دیروز داشتم سایت Yahoo mail را گشت میزدم که فهمیدم Yahoo mail در لیست کشورهای خودش یعنی Yahoo mail، اسم ایران را حذف کرده! خیلی برایم عجیب بود که Yahoo mail یعنی سایتی با عظمت و گستردگی Yahoo mail چنین حرکتی انجام داده و اسم ایران را حذف کرده! Yahoo mail یعنی سرویسی که میلیونها نفر کاربر دارد، Yahoo mail یعنی سایتی که روزانه هزاران هزار بازدیدکننده دارد، Yahoo mail یعنی سرویسی که آدرس ایمیل من و شما در آن ثبت شده...
به هر حال به مسوولان Yahoo mail ایمیل زدم و درخواست کردم که نام ایران را به Yahoo mail اضافه کنند... البته از اشتباه نگارشی عذرخواهی میکنم، درخواست کردم نام ایران را به لیست کشورها در صفحهی ثبت نام Yahoo mail اضافه کنند. با این تفاسیر، Yahoo mail جواب داد که سایتی مثل ما یعنی سایت Yahoo mail واقعاً نمیتواند به تک تک کاربران شخصاً جواب بدهد و از همین رو ما دوباره به Yahoo mail سر زدیم و به بخش کمک و راهنمایی در Yahoo mail هم مراجعه کردیم و Yahoo mail را دوباره دیدیم ولی فهمیدیم که Yahoo mail باز هم اسم کشور ما را در لیست کشورهایش نگذاشته است.
من در اینجا ضمن انتقاد از Yahoo mail که اسم کشور ما را از لیست کشورهای بخش ثبت نام سرویس Yahoo mail حذف کرده، اعلام میکنم که ای Yahoo mail، تویی که اسم بیمسمای Yahoo mail را داری که اصلاً معلوم نیست در این ترکیب اضافی Yahoo mail هر کلمه چه معنایی دارد...
اگر سرتان درد گرفت از اینکه این همه Yahoo mail خواندید، من معذرت میخواهم! قول میدهم در پستهای بعدی دیگر اینقدر پشت سر هم ننویسم Yahoo mail و از کلمات دیگری به جای Yahoo mail استفاده کنم. به هر حال Yahoo mail یک بمب است که اینطوری باید مجبورش کنیم بترکد. Yahoo mail حالت خوبه؟ Yahoo mail چه طوری؟ Yahoo mail سلام برسون به بچهها! Yahoo mail ما رو داشته باش. Yahoo mail کاری نداری؟ Yahoo mail خداحافظ... راستی Yahoo mail، منو ببین Yahoo mail، داری میری در رو هم پشت سرت ببند Yahoo mail! حالا دیگه خداحافظ Yahoo mail

الا بذکر الله تطمئن القلوب...
تعداد تپشهای قلبم را میتوانم در این لحظات بشمارم و صدایشان را بشنوم. قرار است دست به کبریت ببرم و فیتیله را شعلهور کنم. قرار است جرقه را بزنم. بذر مدتها فکر و مطالعه و مذاکره و تلاش و رخصت طلبیدن از بزرگترها، تا لحظاتی دیگر کاشته میشود تا جوانه بزند. و این جوانه مگر با دستهای شما نخواهد رویید...
شتابزدگی و عجله، جوانی و شور جوانی، ابتدای راه و جهالت به آینده... اینها ویژگیها و خصلتهای ذاتی انسانها هستند حتی تا لحظهی مرگ و اگر یک قرن از عمر نیز سپری کرده باشد. ما در مقابل تجربیات گذشتگان و آمال آیندگان، در مقابل اندیشهی بزرگان و رویاهای نوابغ، جوانیم و جوان خواهیم ماند.
شخصیت دشمنتراشی دارم، دلیلش را نمیدانم اما واقعیت این است که اگر نزدیکم نباشی و با خودم رو در رو، کلمه به کلمه و حس به حس گفتوگو نکرده باشی، دلیلی برای تایید و پسندیدن افکار و رفتارم نخواهی یافت. با همهي این احوال و اوصاف، همانطور که یاد گرفتهام در بسیاری از موارد و در لحظات اوج بیم و امید، اضطراب و هیجان، ترس و رجاء "من" خود را با تمام دشواریهایش کنار بگذارم و به "ما" بپیوندم، این پیشنهاد را به شما هم میدهم. کوروش ضیابری را علیالحساب فراموش کنید و به ایران فکر کنید. به ایران هخامنشی، اگر دوستش دارید، به ایران اشکانی اگر دوستش دارید، به ایران سلوکی اگر دوستش دارید، به ایران ساسانی و سرانجام به ایران اسلامی اگر دوستش دارید.
هر کدام از شما در ذهن خود تعریفی از ایران دارید. عدهیی ایران را مام وطن میدانید و در هرجای دنیا که باشید، عطیهی الهی یعنی سرزمین را با خود و در کنار خود میبینید. همان وطنی که یعنی "خلیج همیشه فارس"، عدهیی ایران را سرپناه و خانه میدانید، عدهیی گل شببوی آماده برای رویش و شکوفایی، عدهیی سنگر مبارزه و عدهیی هم خانهی ویرانهیی که امیدی به ساختش نیست و...
در هر کدام از این دستهها که هستید و هر تصوری که به این نام یعنی "ایران" دارید، مطمئناً درصدی از غیرت و عرق ملی در وجودتان هست. من در همین لحظات زیبا و عارفانه، جرقهی بمبی دیگر را خواهم زد که اگر ایرانی باشید، به سربلندی و آبروی ایرانی فکر میکنید و ملیت خود را شناسنامهیی میدانید که بدون آن مجهولالهویه خواهیم بود، کمک میکنید تا به منفجرش کنیم.
یاهو به عنوان یکی از دو پورتال بزرگ اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نامش حذف کرده. یعنی وقتی که به عنوان یک ایرانی بخواهید از گوشهیی در دنیا، ثبت نام کنید و شناسهیی مجازی برای خود بسازید، با نام هر دهکوره و تکه خاکی برخورد میکنید غیر از سرزمین پاک و اهورایی خودتان. یعنی اینکه نمیخواهند سرپا باشیم، نمیخواهند باشیم، نمیخواهند ایرانی دوران کوروش کبیر باشیم... میخواهند ایرانی روزهای آغا محمد خان قاجار باشیم. بیخاصیت، آرام، بیغیرت، ساکن و بیحرکت، نادان و جاهل، مشغول به درگیریهای داخلی...
Yahoo mail کلمهیی است با وزن اینترنتی مشابه
لینک زیر را هر کجا که میتوانید، در وبلاگها، سایتها، فورومها و صفحات اینترنتیتان قرار بدهید و با متنی که در صفحهی اصلی بمب گوگلی Hello Yahoo به عنوان سومین بمب گوگلی سالهای اخیر مردم ایران قرار گرفته و به تایید چندین مترجم و ویراستار ایرانی و انگلیسی رسیده، همدردی و همفکری کنید. پروژهی "سلام یاهو" پروژهی کوروش ضیابری نیست. با همهی تنفری که از او دارید، کمک کنید تا مردان یاهو متن قرار گرفته در آن صفحه را بخوانند. کوروش ضیابری، حسین درخشان، پندار یوسفی... این نامها را با هر وزن و اندازهیی که دارند، کنار بگذارید، لطفاً. من هم یک ایرانیام، مثل شما، مثل شما و مثل شما...

در پست قبلی، طرح یک حملهی گسترده علیه یاهو را ریختیم که در آن هدف اصلی ما اضافه شدن نام پرافتخار ایران به لیست کشورهای صفحات ثبت نام خدمات یاهو است. انشاءا... در پروژههای بعدی صابونمان را به تن گوگل و باقی سایتها هم خواهیم مالید! (اهل منت گذاشتن نیستم ولی هنوز سند افتخارآمیز حرکت دستهجمعیمان در مقابل سایت دولتی کوربیس یادمان نرفته...)
در این میان، عدهیی وطنفروش که قهقهههای مستانهی برج عاج نشینیشان را میشود به راحتی شنید و هیچ نیازی نیست تا گوش تیز کنید و صدای آروغهای کثیفشان از شرب خمر هلند و آمریکا و انگلیسگردی را بشنوید که انگار برایشان سوءتفاهم شده و فکر کردهاند صرف زندگی چهار سال در بلاد غربت، برای آنها مجوز ایرانفروشی و به تاراج گذاشتن هویت و انسانیت صادر میکند، شروع کردهاند به سنگ پراکنی و مثل الگوهای حقیر فکری و علمیشان از "دکتر" نوری زاده و "دکتر" نبوی گرفته تا "دکتر" سازگارا و "دکتر" قائممقامی و "دکتر" هاله اسفندیاری که این کشور مشکل ریشهیی دارد و حاصل هشتصد سال استبداد صغیر و کبیرش هم احمدینژاد است و وقتی شما پرچم فلان رژیم را آتش میزنی...
در یک جمله فقط به این دلقکهای انساننما و پروفسور بیمخها میتوانم پیشنهاد بدهم که: کاسه کوزه را جمع کن عزیز من...
راستش در این مدت دیگر عادت کردهام که این حرافیها و یاوهگوهییها را بشنوم و با آنها به مصداق "لغو و لهو" برخورد کنم چون حقیقتاً نه وجاهت عقلی دارند و نه وجاهت انسانی.
آدمهایی که یک جو غیرت و حمیت کار و عمل ندارند و فقط بلدند چانه شل کنند و حرف بزنند و در کل سابقهی کاریشان حتی یک نقطهی روشن هم برای ذکر کردن نیست!
اگر هنوز در وجود آقایان یک جو انساندوستی، وطندوستی و اخلاق باقی مانده باشد، معترفند که این مزخرفات که احمدینژاد رییسجمهور است و پورمحمدی وزیر کشور است و سعیدیکیا وزیر مسکن، همگی خزعبلی بیش نیستند.
اگر تو ایرانی هستی، ملیتت با رییس جمهور شدن این یکی و وزیر شدن آن، ساقط نمیشود اما وقتی دلقکی باشی که منتظری بادی بوزد و تو را به چند دلاری متنعم کند، دیگر حرف از ملیگرایی زدن و وطندوستی و انسانیت، میشود حرف مفت و آنوقت باید دلار و یورو را بچسبی.
یک عده بندهی خدای دیگر هم دعا و کتاب را گم کردهاند و بین این همه موضوع برای پرداختن، چسبیدهاند به متن انگلیسی من. حقیقتاً اگر قصد، انسانی و بیغرض و بیمرض باشد، آدم مینشیند یک متن جدید انگلیسی مینویسد. مگر نه؟
از خالهزنکیهای آقای دلقک و نوچگان عزیزش میگذرم و میرسم به فاز دوم پروژه چون میدانم اگر فردا ابراهیم یزدی بشود رییس جمهور مملکت (چون معتقدند کل بدبختیهای ما، معطوف به رییسجمهور است و جهالت و حماقت ما در این میان نقشی ندارد! فارغ از اینکه انگار این رییسجمهور از کرهی ماه آمده یا نازل شده توسط پروردگار است!) و همان سکولاریتهی مسخرهیی که حرفش را میزنند هم حاکم شود، باز کلی بهانه و سوژه برای نق زدن و غرغر کردن دارند!
فاز دوم پروژه: از قرار معلوم و آنطور که مسوولان یاهو به خود من هم جواب دادهاند، دلیل عقلی و منطقی واضحی برای حذف نام ایران از لیست وجود ندارد.
خیلی از کاربران را هم ارجاع میدهند به صفحهی عمومی Help یاهو و میگویند مشکلتان را اینطور حل کنید. حالا فاز دوم این است که به افراد زیر به عنوان مسوولان روابط عمومی یاهو و دستاندرکاران امور رسانهیی یا Media contacts ایمیل بزنید و همان متن قبلی را که البته یکی دو تغییر نگارشی هم پیدا کرده، بفرستید. ضمن اینکه نوشتهی من وحی منزل نیست و تنها برای اتحاد و انسجام کار پیشنهاد شده. شما اگر فکر بهتری دارید، بسما...
Dear Sir!
This is a human being emailing you from a historical and holy part of this soiled earth. I am a new to Yahoo! and want to sign up as a new user in order to use your services.
As you know, there are some fields and text boxes in the sign up page to be filled with suitable personal information. One of these info fields is a combo box that requires selecting my living country. I spent times searching in this combo box to find the name of my country but wonderingly I didn't prosper! During my search, I found the name of lost islands and occupied states even without a significant flag and national anthem but you have used to list them.
Now I would be thankful if you answer me regarding this national concern in
As you may now, there are lots of Persian users of Yahoo! all around the world who never succeed to select their real living place on your signup lists and also Farzad Nazem as one of your respected VIPs is Iranian so you know our homeland and civilization very well.
In any case I am waiting to see the name of my country on your sign-up forms that even its great surface area will ease your job to find it out on the world map!
At last, if this is out of your control and you can not do anything with it, please refer me to a relative respondent so I can get in touch with and follow this issue up.
Best regards
آقای عزیز
من یک انسان هستم که از نقطهیی مقدس و تاریخی روی زمین خاکی به شما ایمیل میزنم. من یک کاربر جدید یاهو هستم و میخواهم برای استفاده از خدمات و سرویسهای شما، در سایتتان ثبت نام کنم.
همانطور که میدانید، فیلدها و جعبههای متنی زیادی در صفحهی ثبت نام هست که باید با اطلاعات شخصی مناسب پر شود. یکی از این فیلدها، کمبو باکسی است که میطلبد من نام کشورم را از آن انتخاب کنم. من روزها و شبهای زیادی را برای پیدا کردن نام کشورم در این جعبه گذراندم اما در عین تعجب موفق نشدم! در طول جستوجوی خود، نام جزایر گمشده و سرزمینهای اشغالشدهیی را دیدم که حتی پرچم و سرود ملی هم ندارند اما شما آنها را لیست کردید!
حالا ممنون میشوم اگر به من در مورد این نگرانی ملی بگویید. شاید بدانید که کاربران ایرانی بسیار زیادی در سراسر دنیا از یاهو استفاده میکنند اما هرگز موفق نشدند نام محل واقعی زندگی خود را در لیستهای شما انتخاب کنند و همینطور فرزاد ناظم که یکی از افراد برجستهی شرکت شماست، ایرانی محسوب میشود و از این رو شما حتماً کشور ما را خوب میشناسید.
به هر حال من منتظرم که نام کشورم را در لیست شما ببینم. کشوری که حتی مساحت عظیمش هم کار شما را برای پیدا کردن آن روی نقشه، آسان میسازد.
در پایان، اگر این موضوع خارج از کنترل و وظایف شماست و نمیتوانید کاری برایش انجام دهید، لطفاً من را به یک مسوول مرتبط ارجاع دهید تا بتوانم موضوع را پیگیری کنم.
با بهترین آرزوها
اما سابجکت یا موضوع پیشنهادی من برای ایمیل هم Email Service Abuse یا تخطی از قانون در سرویس ایمیل است که آن را باید به افراد زیر ایمیل کنید:
سابرینا فریدمن، مدیر روابط عمومی sabrinaf@yahoo-inc.com
نیسا آنکلساریا، مدیر امور رسانه nissa@yahoo-inc.com
الکسا والتز، دستیار مدیر روابط عمومی waltza@fleishman.com
ادی برایسون، امور روابط عمومی ed.bryson@fleishman.com
جیمی یونگ، مدیر امور آسیا jammiey@yahoo-inc.com

در مورد لزوم توجه به ارزشهای ملی و دفاع از حقوق کشورمان در عرصههای بینالمللی آنقدر گفته شده که نیازی نیست تکرار کنیم.
همهی حرفهای من و شما درست است! شما آنقدر به دولت و حکومت انتقاد دارید که اگر پایش بیفتد، حاضرید خودتان را جلوی خیابان پاستور اعدام کنید تا همگان بفهمند جمهوری اسلامی چه مخالفان جانبرکف و مخلصی دارد. از سوی دیگر شما آنقدر با دولت و حکومت میانهی خوبی دارید که اگر پایش بیفتد، حاضرید از خیابان پاستور تا محل فرودگاه مهرآباد را گلکاری کنید و از این طریق به دنیا نشان دهید که جمهوری اسلامی چه موافقان اهل دل و باصفایی دارد.
اما فارغ از همهی جهتگیریهای سیاسی ما که گاهی اوقات خودمان هم روی سخنمان را نمیدانیم و از خدا و پیغمبر تا رییس جمهور و وزیر، همه را با هم به آتش جهل مبتلا میکنیم، یک اشتراک بیچون و چرا در بین همگیمان وجود دارد و آن اشتراک هم نه جهتگیری سیاسی میشناسد، نه حزب میشناسد، نه قوم میشناسد و نه تحصیلات و جایگاه اجتماعی.
اگر در هرجای دنیا که قدم میگذاریم، احترام میبینیم و تکریم، به اعتبار سطح فرهنگی است که از خودمان نشان میدهیم و نیز به اعتبار ملیتمان. اگر بتوانیم حساب دولت و حکومت را از ملت و ملیت جدا کنیم، شاهکار کردهایم.
این مقدمهها بماند برای بعد... آنچه که امروز اهمیت دارد، این است که در یک عرصهی بینالمللی دیگر و در جایی که پای آبرو و ارزشهای ما در میان است، به "ایران" و "ایرانی" توهین میشود و اگر به حب و بغض و بیوجدانی مبتلا نباشیم، میدانیم که همگیمان ایرانی هستیم!
سایت اینترنتی یاهو که یکی از سه پورتال بزرگ خدمات اینترنتی با میلیونها و میلیونها کاربر در سراسر دنیاست و بیش از هرچیز، یک پروژهی تبلیغاتی برای اهداف سیا، هالیوود و کاخ سفید محسوب میشود، مدتهاست که سردمدار توهین به ملیت ایرانی و نژاد آریایی شده و ما هم در عین شقاوت و بیاعتنایی دقیقاً مثل "سیب زمینی" ساکت نشستهایم. راستی من همیشه داخل سیبزمینی پوستگرفته شده، رگ میبینم...
روزانه هزاران ایرانی به کمک سرویسهای یاهو ایمیل میزنند، چت میکنند، خرید میکنند، عکس میفرستند، سرچ میکنند و به نوعی کاربر این سایت هستند اما زمانی که قرار است در این سایت ضاله ثبت نام کنند، به نام هر کشوری اعم از عراق و افغانستان و موزامبیک و تانزانیا برخورد میکنند غیر از ایران. نتیجه اینکه مجبور میشوند به خودشان هم دروغ بگویند و هویت خودشان را به دست خودشان جعل کنند.
ما برای اینکه نشان دهیم هیچ احتیاجی به سرویسهای یاهو نداریم و اگر بخواهیم، میتوانیم یکشبه این بنگاه چرکپراکنی بینالمللی را به زمین بزنیم، خیلی محترمانه و در عین رعایت جانب تمدن شهروندی، آنها را مثل سایت کوربیس به ایمیل میبندیم و چون که میدانیم نقطه ضعف از سوی خودشان است و "خودکرده را تدبیر نیست"، با توکل به خدای دوستداشتنی، ایمیل زیر را برایشان میفرستیم و منتظر میمانیم تا هرچه زودتر اقدام کنند.
Dear Sir!
This is a human being emailing you from a historical and holy part of this soiled earth. I am a new to Yahoo! and want to sign up as a new user in order to get advantages and use your services.
As you know, there are some fields and text boxes in the sign up page to be filled with suitable personal information. One of these info fields is a combo box that requires selecting my living country. I spent days and nights searching in this combo box to find the name of my country but wonderfully I didn't prosper! During my search, I found the name of lost islands and occupied states even without a significant flag and national anthem but you have used to list them.
Now I would be thankful if you answer me regarding this national concern in
As you may now, there are lots of Persian users of Yahoo! all around the world who never succeed to select their real living place on your signup lists and also Farzad Nazem as one of your respected VIPs is Iranian so you know our homeland and civilization very well.
In any case I am waiting to see the name of my country on your sign-up forms that even its great surface area will ease your job to find it out on the world map!
Best regards
آقای عزیز
من یک انسان هستم که از نقطهیی مقدس و تاریخی روی زمین خاکی به شما ایمیل میزنم. من یک کاربر جدید یاهو هستم و میخواهم برای استفاده از خدمات و سرویسهای شما، در سایتتان ثبت نام کنم.
همانطور که میدانید، فیلدها و جعبههای متنی زیادی در صفحهی ثبت نام هست که باید با اطلاعات شخصی مناسب پر شود. یکی از این فیلدها، کمبو باکسی است که میطلبد من نام کشورم را از آن انتخاب کنم. من روزها و شبهای زیادی را برای پیدا کردن نام کشورم در این جعبه گذراندم اما در عین تعجب موفق نشدم! در طول جستوجوی خود، نام جزایر گمشده و سرزمینهای اشغالشدهیی را دیدم که حتی پرچم و سرود ملی هم ندارند اما شما آنها را لیست کردید!
حالا ممنون میشوم اگر به من در مورد این نگرانی ملی بگویید. شاید بدانید که کاربران ایرانی بسیار زیادی در سراسر دنیا از یاهو استفاده میکنند اما هرگز موفق نشدند نام محل واقعی زندگی خود را در لیستهای شما انتخاب کنند و همینطور فرزاد ناظم که یکی از افراد برجستهی شرکت شماست، ایرانی محسوب میشود و از این رو شما حتماً کشور ما را خوب میشناسید.
به هر حال من منتظرم که نام کشورم را در لیست شما ببینم. کشوری که حتی مساحت عظیمش هم کار شما را برای پیدا کردن آن روی نقشه، آسان میسازد.
با بهترین آرزوها
این متن را به همراه امضای خود و حتماً با آدرس ایمیلی غیر از آدرس یاهویتان به ایمیل زیر بفرستید که بعد از کلی گشت و گذار و جستوجو پیدایش کردم و مربوط به امور ثبت نام و کارهای مشابه در یاهو است و شخصی به نام Ava آن را چک میکند.
my-login-support@cc.yahoo-inc.com
دعا کنید، همت کنید و بشتابید تا بتوانیم بعد از به زمین کوبیدن کوربیس، به یاهو هم ثابت کنیم که صرف محبوب و پرآوازه بودن، مجوز کتمان حقیقت و له کردن انسانیت را برایشان صادر نمیکند.
مطمئن باشید پشت صندلی نشستن و مثل آقای نوری زاده و نوری علاء و... فرمان دموکراسی صادر کردن، دنیا را به هیچ کجا نمیرساند و برای ما موفقیت و سربلندی جهانی به ارمغان نمیآورد. اگر هم امروزه جهان پرآشوب و جنگزدهی ما حرفی برای گفتن دارد، از صدقهی سر اهل عمل است. کسانی که "کار" انجام دادند...
پنجهزار رتبهی تکرقمی، قبولی پیش از ظرفیت پذیرش کنکور، آموزش از درب منزل تا سر کلاس استاد، 120 درصد تضمینی برای هر درس در آزمون سراسری، بیست بگیرید، اگر نگیرید، شما را میزنیم...
شصتاد هزار تست متری (میلی، میکرو، نانو، پیکو...) طبقهبندی شده، پانصد میلیون سوال از ۱۵۰۰ سال کنکور در ایران باستان، کتابهای بنفش، نقرهیی، خردلی متمایل به هویجی...
از قضایای مربوط به اوج گرفتن هول و ولع قبول شدن در کنکور سراسری و رفتن به دانشگاه دولتی و تبدیل شدن به آقای مهندس و خانم دکتر (که احتمالاً یک ماشین هم دارد و هر روز با همان ماشین از درب منزل تا محل کار رفت و آمد میکند و کارت سوخت مخصوص هم دریافت نکرده) بهتر است چیزی نگویم. همه میدانیم که کشوری با این همه جوان را باید یک طور اداره کرد و وقتی امکان اداره کردن نیست، باید به باد فنا داد!
منظور این است که اگر امکان قبول شدن در دانشگاه سراسری نبود، به یمن تلاشهای شبانهروزی مسوولان زحمتکش دانشگاه محترم آزاد اسلامی (که این وجه آخرش مرحوم نیوتون را هم هاج و واج کرده)، الان شعب این دانشگاه دوستداشتنی مثل سوپرمارکت و باجهی تلفن، دم هر خیابان و کوچهیی هست، فقط کافی است مقدار متنابهی نقدینگی داشته باشید!
اگر در بدبینانهترین حالت، جمعیت جوانان 16 تا 28 سالهی این مملکت را 20 میلیون نفر فرض کنیم و بدون احتساب اینکه هر ساله چند میلیون نفر بر تعدادشان اضافه میشود، بخواهیم برایشان یک برنامه بریزیم، حداقل 25 سال طول میکشد تا همهی این افراد وارد دانشگاه شوند و قاعدتاً به ازای رشتههای تحصیلی مختلف، مدت زمانی هم برای خارج شدن آنها از سیکل زمان صرف خواهد شد.
اما اینکه چه لزومی دارد همه باید دانشجو شوند را بهتر است نپرسیم! وقتی امکانی برای تفریح، تخلیهی مفید و سالم انرژیها، ورزش همگانی و رایگان، شغل متناسب با سطح تحصیل و فرهنگ و خلاصه اینکه امکان دقیق و مشخصی برای زندگی وجود نداشته باشد، باید به محلی به نام دانشگاه روی آورد که البته الان دیگر تفاوت چندانی با تفرجگاه یا هتل ندارد...
من شخصاً خودم از منتقدان شدید و بیرحم آن جوانانی هستم که هنوز دیپلمشان را هم نگرفتهاند اما به زمین و زمان بد و بیراه میگویند که چرا شغل و کار مناسب و امکان ازدواج و تهیهی مسکن برایشان وجود ندارد. اینکه آیا همه باید پشت میز بنشینند یا در ادارات دولتی کار کنند و امکان تهیهی شغلهایی مثل مشاغل خدماتی و سرویسهای عمومی وجود ندارد را باید از همین جوانها و البته خانوادههایی پرسید که تفکر غلط اعتبار پشتمیزنشینی را به عنوان معیار ارزشهای اجتماعی و حتی شرط ازدواج و... پیش پای آنها قرار میدهند.
اما بحث من الان در مورد وضعیت دانشگاهها و کاروانسرا شدن سیستم آموزش عالی هم نیست. جایی که الان متاسفانه از هر دو و نیم نفر، سه نفر مهندس و کارشناس و دکتر داریم و من واقعاً درک نمیکنم که کشوری با این همه تحصیلکرده و مدرکدار چه عاقبتی خواهد داشت. بحث من در این مورد هم نیست که الان مدرک دانشگاهی در کشور ما به یک اتیکت، برچسب، ژست روشنفکری و حتی شرط اساسی اشتغال پردرآمد و ازدواج تبدیل شده، کما اینکه با بخشی از آن هم موافقم.
بحث من دقیقاً در مورد صدها هزار آموزشگاه کنکور و ناشر کتابهای کمک کنکوری است که روزی حداقل تبلیغ پنجاه مورد آنها را در صدا و سیما (رسانهی ملی) میبینیم.
بحث من دقیقاً در مورد سوء استفادهی این آموزشگاهها از وقت، انرژی، هزینه، اعتقادات و شور و اشتیاق جوانهاست.
به دو نمونه تبلیغ پخششده از دکانبازارهای مربوطه در صدا و سیما توجه کنید:
1- الف- تبلیغ انتشارات بینالمللی ...: من ایکس ایگرگزاده هستم، نفر اول آزمون سراسری در رشتهی آلفا! من با کمک کتابهای انتشارات ... ، توانستم درس گاما را در آزمون سراسری، چهارصد درصد بزنم!
جالبی قضیه اینجاست که در این تبلیغ، آقای ایکس را که متعلق به فلان روستای دورافتادهی فلان استان غربی است، وادار کردهاند تا با لهجهی غلیظ تهرانی، ادای کلمه کند و یک دروغ شاخدار هم بگوید که تن میت در قبر بلرزد. یعنی هیچ کس از این آقایان انتشارات بینالمللی نمیپرسد که رشتهی آلفا در آزمون سراسری حتی یک عدد سوال گاما هم ندارد؟ آخر رشتهیی که مدرکش دکتری است، چگونه درس مهندسی در آزمون سراسری دارد؟!!
1- ب - تبلیغ انتشارات بینالمللی ...: من ایکس 2، ایگرگ2زاده هستم، نفر اول آزمون سراسری در رشتهی آلفا2! من با کمک کتابهای انتشارات ....، توانستم درسهای بتا و سیگما و تتا و پنتا و اوکتا و... را همگی به صورت جمیعالاجمعین، 100 بلکه هم بیشتر بزنم.
در این تبلیغ هم به ایکس 2 بنده خدا که در حالت عادی تکلم کردنش کلی لهجهی شمالی دارد و هیچ عاری هم برای پنهان کردنش ندارد، وادار کردهاند یک طوری تهرانی غلیظ حرف بزند که آدم فکر کند از بدو حملهی آقا محمد خان، این رفیق ما در تهران زندگی میکرده...
حالا برسیم به نمونهی بعدی
2- الف – تبلیغ کانون تفریحی ورزشی ...: من ایکس ایگرگ زاده هستم، از عنفوان تولد در تاسیس کانون نقش حیاتی ایفا کردم
2- ب – تبلیغ کانون تفریحی ورزشی ...: من ایکس دو ایگرگ2زاده هستم، سی چهل سالی میشود که بچههای کانون همه مرا میشناسند!
در این تبلیغ که انگار محوریتش، پهناوری ایران زمین است، به آقایان دستور دادهاند که تا میتوانید لهجه را غلیظ کنید تا اگر کسی به اشتباه فکر کرد شما از اهالی عشایر عرب و ترکمن هستید هم هیچ اتفاقی پیش نیاید...
راستش من نمیدانم که برای پخش این تبلیغها، آیا هیچ متصدی یا مسوولی وجود دارد که وظیفهاش، سنجش میزان صحت مطالب بیانشده باشد یا نه؟ ولی این طور دروغهای شاخدار آن هم تنها برای مقاصدی که بر کمتر کسی پوشیده است، نمیدانم با چه وجدان و دین و مسلکی توجیه میشوند.
آیا یک نفر باوجدان در این مملکت نیست که بگوید: "آقای انتشارات بینالمللی، شما که به خاطر بینالمللی بودن انتشاراتیات باید به قومیت سوژه هم بیاحترامی کنی و از او بخواهی تا حد امکان لهجهی موجود در کلامش را پنهان کند، چه طور حاضر میشوی دروغ به آن بزرگی بگویی و سوژهات را وادار کنی تا جلوی چشمان میلیونها بیننده، در حالی که نفر اول کنکور تجربی است، بگوید که در آزمون سراسری درس هندسه را پاس کرده و تازه 100 درصد هم زده؟"
وقتی نهادی که ادعای انتشاراتی بودن و آموزشی بودن دارد اینطور راحت و بیدغدغه دروغ را ترویج میکند و فریاد میزند، از اقشار عادی و کمفرهنگ جامعه چه انتظاری میرود؟
این کلاشیها به کنار، کیسه دوختن برای بقیهی از همهجا بیخبر دیگر چه معنایی دارد؟ فوق فوقش حساسیت والدین و دستگاههای دولتی، روی دانشگاه و آزمون سراسری باشد. کتابهای کاردرس دورهی ابتدایی و چه میدانم، آمادگی برای دورههای پیشدبستانی دیگر چه معنایی دارد؟ نکند قرار است از سالهای آینده برای نزول اجلال جنینهای محترم به دنیای خاکی هم کتابهای آمادگی آزمون ورودی به کرهی زمین برگزار بفرمایید؟
البته خیلی مشخص است که وقتی از هر دو میلیون نفر شرکتکننده در آزمون سراسری، همگی به رتبهی یک گروه آزمایشی خودشان فکر میکنند و در این راه حاضرند همهی دار و ندارشان را هم بدهند، وقتی این رتبههای تکرقمی هستند که به دیدار شخص اول و دوم مملکت برده میشوند، تیتر روی جلد نشریات سفید و زرد میشوند و خلاصه اینکه میشوند عزیز دل جامعه، نباید انتظار داشت "دکانبازار"های آموزشی هم از خیر پول شیرینی که جان شیرینشان را شیرین میکند، بگذرند!
سرمایه - سید ایمان ضیابری: شاید بتوان ادعا كرد كه مردم ايران و كشورهاي جهان سومي، بيگانهترين مردم دنيا با قانون حقمولف يا كپيرايت هستند; قانوني كه به ظاهر يك قانون مترقي و شيك است و ما نيز در ميدان سخن و ادعا، از آن به عنوان يك ژست روشنفكري و تمدنگرايي اصيل فراوان استفاده ميكنيم تا خود را از قافلهءفرهنگ شهروندي مجازي، رعايت حقوق معنوي ديگران و به ويژه سخنراني و اظهارنظر در اين زمينه عقبمانده نبينيم اما واقعيت اين است كه روزانه به تناوب و حتي خارج از حد شمارش و محاسبه، آن را نقض ميكنيم و به راحتي زير پا ميگذاريم.
كپيرايت مجموعهاي از قوانين انحصاري است كه استفادهءشكل خاصي از ايده يا اطلاعات را قانوني ميكند.
به صورت عاميانه و رايج، بايد اين قانون را به صورت right of copy يا قانون رونوشت گرفتن و كپي كردن تعبير كرد كه بازچاپ و بازاستفاده از يك محصول فرهنگي يا ايدهء علمي را ممكن ميكند.
قانون كپيرايت اساسا بايد براي استفاده از شكلهاي خاص هنري و علمي توليد اطلاعات و ارايهء محتوا شامل اشعار، تزهاي دانشگاهي و پاياننامهها، نمايشنامهها، فيلمها، قطعههاي موسيقي، نقاشيها، عكسها، نرمافزارها و قطعههاي سختافزاري، اختراعات، برنامههاي تلويزيوني، مقالات، يادداشتها و هر آنچه كه يك بستهحاوي اطلاعات، دادهيا ايده مورد استفاده قرار گيرد و در بسياري از نقاط دنيا هم سرپيچي و استفاده نكردن از آن، جرايم و تنبيهات سنگيني را دربردارد.
كپيرايت قانوني نيست كه ارايهء يا بيان يك ايدهء جديد، اظهارنظر، آزادي بيان و انديشه را محدود كند و به سانسور و مخفي شدن اطلاعات بينجامد بلكه روند انتشار دادهها و اطلاعات را قانونمند ميكند و از همين رو معمولا قانونگريزاني كه حيات آنها در سوءاستفاده از اطلاعات و توليدات فكري ديگران است، با آن شديدا مخالفت ميورزند.
يك مثال ساده، داستان را مشخص ميكند. مثلا قانون كپيرايت در مورد يك چهرهء كارتوني مثل ميكيموس، اينگونه اعمال نميشود كه كمپاني والت ديسني را از توليد كارتونهاي جديد محروم كند، بلكه كمپانيهاي ديگر ساخت انيميشن يا افراد حقيقي را از الگوبرداري و كپي كردن چهره، حالات صورت و اصطلاحا سرقت هنري از روي اين چهره منع ميكند و در صورت اعمال تخلف، آنان را به مجازات ميرساند.
با توجه به برقرار نبودن قانون متعالي و مترقي كپيرايت كه اعمال آن هنوز هم در كشور ما رسمي نشده، از اين دست سرقتهاي ادبي و هنري كه تقريبا در رسانههاي ما نيز رايج شدهاند، كاملا طبيعي و عادي هستند و حتي به انزواي فرهنگي كشورمان ميانجامند.
ما روزانه موسيقيهاي بسيار زيادي در قالبهاي خارجي مانند موسيقيهاي كلاسيك را از صداوسيما ميشنويم و يا بسياري از تراكهاي موسيقي را از سايتهاي اينترنتي دانلود ميكنيم.
در صورتي كه قانون كپيرايت در كشور ما جاري باشد، چنين اعمالي با پيگيري پليس مواجه خواهد شد و متخلفان را به مجازات خواهد رساند.

من فکر میکنم هنوز به ما بندههای ناقص و معیوب نیامده که خودمان را مومن و بااعتقاد یا اهل پرهیز و رستگاری بدانیم. تعیین میزان ایمان و صداقت در دینداری، با قادر متعال است و هم اوست که راه بازگشت و انابه برای بندگان خود باز گذاشته تا اعم از مومن و مشرک، در صورت خطا و لغزش، به دامان برکت و رحمت او بازگردند.
تعبیری که من از نوع انسانها دارم، در مورد دلها و قلوب آنهاست. دلهای آماده و دلهای لجباز. دلهای آماده از آن بندههایی است که به دنبال حقیقتاند و راه رسیدن به آن را نیز جستوجو میکنند. اما قلبی که لجباز باشد را با قاطعترین برهان و دلیل هم نمیتوان به راه بازگرداند، که البته ارادهی بازگشت و اصلاح آن قلبها نیز با خداوند است.
برای مثال، شما شروع میکنید به گفتوگوی علمی و مستدل با یک دوست صمیمی که عطایای الهی در وجودش نهاده شده، اما تحت تاثیر بمباران رسانهیی و افکار بیمار، در یافتن مصداقها و راهها دچار اشتباه گردیده. بحث را از وحدانیت خداوند و ایمان به توحید شروع میکنید:
- این امکان نیست که هم موحد باشی و هم به معاد و آخرت، یقین نداشته باشی. در هر دین و مسلکی، ایمان به دنیای باقی از ملزومات توحید و خداپرستی مطرح شده. در نتیجه بندگان مومن و معتقد به خداوند، دستوری که او ارایه داده را نیز اطاعت میکنند.
- این درست است، اما از کجا معلوم که این دستور را خداوند صادر کرده؟ آیا ممکن نیست این حرفها زاییدهی ذهن شخص پیامبر یا افرادی دیگر باشد که به اسم کتاب خدا آن را ارایه دادهاند؟
- چه طور ممکن است پیامبری که در سرزمین اوج جاهلیت و بیسوادی ظهور کرده و کوچکترین آموزشی از معلمی ندیده، چنین کلام فصیح و بلیغی از خود ارایه دهد؟ ضمن اینکه آیا تحریف نشدن حتی یک کلمه از کلام پروردگار در طول 1400 سال، نمونهی خوبی بر قدرت خداوند و معجزهی او به وسیلهی قرآن کریم نیست؟
- آیا شما میتوانید ثابت کنید که قرآن تحریف نشده؟ چه کسی خواهد فهمید اگر کسی در 1400 سال پیش، یک کسره را به فتحه تبدیل کرده و به عنوان قرآن ارایه داده؟
- وقتی پروردگار اراده کرد تا قرآن را به عنوان معجزهی آخرین پیامبر الهی به وی عطا کند، این اراده را نیز داشت که آن را از هر تحریف و دستبردی مصون بدارد تا حجت خویش را بر انسانها کامل کند. دلیل واضح است!
- پس چرا خدا برای پیامبران قبلیاش این کار را نکرد و کتاب آنها را از تحریف باز نداشت؟ چرا ما چهار نوع انجیل داریم در حالی که حضرت عیسی (ع) نیز پیامبر اولوالعزم بود و فاصلهی زمانی زیادی با دوران پیامبر اسلام نداشت؟
- این دلیل هم واضح است. چرا که خداوند با فرستادن پیامبران قبلی و اعطای کتاب به آنها، حجت را بر مردم به پایان رسانید تا روزی که قرار است آخرین پیامبر مبعوث شود، بهانهیی برای مشرکان و بهانهجویان باقی نماند.
- پس میتوانیم نتیجه بگیریم که خداوند از تحریف شدن کتابهای قبلی آگاه بوده ولی جلویشان را نگرفته و از این رو باید بدانیم که قادر مطلق نیست در غیراینصورت جلوی آنها را میگرفت.
- یک مثال ساده میزنم. پدر شما میداند که اهل درس و مدرسه نیستید و به طور کلی رابطهی خوبی با کتاب و دفتر ندارید اما شما را در مدرسه ثبت نام میکند و هزینههای سنگینش را هم میپردازد، که وظیفهاش را در مقابل شما انجام داده باشد، که اگر روزی به ورطهی سقوط افتادید، بهانهیی نداشته باشید و بدانید اشتباه از خودتان بوده. آیا میتوانیم نتیجه بگیریم که پدر شما نسبت به احوال شما بیخبر بوده یا درک درستی از فرزند خودش نداشته؟
اما متاسفانه بحث خاتمه نمییابد. از هر استدلال شما، یک بهانهی دیگر استخراج میشود، بحث به هر سویی کشیده میشود، از تشیع و تسنن، لزوم احترام به اهل بیت، ازدواج موقت، حجاب و اجباری بودن آن در کشور ما، نحوهی اجرای احکام اسلامی در کشورهای اسلامی مختلف، جدایی دین از سیاست، عزاداری شیعیان، سهمالارث، دیه، طرح امنیت اجتماعی، سخنرانی رییس جمهور در دانشگاه کلمبیا و هزاران بهانهی مغلطهآمیز دیگر برای اثبات اینکه خلاصه در اسلام یا عرف یا قانون یا هرچیز دیگر، یک اشکال و ایرادی وجود دارد و از همین رو باید معرض و معترض و رویگردان بود...
اینگونه است که معتقدم اگر دلی آماده نباشد، به اندازهی کافی راه گریز دارد. مثل این رادیوهای بیگانه که هر زمان روشنشان میکنی، دارند این جملات را بلغور میکنند: "هموطن به پا خیز، امروز روز سرنگونی این رژیم است، هموطن به پا خیز، به خیابانها برو، لحظاتی بیشتر تا پیروزی تو باقی نمانده است..." و همیشه هم روسیاهی و سرشکستگی برایشان باقی مانده!
متاسفانه وقتی نمیتوانیم مقولات عرف، شرع، قانون، دولت، اشخاص و افراد، هوی و خواهشهای نفسانی را از یکدیگر تفکیک کنیم، دعا و کتاب را گم میکنیم و خودمان هم عاجز میمانیم از خواستهیی که معلوم نیست منشاءاش را در کجا باید یافت.
وقتی نمیتوانیم دقیقاً درک کنیم که سند، قانون و دستور یعنی قرآن و سنت با اجرا و واقعیت و عرف موجود تفاوت دارد و تکلیفمان را با دین و اعتقادات خودمان نمیدانیم، میشویم همان رادیوی بیگانهیی که در هر لحظه مردم را در راهپیمایی و آشوب و براندازی میبیند!
لوح - سید ایمان ضیابری: انتقاد به عملکرد دستگاههای دولتی و حکومتی در سراسر دنیا امری رایج و طبیعی است و هر زمان که شهروندان در استدلال و منطق و راهبری امور روزانهی خود دچار مشکل و کمبود میشوند، به سمت دیوار غالباً کوتاه دولت و حکومت میروند و از گرانی کالا تا عملکرد ضعیف رییس جمهور را به نتایج تاسفآور ورزشکاران در آوردگاههای بینالمللی ربط میدهند و به این صورت نتیجهگیری میکنند که وضعیت ما "درستبشو" نیست!
هیچ کس از اهمیت و ارزش نقد و نقادی بیخبر نیست و هر کسی که سعی کند با چسباندن قیدهایی مانند "سازنده"، "بیغرض" و "منصفانه" از ارزش و حتی تندی آن بکاهد، مطمئنا یا علاقهیی به شنیدن اشتباهات و خطاهای خود ندارد و یا به طور کلی با ماهیت نقادی آشنا نیست.
از سوی دیگر آنانی که نقد را با توهین و زیر سوال بردن کرامت و شخصیت انسانها برابر میدانند و معتقدند که برای اثبات قهرمانی، آزادگی و روشنفکری خود، باید دست به لاابالیگری و یاوهگویی بزنند، چشمها را ببندند و هرچه بر زبان جاری میشود را روان کنند نیز به لحاظ فکری در سطح قدرتمند و قابل اعتنایی قرار ندارند.
در میان کشاکش این دستههای مختلف یعنی نقادان واقعی و بیطرف، نقدشوندگان بیتحمل و کمتحمل و منتقدنماهای بیبهره از آداب نقد و نقادی معمولاً آنچه که پنهان میشود و دیگر مورد توجه قرار نمیگیرد، "اصل حقیقت" و "واقعیت موجود" است که یا قربانی مطامع شخصی ما میشود و یا در گیرودار منازعات این سه دسته به یکدیگر که "سگ را گشادهاند و سنگ را بسته" و دیگر به طور کلی موضوع اصلی را از یاد بردهاند، محو میگردد.
گاهی بد نیست بیخبرانی که سر از این ماجراها درنمیآورند و از مکنونات درونی افرادی که به هر دلیلی سعی میکنند از کاه، کوه بسازند، اطلاعی ندارند، نقبی به ماجرا بزنند و از دیدگاهی دیگر نیز موضوع را بنگرند که عقل و عدل و وجدان، هر سه اینگونه حکم میکنند...
خدا را بینهایت دفعه شکر و سپاس. موفق شدیم و دستاندرکاران سایت دولتی کوربیس وابسته به بیل گیتس و کاخ سفید را شکست دادیم. شاید کمتر از چهار روز است که نهضت دستهجمعی ما در اعتراض به جعل تاریخ و توهین به شعور انسانی شروع شده اما وقتی که پای حق و حقیقت در میان باشد، هیچ تاخیر و جفایی در میان نخواهد بود.
مولانا جلالالدین بلخی خراسانی ملقب به مولوی، شاعر ایرانی که تک تک ابیات و کلمات مثنوی و دیوان شمس او به فارسی فصیح و اصیل سروده شدهاند اما به تلاش برخی مقامات دولتی کشورهای مجاور و به حمایت امپریالیسم رسانهیی تـرکـی معرفی میگردد، در توضیحات تصویر اهدای مثنوی از سوی امینه طیب اردوغان به لورا بوش در این صفحه نیز ایرانی معرفی شد و مسوولان سایت کوربیس هم از اشتباه خود عقبنشینی کردند تا دنیا یاد بگیرد که با ایرانیان اصیل و میهندوست نمیتوان درافتاد!
وقتی پیشنهاد را ارایه دادم، خیلیها ادعا کردند که هرگز موفق نمیشوم و من که مثل سلمان جریری و لگوفیش و حسین درخشان، روزی هشتصد میلیون نفر بازدیدکننده ندارم و ایدهام فقط در حد یک ایده و آن هم برای خودم باقی خواهد ماند و عمراً فراگیر نمیشود!، اما وقتی دوستانی که به سه نفر مدیران اجرایی کوربیس نامه میزدند و رونوشت آن را برای من ایمیل میکردند، میدیدم، امیدوار میشدم که کارها با یک نیروی متفاوت و خارج از توان من و شما انجام میشود. نیروی امید به لطف پروردگار که ارزشمندترین نیروهاست...
باید سپاسگزار لطف، عنایت و نظر محبت خداوند باشیم که به قلبهای ما، دعاهای ما و نیت ما نگریست و گوشهی چشمی انداخت و این ایمیلها و حرکت دستهجمعی ما را وسیلهیی قرار داد تا به این هدف مقدس برسیم و حق مولوی را به او بازگردانیم. حق انسانی که قرنهاست دست از دنیا کوتاه دارد و اگر خود در کنار ما حاضر بود، خیانت به حقیقت را محکوم میکرد.
First Lady Laura Bush accepts books of poetry by the 13th C., Persian poet Rumi presented by Emine Erdogan, wife of Turkish Prime Minister Recep Tayyip Erdogan, during a coffee at the White House.Rumi spent much of his life in Anatolia, modern-day Turkey.
ما هم برای اثبات تمدن، فرهنگ و شعور اصیل ایرانی و برای اینکه به همگان بیاموزیم بزرگواری، عزت نفس و بیتوجهی به هوچیگری و هیاهو چه معنایی دارد، این نامهی تشکرآمیز را برای مسوولان سایت کوربیس میفرستیم و از این طریق نشان میدهیم که درخواست، پیگیری و تشکر مراتب مرام و عقیدهی ماست :
Dear Sir!
Accept my warmest thanksgivings because of your kind cooperation within the correction of your picture's description error. I hope that all the global citizens learn to respect the rights, authorities and human values of each other. Nationality is not something to be forged by claim and chaos.
I hope to be contacted you for cheerful occassions and further partnerships in near future.
God bless you
Regards
آقای عزیز!
گرمترین تشکرهای من را به خاطر همکاری صمیمانهتان در اصلاح اشتباه توضیح تصویر، بپذیرید. من امیدوارم که همهی شهروندان دنیا بیاموزند تا به حقوق و اختیارات یکدیگر احترام بگذارند. ملیت، چیزی نیست که با ادعا و هیاهو، تحریف شود.
من امیدوارم که برای مناسبتهای شادیبخش و همکاریهای بعدی در آیندهی نزدیک بیشتر با شما مرتبط باشیم.
خدا شما را حفظ کند
با احترام
نامه را به این دوستان بفرستید و در عنوان یا subject ایمیلتان هم بنویسید: Thank you
dan.perlet@corbis.com - دن پرلت، مدیر روابط عمومی و امور رسانهیی سایت
jkolbe@webershandwick.com - جی کولب، نایب رییس و جانشین مدیر سایت
michele.yeung@corbis.com – میشل یونگ، مدیر هنری، امور تصاویر و بخش آسیایی

این سایت در کشورهایی مثل لهستان، هند، ژاپن، هنگکنگ و فرانسه نیز نمایندگی دارد. اگر دیده یا شنیده باشید، اخیراً این سایت در اقدامی غیرحرفهیی؛ غیراخلاقی و غیرانسانی، در توضیح ذیل تصویر اهدای کتاب مثنوی معنوی مولوی شاعر بزرگ ایرانی توسط بانو امینه طیب اردوغان، همسر رییسجمهور جدید ترکیه رجب طیب اردوغان به لورا بوش همسر رییس جمهوری ایالات متحده، از مولانا به عنوان شاعری ترکتبار نام برده و با این کار حیثیت حرفهیی خود را به طور کلی زیر سوال برده.
ما ایرانیهای عاشق وطن که ثابت کردهایم در هنگام چنین کلاهبرداریها و جعل نامهای عظیم بینالمللی هیچگاه ساکت نمیمانیم و فتنههای فتنهگران را در نطفه خفه میسازیم، با اقدامی همانند پروژهی عظیم علیه موسسهی مجعول و غیرقانونی نشنال جئوگرافیک، تصمیم داریم تا این نهاد وابسته به کاخ سفید را از کردهی خود پشیمان کنیم و به همهی اهالی Corbis منجمله بیل گیتس که یک بار در اظهار نظری غیرانسانی، اعلام کرده بود "ایران" را روی نقشهی جغرافیایی نمیبیند، یاد بدهیم که چگونه چشم باز کنند و واقعیتهای تاریخی چندهزارساله را از قلم نیندازند.
متن زیر، متن پیشنهادی من برای ارسال ایمیلهای اعتراضآمیز به دستاندرکاران اصلی سایت و پیش رفتن تا مرحلهی Down شدن سرور ایمیل آنها است. شما میتوانید آنها را در ایمیل به آدرسهایی که متعاقباً درج میکنم، به دستاندرکاران سایت غیرقانونی کوربیس بفرستید و با رساندن عدد ایمیلهای خود به مرز صد هزار، رکورد شاهکاری که در مورد نشنال جئوگرافیک خلق کردید را بشکنید:
Dear Sir!