تبليغاتX
ايمان امروز
موفقیتی برای ورزش ایران...

بسیاری از منتقدان ورزش ایران همواره این سوال را مطرح می‌کنند که کشورمان در سالهای اخیر کدامیک از رقابتهای مهم بین‌المللی ورزشی را میزبانی کرده است؟
این سوال در بسیاری از محافل منتقدان همیشگی که از هر فرصتی برای ایجاد چالش و حاشیه در فضای نیازمند به آرامش ورزش ایران سوءاستفاده می‌کنند، با مطرح کردن مسایلی انحرافی از جمله توانایی ایران در میزبانی المپیک و بازیهای آسیایی و... همراه می‌شود و در نهایت، نتایجی سیاسی حاصل می‌کند که همگی از محتوای آن با خبریم.

با این اوصاف، کشورمان همواره میزبان رقابتهای مهم ورزشی در سطح بین‌المللی بوده است. جام جهانی اسکی روی چمن که هر ساله به ایران می‌رسد، جام جهانی کشتی، جام جهانی شمشیربازی که سال گذشته با حضور ۳۰ کشور در کیش برگزار شد و بسیاری از مسابقات انتخابی المپیک که دیدن و بازگو کردن آنها برای منتقدان ورزشی صرف نمی‌کند.

جدیدترین این اتفاقات فرخنده‌ی ورزشی که مقدمه‌یی برای میزبانی یک رویداد بزرگ جهانی خواهد شد، میزبانی نهمین دوره‌ی جام کاراته‌ی ریاست جمهوری ایران است که در خانه‌ی کاراته‌ی ایران برگزار می‌شود.

در این مسابقات، ۲۲ غول کاراته‌ی دنیا شرکت می‌کنند که شامل کشورهای زیر هستند:
اسپانیا، فرانسه، پرتغال، هلند، بلژیک، ژاپن، روسیه، ارمنستان، گرجستان، ترکیه، مالزی، عراق، افغانستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، کویت، نیجریه، بنگلادش، ازبکستان، سوریه و آذربایجان.

فکر می‌کنم جمع شدن ۲۰۰ ورزشکار از این ۲۲ کشور در تهران، علاوه بر اینکه یک امتیاز توریستی خوب برای ایران محسوب می‌شود، مقدمه‌یی است تا ناظران فدراسیون جهانی برای واگذار کردن جام جهانی کاراته‌ی ۲۰۰۹ به کشورمان نیز راغب‌تر شوند و همینطور تیمهای داخلی کاراته‌ی کشورمان بتوانند در یک رقابت تدارکاتی داغ و تمام‌عیار، توانایی‌های ورزشی خود را بسنجند.

از سوی دیگر، میزبانی چنین رقابتهای بزرگ و بااهمیتی، علاوه بر اینکه توانایی‌های کشورمان در ساماندهی و برگزاری رقابتهای جهانی را بالا می‌برد، فرصت خوبی است تا ورزشکاران به عنوان حاملان پیام صلح و دوستی کشورهای مختلف جهان، با واقعیتهای ایران اسلامی، امپراتوری صلح و فرهنگ بیشتر آشنا شوند.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ورزشي  | 

موفقیت بمب گوگلی، سوءاستفاده‌ی اپوزیسیون

iran-satellite.jpg

 حذف شدن نام ایران از فهرست کشورهای تحت پشتیبانی سایت یاهو در نوامبر 2007 از آنجایی که در روزهای اوج جنجال‌آفرینی رسانه‌یی حول محور تحریمهای اقتصادی علیه ایران اتفاق افتاده بود، چندان بازتاب و انعکاس نیافت و تقریباً بایکوت خبری شد از آنجایی که محافل رسانه‌یی تصور می‌کردند این حذف نام نیز بخشی از تحریمهای اقتصادی اعمال‌شده از سوی کنگره‌ی آمریکاست، حال که در همان زمان بیش از 10 میلیون کاربر ایرانی مشغول استفاده از خدمات یاهو بودند و بیش از 5 درصد کل کاربران این سایت را تشکیل می‌دادند.

 با راه‌اندازی بمب گوگلی بر ضد سایت یاهو، توجهات بیشتری به این ماجرا جلب شد هرچند که باز هم رسانه‌ها معتقدند بودند به دلیل تکراری بودن تجربه‌ی بمب گوگلی در مورد قضیه‌ی تحریف نام خلیج فارس از سوی اعراب و همچنین بمب گوگلی بر علیه فیلم توهین‌آمیز 300، جای پردازش زیادی برای "سلام یاهو" باقی نمی‌ماند.

 تلاشهای گردانندگان بمب گوگلی که من و محمد توکلی بودیم و غیر از مدیریت سرویس‌دهنده‌ی وبلاگهای پارسی‌بلاگ هم هیچ نهاد و پایگاهی حاضر به حمایت از ما نشد، با همکاری بیش از 20 هزار وبلاگنویس باغیرت و مسوولیت‌شناس ایرانی همراه شد که در سایتها، وبلاگها، فروم‌ها و پایگاههای خبری مختلف، بمب گوگلی "سلام یاهو" را معرفی کردند و به آن لینک دادند، کم‌کم به نتیجه رسید.

 نتیجه‌ی نخست، رسیدن صفحه‌ی اصلی بمب به صفحه‌ی اول نتایج جست‌وجوی گوگل برای کلیدواژه‌ی Yahoo mail بود.

ما در سایت بمب گوگلی از فرهنگ و تاریخ، تمدن، هنر، علوم و ورزش ایران و همچنین افتخارات جهان اسلام نوشتیم و به مرور آن را به یک پایگاه اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه تبدیل کردیم که مرجع کسب اطلاعات روز در مورد کشورمان قرار گرفت و چهره‌یی نوین و واقع‌گرایانه از ایران به جهان معرفی کرد و توانست در خنثی کردن بخشی از سیاه‌نمایی‌های رسانه‌یی علیه کشورمان موفق باشد.

 تلاشهای زیادی صورت گرفت و در قالب فعالیتهای بمب گوگلی، مذاکرات زیادی با اصحاب رسانه‌های جهان، استادان دانشگاههای برتر دنیا، حقوق‌دانان، شخصیتهای سیاسی و فعالان فرهنگی انجام شد تا موضوع حذف نام ایران از یاهو به عنوان دنباله‌ی سناریوی اقدامات ضدایرانی از سوی دولت آمریکا، برجسته و مطرح شود.

 پس از آنکه یاهو، استفاده از نامهای عربی در شناسه‌های کاربران خود را ممنوع کرد و برخی از رسانه‌های دنیا نیز خبر کنترل شدن نامه‌های الکترونیکی کاربران عرب و فارسی‌زبان از سوی مسوولان یاهو را منتشر کردند، حذف نام کشوری با تاریخ و تمدن 7500 ساله از این سایت که نادیده گرفتن اصول موضوعه‌ی بین‌المللی بود، لکه‌یی پاک‌نشدنی بر اندام یاهو نهاد که در این میان رقیب اصلی‌اش یعنی Gmail را بیش از هرچیز دیگر منتفع می‌کرد.

 سه شب پیش در پی گفت‌وگوی من با یکی از همکاران بمب گوگلی، خبر رسید که این سایت آمریکایی که با بودجه‌ی دولتی مدیریت می‌شود، بدون اطلاع قبلی و در سکوت خبری کامل، نام کشورمان را به فهرست خود بازگردانده و تلاشهای 10 ماهه‌ی بمب گوگلی سرانجام نتیجه داده است.

 هرچند که گستاخی یاهو زمانی توسط ایرانیان بخشیده خواهد شد که مدیر این سایت به طور رسمی از 10 میلیون کاربر ایرانی و میلیونها کاربر داوطلب برای ثبت نام، عذرخواهی کند، با این حال عقب‌نشینی آشکار خدمات‌دهنده‌ی آمریکایی در بازگرداندن بی‌سروصدا و آرام نام ایران در پی افزایش فشارهای اینترنتی و گسترش فعالیت بمب گوگلی، موفقیتی بود که سرانجام به لطف خدا حاصل شد.

 در روزهای آینده، گزارشهای کاملتری از بازتاب خبری موفقیت بمب گوگلی در رسانه‌ها منتشر خواهم کرد، با این حال از نکات جالب توجه بازتابهای اخیر، شیطنت هوشمندانه‌ی رادیوی فارسی زبان دولت هنلد موسوم به رادیو زمانه بود که در پی اعتراضات ما، ناچار به حذف، اصلاح و عذرخواهی شد.

 رادیوی فارسی زبان دولت هلند در پی انتشار خبر موفقیت بمب گوگلی، سطری را به گزارش خود افزود و ذکر کرد که "سایت سلام یاهو هم اکنون برچیده شده و دیگر فعالیت ندارد!."

این رادیو که از قرار معلوم، چندان از شنیدن خبر موفقیت بمب گوگلی خشنود نیست، همچنین در اقدامی تفرقه‌افکنانه، یکی از اهداف ساخت بمب گوگلی را "نشان دادن تفاوت میان تفکرات دولت و مردم ایران" برشمرد و البته دقیقاً مشخص نکرد که چنین هدفی را با چه نیت و از زبان کدامیک از مسوولان سایت بیان کرده، با این حال به نظر می‌رسد که ترفندهای نخ‌نمای جنگ روانی و "خبرسازی" که تقریباً در رسانه‌های مدرن دنیا سالهاست منسوخ شده،‌ هنوز توسط برخی از سودجویان کاسب‌کار در رسانه‌های نوپا و بی‌تجربه‌ی آن سوی آبهای کشورمان دنبال می‌شود.

 به عنوان مجری طرح بمب گوگلی که مسوولیت انتشار صد درصد محتوا و مطالب سایت را بر عهده دارم، ضمن اینکه عدم رضایت خود از انعکاس خبر موفقیت بمب گوگلی در سایت ضدایرانی، مبتــذل و بی‌محتوای رادیو زمانه اعلام می‌کنم، درخواست دارم که گردانندگان این سایت در یک گفت‌وگوی رسمی، هرچه سریعتر موضع خود را نسبت به این دروغ‌سازی عجیب اعلام و دلایل آن را مشخص کنند.

 همینطور باید اعلام کنم که سایت "سلام یاهو" افتخار دارد تمامی فعالیتهای خود را به عشق پرچم مقدس و سه‌رنگ جمهوری اسلامی ایران انجام دهد و با داشتن بیش از 2 میلیون و سیصد هزار نفر بازدیدکننده، همپای مردم و دولت ایران عزیز، تا رسیدن به بالاترین قله‌های افتخار تلاش کند.

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فناوریهای نوین  | 

یاهو چگونه تسلیم ایرانیان شد؟

سایت آفتاب - اعتراضهای گسترده‌ی ایرانیان سراسر جهان به حذف نام ایران از فهرست کشورها در صفحات ثبت نام سایت یاهو میل برای ایجاد حساب کاربری، سرانجام پس از ۱۰ ماه به نتیجه رسید و موفقیتی بزرگ را برای فعالان اینترنت فارسی رقم زد.
پس از آنکه در اکتبر سال ۲۰۰۷ میلادی سایت یاهو به بهانه‌ی اعمال تحریمهای اقتصادی علیه کشورمان، نام جمهوری اسلامی ایران را از لیست کشورهای خود در صفحات ثبت نام حذف کرد، موج اعتراضات گسترده‌ی ایرانیان سراسر جهان با طراحی بمب گوگلی و تحریم سایت یاهو آغاز شد.
یاهو، بیش از ۱۰ میلیون کاربر ایرانی دارد که در پی این حرکت، بسیاری از آنان اقدام به حذف حسابهای کاربری خود و یا نقل مكان به گوگل کردند.
در پی این شکست بزرگ برای یاهو و از دست رفتن بخش عمده‌یی از کاربران این سایت، جمعی از فعالان اینترنتی ایران نیز اقدام به طراحی بمب گوگلی "سلام یاهو" کردند و توجه جهانیان را به موضوع حذف نام یک کشور از فهرست کشورهای سایت یاهو جلب نمودند.
به گفته‌ی سید ایمان ضیابری، مجری بمب گوگلی، "سلام یاهو" یک پایگاه جامع اطلاع‌رسانی بود که در رابطه با افتخارات فرهنگی، علمی، هنری و ورزشی ایرانیان در سراسر دنیا خبررسانی می‌کرد و از این طریق، جهانیان را با واقعیات ایران به عنوان کشوری که توسط دولتهای غربی تروریست و توسعه‌نیافته خطاب می‌شود، آشنا می‌ساخت.

ادامه‌ی مطلب

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب بين‌المللي  | 

و سرانجام، نام ایران به یاهو برگشت...

iran.jpg

 دیروز که در آخرین ساعات روز ولادت حضرت علی‌اکبر (ع) و روز جوان، با ادیتور سایت گوگل نیوز در رابطه با اضافه شدن محتوای بمب گوگلی "سلام یاهو " به فیدخوان گوگل نیوز مذاکره می‌کردم، هرگز به ذهنم نمی‌رسید که سایت دولتی یاهو پس از مدتها دشمنی و مخاصمه با مردم ایران، نام کشورمان را مجدداً به فهرست کشورهای خود در صفحات ثبت نام بیفزاید.

 

وقتی این خبر باورنکردنی را از یک دوست صمیمی در اینترنت شنیدم، فقط توانستم به سرعت به صفحه‌ی ثبت نام یاهو بروم تا اطمینان حاصل کنم که این خبر، یک شوخی بی‌مزه‌ی کودکانه بوده یا به بار نشستن ماهها زحمت و تلاش گروهی و عنایت پروردگار متعال...

 

این اتفاق روی داد و پس از گذشت یک سال و بازدید بیش از 2 و نیم میلیون نفر از صفحات سایت سلام یاهو که یک پایگاه خبررسانی معترض به پروپاگاندای سیاه علیه ایران و حذف نام کشورمان از سایت دولتی خدمات اینترنت یاهو بود، خواسته‌ی ما محقق شد.

 

در این لحظات که شاید خستگی ناشی از ماهها تلاش و زحمت شبانه‌روزی در سایت سلام یاهو باعث شده تا شادی و غرورم را نتوانم از دریچه‌ی کلمات به شما انتقال دهم، غیر از سپاسگزاری پروردگار بی‌نیاز و بی‌همتا، هیچ سخنی برای گفتن ندارم.

 

موفقیت ملی فعالان اینترنت فارسی را به همه‌ تبریک می‌گویم و پس از قادر متعال که در لحظه لحظه‌ی اجرای پروژه‌ی بمب گوگلی، لطف خود را شامل حالمان کرد، از محمد توکلی عزیز، پشتیبان فنی سایت بمب، صمیمانه تشکر می‌کنم که با اختصاص دادن پهنای باند ماهانه‌ی 10 گیگابایت، کمک کرد تا بار روزانه بیش از 50 هزار بازدیدکننده از سراسر دنیا برای Hello Yahoo قابل تحمل باشد.

 

محمد توکلی در این مدت بدون کوچکترین چشمداشت و مضایقه‌یی حتی وقتی در آخرین ساعات بامداد با او سراسیمه تماس می‌گرفتم و مشکلات فنی سایت را مطرح می‌کردم، برادرانه‌ترین کمکهای خود را وقف این پروژه‌ی ملی کرد و بستری ساخت تا بدون هیچ مشکلی به کار ادامه دهیم. دوستی که به هیچ طریقی نمی‌توانم زحمات بی‌حد و حصر او را تشکر کنم چرا که پشتیبانی فنی او تنها به مشکلات سایت محدود نمی‌شد.

برقراری ارتباط با مسوولان رده‌بالای گوگل و یاهو، مشکلی بود که با همکاری محمد توکلی، به آسانی حل شد.

 

و پروژه در سایه‌ی لطف پروردگار در چندین مرحله با یاری هزاران بلاگر فارسی زبان به موفقیت رسید. بلاگرهایی که به بمب لینک دادند و سایت را برای عبارت Yahoo Mail به صفحه‌ی اول گوگل رساندند و بعد هم ماجرا را در ویکی‌پدیا بالا کشیدند.

 

تنها می‌توانم از همه‌ی بلاگرها و خبرنگارانی که در انعکاس جهانی موضوع حذف نام ایران از یاهو به ما کمک کردند، صمیمانه سپاسگزاری کنم و در درگاه یگانه‌ی بی‌همتا که الطاف واسع و بی‌دریغ خود را در لحظه‌لحظه‌ی اجرای این طرح به ما هدیه داد، شکر و حمد به جای بیاورم.

 

مطمئن باشید اضافه شدن نام کشورمان به فهرستهای سایتی مانند یاهو که به ناحق، اعتباری بین‌المللی کسب کرده و شهرتی برای خود به دست آورده، افتخاری نیست که بخواهیم بابتش جشن بگیریم اما این حرکت منفعلانه‌ از سوی مسوولان پرادعای یاهو که معتقد بودند سیاستهای دولتی اجازه‌ی برگرداندن نام کشورمان را نمی‌دهد، آنقدر خواری و تحقیر دولت آمریکا را به رخ کشید که بتوانیم در همه‌ی رسانه‌های دنیا جار بزنیم و به جهانیان نشان دهیم که برای مقابله کردن با قدرت جوانان جمهوری اسلامی ایران، هنوز هیچ احدی از مادر زاییده نشده است!

 

بعد از رسیدن سایت به صفحه‌ی اول نتایج جست‌وجوی گوگل، اضافه شدن نام ایران به یاهو، موفقیت نهایی بمب بود که البته فعالیت خود را به عنوان یک سایت خبری در حوزه‌ی موفقیتهای فرهنگی، علمی، ورزشی و هنری ایران و ایرانیان ادامه خواهد داد تا این مرز پرگهر را نه آنطور که لابی‌های میلیارددلاری می‌خواهند بلکه آنگونه که هست، به دنیا ارایه و معرفی کند.

 

پی‌نوشت// یک دعا: پروردگارم. از تو می‌خواهم یاری‌ام رسانی تا هیچ موفقیت، پیروزی و رجحانی مایه‌ی غرور و نخوتم نگردد، هیچ افتخاری مرا غره نسازد و هیچ شکوفایی تازه‌یی را از سر تلاش و زحمات خود ندانم...

 

پي‌نوشت ۲: در طول يك سال گذشته، نه به دلیل اهمیتی که سایت یاهو داشت، که برای اثبات قدرت ایرانی، مذاکرات زیادی انجام شد تا نام ایران به فهرست یاهو برگردد. از جری یانگ، مدیر کره‌یی سایت یاهو که حتی توسط روزنامه‌ی گاردین او را به مصاحبه و ارایه‌ی توضیح تحت فشار گذاشتیم تا امید کردستانی در گوگل که تلاش کردیم از رقابت بین گوگل و یاهو برای اهداف خود استفاده کنیم.

خدا را شکر می‌کنم که همه‌ی این تلاشها، سرانجام نتیجه داد. فقط همین...

 

نگاهی به گذشته:

1-     اعلام خبر شروع به کار بمب گوگلی برای اولین بار – 26 مهر 1386

2-     گزارش روند پیشرفت کار بمب گوگلی – 1 آبان 1386

3-     تغییر استراتژی سریع بمب گوگلی به پیشنهاد یک کاربر ناشناس – 3 آبان 1386

4-     اعلام خبر صعود به صفحه‌ی اول گوگل – 19 فروردین 1387

 

اطلاعات بیشتر

1-     بازتاب ماجرای بمب گوگلی در ویکی‌پدیا - Wikipedia

2-     بررسی ماجرا توسط کاربران یاهو در Yahoo Answers

3-     گزارش مجله‌ی رجسیتر در مورد حذف نام ایران

4- بمب گوگلی چیست؟

۵- برای اطمینان از حصول موفقیت بمب گوگلی در طول یک سال گذشته، برای ثبت نام و باز کردن حساب کاربری، به "یاهو میل" بروید و در فهرست کشورها، نام بلند کشورتان را انتخاب کنید.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب وبلاگها و وبسایتها  | 

پیش تا پایان، ای جاویدان ایران...

ورزشكاران ايراني براي دست يافتن به مدالهاي رنگارنگ در مسابقات جهاني و المپيک، محدودیتهای خاصی دارند. از جمله اینکه به دلیل اعتقاداتشان، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی‌شناسند و برای همدردی با آزادگان و ستمدیدگان جهان، با ورزشکاران این رژیم مسابقه نمی‌دهند و البته این حرکت را به یک رسم بین‌المللی هم بدل ساخته‌اند.

 

از سوی دیگر، حتماً می‌دانید که بسیاری از کشورهای صاحب ورزش مانند چین، روسیه، ایتالیا، فرانسه، آمریکا و ژاپن، بخش عمده‌ی مدالهای خود را در رشته‌های زنان کسب می‌کنند در حالی که متانت، ارزشها و شخصیت زنان ایرانی اجازه نمی‌دهد در بسیاری از رشته‌های ورزشی که مقتضیات خاصی دارند، شرکت کنند.

 

موضوع دیگر نیز دخالت یافتن سیاست در ورزش توسط بسیاری از دولتهاست. بازیهای تدارکاتی تیمهای ملی ما را بر خلاف قوانین ورزش، به دلایل سیاسی لغو می‌کنند، روادید ورزشکاران ما برای شرکت در مسابقات انتخابی المپیک را صادر نمی‌کنند و با انگشت‌نگاری و ایجاد فشارهای روانی، جوانان ما را تحت فشار قرار می‌دهند.

 

همه‌ی این محدودیتها را کنار بگذاریم و به نتایج ورزش ایران نگاهی بیندازیم. انصاف چه می‌گوید؟ آیا ما شگفت‌انگیزترین نتایج را کسب نکرده‌ایم؟

 

در رده‌بندی مجموع مدالهای کسب شده‌ی ورزشکاران دنیا در المپیک از آغاز تا به امروز، 123 کشور موفق به دریافت مدال شده‌اند که ایالات متحده با مجموع 2404 مدال در صدر و مقدونیه با یک مدال برنز در قعر این جدول قرار دارند.

 

کشور ما که اغلب در المپیکهای زمستانی شرکت ندارد، تا قبل از المیپک 2008 موفق به کسب 46 مدال شده و در رتبه‌ی 44 دنیا قرار دارد. شاید این رتبه در نگاه اول چندان راضی‌کننده نباشد، اما بد نیست اگر با یک مقایسه‌ی آماری، کشورهایی که بعد از ما قرار دارند را مرور کنیم:

 

1-      جمهوری چک، متحد سیاسی اصلی آمریکا در منطقه‌ی اروپای شرقی و مهد ورزشهای زمستانی – رتبه‌ي‌45 دنیا

2-   ایرلند، یکی از کلونی‌های بریتانیای کبیر، کشوری که هر ساله به عنوان یکی از سه محل امن دنیا برای زندگی انتخاب می‌شود – رتبه‌ی 48 دنیا

3-   مصر، کشوری با سابقه‌ی باستانی و تاریخی، متحد اصلی رژیم صهیونیستی در میان اعراب، جعل‌کننده‌ی اصلی نام خلیج فارس با در اختیار داشتن شخصیتی به نام جمال عبدالناصر – رتبه‌ی 52 دنیا

4-      لوکزامبورگ، یکی از آرام‌ترین کشورهای دنیا، عضو اتحادیه‌ی اروپا، بزرگترین شریک تجاری فرانسه در اروپای غربی – رتبه‌ی 79 دنیا

5-   امارات عربی، پرادعاترین کشورک حاشیه‌ی خلیج فارس و فتنه‌انگیزترین متحد آمریکا در منطقه، جذب‌کننده‌ی بیشترین توریست و سرمایه‌ی اروپایی در آسیا – رتبه‌ي‌ 92 دنیا

 

این کشورها را به طور تفصیلی مرور کردیم. اما بد نیست باقی اسمها را هم به شکل فهرست‌وار از نظر بگذارنیم. کشورهایی که در رده‌بندی جمع مدالهای تاریخ المپیک، از ما پایین‌تر هستند:

 

صربستان، اسلواکی، سوریه، هنگ‌کنگ، ونزوئلا، پرو، لاتویا، جمهوری آذربایجان، پرتغال، جاماییکا، بلاروس، اندونزی، کرواسی، لیتوانی،‌ ایسلند (مرفه‌ترین کشور دنیا)، غنا، مالزی، شیلی، لاتویا، هند و...

 

برای بسیاری از آدمها که عادت کرده‌اند از دریچه‌ی چشمان سیاه و تنگ خود به دنیا نگاه کنند، این آمارها هم نشاندهنده‌ی توسعه و پیشرفت نیست. اما یکی از نتایجی که بررسی این جدول به ما نشان می‌دهد، این است که جمهوری اسلامی ایران از لحاظ توسعه‌یافتگی ورزشی، نخستین کشور منطقه، سومین کشور آسیا و یکی از 45 کشور برتر دنیا از بین 205 عضو کمیته‌ی بین‌المللی المپیک است.

 

مطمئناً این تحلیلهای شخصی و نظراتی نیست که از زبان یک ایرانی بیان شده باشد. آمارهایی است که هر طور بخواهید تویش ایراد و اشکال بتراشید، باز هم نمی‌توانید! اگر هم می‌خواهید کل جدول را نگاه کنید، می‌توانید به این منبع بروید، با این حال شاید هرگز به 100 کشوری که پایینتر از نام بلند جمهوری اسلامی ایران قرار دارند نگاه نکنید، اما این را بدانید که: "پیش تا پایان، ای جاویدان ایران..."

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ورزشي  | 

این پیروزی هم مبارک باشد!

کشورهای دیگر را نمی‌دانم، اما برای ایران، "اپوزیسیون" به معنای گروهی افراد مالیخولیایی است که بیمارگونه انتظار می‌کشند تا یک نارسایی یا مشکل ناچیز در داخل مملکت ایجاد شود و با تمام قدرت و قوای خود، آن را در بوق و کرنا کنند و یک آبروریزی بین‌المللی به بار بیاورند.

این افراد که نه قصد اصلاح امور را دارند، نه دلشان برای این کشور و انقلاب می‌سوزد و نه ذره‌یی صداقت در وجودشان هست، فقط منتظر مشکلات، سیل، زلزله، تصادف، آتش‌سوزی و اگر اینها نبود، منتظر اظهار نظر مسوولان می‌مانند تا از لابه‌لای کلمات و سخنان آنها، سوژه‌یی برای لودگی و خرده‌گیری پیدا کنند. اگر در اظهارات مسوولان هم مشکلی پیدا نشد، به مسایل تاریخی و دینی برمی‌گردند و خلاصه اینکه همیشه برای مسموم ساختن اوضاع و ناامید کردن مردم از آینده، آمادگی دارند.

حالا تصور کنید چه قدر لذت‌بخش و دوست‌داشتنی است وقتی یک موفقیت و گشایش بین‌المللی عظیم برای کشور مورد علاقه‌ی شما اتفاق می‌افتد و اپوزیسیون، سکته‌ی ناقص می‌کند و چانه‌اش کج می‌شود و به هذیان‌گویی می‌افتد!

کاری نداریم که در کشور ما، هر روز یک فتح علمی، اقتصادی یا فرهنگی جدید روی می‌دهد و برای بعضی‌ها صرف نمی‌کند که این توفیقات را ببینند، اما وقتی عظمت و گیرایی یک موفقیت، آنقدر فراوان باشد که هیچ اپوزیسیون و معاندی نتواند آن را انکار کند، آدم فقط دوست دارد شادی کند و از زندگی لذت ببرد!

اپوزیسیون امروز، مانند گروهک تروریستی منافقین است که 15 سال پیش، با سلاحهای گرم به جنگ هموطنان و برادران خود آمدند تا قدرت را به دست بگیرند و امروز تنها اسلحه‌شان عوض شده. امروز که کشورمان بیش از هر زمان به همدلی، استقامت، معنویت و مجاهدت نیاز دارد، متاسفانه می‌بیند که عده‌یی از فرزندان خیانتکارش از آن سوی آبها و مرزها، شمشیر دشمنی را برایش از رو بسته‌اند و این یعنی کشتن همه‌ی ارزشها، افتخارات و همدلی‌ها...

مسابقات المپیک به عنوان یک میعادگاه بین‌المللی که پیام صلح، دوستی و محبت ملتهای دنیا را به یکدیگر می‌دهد، علاوه بر اینکه بزرگترین رقابت ورزشی بین‌المللی است، فرصتی برای فرهنگ‌سازی جهانی و اصلاح دیدگاهها به شمار می‌رود و دولتها بسیاری از اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را از این طریق دنبال می‌کنند.

اینکه می‌گویند "هنر نزد ایرانیان است و بس"، یک واقعیت ثابت شده است و مسوولان کمیته‌ی ملی المپیک ایران با مشاوره و درایت دولتمردان، بر آن صحه گذاشتند و اقدامی تاریخی انجام دادند که علاوه بر آچمز کردن دوباره‌ی اپوزیسیون، رسانه‌های جهانی را نیز در کما فرو برد و ابتکاری دیگر از نوآوریهای خلاقانه‌ی ایرانی را رو کرد که علی‌الحساب تا نوبت بعدی، در صدر اخبار رسانه‌های جهان است.

قرار گرفتن پرچم پرافتخار و جاودانه‌ی جمهوری اسلامی ایران بر دوش هما حسینی، بانوی قایقران ایرانی که نخستین سهمیه‌ی ورزش بانوان جمهوری اسلامی ایران در کاروان 55 نفره‌ی کشورمان را کسب کرد، علاوه بر اینکه تعجب خبرنگاران بی‌بی‌سی، رویترز، شین هوا، یاهو نیوز، یورونیوز و هزاران سایت خبری دیگر را جلب کرد، برای میلیاردها بیننده‌ی تلویزیونی، حامل این پیام بود که حقوق زنان در جمهوری اسلامی ایران، یک اصل جاودانه و ابدی است که به آنها شخصیت، هویت و باورمندی جهانی می‌دهد.

خوشبختانه بعد از برچیده شدن بساط رژیم ستمشاهی، زنان ایرانی از یک کالای تجاری و ابزار عیش و نوش کاخ نشینان در حرمسراهای پهلوی، به انسانهایی موقر و قابل احترام تغییر کردند که یک روز پس از دیگری، بر موفقیتهای جهانی‌شان افزوده شد و ورزش به عنوان یک نماد، مهمترین آنها بود.

نخستین مدالهای جهانی ورزشکاران بانوی ایران، پس از انقلاب اسلامی به دست آمد و نسیم حسن‌پور، بانوی ورزشکاری بود که در المپیک 2000 سیدنی، برای نخستین بار در طول تاریخ برای بانوان ایرانی، سهمیه‌ی المپیک کسب کرد.

خلاصه اینکه غافلگیری عظیم حمل پرچم ایران توسط یک بانوی ورزشکار، شکستی عظیم برای همه‌ی ضدایرانیها، رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون خارج از کشور بود که برجک خیلی‌ها را زد و نشان داد که ایران اسلامی، همان ابرقدرت تاریخی 2500 سال پیش است با این تفاوت که امروز، تاج افتخار "اسلام" را بر سر دارد و به این افتخار جاودانه می‌بالد.

علاوه بر همه‌ی اینها، حجاب موقر و زیبای هما حسینی و سایر اعضای کاروان 55 نفره‌ی ایران که از قضا بزرگترین کاروان ورزشی المپیک ایران در طول تاریخ است، باعث شد تا روزنامه‌ی چینا دیلی سکوت را بشکند و لباس رژه‌ی روز نخست ورزشکاران کشورمان را به عنوان زیباترین و خوشرنگ‌ترین لباس از میان 11 هزار و 500 ورزشکار انتخاب کند. مبارک باشد.

|+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ورزشي  | 

دست خدا

امروز هفدهم مرداد بود. روز خبرنگار. روزی که بعد از هفتم اردیبهشت، تمام سهم من از شادی یک‌ساله‌ی مردمی است که "خوب" شاد می‌شوند!

 

برای نخستین بار در عمرم بود که هفدهم مرداد من در رشت نگذشت. در رشتی که دیار میرزاکوچک خان است و همه‌ی سهم من از دنیایی که مردمش در هر گوشه، به زبانی حرف می‌زنند و...

 

"رشت"ی که خرابه‌هایش را با آسمان‌خراشهای صد طبقه‌ی نیویورک عوض نخواهم کرد. سوگند می‌خورم.

 

امروز من دوست داشتم گریه کنم، اما خدا نگذاشت. چون از او خواهش کرده بودم دستانش را به طرفم دراز کند. و او این کار را کرد. من دستان سفید خدا را با چشمهای خودم دیدم.

 

امروز که هفدهم مرداد بود و "ن والقلم و مایسطرون" ناخودآگاه در گوش همه‌ی خبرنگارها زمزمه می‌شد، در شهر غریبی به نام "ابهر" بودم و در مسابقه‌یی شرکت کردم که گامی دیگر بود برای سنجیدن میزان "نادانی‌"هایمان. مگر ما چه قدر می‌دانیم که حالا بخواهیم "دانسته‌"ها را بسنجیم؟

 

تا بدانجا رسید دانش من // که بدانم هنوز نادانم

دقیقاً نمی‌دانم از اتفاق کسب رتبه‌ی اول "چهارمین جشنواره‌ی کشوری پژوهشهای دانش‌آموزی مدارس سما" با ارایه‌ی طرح "بررسی جایگاه و اهمیت عدد هفت در فرهنگ اسلامی – ایرانی" چگونه بنویسم و آن را افتخار یا موفقیت بدانم، به خودم تبریک بگویم یا...

 

طولانی‌ترین سفر خارج از گیلان در سالهای زندگی من که 7 روز به طول انجامید، برای شرکت در چهارمین جشنواره‌ی پژوهشهای دانش‌آموزی مدارس سمای ایران با حضور 230 شرکت‌کننده از سراسر کشور، این پایان را داشت که من با کسب یک رتبه‌ی جدید، بیش از پیش به حقارت و بی‌چیزی خود در دایره‌ی خلقت و اقیانوس آفرینش هستی پی ببرم.

 

اینکه سخاوت در نزد پروردگار من، آنچنان بی‌پایان و نامحدود است که خواهش‌های یک بنده‌ی کمترین، بی‌پاسخ نماند...

 

از این سفر یک هفته‌یی به اندازه‌ی ماهها و سالها خاطره و سخن تازه دارم. از خونگرمی و اصالت ایرانی‌های عزیزی که از سراسر کشورم با آنها آشنا و دوست شدم. از دو پسر کرمانشاهی عاشق شهرام ناظری، از "میلاد ترکی" که چهره‌ی مصمم و شبیه به سامی یوسفش در کنار یک خلق حسنه‌ی محمدی (ص) و یک روی همیشه گشاده و خندان، دوستی دیگر به جمع دوستان آذری‌ام افزود، از "حسن درویش" که یک دیکشنری متحرک بود و چه قدر که فروتنی داشت، از استاد "فارسی" که اهل بابل بود و حتی یک لحظه احساس نکردم او همشهری رشتی‌ام نیست، از سرپرست گروه اصفهانی‌ها که "درود بر گیلان" ورد زبانش بود، از بچه‌های همدانی که شیرینی محلی‌شان را در جلسه‌ی دفاع از طرح پژوهشی آورده بودند و حقا که عجب شیرینی شیرین‌ای بود، از گروه پژوهشگران کهنوجی که یادمان دادند تمدن و فرهنگ هزاران ساله‌ی جیرفت و کهنوج به این آسانی‌ها قابل فراموش شدن نیست و خلاصه، چکیده‌یی از ایران که حداقل یاد گرفتن یک کلمه از هر کدام آنها، حالا مرا عاقل‌تر از قبل کرده...

 

پروردگار متعال در قرآن کریم از بندگان گناهکار خود سوال می‌کند که: "آیا زمین من وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید و به راه من درآیید؟" و سفر من به آن شهر دور و بیابانی، همان هجرتی بود که از خدای قادر و بی‌همتا مسالت کرده بودم تا نصیبم کند، شاید که خودم را بهتر بشناسم. خیلی چیزها کسب کردم و یک تندیس و لوح تقدیر با امضای معاون عبدا... جاسبی، شاید کم‌ارزش‌ترین آنها باشد.

 

کسی برای تبریک روز خبرنگار، سراغم را نگرفت. شاید پیر شده‌ام‌! اما وقتی که قاری قرآن برنامه‌ی اختتامیه، "نون والقلم" را سر داد، بغضی گلویم را فشرد که زیباترین تبریک همه‌ی عمرم بود. بغضی که زیباترین اوج بود: بسم ا.. الرحمن الرحیم /// نون والقلم و مایسطرون / و ما انت بنعمت ربک بمجنون ... خدایا، دستم را رها نکن.

 

متن خلاصه‌ی پژوهشی که به نام عدد ارجمند "هفت" آزین شده و از آن صحبت کردم، در روزهای آینده از همین وبلاگ منتشر خواهد شد.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  | 

سفر به دیگر سو

بسم‌ا...

 

براي شركت در جشنواره‌يي علمي، عازم یک شهر دور هستم و پنج روز از گیلان به دور خواهم بود. اگر توفیقی به لطف خدا حاصل شد، نتیجه را گزارش خواهم کرد...

 

اما یکی دو عادت خبرنگاری هست که وقت سفر کردن، نمی‌شود ترک کرد:

1- هر دوست، آشنا یا غریبه‌ی دیده و ندیده‌یی که از این بنده‌ی کمترین، آزردگی خاطر و کدورتی بر دل و خاطر دارد، انشاءا... حلالمان می‌کند.

 

2- فکر می‌کنم سردبیر عزیز مجله‌ی دانشمند، دوست خوبم، حاج علی‌اکبر قزوینی، دیگر از سفر خانه‌ی خدا بازگشته باشد. التماس دعا داریم حاجی...

 

3- سراپا اگر زرد و پژمرده ايم

ولي دل به پاييز نسپرده ايم

چو گلدان خالي، لب پنجره

پر از خاطرات ترك خورده ايم

اگر داغ دل بود، ما ديده ايم

اگر خون دل بود، ما خورده ايم

اگر دل دليل است، آورده ايم

اگر داغ شرط است، ما برده ايم

اگر دشنه دشمنان، گردنيم!

اگر خنجر دوستان، گرده ايم؟!

گواهي بخواهيد، اينك گواه:

همين زخمهايي كه نشمرده ايم!

دلي سربلند و سري سر به زير

از اين دست، عمري به سر برده ايم

مرحوم قیصر امین‌پور

|+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  | 

لبیک یا خامنه‌ای

خوشبختانه بعد از تهدید احمقانه‌ی شائول موفاز، وزیر راه و ترابری! دربار صهیونیستی مبنی بر حمله به ایران، اوضاع بین‌المللی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هر روز در حال تغییر به نفع ایران است و خبرهای خوش یکی پس از دیگری سرازیر می‌شوند.

 

بعد از کسب رتبه‌ی پنجم المپیاد جهانی شیمی و رتبه‌ی سوم المپیاد جهانی ریاضی برای جوانان برومند کشورمان در مجارستان و بلغارستان که جمعاً از بین 150 کشور به این رتبه‌های درخشان و تاریخی دست پیدا کردند، دیشب خبر اظهار نظر وزیر خارجه‌ی صهیونیستی را درباره‌ی جدیدترین موفقیت کشورمان خواندم و بیش از پیش به ایرانی بودنم افتخار کردم.

 

قرارداد نفتی وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران و شرکت آلمانی "اشتاینر پرما تکنیک" که ارزشی معادل 156 میلیون دلار دارد و یکی از مهمترین قراردادهای انرژی در قاره‌ی آسیا محسوب می‌شود، باعث شد تا "تیپزی لیونی" این حرکت دولت آلمان را "ناامیدکننده" بخواند و ما نیز دعا می‌کنیم که همواره همینگونه ناامید و سرشکسته باشند.

 

موفقیت قابل توجه دیگر این بود که 118 کشور عضو جنبش عدم تعهد، از حقوق مسلم هسته‌یی ایران دفاع کردند و در یک بیانیه‌ی رسمی، از دولتهای مزاحم و "انگل" خواستند پای خود را از این ماجرا کنار بکشند... و ای کاش بندی را در اعلامیه‌شان می‌گنجاندند که ایران حق دارد به عنوان یکی از اعضای NPT، از سلاحهای اتمی نیز برخوردار باشد. این جنبش هرچند با قاطعیت و بدون پرده‌پوشی از حقانیت مردم ایران در بحث انرژی هسته‌یی دفاع کرد، اما باید بمباران زرادخانه‌ی هسته‌یی صهیونیستی به عنوان یکی از چهار کشور دنیا که عضو پیمان خلع سلاح هسته‌یی نیستند هم خواستار می‌شد.

 

بعضی اوقات آدم شک می‌کند آن دموکراسی که بعضی‌ها با قدرت هرچه تمامتر سنگش را به سینه می‌زنند، از چه نوعی است که خواست دو سوم دولتهای دنیا یعنی 118 کشور را نادیده می‌گیرد و در عوض، به زیر بیرق یک دولت جعلی، فقیر و فلک‌زده می‌رود که بحران مشروعیت سرتاپای وجودش را فراگرفته و هر لحظه احتمال دارد توسط حزب‌ا... لبنان با خاک یکسان شود!

 

در جنبش عدم تعهد، کشورهایی همچون الجزایر، شیلی، آفریقای جنوبی، کلمبیا، کوبا، دومینیکن، مصر، هند، مالزی، نیکاراگوئه، پاکستان، پرو، عربستان سعودی، ونزوئلا، ترکیه، برزیل، اروگوئه، مکزیک و... عضو هستند و اگر دموکراسی به معنای خواست اکثریت است، کمی مشکوک به نظر می‌رسد اگر بخواهیم با خواست 118 کشور مخالفت کنیم که بیش از 4 میلیارد نفر جمعیت دارند! البته اگر مقصود دموکراسی آمریکایی است که در آن وبلاگنویسان به جریمه‌های هزاران دلاری بابت ابراز عقیده‌شان محکوم می‌شوند، حق دارید بخواهید همه‌ی این 118 کشور را یک طرف قرار دهید و در طرف مقابل ..

 

جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر مسیر خود را به عنوان یک ابرقدرت منطقه‌یی می‌پیماید و اگر نیروهای کوک‌شده‌ی دشمن اعم از اراذل و اوباش، روزنامه‌نگاران خودفروخته، روشنفکرنماها و قاچاقچیان مواد مخدر که هر روز از سمت سواحل کالیفرنیا به افغانستان و بعد ایران روانه می‌شوند اجازه بدهند، سریعتر مقصد خود را خواهد یافت.

 

جالب است بدانید از زمان لشگرکشی آمریکا به افغانستان برای هدیه دادن صلح و آرامش به مردم این کشور، کشت و زرع مواد مخدر به بیش از 40 برابر رسیده و بهره‌ی هوشی زیادی نمی‌طلبد که این رقم را تجزیه و تحلیل کنیم!

 

به عنوان یک ایرانی که مثل بسیاری از سردمداران روشنفکری در کشورم، همزمان در همه‌ی رشته‌های اقتصاد، سیاست، ورزش، هنر، ادبیات، علوم، توریسم و... صاحب‌نظر نیستم، گوش به نصایح رهبر فرزانه‌ی انقلاب دارم و ترجیح می‌دهم به مردی لبیک بگویم که سالهاست عمر خود را برای آبیاری کردن نهال جوان انقلاب اسلامی صرف کرده و دلسوزتر از هر پدری برای فرزندش است.

 

پی‌نوشت: سه سال و نیم پیش که دوران انتخابات ریاست جمهوری بود، تصمیم داشتم به آیت‌ا... رفسنجانی رای بدهم. کسی که او را یکی از استوانه‌های انقلاب می‌شناسیم و می‌دانیم که از ارکان پیروزی مردم ایران در سال 57 بود. یقین داشتم که می‌تواند کشور را متحول کند، بحرانها را خاتمه دهد و برای سرزمین‌مان موفقیت به ارمغان بیاورد. این اتفاق نیفتاد و او رای نیاورد.

 

شدیداً تحت تاثیر تبلیغاتی که علیه احمدی‌نژاد می‌شد قرار داشتم و فکر می‌کردم کشور به سمت شکست و ناامنی پیش رفته. تا روزهای متمادی، افسرده و ناامید بودم از شکست کاندیدای محبوبم که در آن زمان فقط سمت ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده داشت. امروز بعد از سه سال، وقتی به عملکرد دوران کوتاه تصدی او نگاه می‌کنم، تصورات عصبی 3 سال پیش خود را اشتباه می‌بینم و ترجیح می‌دهم در سال 88، با میل و رغبت تمام، به مردی رای بدهم که تندرویها و جوانی‌اش، ایران امروز را در صدر اخبار جهان به عنوان یک ابرقدرت مطلق معرفی کرده و جرات "چپ نگاه کردن"اش را از هر دشمنی گرفته است.

|+| نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب فرهنگ ایرانی  | 

گفت‌وگو با مجله‌ی پاکستانی Spectator

در طی یک هفته‌ی گذشته و در اوج گرفتاریهای مربوط به دریافت نتایج کنکور و انتخاب رشته، خبرنگاری مسلمان و پاکستانی به نام "غزاله خان" تماس گرفت و با من به عنوان نخستین‌ ایرانی مصاحبه‌شونده در مجله‌ی اینترنتی Pakistani Spectator گفت‌وگو کرد.
در این مصاحبه، من به بیش از 20 سوال پاسخ دادم و مثل گذشته تلاش کردم بعضی از شبهاتی که در اثر تمارض رسانه‌های غربی از جمهوری اسلامی ایران در ذهن مردم دنیا شکل گرفته را برطرف کنم.
از جاذبه‌های توریستی و طبیعی کشورمان گفتم و شهروندان پاکستانی را برای سفر به ایران دعوت کردم، از آرامش و بهره‌گیری مردم کشورهای در حال توسعه و مسلمان از نعمات معنوی گفتم و این سوال را مطرح کردم که آیا توسعه‌یافتگی صنعتی و اقتصادی، لزوماً آرامش و امنیت روانی را نیز به بار می‌آورد؟ پس چرا آمار خودکشی مردم در کشورهایی مانند ژاپن و آمریکا، سرآمد همه‌ی دنیاست؟
از دوستی دیرینه‌ی ایران و پاکستان به عنوان دو متحد قدرتمند و مسلمان سخن به میان رفت و برخی سوالات شخصی هم در مورد تجربه‌های وبلاگنویسی، دوستی با وبلاگنویسان کشورهای مختلف، انتخاب 5 وبلاگنویس مورد علاقه‌ی ایرانی و... پرسیده شد که پیشنهاد می‌کنم اگر وقت و حوصله دارید و بدتان نمی‌آید که ایران را از دریچه‌ی دید یک ایرانی در رسانه‌یی غیرایرانی ببینید (نه از دریچه‌ی دید یک غیرایرانی در رسانه‌یی غیرایرانی که دیگر معلوم نیست چه فاجعه‌یی به بار می‌آورد!) متن کامل گفت‌وگو را اینجا بخوانید.

|+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب مصاحبه‌ها  | 

710 !

آزمون سراسري امسال يادم داد كه اميد حتي تا آخرين لحظه‌ها هم ارزشمند است و توکل‌کننده به ذات‌ بی‌نیاز و مقدس پروردگار، هرگز ناامید نمی‌شود.

دیشب که سایتهای خبری را چک می‌کردم، دیدم که غیر از دو گروه آزمایشی کنکور که 10 نفر اول و برگزیده‌شان را معرفی کرده‌اند، برای باقی گروهها تنها 3 نفر برتر را نوشته‌اند و من که از لحظه‌ی خروج از جلسه‌ی آزمون، امیدوار بودم یکی از 10 نفر برتر کنکور باشم، همچنان امیدوار ماندم.

در تمامی این مدت که دعا می‌کردم و از خدا می‌خواستم این حاجت را برایم روا کند، هرگز به این فکر نبودم که شاید خداوند لطفش را از من دریغ کند، یا به سبب زشت‌کاریها و ستمهای گذشته‌ی من بر مردمانش، ناموفقم بسازد.

صبح، امیرارسلان تماس گرفت و گفت که نتایج را روی سایت سازمان سنجش گذاشته‌اند و می‌توانی ببینی.

طوری دل‌پیچه گرفته بودم که حتی نمی‌توانستم توی کشوها، دنبال شماره پرونده بگردم. یک آب خنک اما کمی اوضاع را بهتر کرد، و یک آیت‌الکرسی..

وصل شدم و سرعتی که سایت سنجش با آن بالا آمد، در طول چند سال کار کردنم با اینترنت، بی‌سابقه بود. دستشان درد نکند. واقعاً نمی‌دانم چه قدر پنهای باند خریده بودند. ولی فوق‌العاده بود!

شماره پرونده، شماره شناسنامه، نام و نام خانوادگی، سال تولد و یک کلیک!

رتبه‌ی کل: 986، زیرگروه 1: 710

با رنگ سبز درشت، آن پایین نوشته بود: مجاز به انتخاب رشته!

خدای من، شکرت. صد هزار بار...

|+| نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  | 

گفت‌وگو با The Media Line

 

 

آنقدر که این رسانه‌های جهان حرفه‌یی هستند و فقط حقایق را می‌نویسند!! گاهی اوقات ممکن است یک غیرایرانی از گفت‌وگو با تو و شنیدن واقعیات زندگی در ایران، رسماً مجنون شود و سرنوشتش... (در مورد آن دوست ایتالیایی که از بی‌بی‌سی شنیده بود مردم ایران حق عکس گرفتن ندارند!! بعداً صحبت می‌کنم)

برایم ارزشمندترین خدمت است اگر بتوانم در عرصه‌یی جهانی، نام کشورم را به نیکی یاد کنم و جمهوری اسلامی ایران را آنطور که هست (و نه آنطور که دلشان می‌خواهد) به مردم دنیا معرفی کنم. کشوری که از یک مستعمره‌ی توسری‌خور در 30 سال پیش، اکنون به الگوی استقلال ملتها بدل گشته و به صدر اخبار رسانه‌های جهان رفته و تا چند سال دیگر هم یکی از ابرقدرتهای همیشگی تاریخ خواهد شد.

 سایت خبری The Media Line آمریکا که به پوشش اخبار خاورمیانه و منطقه‌ی خلیج فارس می‌پردازد، چند روز پیش توسط دوست خبرنگارم، Adam Gonn گفت‌وگویی با من داشت و چیزهایی شنید که باعث شد این تیتر را برای گفت‌وگو انتخاب کند: "یک نگاه کاملاً متفاوت به ایران!"

در این گفت‌وگو، من از دکتر احمدی‌نژاد به عنوان تنها رییس‌جمهور وبلاگ‌نویس در دنیا گفتم، از نامه‌ی پروفسور ریچارد نلسون فرای، ایران‌شناس آمریکایی به دکتر احمدی‌نژاد و درخواست او برای دفن شدن در اصفهان پس از مرگش، از سفر کریس دی برگ به تهران و اظهار نظر او در این مورد که ایران برای اجرای موسیقی از لس‌آنجلس هم امن‌تر است، از ثبت شدن 9 بنای تاریخی ایران به عنوان میراث جهانی یونسکو پس از انقلاب اسلامی، از سفر سالانه 5 میلیون گردشگر اروپایی و آمریکایی به ایران و در پاسخ به پرسش خبرنگار مبنی بر وجود آزادی در کشورمان، مقایسه‌یی ساده و آماری انجام دادم از وجود 20 هزار زندانی در ایران و 3 میلیون زندانی در آمریکا بر اساس آمار رویترز.

گاهی اوقات آمریکایی‌ها فکر می‌کنند ایرانی‌ها، همان مردم بی‌خبر و ایزوله‌شده‌ی قبل از انقلاب هستند که آمریکا برایشان بهشت آرزوها باشد و کعبه‌ی آمال. البته هنوز ما چنین کوته‌فکرانی داریم، ولی به مدد رسانه‌ها و امکانات ارتباطی، به خوبی تشخیص می‌دهیم که مردم کدام کشور آزاد و شاد هستند!

 

فایل صوتی این گفت‌وگو را می‌توانید از این نشانی بشنوید.

|+| نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب مصاحبه‌ها  |