تبليغاتX
ايمان امروز

Tehran Times - Kourosh Ziabari: Noam Chomsky believes Iran is being pressured because of its independent stance, which the major powers view as disobedience. 

Chomsky made the remarks in an interview conducted through email by Kourosh Ziabari for the Tehran Times, in which he also talked about the prospects for direct talks between Iran and the United States. Following is the text of the interview: 

Q: Professor Chomsky, you have stated several times that most of the countries of the world, including the members of the Non-Aligned Movement (NAM), support Iran’s efforts to develop its civilian nuclear energy program, but some voices in the United States are still making hawkish comments. Why is that the case? 

A: Not only the Non-Aligned Movement, but also the large majority of Americans believe that Iran has the right to develop nuclear energy. But almost no one in the U.S. is aware of this. 

That includes those who are polled, and probably think they are the only ones who hold these beliefs. Nothing is ever published about it. What appears in the media, constantly, is that the “international community” demands that Iran stop uranium enrichment. Almost nowhere is it brought out that the term “international community” is used conventionally to refer to Washington and whoever happens to go along with it, not just on this issue, but quite generally. 

Q: The U.S. government is clearly practicing double standards in its foreign policy. While supporting Israel’s right to possess a nuclear arsenal, the U.S. is relentlessly pressuring Iran to halt its civilian nuclear program. What are your views on this? And does the International Atomic Energy Agency have the authority to investigate Israel’s nuclear weapons program? 

A: The basic point was explained very candidly by Henry Kissinger. He was asked by the Washington Post why he now claims that Iran does not need nuclear energy so it must be working on building a bomb, while in the 1970s he insisted forcefully that Iran needs nuclear energy and the U.S. must provide the shah with the means to develop it. 

His answer was pure Kissinger: “They were an allied country” so they needed nuclear energy. Now they are not an ally, so they do not need nuclear energy. As for Israel, it is an ally, more accurately a client state. So they inherit from the master the right to do as they please. 

The IAEA has the authority, but the U.S. would never permit them to exercise it. The new U.S. administration has given no indication that it is any different.

Continues Here

Iran Daily adoption of the interview

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

روزنامه‌ي اعتماد - «تصويري که رسانه هاي غربي از ايران نشان مي دهند، نمي گذارد امريکايي ها با فرهنگ و تمدن ايران آشنا شوند.» سيد گانيس رئيس آکادمي اسکار که اوايل ماه مارس در صدر هياتي بلندپايه به ايران سفر کرد، در گفت وگو با نشريه «Foreign Policy Journal»، بارديگر از مهمان نوازي و استقبال گرم ايراني ها در طول اين سفر تمجيد کرد.

 او گفت؛ «فيلمسازان و به طور کل مردم ايران در اين سفر به گرمي از ما استقبال کردند و هر کجا ما مي رفتيم، مردم براي صحبت و گرفتن عکس نزد ما مي آمدند.»

 رئيس آکادمي اسکار، تصويري که رسانه ها در غرب و امريکا از ايران نشان مي دهند را گمراه کننده و غيرواقعي توصيف کرد و گفت؛ «ما در اين سفر فهميديم واقعاً ايران تفاوت فاحشي با آنچه تصور مي کرديم، دارد. نوع زندگي مردم در ايران با آن تصويري که رسانه هاي غربي نشان مي دهند، بسيار متفاوت است.» او در ادامه گفت؛ «مردم ايران انسان هاي تحصيلکرده، بافرهنگ و پيچيده يي هستند و بسيار بيشتر از آنچه تصور مي کرديم به فناوري و رسانه دسترسي دارند. ما در ايران به اصفهان و شيراز هم سفر کرديم، اما هيچ نشانه يي از اعتراض هاي سياسي و اهانت به امريکايي ها نديديم.»

«گانيس» با انتقاد از افرادي که مخالف سفر اعضاي آکادمي اسکار به ايران بودند، گفت؛ «سفر ما بر مبناي اين اصل بود که هنرمندان همه فرهنگ ها بايد درباره مشکلات مشترک و مسائل کاري شان با يکديگر گفتمان داشته باشند و اين همان ماموريت ما در ايران بود.»

به گزارش ايسنا او در ادامه گفت؛ «البته هميشه افرادي هستند که چنين فعاليت هايي را محکوم مي کنند، اما عقيده ما اين است که تعاملات فرهنگي در شناخت انسان ها از يکديگر بسيار تاثيرگذار است.»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

Kourosh Ziabari - Foreign Policy Journal: in early March, a 9-strong delegation of Hollywood directors, actors and playwrights made a trip to Iran in the framework of a goodwill cultural exchange between the Iranian House of Cinema and the U.S. Academy of Motion Pictures Arts and Sciences.

The American delegation included “American Beauty” star Annette Bening, four-time Emmy Award winner Alfre Woodard, Academy Award-winning screenwriter Frank Pierson, and Phil Alden Robinson. The delegation was headed by the President of the American Motion Picure Arts and Sciences, Sid Ganis, who had come to hold workshops, meetings, and visits in Iran. Ganis is the successor of his fellow-delegate Frank Pierson as the AMPAS President and has produced several movies including the “Akeelah and the Bee” and “Mr. Deeds”.In an exclusive interview with Foreign Policy JournalSid Ganis talks about the warm welcome the Hollywood delegation received from the Iranians and the unexpected hospitality of Iranians. “We were met with an incredibly warm and hospitable welcome by the filmmakers of Iran, and the people in general,” he says. “Everywhere we went, people approached us to talk and take pictures with us.”

Answering my question about the impact of comments made by the Cultural Advisor to the Iranian President demanding an apology from the Americans, Ganis said, “People in Iran generally had very positive things to say about America and about our movies. So the comments made by this particular cultural advisor really didn’t affect our feelings about the value of our visit.”

Continues here

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

در پي انتشار يادداشتي توهين‌آميز از سوي خانم فاطمه‌ رجبی و حمله‌ی زودهنگام ایشان به مهندس میرحسین موسوی کاندیدای دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران در روزهایی که تمامی مقامات بلندپایه‌ی مملکتی اعم از رهبر انقلاب و ریاست جمهوری در مورد حفظ اخلاق و حرمت رقبای انتخاباتی تاکیدات جدی انجام می‌دهند، یک طنزنویس ایرانی مقیم خارج از کشور، در مطلبی طنزآمیز در پاسخ به خانم رجبی، ایشان را مورد انتقاد و هجو قرار داد. 

مهندس موسوی که در قبال حملات خانم رجبی سکوت اختیار کرده و پاسخی برای ایشان نفرستاده است، در انتقاد از مطلب‌ طنزآمیز سید ابراهیم نبوی، با ارسال بیانیه‌یی از همه‌ی هواداران خود درخواست کرد تا در مقابل هتاکی‌های بعدی به ایشان آرامش خود را حفظ کنند و تحمل شنیدن نظرات مخالف، انتقادات، حملات و تخریبها را داشته باشند.

این اخلاق حسنه و اسلامی، مرا به یاد روزهایی می‌اندازد که در آن رهبر انقلاب از جوانان و دانشجویان کشور خواسته بودند تا در مقابل معاندینی که به شخص ایشان بی‌حرمتی می‌کنند، سکوت کنند و واکنشی نشان ندهند تا آرامش کشور، مصالح ملی و منافع جمعی مردم مورد تعرض قرار نگیرد.

متن کامل بیانیه‌ی مهندس موسوی، نخست وزیر محبوب دوران دفاع مقدس در پاسخ به طنزنویس منتقد، به شرح زیر است:

بسم ا... الرحمن الرحیم

 اينجانب در بيانيه اعلام نامزدي خود از فعالان سياسي درخواست کرده‌بودم که حتي اگر در معرض توهين قرار گرفتم نسبت به اين امر واکنشي نشان ندهند. هنوز مبارزات انتخاباتي چندان گرم نشده است و مطلب غير قابل تحملي از سوي کسي بيان نگرديده که مقاله خانم نويسنده‌اي در انتقاد از اينجانب موضوع عکس‌العمل قابل تاسف يکي از نويسندگان مقيم خارج از کشور قرار گرفته است.

خداوند به قلمي شيريني طنز مي‌دهد و حتي آن را درخور ثبت در تاريخ ادبيات ملتي مي‌کند که خود پيشتاز ادبيات بشريت است، اما صاحب آن قلم حد ادب را رعايت نمي‌کند و در مورد آن خانم نويسنده مطالبي به نگارش در مي‌آورد که بي‌ترديد بيان‌کننده ي آن زماني که به پختگي برسد و در نظر آورد که چگونه احساس مي‌کرد اگر همان جملات به هر علتي و هر بهانه‌اي در مورد زناني از بستگان خود او بيان شده بود، آرزو مي‌کند هرگز آن را ننوشته و هيچ‌گاه در هيچ کجا ثبت نشده بودند. 

سخت ترين قشري‌گري‌ها و مزمن ترين خصومت‌ها و بدترين نيت‌ها براي بيرون کردن زنان ما از ميدان سياست و اجتماع نمي‌توانند آن جفا را بکنند که چنين مرزشکني‌هايي موجب مي‌شود، به صورتي که حق است اگر با رواج چنين شيوه‌هايي ديگر هيچ زني جرات اظهار نظر در سطح جامعه را نداشته باشد.

 اينجانب به عنوان کسي که مخاطب نامه آن خانم محترم بوده‌ام به جز اطلاع ناصحيحي که در مورد محل منزل مسکوني‌ام به ايشان داده‌اند مابقي اين نوشته را نظري در ميان نظرات يافتم که يک نامزد انتخابات رياست جمهوري بايد طاقت شنيدنش را داشته باشد.

اميدوارم ابراز تاسف اين خدمتگزار مردم در پيشگاه تمامي بانوان از اقدام آن نويسنده‌ي مقيم خارج از کشور ارزش و اثري در تخفيف اين امر داشته باشد.

ميرحسين موسوي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

Foreign Policy Journal - Kourosh Ziabari: Prof. Pirouz Mojtahedzadeh is a prominent Iranian scholar of foreign policy and international relations. Alongside Prof. Hamid Mowlana, he is considered to be one of Iran’s foreign policy academia giants.

Despite his non-alignment to governmental organizations and his partial residence in London, where he chairs the Urosevic Research Foundation, Mojtahedzadeh explicitly defends Iran’s “inalienable right to possess peaceful nuclear energy” and criticizes the U.S. of applying double standards in the Middle East. He has been long avoided by the mainstream media outlets, as he represents an independent and objective voice regarding the issues of Iran.

Prof. Mojtahedzadeh obtained his professorship of Political Geography from the University of London and was a consultant for United Nations University from 1995 to 1996.

His recent book Boundary Politics and International Boundaries of Iran was published by the Universal Publishers in USA and he usually appears on independent media outlets, alternative newspapers and even the anti-Iranian chained radio and TV channels to propound his viewpoints.

Here is the first part of Foreign Policy Journal’s interview with Prof. Mojtahedzadeh in which he discusses a broad range of Iran-related issues, from the nuclear standoff to the Persian Gulf disputes

Continues here

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

سکوت سیاسی 20 ساله‌ی میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران، سرانجام با برگزاری نشست خبری او در 17 فروردین 1388 شکسته شد و نام این روز را به عنوان یک آغاز طلایی دوباره، در تقویم تاریخ سیاسی معاصر، پررنگ کرد. امروز، می‌توان زنده شدن امید در دلهای ایرانیان و جوانه زدن بذر محبت حقیقی در زمین همیشه جوان ایران کهن را ردیابی کرد.

امروز وقت آن رسیده که فرصت یک رویش تاریخی و بی‌همتا را قدر بدانیم و "برای میرحسین دعا کنیم."

حاشیه‌های نخستین کنفرانس خبری مهندس میرحسین موسوی پس از 20 سال:

- در حالي که به نظر مي‌رسيد ظرفيت سالن بسيار بزرگ آمفي تاتر موسسه اطلاعات در اين نشست خبري تکميل نگردد، با حضور کم سابقه خبرنگاران و عکاسان خارجي و داخلي اين سالن مملو از جمعيت شد به طوري که رقابت شديدي بين خبرنگاران براي يافتن جاي مناسب درگرفته بود.

- کنفرانس خبری مهندس موسوی در محل سالن آمفی تئاتر روزنامه اطلاعات برگزار شد. پیش از شروع کنفرانس، جنب و جوش خبرنگاران جالب بود. آنها نیز چون سیاستمداران تازه عید دیدنی ها را شروع کرده بودند.

- حضور بیش از 300 خبرنگار و عکاس داخلی و خارجی و تمایل فراوان آنها برای طرح پرسش، فضای خاصی بر سالن حاکم کرده بود.

-    در ابتدای مراسم از خبرنگاران خواسته شد که بلوتوث تلفن همراه خود را برای دریافت فایل های تبلیغاتی روشن کنند.

- ازدحام بیش از حد عکاسان برای ثبت تصاویر مهندس موسوی، موجب تاخیر در برنامه شد. اصرار چندباره مجری نیز نتیجه نداد و سرانجام موسوی با قرار گرفتن پشت تریبون توانست از حلقه محاصره آنها نجات یابد.

- متانت، خوشرویی، حوصله و دقت نظر موسوی در برخورد با خبرنگاران و عکاسان جالب توجه می نمود.

- سید محمود دعایی؛ مدیرمسئول روزنامه اطلاعات که میزبانی این نشست را بر عهده داشت، در بدو ورود میرحسین را همراهی می کرد. حضور فرشاد مومنی، عباس منوچهري، مجتبي اميري و علی شکوری راد هم توجه حاضران را برانگیخت.

- میرحسین بر خلاف رویه معمول، در بدو ورود از نشستن در ردیف های اول اجتناب کرد و در میانه سالن، به جمع خبرنگاران پیوست.

- در سخنرانی مهندس موسوی که با تسلیت وفات حضرت معصومه (س) و تبریک سال نو همراه بود، مهمترین دلایل حضور در انتخابات و چگونگی فعالیت های فرهنگی و اجتماعی اش در دو دهه گذشته تشریح شد.

- انتقاد از نامه نگاری های بی حاصل در حوزه دیپلماتیک و اظهاراتی مانند دوستی با مردم اسرائیل از نکته های قابل توجه این بخش از سخنان مهندس موسوی بود.

- خبرنگار 24 رسانه گروهی داخلی و خارجی موفق به طرح پرسش از مهندس موسوی شدند و علیرغم درخواست مکرر مجری برای طرح یک پرسش، اغلب دو سوال و یا بیشتر طرح کردند.

- نخستین خبرنگاری که سوالش را پرسید از روزنامه‌ی اطلاعات و آخرین خبرنگار از روزنامه‌ی قدس بود. از خارجی‌ها هم شبکه الجزیره، خبرگزاریهای فرانسه، اسپانیا و رویترز، روزنامه نیویورک تایمز و شبکه CBS سوالات خود را طرح کردند.

- روزنامه های اطلاعات، جام جم، قدس، اعتماد، اعتماد ملی، جهان اقتصاد، جمهوری اسلامی، حیات نو و آرمان، خبرگزاری های ایرنا، فارس، مهر، ایسنا، ایلنا و برنا و سایت عصر ایران از رسانه های داخلی بودند که طرح پرسش کردند. انتخاب خبرنگاران بر اساس ترتیب ثبت نام آنها پیش از شروع کنفرانس بود.

- خبرنگار الجزیره سوال مهم این روزهای مهندس موسوی درباره چگونگی هزینه شدن 270 میلیارد دلار در چهار سال اخیر را از خود مهندس موسوی پرسید که پاسخ گرفت: "من هم نمی دانم این پول ها چگونه هزینه شده است."

- موسوی در پاسخ به خبرنگار روزنامه اطلاعات درباره مدیریت در دوران جنگ و ابتدای انقلاب، از روزهایی سخن گفت که به تعداد انگشتان دست در کشور کارشناس اقتصادی وجود نداشت.

- صراحت نظر مهندس موسوی در پاسخ به خبرنگار روزنامه اعتماد که درباره به مخاطره افتادن آزادی های اجتماعی سوال کرده بود و اظهار این جمله که در صورت پیروزی در انتخابات بلافاصله گشت های ارشاد را جمع آوری می کنم، با واکنش جالب توجه خبرنگاران روبرو شد.

- مهندس موسوی برای توصیف تغییرات وسیع مدیران و نخبگان در سال های اخیر، بجای عبارت "تغییرات اتوبوسی" از عبارت " تغییرات کامیونی" استفاده کرد.

- توصیف رضایتمندانه موسوی از مناظره های سالیان نخست انقلاب و گرامیداشت نقش شهید بهشتی در فراهم آوردن چنین فضایی، افق باز، معتقد به آزادی بیان و فرهنگ محور وی را نشان داد.

- موسوی در توصیفی دیگر درباره طرح ارتقای امنیت اجتماعی، تاثیر محبت و نصیحت یک پدربزرگ را بسیار بیشتر از سخت گیری های گشت ارشاد دانست.

- موسوی در توضیح روند انتخاب همکاران و کابینه احتمالی اش، به دوران نخست وزیری اش اشاره کرد و حضور 9 فرد که کاملا مخالف مشی او بودند را نشانه اعتقادش به همکاری با همه نخبگان و صاحب نظران جامعه دانست.

- خبرنگار ایرنا درباره احتمال حضور خاتمی در کابینه موسوی سوال کرد که موسوی ضمن درخواست از خاتمی برای ارائه هرگونه مساعدت ممکن در روزهای باقیمانده به انتخابات، گفت: جرات ندارد به خاتمی چنین پیشنهادی بدهد.

- خبرنگار تهران تایمز از عبارت " دکتر موسوی" در ابتدای سخنانش استفاده کرد که مهندس موسوی بلافاصله گفت: من دکتر نیستم. از این عنوان های خطرناک به من ندهید.

- اشاره های ظریف موسوی در حوزه اقتصاد داخلی و توجه ویژه اش به سرنوشت تولید و بخش خصوصی نشان از آگاهی وسیع و روزآمد مهندس موسوی در این حوزه داشت.

- خبرنگار شبکه CBS در مورد الگو گرفتن از تاکتیک های انتخاباتی اوباما برای پیروزی و استفاده گسترده از اینترنت سوال پرسید که مهندس موسوی ضمن اشاره به فعالیت گسترده در این حوزه، تفاوت های فرهنگی دو کشور را یادآور و بر نقش گسترده نهادهای سنتی مانند روحانیت و مساجد در تاثیرگذاری اجتماعی در ایران تاکید کرد.

- مهندس موسوی در بخشی از پاسخش به سوال خبرنگار روزنامه حیات نو، وعده داد که در صورت امکان، به همه‌ی استان ها سفر انتخاباتی داشته باشد.

- تعیین وقت ملاقات با رهبری در مورد حضور مهندس موسوی درانتخابات و اطمینان وی از استقبال مقام معظم رهبری از حضور کاندیداهای مختلف در صحنه، از دیگر نکات مهم کنفرانس خبری مهندس موسوی بود.

- مهندس موسوی در پاسخ به خبرنگار عصر ایران که ستادهای مهندس موسوی را فاقد توان کافی برای هدایت فرایند انتخاباتی دانست، چنین شائبه هایی را مانند رجزخوانی هنگام بازی شطرنج برای آشفته کردن رقیب دانست و اظهار امیدواری کرد در روزهای آینده با همکاری های وسیع تر شاهد تبلور کامل ایده " هر شهروند، یک ستاد" باشیم.

- "آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا، بی وفا! حالا که من افتاده ام از پا چرا" این بیت را مردوخی، خبرنگار روزنامه آرمان با صدایی استوار و حماسی در وصف کاندیداتوری مهندس موسوی خواند. مردوخی قطعه شعری هم به مهندس موسوی داد. مهندس موسوی با اشاره که مردوخی همواره شعرهای زیبایی را برای او می‌فرستد، به دلیل کمبود وقت و طولانی بودن شعر، خواندن آن را به وقتی دیگر موکول کرد.

- علیرغم اصرار بسیار زیاد خبرنگاران برای طرح پرسش های بیشتر به علت برنامه ریزی قبلی و تعداد بالای ثبت نام کنندگان، بسیاری از طرح سوال خویش بازمانند و جلسه ساعت 4:30 پایان یافت.

- موسوی در صحبت های پایانی اش از تلاش و نقش حجت الاسلام دعایی؛ مدیرمسئول روزنامه اطلاعات در میزبانی شایسته این رویداد خبری تقدیر کرد.

- خبرنگار روزنامه ایران که فرصت طرح سوال نیافت، در هنگام خروج مهندس موسوی از سالن پرسش را در مورد مشروعیت داشتن یا نداشتن سازمان مجاهدین طرح کرد که با لبخند مهندس موسوی و این پاسخ روبرو شد: " کدام سازمان، مجاهدین انقلاب اسلامی یا مجاهدین خلق؟

پی‌نوشت: یادداشت اخیر خانم فاطمه‌ی رجبی در معرفی مهندس موسوی به کسانی که ایشان را نمی‌شناسند (سایت اینترنتی خانم رجبی از قرار معلوم مسدود شده است)، هم تاسف‌برانگیز است و هم مایه‌ی انبساط خاطر. به قول یکی از دوستان، با داشتن امثال خانم رجبی، کشور ما نیاز به نیروهای اپوزیسیون و برانداز ندارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

AUTEUR:  Kourosh ZIABARI 
Traduit par  Isabelle Rousselot, révisé par Fausto Giudice

Eric Margolis

notre époque délirante de corruption et de complots, où la plupart des équations politiques à l'Est et à l'Ouest sont basées sur des ententes perverses, les journalistes doivent pratiquement être des artistes et des artisans afin de pouvoir rester indépendants et en sûreté.

La prédominance pandémique de certains lobbies sur les médias de communication de masse censés apporter a public une information honnête, fiable et non déformée, fait qu'il est plus difficile d'être non-aligné et impartial. Cependant, Eric Margolis fait partie de ces journalistes qui se sont longtemps préparés aux prix énormes de l'impartialité : « Essayer d'écrire un commentaire objectif sur le Moyen-Orient a sérieusement nui à ma carrière dans les médias et m'a conduit à me retrouver interdit des publications importantes et des réseaux de télévision pour qui j'avais autrefois écrit. Je suis confronté à des menaces permanentes et ceci a entraîné mon licenciement de ma chaîne de journaux, Sun National Media. »

Margolis reconnaît l'existence d'une prédominance complexe « Les conservateurs religieux et les groupes pro-Israël ont une forte influence sur les médias US. ةcrivez un article déplaisant traitant avec dureté les Iraniens et vous aurez peut-être une lettre d'un Iranien en colère ; Osez critiquer Israël et vous et votre journal en recevrez des centaines. »

L'idée d'un entretien avec Eric Margolis , journaliste et correspondant international lié à de nombreux médias par des contrats de syndication,  m'a été donnée par un collègue journaliste pakistanais, Gul Jammas Husain du Tehran Times. Il m'a incité à engager une conversation avec Margolis, dont les articles sont parus dans le New York Times, l'International Herald Tribune, le Times of London, le Los Angeles Times et de nombreuses autres publications dans le monde.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 3 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

کمپینرهای بین‌المللی و فعالان حقوق بشر از 44 کشور دنیا مشغول ساماندهی یک جنبش همگانی برای حذف نام حماس از فهرست گروههای تروریستی اتحادیه‌ی اروپا هستند. این کمپین در سایت اینترنتی Recognize Resistance به 25 زبان زنده‌ی دنیا از جمله فارسی، قابل دسترسی و امضا است. گروههای ایتالیایی به سرپرستی نادینه روسا روسو، ساماندهی این جنبش را بر عهده دارند.

مفاد این کمپین، نام امضاکنندگان سرشناس، حامیان بین‌المللی و همچنین فهرست کامل امضاکنندگان آن، به دست کاندیداهای انتخابات آتی اتحادیه‌ی اروپا و مقامات این سازمان بین‌المللی می‌رسد که در هفتم ژوئن برگزار می‌شود. همچنین نمایندگان فعلی 27 کشور اتحادیه‌ی اروپا، از برپایی این جنبش همگانی مطلع شده‌اند.

مهمترین چهره‌هایی که از این کمپین حمایت و تومار آن را امضا کرده‌اند، Norman Finkelstein نویسنده‌ی سرشناس و محبوب آمریکایی، Jose Saramago نویسنده‌ی اسپانیایی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال 1998 میلادی، Tariq Ramazan دانشمند مسلمان سوییسی و استاد دانشگاه آکسفورد و Mairead Corrigan Maguire فعال ایرلندی حقوق بشر و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل صلح سال 1975 هستند.

شدیداً دعوت می‌شود که با ثبت امضای خود در این کمپین، به جمع میلیونها انسان آزاده و مستقلی بپیوندید که نگران نیستند اگر لابی بین‌المللی آمریکایی - اسراییلی، آنها را از فرصتهای درخشان رشد و ترقی محروم می‌کند. آنها به حقیقت فکر می‌کنند و همین است که در جهان عزیز و محبوب شده‌اند... (متاسفانه در صفحه‌ی اول کمپین، از هر کشوری امضاکننده هست غیر از ایران. فکر می‌کنم وقتش شده تا حرکتی بکنیم...)

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 


Kourosh Ziabari - Foreign Policy Journal: The Black Continent has long suffered identically from what the oil-rich countries such as Iran have undergone historically. The pervasiveness of energy resources, minerals, profuse water, oil and gas supplies, gemstones and other precious resources have been the ancient reason for Africa's subjugation and affliction.

The perennial rivalry of Colonial Powers to gain the ownership of more African lands and properties, their insatiable aptitude to take over tiny African realms and archipelagos and eventually the political failure of unmerited leaders all around the continent could be named the major factors which have been pushing 53 countries and 61 territories to the brink of poverty, conflict and disappointment over the past decades.

Africa is undisputedly an ancient, reputable and prestigious continent which should be taken seriously as a key role-player in international developments. It constitutes 6% of Earth's total surface, accounts for about 14.8% of the World's population and has been the passageway between Asia and Europe.

However, the distorted image of Africa as a downtrodden yet profitable and lucrative continent is portrayed by the mass media. The success stories of democratization in a number of African countries, the rise of hopes and aspirations among the youth generation of Africa and the promotion of numerous prominent figures from this advantageous soil are the neglected stories which should be reviewed.

We owe many of our progressions and improvements to the African figures whom we even sometimes forget the nationalities of; notable figures include Nelson Mandela, Fredrik Willem de Klerk, Kofi Annan, Wangari Mathaai, Naguib Mahfouz, and Mohammad ElBaradei.

Alex Matthews is a South African citizen journalist and blogger who has been working on the dossiers of Africa for quite a long time. He is affiliated with his country's most important newspaper, Mail and Guardian and writes in his blog Afrodissident.

In an interview with Foreign Policy Journal, Matthews talks about the current situation of some insurgent spots of the African continent, the prospect of economic development, the most important sports event of the continent in 2010 and the local failures of states in Zimbabwe and Sudan.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

Kourosh Ziabari - Foreign Policy Journal: In September 2007, Stephen Zunes fell under the spotlight of the mass media following his meeting with the Iranian President Mahmoud Ahmadinejad in New York during his third trip to the U.S. to attend the 62nd session of the United Nations General Assembly.

 Dr. Stephen Zunes is a Professor of Politics and International Studies at the University of San Francisco, where he serves as the chairman of Middle Eastern Studies program.

In September 2007, Stephen Zunes fell under the spotlight of the mass media following his meeting with the controversial Iranian President Mahmoud Ahmadinejad in New York during his third trip to the U.S. to attend the 62nd session of the United Nations General Assembly.

Dr. Stephen Zunes is a Professor of Politics and International Studies at the University of San Francisco, where he serves as the chairman of Middle Eastern Studies program

Continues here

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

براي نخستين بار، قطعه‌ي موسيقي Chi Mai را زماني "درک کردم" که آن را در فيلم زندگي‌نامه‌ي خودم، ساخته‌ي حسين خائف، شنيدم و گوش دادم. موسيقي آشنايي است که بارها آن را شنيده‌ بودم، اما هرگز نتوانسته بودم آن را با کلماتش، و تک‌تک عباراتش، درک و لمس کنم.

من فکر مي‌کنم اين اثر جاودانه‌ي Ennio Morricone، يک اعتراض خاموش است. اعتراض به روزمرگي‌ها و در جا زدن‌هاي بي‌پايان ما. اعتراض به اينکه چرا از لايه‌هاي تکراري و بي‌پايان روزمرگي و عادت، بيهودگي و ملال خارج نمي‌شويم و سقف فلک را نمي‌شکافيم. اما اين قطعه، تنها يک اعتراض نيست. يک روايت هم هست. روايت مظلوميت احساس و گمگشتي انديشه‌ي برتر. گمگشتي تعالي و صعود.

در ابتداي اين سال، يک پست بلندبالا نوشته بودم، که البته طبق عادت و رسم هميشگي، بلاگفا قورتش داد، و زحمت نيم ساعت تايپ کردنم را در يک لحظه... تا بار ديگر بگويم که "حتماً قسمت بوده". بلاگفا حداقل اين خاصيت را دارد که آدم را ياد "قسمت" مي‌اندازد، يا آن چيزي که به بيان شکيل‌تر، مي‌شود "سرنوشت". راستي هيچ وقت فکر کرده‌ايد وقتي قديمي‌ترها، مثلاً پدربزرگها يا مادربزرگهايمان مي‌گويند "حتماً قسمت اين بوده..."، چرا ما در دلمان به آنها مي‌خنديم؟ مطمئناً نه به اين خاطر که اعتقاد آنها علمي نيست، بلکه به دليل اينکه آنها خودشان را با تغييرات لفظي زمانه منطبق نکرده‌اند. اگر آنها بگويند "حتماً سرنوشت اين بوده..."، مطمئناً ما ديگر پوزخند نخواهيم زد. "قسمت" در بيان آنها، همان چيزي است که ما مي‌گوييم "سرنوشت" و "رويداد".

روز سال تحويل، با خودم فکر مي‌کردم چه طور مي‌شود اگر يک بار، برويم در قطب شمال هم سفره‌ي هفت سين پهن کنيم تا به خودمان بفهمانيم که بهانه‌ي بزرگ، قدم بزرگ مي‌خواهد، و قدم بزرگ، قلب بزرگ مي‌طلبد. ما با قلبمان قدم برمي‌داريم، چون "پا"، قلب دوم انسان است و ما هيچ وقت از يک ابزار يدکي براي انجام کارهايمان استفاده نمي‌کنيم، مگر در مواقع ضرورت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

آیین باستانی نوروز در افغانستان قدمت سه هزار ساله دارد وبه عقیده برخی از مورخان نخستین کسی که از نوروز تجلیل کرد و آن را عید ملی نامید جمشید پسر تهمورث از شاهان افسانه ای ایران بود و روزی که بر تخت نشست اولین روز بهار بود. 
نوروز پیش از اسلام در افغانستان از اهمیت خاصی برخوردار بود و در گذر زمان با پیدایش رخدادهای مثبت بر اهمیت و شهرت جهانی آن افزوده شده است. 
نوروز از ایام برجسته و مبارکی است و مردم افغانستان در این روز همچون ایران و تاجیکستان لباس نو می پوشند و صله رحم و دیگر اعمال پسندیده را به جا می اورند.  گرچه از نوروز در همه مناطق افغانستان تجلیل می شود، اما در ولایت بلخ در شمال کشور در شهر مزارشریف مرکز این ولایت نسبت به دیگر مناطق با شکوه تر برگزار می شود. 
برنامه ریزی برای استقبال از نوروز از سه ماه قبل در افغانستان و به ویژه مزار شریف انجام شده است، زیرا همه ساله در استانه سال نو هزاران نفر از گوشه و کنار این کشور و نیز آسیای میانه برای شرکت در مراسم نوروز به این شهر سفر می کنند.  همه ساله با تشکیل کمیسیون های مختلف نشست هایی برای تجلیل از نوروز در این شهر و نیز در پایتخت به دستور رییس جمهوری با حضور وزیران اطلاعات و فرهنگ، کشور، بهداشت، دفاع، راه ترابری و اداره امنیت ملی تشکیل می شود. 
هم اکنون تدابیر شدید امنیتی درمزارشریف مرکز ولایت بلخ برقرار است، پارچه نوشته هایی با عنوان خوش آمدگویی به مهمانان و زایران در سطح شهر و در روضه شریف نصب است.  در آغاز بهار انواع گل ها به ویژه های لاله درمزار شریف می روید و دامنه دشت و صحرا مملو از گل های لاله است ومردم مزارشریف نیز خانه های خود را با گل لاله آذین بندی می کنند. 
در ولایت بلخ مرسوم است هزاران نفر اول سال را در آرامگاه منسوب به امام علی (ع) سپری می کنند و این آرامگاه به مدت 40روز با گل سرخ آذین بندی می شود وزنان در چهارشنبه های این 40روز به آرامگاه می روند و در حالی که درهای روضه شریف به روی مردان بسته است، با خیال آسوده با یکدیگر دیدار می کنند. 
معاون مطبوعاتی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید: آیین نوروز باستانی امسال با شکوه خاصی با شرکت مقامات سه کشور فارسی زبان افغانستان، ایران و تاجیکستان برگزار می شود . مبارز راشدی افزود: برگزاری این جشن با حضور مقام های وزارت امور خارجه سه کشور عظمت فرهنگ و تمدن مشترک در این حوزه را در اذهان تداعی می کند . به گفته وی استقبال از مراسم نوروز در مزارشریف نسبت به سال های قبل بی سابقه است و مجالس متعدد فرهنگی، شعر خوانی، نمایشگاه کتاب و نشست شعرا و فرهنگیان و شب نشنیی های فرهنگی در این ایام نیز پیش بینی شده است. 
مقام های محلی بلخ هم تدابیر لازم را برای تامین هرچه بیشتر امنیت شهر تدارک دیده اند و به کسی اجازه حمل سلاح را نمی دهند و نهادهای امنیتی پاسگاه های متعددی را در محور کابل به مزارشریف برپا کرده اند.

منبع: ايرنا - ريا نووستي

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 4 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

رييس جمهور در پيامي فرارسيدن نوروز 1388 را به روساي جمهور كشورهاي افغانستان ، تاجيكستان ، قرقيزستان ، تركمنستان، ازبكستان و آذربايجان تبريك گفت.
در پيام دكتر محمود احمدي نژاد تصريح شده است: نوروز تولد دوباره عشق، دوستي و اميد در زندگي فردي و اجتماعي انسانها است . اميدوارم با فرارسيدن بهار طبيعت و اين سنت با شكوه كه متعلق به همه صلح جويان و آزاديخواهان جهان است ، جهان كنوني با مساعي مشترك در مسيري حركت نمايد كه زيبايي ، طراوت و عدالت جاي نفرت ، تبعيض و ظلم را گرفته و بشريت با شكوفايي زيبايي ، اخلاق و معنويت به سوي ساختن دنياي سرشار از صلح و دوستي و امنيت پايدار گام بردارد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  | 

ای دگرگون‌کننده‌ی دل‌ها و دیده‌ها
ای دانای بی‌همانند شب‌ها و روزها
ای گرداننده‌ی حال‌ و حال‌ها
حال‌ ما را بگردان، به آبروی همه‌ی بهارهایت...
به نیکوترین احوال

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري  |