمز سال 2002)

در سال 2003 هم که واشنگتن پست با فتح‌الفتوح رسانه‌یی عظیم خود، خبر از کشف نقشه‌ی حمله‌ی قریب‌الوقوع آمریکا به ایران داد.

این تهدیدها و عملیات حرفه‌یی و بی‌نقص جنگ روانی تا جایی پیش رفت که مسوولان ما هم آن را باور کردند و سردار محسن رضایی هم خبر حمله‌ی 2003 آمریکا به ایران را تایید کرد.

در سال 2005، گاردین به نقل از مقامات اسراییل فاش کرد که حمله به ایران آخرین گزینه است! بعد هم یک سردار باهوش و نخبه‌ی ترکیه در سال 2006 پیش‌بینی کرد آمریکا به طور همزمان، ایران و سوریه را در ماه اکتبر مورد بمباران قرار خواهد داد!!

بعد هم که در سال 2006، آقای رامسفلد لطف کرد و همگان را آگاه ساخت از اینکه چرا آمریکا اول به عراق حمله کرد و ایران را در مرحله‌ی بعد قرار داده است!

در سال 2007 گاردین باز هم زحمت کشید و اعلام کرد که بوش قصد تشنج‌زدایی ندارد و به زودی ایران را بمباران خواهد کرد.

این بازی خنده‌دار همچنان ادامه یافت و امسال هم وزیر راه و ترابری اسراییل خبر مربوط به حمله‌ی اسراییل را اعلام کرد. البته انگار در این میان، یک اختلاف نظر کوچک به وجود آمده چرا که یک بار قرار است قبل از پایان دوره‌ی بوش به ایران حمله کنند و یک بار هم بعد از پایان دوره‌ی بوش!

به هر حال، این عزیزان تروریست که از قرار معلوم برای گسترش آزادی و دموکراسی در جهان، دارند جانشان را از دست می‌‌دهند، حداقل این فایده را برای ما دارند که اسباب خنده و تفریح چند صباحی را فراهم می‌آورند و من می‌توانم اینطور پیش‌بینی کنم:

سی‌ان‌ان، مارس 2013: هواپیماهای ارسالی صدام حسین!!، لحظاتی پیش به کاخ سفید حمله کردند.

رویترز، آوریل 2014: باراک اوباما، ایران را مسوول تخریب ساختمان کاخ سفید می‌داند.

آسوشیتد پرس، ژوئن 2014: آمریکا در پی تدارک حمله به ایران است.

واشنگتن پست، فوریه‌ی 2015: جورج بوش در جنگلهای آمازون پیدا شد.

بی‌بی‌سی، آگوست 2020: مانور نظامی آمریکا در خلیج فارس، هشداری برای ایران بود.

بی‌بی‌سی، آگوست 2030: طرح حمله‌ی نظامی روی میز جِنا بوش، رییس‌جمهور آمریکا.

نیویورک تایمز، ژانویه‌ی سال 2055 میلادی: نقشه‌ی آمریکا برای حمله به ایران فاش شد.

گاردین، ژانویه‌ی سال 2055: آمریکا به نخست‌وزیر رژیم منحل شده‌ی اسراییل، پناهندگی نداد.

بی‌بی‌سی، اکتبر سال 2080 میلادی: انگلیس در حمله‌ی قریب‌الوقوع آمریکا به ایران، حمایت نظامی می‌کند.

و این داستان، همچنان ادامه دارد...

آنچه که مشخص است، اینکه آمریکا ایران را تهدیدی برای خود نمی‌داند بلکه به عنوان رقیب خود می‌شناسد و این رقیب، نه تنها در عرصه‌ی نظامی و اقتصادی، که در عرصه‌ی علمی نیز جانشین اصلی ابرقدرت خودخوانده به شمار می‌رود.

اگر با شنیدن این تهدیدهای نخ‌نما و تکراری که از قرار معلوم، روش جدیدی هم برای ابرازشان پیدا نمی‌شود، احساس ترس کرده‌اید و معتقدید ایران باید از حقوق هسته‌یی خود در تولید انرژی صلح‌آمیز هسته‌یی یا حتی بمب اتم عقب‌نشینی کند، شک نکنید که ایرانی نیستید!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

 

 وقتی پیشرفتهای مختلف کشورم را مرور می‌کنم که صدها سال در یوغ استعمار قاجار و پهلوی گرفتار بود، نخست سربلند می‌شوم از اینکه ایران اسلامی عزیز امروزه به عنوان الگو و سرمشق مردم مسلمان و آزاده‌ی دنیا شناخته می‌شود و قدرتمندترین حکومت منطقه را دارد، سپس افتخار می‌کنم به اینکه کشورم در عرض 30 سال، از یک سرزمین عقب‌مانده و محروم، به مهد توسعه و تمدن تبدیل شده است.

آنان که نمی‌بینند کشور ما با سرعت برق در حال توسعه و پیشرفت است، مطمئناً یا چشم بینا ندارند و یا برایشان نمی‌صرفد که پیشرفتها و ترقی‌ها را ببینند. آنانی که این پیشرفتها را می‌بینند و انکار می‌کنند نیز بدخواه این ملتند و می‌خواهند آنها را به ورطه‌ی ناامیدی و انجماد بکشانند...

در کشوری که دشمنانش تلاش می‌کنند با ناامید کردن مردم نسبت به آینده، حس برنامه‌ریزی و میل به شکوفایی را در آنان از بین ببرند، کسی هست که برنامه‌ریزی 24 سال آینده‌ی خود را تدوین می‌کند و هرچند مضحک و خنده‌آور، اما به کرسی ریاست جمهوری ایران در سال 1412 می‌اندیشد.

با این ادعا، بد نیست نشان بدهیم که مردم ایران، هوشیارتر از آنند که هر مزخرفی را به عنوان گزارش خبری، تحلیل و آمار از رادیوهای آنطرف آبی و عروسکهای کوکی‌شان در داخل کشور بپذیرند و تلاش برای ناامید کردن مردم ایران نسبت به آینده، تلاشی احمقانه است که تنها ماهیت "دولتهای آزاد" و "دموکرات" را رو می‌کند.

بد نیست نشان بدهیم که مردم ایران، نیاز به هیچ اجنبی چشم‌آبی یا چشم‌بادامی ندارند که برایشان توسعه، آزادی و پیشرفت را به ارمغان بیاورند و با تهدید به حمله و چند سخنرانی کودکانه، مردم را بترسانند که سنگر دفاع از کشورشان را خالی کنند.

البته بد نیست بگویم که سر و کار من، فقط با آمار و داده و اطلاعات است. نه مانند آمریکایی‌هایی که در سیاه‌ترین کشور دنیا با 2 و نیم میلیون نفر زندانی محبوس هستند و فریاد نقض حقوق بشر در ایران را سر می‌دهند و هیچ منبع و مدرکی هم ندارند تا ادعای عاجزانه‌شان را ثابت کنند!

با این تفاسیر، بد نیست سری به آمارها و اطلاعاتی بزنیم که احتمالاً خیلی اتفاقی از چشم رسانه‌های دنیا دور مانده و مردم ما هم به دلایلی از آن بی‌خبر "نگاه داشته شدند."

 

1-   نخستین موبایل در دهه‌ی 1950 به بازارهای جهانی آمد اما نخستین ایرانیان به سال 1994 صاحب گوشی تلفن همراه شدند یعنی پس از انقلاب اسلامی. از آن زمان در کشور ما 40 میلیون خط تلفن همراه واگذار شده و با این تعداد واگذاری، از لحاظ میزان استفاده‌ی خطوط تلفن همراه، استرالیا، کانادا، مالزی و هلند را پشت سر گذاشتیم.

 

2-   مردم ایران، بسیار امیدوار، شاد و از زندگی خود راضی‌اند. ما در میان 200 کشور دنیا، 67 امین مردم شاد جهانیم و از این حیث، آمریکا، فرانسه، آلمان، ژاپن، سوییس، فنلاند، کانادا و 100 کشور دیگر را پشت سر گذاشتیم.

 

3-   کشاورزی ما بعد از انقلاب، به یک صنعت پویا و جهانی تبدیل شده. در حال حاضر پس از خودکفایی در تولید گندم، ایران یازدهمین تولیدکننده‌ی بزرگ گندم دنیاست و در این رتبه‌بندی، آرژانتین، اوکراین، ایتالیا، استرالیا، دانمارک و 20 کشور دیگر را پشت سر گذاشته است.

 

4-   در تولید آهن، کشور ما از بین 45 کشور، رتبه‌ی دوازدهم دنیا را دارد، در تولید گاز طبیعی رتبه‌ی هفتم دنیا از بین 86 کشور را دارد و در تولید خودرو به عنوان پرافتخارترین صنعت ملی نیز از بین 51 کشور، در رتبه‌ی 17 جهان قرار دارد.

 

5-   جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه نظامی، آنقدر قدرتمند هست که دولتهای استعمارگر امروز دیگر حتی جرات طرح اظهارات تهدیدآمیز نسبت به امنیت ملی و تمامیت ارضی ما را نداشته باشند. ایران هشتمین قدرت بزرگ نظامی دنیاست.

 

6-   از بعد سرعت توسعه‌ی اقتصادی ایران در رتبه‌ی 96 دنیا قرار دارد، اما... در این رتبه، ما از کشورهایی مانند ژاپن، ترکیه، ایرلند، لوکزامبورگ، فرانسه، آمریکا، آلمان، کانادا، انگلیس و سوئد بالاتریم.

 

7-   تعداد فرودگاههای ایران از کشورهایی مانند فیلیپین، سوئد، هلند، سوییس، آرژانتین، ژاپن، عربستان، فنلاند، ایتالیا و 120 کشور دیگر بیشتر است.

 

8-   7500 کیلومتر خط آهن در ایران ما را در این زمینه از کشورهایی مانند هلند، پرو، دانمارک، یونان، پرتغال، کره‌ی جنوبی، مالزی، فنلاند و نروژ هم پیشرفته‌تر نگاه داشته است.

 

اینها تنها بخشی از آمارهای ابتدایی و ساده‌یی بودند که برای پاسخ به بدخواهان ایران زمین ارایه کردم تا نشان دهم که به عنوان یک ایرانی، دیدگاه روشن و واضحی از اوضاع کشورم دارم، همه‌ی پیشرفتها را می‌بینم و نیازی ندارم که بنگاههای رسانه‌یی غربی با بودجه‌های میلیارددلاری‌شان، در مورد کشورم به من اطلاعات بدهند!

اینها چند دلیل ساده بودند برای اینکه بگویم چرا به کشورم افتخار می‌کنم و ویرانه‌های آن را هم به مدینه‌ی فاضله‌یی که به دست چشم‌آبی‌ها آباد شود، نخواهم فروخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

 

 امروز که برخی از سخنرانیها و اظهار نظرهای امام خمینی (ره) را مرور می‌کنم، تازه به این نتیجه می‌رسم که پیر جماران، با آن بیان ساده و گفتار همه‌فهم، چه بینش سیاسی عمیق و هوشمندانه‌یی داشته است.

امام در یکی از سخنرانیهای خود در سال 1361 اینطور گفته بود: "الان 5 سال است که آمریکا می‌گوید ما دو ماه دیگر حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون می‌کنیم، و البته باز هم خواهد گفت، که هرگز موفق نخواهد شد."

و امروز که 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، هر روز و هر سال همین اظهار نظرهای تکراری و احمقانه شنیده می‌شود که یک بار شخص کاخ‌نشینان سفید آن را بلغور می‌کنند و یک بار دیگر، نمایندگانشان در سایر ایالتهای اقماری آمریکا مانند آلمان و فرانسه و انگلیس.

رادیوهای بیگانه را که گوش کنی، هر لحظه خبر از سقوط رژیم و تکوین انقلاب می‌دهند و البته به لطف خدا، هر لحظه هم بیشتر در چشم مردم به عنوان دلقکهای رسانه‌یی معرفی می‌گردند و ماهیت خود را رو می‌کنند. از گنده‌ترهایی مانند بی‌بی‌سی و رادیو صهیون بگیرید تا مهره‌های اسباب‌بازی جدید مثل رادیو فردا و رادیو زمانه.  

یا بعد از رسوایی مک‌فارلین که در تاریخ آمریکا آن را بعد از رسوایی واترگیت، بزرگترین آبروریزی سیاسی معرفی می‌کنند، امام در یک نطق تاریخی اینطور گفت: "آمریکا امروز می‌گوید که ایران در جهان منزوی شده اما اگر شما یک قدم به سمت آمریکا بردارید، آنها صد قدم با سر می‌دوند و ما البته آن یک قدم را هرگز برنخواهیم داشت."

و چه غریب و باورنکردنی است که 30 سال از انقلاب اسلامی ایران گذشته و هنوز آمریکا مشغول تکرار کردن همان ادعاهاست که ما منزوی شده‌ایم، اما شرکتهای تجاری‌شان برای سرمایه‌گذاری در ایران دارند سر و دست می‌شکنند و با یکدیگر مسابقه گذاشته‌اند!

مهمترین شعار و هدف امام، استقلال ایران بود و تدبیری که او اندیشید، باعث شد تا امروز ما حقیقتاً مستقل‌ترین ملت دنیا باشیم. مردمی که نه به شرق و نه به غرب وابسته است و آزادانه روی پای خود می‌ایستد...

ای کاش ما نسل سومی‌ها که نتوانستیم او را ببینیم و در کنارش باشیم، از این نعمت بی‌بهره نمی‌ماندیم. ای کاش حالا امروز که قرار است نوبت ما باشد، بتوانیم امانت او را سالم به مقصد برسانیم.

 

پی‌نوشت: درست است که در بازی دیروز با امارات مساوی کردیم و پیروزی بر این تیم می‌توانست یک تسکین اساسی برایمان در پی داشته باشد چرا که همه‌ی ما شدیداً نسبت به امارات از بابت قضیه‌ی خلیج فارس و جزایر سه‌گانه دل پرخونی داریم و فکر می‌کردیم از راه فوتبال می‌شود این کشور را ادب کرد. اما باید آرامش خود را حفظ کنیم و مطمئن باشیم که دیپلماسی فعال خارجی ایران، بهترین راه حل است.

صدای دولت امارات کوچولو درآمده که ما الان سی سال است از ایران درخواست کردیم در رابطه با جزایر سه‌گانه مذاکره انجام دهد اما هرگز پاسخی نداده است. این دقیقاً به آن معناست که دولت ما اصلاً ادعاهای امارات را به رسمیت نمی‌شناسد، پس ما هم فقط وظیفه داریم اینگونه موضوعات حساس سیاسی را به دولت واگذار کنیم و مطمئن باشیم که آنها هرگز بر سر تمامیت ارضی و منافع ملی، مصالحه نخواهند کرد.

از سوی دیگر بهتر است در مورد تیم ملی، فقط به حمایت بپردازیم و کمی روحیه‌ی ژاپنی‌ها را در تشویق تیم فوتبال کشورمان پیدا کنیم، حاشیه سازی‌های بی‌وقفه در مورد علی دایی را به پایان ببریم و بگذاریم این مربی باهوش، در آرامش و سکوت کار خودش را ادامه دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

 

 گاهی اوقات ممکن است متهمت کنند به خیال‌پردازیهای بی‌پروا و کودکانه، گاهی اوقات اگر برنامه‌ات را برای آینده بگویی، با طعنه می‌گویند: "آرزو بر جوانان عیب نیست"، گاهی اوقات اگر مثل یک مرد بایستی و بگویی من می‌توانم، تو را به غرور کاذب و خودستایی محکوم می‌کنند و خلاصه اینکه خیلی اوقات مجبور می‌شوی یا خودت نباشی، یا از خودت فرار کنی و یا دست به تظاهر بزنی، تنها برای اینکه در موردت "طور دیگر" فکر نکنند.

 

اما چه اشکالی دارد اگر اجازه بدهی طور دیگر فکر کنند؟ که حتی بعضی اوقات هزاران حرف برایت دربیاورند؟ مگر این مردم هستند که آینده‌ی تو را تعیین می‌کنند یا اگر قضای مقدر الهی در یک راستای مشخص باشد، از دست بندگان او کاری ساخته است؟ مگر 80 هزار چینی توانستند جلوی مرگ خود بر اثر آن زلزله‌ی مهیب را بگیرند، اگر خیلی قدرتمند و باهوش و توانگر بودند؟

 

بگذریم... نمی‌خواهم برای اینکه انسان بزرگی بشوم، آرزوهایم را بزرگ جلوه بدهم، یا از آن طرف دنبال آرزوهای بزرگ بروم تا بزرگ باشم. من خودم هستم و اهمیتی نمی‌دهم اگر دفاع از نظام حکومتی محبوبم، جمهوری اسلامی ایران، هزار انگ و برچسب به من بزنند.

 

بگذار فکر کنند پول گرفته‌ام. پول گرفتن از دولت و حکومت کشور خودت، بهتر از این است که از یک مشت چشم‌آبی پول بگیری و در مورد اوضاع مملکت خودت، دروغ ببافی. بهتر است از اینکه دست به هر خفّتی بزنی فقط برای یک مشت دلار و به وطنت خیانت کنی... برای "برابری" یک میلیون امضا جمع کنی و...

 

از قادر مطلق، قدرت لایزال و اراده‌ی محض، پرودرگار جهانیان جلّ جلاله یاری و مدد می‌خواهم تا کمترین بنده‌ی خود را یاری رساند در راه آن هدف بلند و آرمانی که برای رسیدن به آن تلاش خواهم کرد. رسیدن به مقام ریاست جمهوری ایران در سال 1416 خورشیدی. هدفی که اگر اراده‌ی الهی بر تسامح و بخشش گناهان این بنده‌ی ناچیزش رقم بخورد، رخ خواهد داد، در غیراینصورت...

 

اگر فکر کنید به دنبال شهرت، قدرت، مقام، ثروت و... هستم، هوش شما را تحسین خواهم کرد چون هیچکدام از این اهداف را ندارم، با این اوصاف تلاش نخواهم داشت قانع‌تان کنم که اشتباه می‌کنید. در جایی که خیلی از ما برای هفته‌‌ی آینده‌ی خودمان برنامه‌ریزی نداریم، می‌خواهم برنامه‌های ۲۴ سال آینده‌ام را بریزم. مگر من و هم سن‌وسالهایم، آینده‌ساز مملکت نیستیم؟

 

به هیچ حزب و "ایسم"ی متصل و وابسته نخواهم شد. تنها یک ایرانی مسلمان مستقل خواهم بود راه امام (ره)، قانون اساسی جمهوری اسلامی و منافع ملی سرلوحه‌ی کارهایم است و نام دولت خود را "بازیابی اقتدار جهانی ایران اسلامی" خواهم گذاشت.

 

 زمانی که تصور می‌کنم وعده‌ی محو اسراییل هم به تحقق پیوسته و نیازی نیست که من آن را تکرار کنم.

هیچ اشکالی ندارد که وعده می‌دهم و از هم‌اکنون برای خود رای جمع می‌کنم، چرا که دقیقاً چنین قصدهایی دارم و در انجام آنها، این توانایی را احساس می‌کنم:

 

1-   اعتبار پاسپورت ایرانی باید افزایش یابد. به لطف خدا، معافیت ویزای ایرانیان که در حال حاضر بدون ویزا می‌توانند به 14 کشور سفر کنند، در سال 1416 به 100 کشور افزایش خواهد یافت (مطمئناً این رقم تا آن زمان و قبل از دوره‌ی کاری من، افزایش چشمگیری خواهد یافت.)

 

2-   به ساخت موزه، سالن تاتر، مجتمع فرهنگی و مسجدهای زیبا علاقه‌ی فراوانی دارم. ایران باید آنقدر موزه داشته باشد که مهد گردشگری دنیا شود. این کار را انجام خواهم داد.

 

3-   ایران در حال حاضر 8 سایت تاریخی بین‌المللی (تخت سلیمان، ارگ بم، میدان نقش جهان، تخت جمشید، بیستون، گنبد سلطانیه و معبد چغازنبیل) دارد که در یونسکو ثبت شده‌اند. این تعداد حداقل باید به 50 سایت برسند. ما می‌توانیم.

 

4-   در تمام مراکز استانهای ایران، مجسمه‌ی این هفت نفر باید در پارکها، میادین و فضاهای سبز نصب شود: حضرات استاد فردوسی، سعدی، مولانا، ابن‌سینا، فارابی، خواجه نصیرالدین توسی و حافظ شیرازی. ساخت مجلل‌ترین و باشکوه‌ترین میدانهای "آزادی" در هر مرکز استان با نماد آزادسازی خرمشهر هم که از واجبات است و در عرض چند ماه اتفاق می‌افتد. علاوه بر اینها، رکورد چند سازه‌ی مهم بین‌المللی از جمله پلهای دریایی، برج‌ها، هتلها و خیابانها نیز باید اینجا و در ایران شکسته شود.

 

5-   اگر تا آن سال، استانهای بحرین، قطر و امارات به سرزمین اصلی خود برنگشته باشند و به ایران اضافه نشده باشند، رسماً تهدید خواهند شد که در صورت تکرار ادعای خلیج "ع ر ب ی" و جزایر سه‌گانه، سفارت‌خانه‌هایشان را در تهران از دست می‌دهند. نخست‌وزیر وقت انگلیس هم در آن زمان از بابت دخالتهای 50 ساله‌ی کشورش در امور داخلی ایران عذرخواهی خواهد کرد، در غیراینصورت او نیز به سرنوشت سه کشور عربی دیگر دچار می‌شود.

 

6-   در عرض چهار سال، به یکی از دو قدرت برتر دنیا در زمینه‌های انرژی هسته‌یی، نانوتکنولوژی، پزشکی، ریاضیات و فیزیک دنیا تبدیل می‌شویم.

 

7-   با تمام کشورهایی که اقدامات ضد اسلامی خود در رسانه‌ها را تا آن زمان ادامه بدهند، رسماً برخورد جدی می‌شود. فرقی نمی‌کند این کشورها، دانمارک و هلند باشند یا هر دولتی که فکر می‌کند ابرقدرت است و مجوز توهین به باورهای 1 و نیم میلیارد نفر انسان را دارد.

 

8-   تنها قول اقتصادی من اگر به یاری حضرت باری تعالی به جایگاهی که در ذهن دارم، نیل پیدا کنم، الگوبرداری از چند کشور برای پرداخت حقوق ماهیانه به زنان خانه‌دار و مادران است. انشاءا... این اقدام را عملی می‌کنیم.

 

البته خیلی کارها هست که بیشتر رویشان فکر و کار انجام می‌شود... اینها تنها چند پیشنهاد و برنامه‌ی ابتدایی بودند. همینطور، از همین امروز، برای کابینه‌ی هیات دولت هم فکرهایی کرده‌ام و چند پست را در ذهنم، مشخص شده‌ دارم که اگر این عزیزان و بزرگواران، افتخار همکاری به من را بدهند، از وجودشان بهره می‌برم:

 

1-   وزیر صنایع و معادن: مهندس علی‌اکبر قزوینی، سردبیر مجله‌ی دانشمند. مجله‌یی که افتخار مجلات علمی آسیا با 45 سال سابقه‌ی فعالیت است. این کارشناس ارشد عمران دانشگاه صنعتی شریف، بدون یقین صنایع و اقتصاد صنعتی ایران را به یکی از چند قدرت برتر دنیا مبدل می‌کند.

 

۲-   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: محمدرضا رهبر – گرافیست توانا، عکاس خوش‌ذوق، نویسنده‌ی آرام و یک مسلمان حقیقی. جوانی که هرگز در او اثری از ریا ندیدم. او فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی را به جایگاه حقیقی خود می‌رساند.

 

۳-   وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی: محمدرضا کدیور. جوانی که همین الان در مقطع پیش‌دانشگاهی علوم تجربی، از خیلی تجربی‌خوانده‌های قدیمی اطلاعات و قدرت استدلال بیشتری دارد. تصورش را بکنید وقتی او دبیران فیزیک و زیست‌شناسی‌اش را با سوالات خود در کلاسها آچمز می‌کند، چه وزیری خواهد شد!

 

۴-   وزیر آی‌تی و ارتباطات: هادی نیلی. یک روزنامه‌نگار ارتباطات‌خوانده، یک معلم علوم اجتماعی که گاهی اوقات تحلیل‌های او در مورد وضعیت رسانه‌های دنیا، سیاستهای رسانه‌یی و مسایل مربوط به جهان ارتباطات آدم را متحیر می‌کند.

 

این افراد را در عرض حداقل 5 سال ارتباط نزدیک و مداوم شناخته‌ام، روحیاتشان را می‌دانم و کار کردن‌شان را درک می‌کنم. خیلی سمت‌ها هست که سال به سال، ماه به ماه و به مرور، با صاحبانشان آشنا می‌شوم. به امید آن روز در سال 1416...

 

پی‌نوشت: این پست اندکی تغییر کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

 

 آنطور که متوجه شدم، دیروز در تقویم سازمانهای جهانی به نام روز جهانی هـــم‌جنـــس‌بازان نامگذاری شده بود و رهبران این گروههای روشنفکر و دگراندیش هم با استفاده از موقعیت فراهم‌شده، با انجام مصاحبه و چاپ مقاله و... به تبیین اندیشه‌ها و آرای بشردوستانه و ارزشمند خود پرداختند.

آنطور که از شواهد و قرائن معلوم است، کار و کاسبی این گروهها حسابی سکّه شده و چهار عدد نامه‌ی غریبانه و سر هم کردن ادعاهایی در مورد تعطیلی دکانهای بهاییان و مرتبط ساختن موضوع این دو گروه شیّادان با هم، حسابی برایشان آبروی جهانی خریده و سازمانهای بین‌المللی هم که نه نیازی به تحقیق دارند و نه نیازی به شواهد...

 کافی است یک راننده‌ی تاکسی از کشور خارج شود و ادعا کند که من نابغه بودم و پناهنده‌ی سیاسی شدم. فردای روز، عکسش روی جلد گاردین خواهد بود به عنوان نمونه‌یی از فرار مغزها در محیط دیکتاتوری ایران!!

حتماً یادتان می‌آید زمانی که دکتر لاریجانی مصاحبه کرده بود و گفته بود: "دشمنان ایران عنقریب رو به قبله خواهند شد." فردای آن روز، گزارشگر سی‌ان‌ان در تهران که یک ایرانی هم هست، اینطور خبر را ترجمه کرده و برای رسانه‌ی متبوعش می‌فرستد: "علی لاریجانی: زمان آنکه آمریکا و انگلیس به سمت شهر مکه در عربستان سعودی لشگرکشی کنند فرارسیده است!"

خلاصه اینکه حسابی بامزه شده داستان این رسانه‌های غربی و حقوق بشر و دموکراسی. بلاانقطاع سر هم کردن اراجیف در مورد اوضاع ایران بدون اینکه حتی خودشان بدانند چه چیز را مخابره می‌کنند، بها دادن به دکان‌بازارهای عده‌یی کلاه‌بردار که نان‌خانه‌ی حقوق بشر و برابری آزادیها را خیلی خوب پیدا کرده‌اند و می‌دانند چه طور در آشفته‌بازار اوضاع جهانی، جیبشان را پر کنند و چند ماه بعد از کشور بزنند بیرون.

در این میان، این جای سوال برایم باقی مانده که حقوق بشر متعلق به چه کسانی است و در میان چه گروههایی پخش می‌شود؟ آیا به دلیل عدم برابری ارزش دلار با ارزش واحد پول کشورهای عربی و آفریقایی، قدرت خرید "حقوق بشر" در عراق، افغانستان، سومالی و رواندا پایین آمده و فقط مردم کشورهای مرفه G8 می‌توانند این مزایا را ابتیاع کنند؟

آیا حقوق بشر فقط متعلق به ویلادارانی است که مرسدس بنز زیر پایشان است و وقتی سگ‌ 20 میلیون‌تومانی‌شان سرما خورد، می‌توانند به سازمانهای بین‌المللی شکایت کنند که چرا شرایط آب و هوایی اینجا در تعارض با آزادیها و حقوق بشر قرار دارد و ادعای غرامت کنند؟

آیا حقوق بشر فقط متعلق به کودکانی است که از بس معلم و آشپز و آرایشگر و خدم و حشم به صورت 24 ساعته در داخل خانه خدمتگذاریشان را می‌کنند، رنگ آفتاب و مهتاب را نمی‌بینند و "افسردگی" می‌گیرند یا تلویزیون در دقایقی از روز، برنامه‌های مورد علاقه‌شان را پخش نمی‌کند و والدین‌شان از همین بابت گلایه دارند که چرا تلویزیون کشور دولتی است؟

کک هیچ وجدانی نمی‌گزد از دیدن فهرست 2 میلیون عراقی و افغانی که در عرض 5 سال کشته شده‌اند و 10 میلیون دیگرشان که از دست دادن فرزند، والدین و همسران را از مهد دموکراسی و آزادی هدیه گرفته‌اند؟

آیا ارتش صلح چشم‌آبی‌های آتلانتیس که قرار بود در عرض چند ماه حضور صلح‌آمیز و برادرانه، برابری، حقوق بشر، آزادی و دموکراسی را به عراق و افغانستان هدیه کنند، حساب نمی‌کنند که 2 میلیون کشته و 10 میلیون آواره در این سرزمینها هم احیاناً "بشر" هستند و از حقوقی برخوردارند؟ یا به صرف ضعف مالی و فقر و موارد مشابه، کمتر "بشر" محسوب می‌شوند و حقوق چندانی ندارند؟

مساله‌یی نیست. ما چون خیلی بشردوست و اهل صلح هستیم، می‌توانیم غصه‌ی اراذل و اوباشی را بخوریم که پلیس در یکی از خیابانهای تهران به آنها چپ چپ نگاه می‌کند، یا آن دسته‌ی دیگری از اراذل و اوباش که در "شرکت‌های خصوصی" تنها برای ارایه‌ی "روابط عمومی بالا" و "ظاهر مناسب" خود، به صاحب‌کار جدید مصاحبه می‌دهند و در داخل خاک جمهوری اسلامی، برای میهمانهای خارجی "نوشیدنی" سرو می‌کنند و اگر نیروی انتظامی به آنها بگوید "بالای چشمتان ابروی مبارکی هم هست!"، وامصیبتا که چه جنایتی رخ داده!

به هر حال، حقوق بشر است دیگر. گاهی اوقات کار نمی‌کند! این آمارها را هم اگر نخواستید نبینید چون ممکن است احساساتتان جریحه دار شود، آن وقت معلوم نیست چه کسی باید جواب آقای حقوق بشر را بدهد...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

امروز که در تقویم جلالی خیامی، دهم اردیبهشت محاسبه می‌شود، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان روز ملی خلیج فارس نامگذاری شده است. روزی که بنا دارد از یک میراث معنوی، فرهنگی، تاریخی و ملی محافظت کند و همه‌ی مزدورانی که در مقابل دلارهای آمریکایی، حیثیت و شرافت انسانی را به تاراج می‌گذارند، پشیمان و خسران‌زده سازد.
این واقعیت که فریب‌خوردگان فراوانی هستند و درک نمی‌کنند امپریالیسم آمریکایی از چه زمانی با دلارهای ناپاک خود تلاش کرد جهان را بر علیه واقعیت انکارناپذیر، باستانی و ۷۵۰۰ ساله‌ی خلیج فارس بشوراند و زیر پرچم این استکبار خود را پنهان می‌کنند، نمی‌توان نادیده گرفت.
اما اگر تنها یک دلیل (از بین هزاران هزار دلیل) برای دشمنی و خصومت با دولت فاشیستی و نژادپرست ایالات متحده داشته باشیم، همین جعل نام نابخشودنی است که هیچ ایرانی باغیرت و فهمیده‌یی آن را از یاد نخواهد برد.
روز ملی خلیج فارس همیشه جاوید را شادباش می‌گویم و انتشار افتخارآمیز کتاب "خلیج فارس در نقشه‌های تاریخی" را به فال نیک می‌گیرم و برای همه‌ی جعل‌کنندگان حقایق و مستندات تاریخی و باستانی، آرزوی هدایت و عقوبت دارم.

این پست به زبان انگلیسی نیز حاوی تصویر نامه‌ی رسمی کوفی عنان در سال ۱۹۹۴ و ممنوعیت استفاده از نامهای جعلی برای خلیج فارس همیشه جاوید است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

مطالب قدیمی‌تر