تبليغاتX
ايمان امروز
يلدا، فرازماني‌ براي‌ همه‌ي‌ زمانها

از سايت اينترنتي مادرم
  زندگي‌ يك‌ تناسب‌ است‌ ميان‌ وجود و موجود، معنا و هستي، نسبي‌ و مطلق، بُعد و ابعاد، حركت‌ و استقرار، گذشته‌ و حال، حال‌ و آينده، موجود و ممكن، فرادستي‌ و فرودستي‌ و... يلدا شب‌ تولد فروغ‌ ايزدمهري‌ است‌ كه‌ از پس‌ بلندترين‌ شب‌ سال‌ برمي‌آيد و طلوع‌ مي‌كند، تا چشمان‌ اميدوار انساني‌ كه‌ ادامه‌ي‌ زيستن‌ و حفظ‌ حياتش‌ را معطوف‌ نور و روشنايي‌ و گرمايش‌ نموده‌ است، از خيرگي‌ در تيرگي‌ بي‌انتها دچار وهم‌ ابديت‌ نشود. چرا كه‌ در ابديت‌ وَ‌همِ‌ نيستي‌ گسترده‌ است‌ و در جابه‌جايي‌ و دگرگوني‌ و مرز به‌ مرز شدن‌ است‌ كه‌ گمان‌ نيكوي‌ جاودانگي‌ جان‌ مي‌گيرد. و اين‌ يعني‌ زندگي، يعني‌ تولدي‌ دوباره، يعني‌ نسبت، نسبت‌ ميان‌ مرگ‌ و زندگي، آسمان‌ و زمين، نور و تاريكي، گرما و سرما، خير و شر، زاييدن‌ و زايانيدن...
    يلدا يك‌ «باور» است. باور انسانهايي‌ كه‌ در هراس‌ از سلطه‌ي‌ سنگين‌ و وهم‌آور معناهايي‌ كه‌ از ماهيت‌ و چيستي‌ شان‌ هيچ‌ نمي‌دانند گرفتار آمده‌اند. يلدا متعلق‌ به‌ دوره‌يي‌ است‌ كه‌ فضاي‌ ذهن‌ و عين‌ در يكدستي‌ و يكساني‌ گرفتار آمده‌ است. در اين‌ يكدستي‌ و يكساني‌ كسالت‌ آور و خسته‌ كننده‌ هيچ‌ چيز براي‌  در آويختن‌ و راه‌ گشودن‌ و راه‌ رفتن‌ متفاوت‌ نيست. فضاهاي‌ محدود عين‌ به‌ سرعت‌ در نورديده‌ مي‌شود و ديده‌ به‌ سوي‌ آسمانها دوخته‌ مي‌شود تا از عظمت‌ خورشيد و تلالو ماه‌ و ستارگان‌ قصه‌ بافته‌ شود و از خشم‌ و غضب‌ رعد و برق‌ و باران‌ و دشمني‌ سياهي‌ و تاريكي‌ شب، پناهي‌ جسته‌ شود. آنچه‌ مجال‌ خودنمايي‌ دارد طبيعت‌ است‌ و بس.
    يلدا به‌ مثابه‌ي‌ يك‌ پناهگاه‌ است، يك‌ قدمگاه، يك‌ درآويزگاه، يلدا باور انسانهاي‌ عصر اساطير است. عصر اساطير، عصر درك‌ نه‌ عميق‌ كه‌ بي‌واسطه‌ي‌ انسان‌ از طبيعت‌ است. عصر اساطيري، صبح‌گاه‌ مه‌آلود زندگي‌ انسان‌ است‌ كه‌ در خلاي‌ معنا گرفتار شده‌ است. در اين‌ خلأ، در اين‌ بي‌واسطگي، آنچه‌ مشاهده‌ مي‌شود مبدا و معاد است، تولد است‌ و مرگ، زايش‌ است‌ و نابودي. آنچه‌ به‌ مشاهده‌ درمي‌آيد، آنچه‌ ذهن‌ و عين‌ را به‌ خود معطوف‌ مي‌دارد، پرانتزي‌ است‌ كه‌ با تولد گشوده‌ و با مرگ‌ بسته‌ مي‌شود و در اين‌ مابين‌ آنچه‌ وجود دارد خلاي‌ معنايي‌ است‌ كه‌ انسان‌ خود آن‌ را خلق‌ كرده‌ باشد. معنايي‌ كه‌ متعلق‌ به‌ انسان‌ است‌ مرگ‌ و زندگي‌ است‌ و معنايي‌ كه‌ در اطراف‌ او به‌ چشم‌ مي‌خورد جز زمين‌ و آسمان‌ و ماه‌ و ستارگان‌ و كوه‌ و دريا و جنگل‌ و رودخانه‌ نيست، كه‌ به‌ درون‌ هيچيك‌ نيز راهي‌ نيست. همه‌ در بن‌ بستي‌ وهم‌ آلوده‌ و تيره‌ گرفتار آمده‌اند. اساطير روايت‌ رويت‌ آن‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ اشاره‌ شد

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  | 

ان خذلتني... خداي من

امروز ظهركه داشتم با محمدرضا از مدرسه برمي‌گشتم، جمله‌ي جالبي گفت. هرچند به ظاهر يك جمله‌ي معمولي، از آنهايي كه روزي بيست بار به هم تحويل مي‌دهيم. گفت شب يلدا خيلي قشنگ است، دوستش دارم، به ويژه اگر وقت خوردن هنداونه و چاي داغ، بداني چند متري برف سفيد و آرام روي زمين نشسته است، بدون هيچ جنجال و هياهويي...

خيلي حرف دل دارم اين روزها. از بس هم كسي نيست كه برايش بگويم، فكر كنم درد دل كردن يادم رفته باشد. در نتيجه نمي‌دانم اين همه حرف ناگفته را از كجا شروع كنم! يكي شرمندگي به درگاه خدايي كه فكر نمي‌كنم حتي لياقت بردن نامش را داشته باشم. خدايي كه آنقدر مي‌بخشد و مي‌بخشد تا بنده‌ي سراپا تقصير و گناهي مثل من را از رو ببرد... بعد خيلي جفاست اگر نفهمي چه‌قدر دارد در حقت لطف و بزرگواري مي‌شود كه حداقل علي‌الحساب و عجالتاً، حق تنفس داري و يكهو عجل معلقت نمي‌رسد كه...

روزها وقتي از اين حجم عظيم لطف و محبتي كه در حقم روا داشته مي‌شود شرمنده و خجل مي‌شوم، حس گريه‌يي مي‌آيد و مي‌رود و من بيشتر با خودم فكر مي‌كنم كه آن "جنات تجري من تحتهاالانهار اعدت للمتقين" شايد نصيب آدمهايي بشود كه شمارشان به اندازه‌ي تعداد انگشتان دو دست بيشتر نباشد...

من هم هر سال همين موقعها، همين حس، البته نه به پاكي و خلوص ولي خلاصه به كودكانگي و زيبايي محمدرضا را احساس مي‌كردم. مي‌دانستم شب يلدا يعني اينكه ننه سرما زوزه مي‌كشد سرد و سوزان، و مي‌گويد مي‌خواهم بيايم. با طنابهاي نامريي، ستارگان و دانه‌هاي برف را به هم متصل كرده و مي‌خواهد خيمه‌شب‌بازي كند... ولي خوب، امسال نشد. يعني اين حسها خودشان ديگر نيامدند.

مي‌دانيد... استقلال يك خانواده تحت عوامل و شرايط مختلفي مي‌تواند از بين برود. حتماً متوجه منظورم هستيد. مهمترين دليلي كه استقلال يك خانواده‌ي مثلاً سه نفري شامل پدر و مادر و فرزندشان را زير سوال مي‌برد، دخالت عوامل بيروني است كه براي من، تو و او تصميم مي‌گيرند و تصميم مي‌سازند و اين تصميم‌گيري و اجراي مو به موي مفاد آن، هيچ وقت براي هر دو طرف ماجرا پسنديده و قابل پذيرش نيست.

معمولاً در خانواده‌ي ايراني، اين "ديگران"، افرادي مثل خواهرشوهر، برادرزن و... هستند كه زندگيهاي شخصي را به صحنه‌ي نمايشهاي كمدي مخصوص نيمكره‌ي شرقي دنيا تبديل مي‌كنند. شايد در چنين شرايطي گير كرده باشيد.

نمي‌دانم مي‌توانيد يا نه، اما خيلي سخت‌تر است اگر بخواهيد تصور كنيد اين عوامل بيروني دخيل در زندگي شما، نيروهاي امنيتي، سياسي و دولتي هستند. دستگاههايي كه براي زندگي شما تصميم مي‌گيرند، از انتخاب نوع پرگاري كه بايد براي كشيدن دواير استفاده كنيد تا ارايه‌ي ليست غذاهايي كه در هفته صرف مي‌كنيد... از تعيين ديالوگهايي كه پدرتان بايد دقيقاً با مادرتان رد و بدل كند تا جريان گفت‌وگوهايشان به سمتي برود كه حاصل مثلاً فلان نتيجه را بدهد...

خسته شدم. اين دعواهاي هر روزه. پدري كه در سرش آرزوهاي دور و دراز دارد و مادري هم دقيقاً همينگونه مي‌انديشد. پدري كه دارد خودش را آماده مي‌كند سناتور مجلس بشود و مادري كه هزاران هزار سطر كتاب چاپ‌نشده و مقاله‌ي بيرون‌نداده دارد...

شب يلداي امسال من، با برف و بدون برف، رنگ سكوت و قهر دارد. سكوت و قهري كه جنسش، يك دعوا و قهر ساده‌ي زن‌وشوهري نيست. سكوتي آغشته به احترام و نگاههايي كه از هم دزديده مي‌شوند تا يك برنامه‌ي طولاني‌مدت به سرمنزل مقصودش نزديكتر بشود. "ما ايمان را به اين راحتي‌ها از دست نمي‌دهيم..."

سردردهاي ديوانه‌كننده‌ي هرروز كه نه مي‌گذارد آن حسابان لعنتي را يك نگاهي بيندازم و نه آن جبر و احتمال هضم‌نشدني كه خدا به خير كند امتحان نهايي‌اش را. سكوت خنده‌داري كه در گفت‌وگوهاي مختومه‌ي پدر و مادرم پيدا مي‌كنم. تاخيرهايي كه معلوم نيست از انجام كدام جلسات خبر مي‌دهند...

مكالمه‌هاي تلفني حداكثر يك‌دقيقه‌يي با كل مضمون اينكه حال همه خوب است يا نه. نمي‌دانم، شايد بزرگترين گناه من، متولد شدن در كشوري بود، در خانواده‌يي بود كه آداب معاشرت و زندگي‌اش مثل شهرهاي تاريك زير درياهاي داستانهاي كودكي‌ام مي‌ماند. با قوانيني آهني و...

خيلي تنها و خيلي تنها شدم. "الهي، ان خذلتني فمن‌ذاالذي ينصرني...؟"

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  | 

يك نقد واقعي بر مطبوعات كشور!

بچه‌هاي قلم، سيد ايمان ضيابري: روزنامه‌خوانها و روزنامه‌شناسهاي ايراني هرچند به لحاظ كمي، بسيار قليل و اندكند به طوري كه تيراژ روزانه‌ي يك نشريه‌ي سراسري كثيرالانتشار را به بيش از 800 هزار نسخه نمي‌رسانند، اما در بسياري از مواقع حرفه‌يي هستند و حتي پرسنل و ساختار انساني يك نشريه را بهتر از دست‌اندركاران ثابت خود آن نشريه مي‌شناسند و گاهي اوقات طوري در مورد تركيب سرويسهاي مختلف صحبت مي‌كنند و مسايل و مشكلات موجود را به تحليل مي‌نشينند كه خود اهالي نشريه نيز متعجب مي‌شوند!

با اين تفاسير، كمتر روزنامه‌خواني است كه چند نشريه‌ي سراسري باقيمانده در گذر ساليان اخير را مدام بخواند و با صفحات و بخشهاي ثابت آن آشنا نباشد. در واقع امروز تقريباً همگي ما مي‌دانيم صفحات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ورزشي صفحات ثابت هر نشريه‌يي هستند كه با هر سبك و سياقي، با هر خط مشي و با هر روشي و با هر طيف مخاطبي در هر گوشه‌يي از كشور منتشر مي‌شود و به زيور طبع آراسته مي‌گردد.

شايد اين بدعت چند سال اخير بوده كه صفحه‌ي تاريخ، انديشه، طبيعت، پزشكي و ادبي به چرخه‌ي ثابت صفحات روزنامه‌ها و نشريات ايراني اضافه شود كه البته باز هم با محدوديتهاي خاص خود مواجه بودند.

در اين ميان نمي‌توان از مجلات ماهانه يا فصلي تخصصي غافل شد كه در حوزه‌هايي مانند تاريخ، پزشكي يا فلسفه به صورت تخصصي فعاليت مي‌كنند و مامن اصلي صاحب‌نظران و اهالي قلم همان رشته نيز هستند اما اينكه نشريات عمومي، تا چه حد دور باطل پرداختن به سياست و ورزش را كنار گذاشته باشند و به حيطه‌هاي جديدتر در روزنامه‌نگاري مدرن روي آورده باشند، با مطالعه‌ي روزنامه‌هاي منتشرشده در سالهاي اخير بيشتر عيان مي‌گردد.

چند سال پيش بود كه تعداد انگشت‌شماري از روزنامه‌هاي دولتي، شروع كردند و در نيم‌صفحه‌ها و ستون‌هايي كه به صورت هفتگي و نه روزانه برقرار مي‌شد، مباحث پزشكي را مورد توجه قرار مي‌دادند كه البته كاملاً هم تخصصي نبود و با عناويني مانند "پزشك خود باشيد" يا "دكتر در خانه" مطرح مي‌شد تا هر مخاطبي با هر سطح اطلاعاتي از حيطه‌هاي مختلف پزشكي، بتواند از اين مطلب استفاده كند و تقريباً نكته‌ و آموزه‌ي جديدي براي متخصصين رشته‌هاي مربوط نداشت.

مدتي گذشت و اين روند آنقدر مورد استقبال قرار گرفت كه نيم‌صفحه‌ها به صفحه‌هاي ثابت و بعدها به ويژه‌نامه‌هاي منظم هفتگي تبديل شدند.

اين جرقه كافي بود تا در اوج افزايش استفاده‌ي عمومي از اينترنت و آشنايي توده‌هاي خاص مردم با IT كه شايد هشت سال پيش به كمتر از 500 هزار نفر مي‌رسيدند، نخستين ستون‌هاي فناوري اطلاعات و دانش كامپيوتر به زبان ساده، جاي خود را در نشريات باز كنند.

از اين پس بود كه وقتي مخاطبان خاص و حتي مردم عادي، ستونهايي را مي‌ديدند كه در آنها به فناوري اطلاعات، وبگردي، سايتهاي فارسي و بعداً وبلاگها پرداخته مي‌شود، زياد تعجب نمي‌كردند.

اين روند طي شد تا اينكه در طي چند ماه، صفحه‌ي فناوري به بسياري از نشريات عمومي و كثيرالانتشار گسترش يافت و نشريات سعي مي‌كردند حداقل به صورت مناسبتي يا در اكازيونهايي مانند روز جمعه، به بخشهاي مختلف فناوري اطلاعات بپردازند. البته در ابتدا پردازش علوم كامپيوتر در نشريات، محدود به معرفي بازيهاي كامپيوتري و يا آموزش روشهاي مختلف چت (گفت‌وگوي اينترنتي) مي‌شد و كاربران حرفه‌يي امروز ايراني، روزهايي كه انواع شكلكهاي و Emoticonهاي ياهو مسنجر ورژن 5 را از همين نشريات ياد مي‌گرفتند، به ياد دارند.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب دنياي مجازي  | 

سيگار، اولين روز يك فصل سرد...

بچه‌هاي قلم - سيد ايمان ضيابري: گرايش روزافزون نوجوانان و جوانان ايراني به دخانيات و كاهش سن مصرف سيگار كه در كنار آن، ميزان استفاده از دخانيات و سيگار را در كشور بالا برده است، موجي از نگرانيها را در ميان كارشناسان امور اجتماعي و دست‌اندركاران نهادهاي دولتي به وجود آورده و باعث شده تا در ماههاي اخير، انواع اقدامات مختلف فرهنگي و آموزشي در زمينه‌ى جلوگيري از مصرف دخانيات صورت بگيرد و هزينه‌هاي زيادي صرف آموزش براي پيشگيري از مصرف دخانيات در ميان نوجوانان و كودكان اختصاص يابد. همچنين با تصويب لوايح و قانونهاي مدوني كه مىتواند از گسترش اعتياد و رفتار پرخطر مصرف سيگار در ميان نوجوانان و جوانان جلوگيري كند، سعي شده تا سن اعتياد به دخانيات در كشور بالا برود و بيش از اين شاهد گرفتار شدن نوجوانان بيشتري به بلاي خانمانسوز اعتياد نباشيم.

از جمله، اخيرا هيات دولت، لايحه‌يي را تصويب كرده كه طبق آن، فروش مواد دخاني به افراد زير 18 سال در ايران ممنوع شده است.

اين لايحه كه با عنوان "لايحه‌ى جامع كنترل دخانيات" در كشور اجرا مىشود، مفادي از جمله ممنوعيت هر نوع تبليغ و تشويق مستيم و غيرمستيم و يا تحريك افراد به استعمال دخانيات، ممنوعيت استعمال دخانيات در اماكن مسقف، وسايل نقليه‌ى عمومي، محل كار و نصب تابلوي ممنوعيت استعمال دخانيات در معرض ديد عموم توسط كارفرمايان يا متصديان مربوطه را شامل مىشود.

اين لايحه كه اواسط تيرماه به تصويب هيات دولت رسيد، در راستاي اجراي طرحهاي آموزشي و تبليغاتي بيشتر در زمينه‌ى تشويق جوانان و نوجوانان به رفتارهاي سالم اجتماعي و خودداري از مصرف دخانيات و تهيه‌ى قوانين مدون در زمينه‌ى ادغام خدمات مشاوره‌يي ترك دخانيات در نظام بهداشتي كشور و گسترش مراكز غيردولتي ترك دخانيات، از نظر هيات دولت گذشته و اجراي آن به مرحله‌ى تصويب رسيده است ...

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب اجتماعي  | 

من از دروغهاي تو مي‌ترسم


روزهاي نزديك به انتخابات است. در پوسترها، بانرها، ريسه‌هاي نور و رنگ، رقص و آوازها، كارناوالها و شعبده‌بازيهايي كه شما مي‌بينيد، ميلياردها ميليارد تومان پول خوابيده است. و هزاران هزار كلمه دروغ. آن يكي گفته بود اگر راي بياورم، هر روز دم در خانه‌ي يكي از شماها را دارم جارو مي‌زنم.
آن يكي مي‌گفت حقوق از شورا نمي‌خواهم، چون "ارق" وطن دارم... شايد خوب مي‌دانست در شورا حقوق نمي‌دهند كه حق جلسه مي‌دهند...
آن يكي مظهر سواد و دانش، با مدرك كارشناسي ارتباطات، از "جامعه"ي نمدار جوانه‌ي كوچك مي‌گويد. فارغ از اينكه ريشه‌ي احساسات انساني به طور كلي اينجا خشكانيده شد... بگذريم!
آن يكي جان پدر و مادرش و روح رفتگانش را قسم مي‌داد كه رايش بدهند...
آن يكي مي‌گفت اگر راي بياورد، فلان شهر را به نيويورك تبديل مي‌كند از فرط احداث تقاطع غيرهمسطح، تا جايي كه بچه‌ها هر وقت دلشان گرفت، بيايند روي اين تقاطع‌هاي به هم پيوسته و تودرتو، سرسره‌بازي كنند...
يكي گفته بود روان آتكينسون را مي‌آورم كنسرت موسيقي سنتي اجرا كند...
آن يكي هم مي‌گفت شما فقط راي بدهيد، خودم برايتان هر روز خروس مي‌خوانم
يكي ديگر هم اسمش "شعبان پريز" بود، يك چيزي در مايه‌هاي "عسگر گاري‌چي" كه تحصن‌كنندگان به شاه عبدالعظيم گفته بودند هدف ما از انقلاب مشروطه، تبعيد او از قم به خارج از مرزهاست تا امنيت در كشور برقرار شود
يكي هم گفته بود تو فقط راي را به صندوق بريز، من آنقدر اصلاح‌طلبي مي‌كنم كه همه از دم كچل بشوند
يكي هم كه مي‌گفت اگر دكتر احمدي‌نژاد رجايي زمانه است، پس من هم احمدي‌نژاد زمانه هستم.
و جالبتر آن كسي كه مي‌گفت مقر سازمان ملل را به دارغوزآباد سفلي مي‌آورم اگر راي بدهيد
و آن يكي هم كه مي‌گفت روي دست ابطحي مي‌زنم بس كه وبلاگ بنويسم، شما فقط رايت را بده!
اين همه پول و اين همه دروغ فقط بر سر هفت صندلي... رشت چند روز پيش خيلي باراني بود. همه‌ي خيابانها شده بودند مرداب. تا گردن داخل آب مي‌رفتي. يك گزارش تصويري مبسوط گرفتم كه مي‌گذارم. هيچ چيز را هم محو و بلار نمي‌كنم تا خودتان چهره‌ها را ببينيد و شعارها را بخوانيد و مقايسه كنيد با شهري كه با هر نم نم باراني به ونيز بدل مي‌شود و آنگاه كانديداهايي كه داعيه‌ي ساختن اين شهر را دارند.
دلم مي‌سوزد. مي‌ترسم. مضطربم. باران مي‌بارد، سيل‌آساست. و رعد و برق مي‌زند. و اين آدم بزرگها دروغ مي‌گويند. دروغهاي ترسناك. مثل رعد و برق، مثل سيل...
پاي سفر داري اگر، مهتابو بردار و بيا
فرياد كن هر واژه رو، با دستهاي بي‌ادعا
دست تو فانوس شب جادويي از آغوش ما
از واژه‌ها طرحي بكش، با هر اشاره هر نگاه
مي‌خونم از چشماي تو، حتي اگه تو نشنوي
با من بيا با گوش دل، تا آخر اين مثنوي...

از محمدرضا بابت عكسي كه گرفت ممنونم

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب انتقادي  | 

بلوتوث چيست و چه طور كار مي‌كند؟

یادداشت آنلاین-سيد ايمان ضيابري- براي اتصال دادن دستگاههاي الكترونيك مختلف با يكديگر، راههاي گوناگوني وجود دارد كه از جمله‌ي آنها به كابلهاي تركيب‌دهنده، سيمهاي الكتريكي، كابلهاي Ethernet در كنار WiFi و امواج Infrared اشاره كرد.
وقتي شما از كامپيوتر، دستگاههاي بازي كامپيوتري يا تلفن استفاده مي‌كنيد قطعات و قسمتهاي مختلف اين سيستمها، اجتماعي از دستگاههاي الكترونيك را راه‌اندازي مي‌كنند.
اين دستگاهها با استفاده از انواع سيمها، كابلها، امواج راديويي، اشعه‌هاي ماوراء بنفش و مادون قرمز به اضافه‌ي اتصال‌دهنده‌ها، پروتكل‌ها و روشهاي گوناگون ديگر با همديگر تعامل مي‌كنند.
از طرفي هنر ارتباط دادن اشياء با يكديگر، روز به روز در حال پيچيده‌تر شدن است. در اين مقاله ما به روشي از برقراري ارتباط بين دستگاههاي الكترونيك كه فرآيند انتقال اطلاعات را بسيار فراگير و موثر مي‌سازد و "بلوتوث" نام دارد مي‌پردازيم.
اتصالات دندان‌آبي يا Bluetooth بي‌سيم و خودكار هستند و امكاناتي جالب دارند كه مي‌توانند زندگي روزانه‌ي ما را بسيار آسان سازند!
ادامه...

|+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب دنياي مجازي  | 

فراتر از حد انتظار بوديم!!

 بعد از اينكه مالديو و هنگ‌كنك و هندوستان را به انواع و اقسام ترفندهاي ناپلئوني زديم، از گروه خودمان صعود كرديم تا به چين برسيم. نه فقط تيم ملي فوتبال ايران كه كلاً كاروان اعزامي ايران به بازيهاي آسيايي، واقعاً فراتر از حد انتظار ظاهر شده‌ است. هشت مدال در عرض پنج روز واقعاً يك ركورد محسوب مي‌شود...! كسي از هادي ساعي انتظار نداشت بعد از اين همه مدت تمرين نكردن و درگير شدن در بازيهاي سياسي تا حد رسيدن به عنوان كانديداي اصلاح‌طلب شوراي شهر تهران، بخواهد مدال طلا بگيرد. كسي از آرش مير‌اسماعيلي انتظار نداشت كه بعد از آن همه جنجال و سروصدا پس از رويارو نشدن با حريف اسراييلي‌اش، حتي در ليگ جودوي كشور هم بخواهد حرفي براي گفتن داشته باشد. من يكي حداقل نمي‌دانم چه طور باور كنم آرش مدال نقره گرفته است.
مطمئن باشيد ورزش ايران به طور كلي و در همه‌ي سطوح در يك نام خلاصه شده است. حسين رضازاده. كسي كه با اشاره‌ي يك انگشت و با حدود ?? كيلوگرم زير ركورد المپيك و جهان (كه در تصرف خودش است) قهرمان مسابقات مي‌شود.
چه نيازي هست ما روي ورزشهاي پايه و مادر سرمايه‌گذاري كنيم؟ چه نيازي هست ژيمناستيك، دووميداني، شنا و تيراندازي ما قوي بشوند؟ چه نيازي هست ورزش زنان ما قوي بشود و رشد كند وقتي ?? مدال از نود و خرده‌يي مدال طلاي چين را زنانشان مي‌گيرند؟ چه نيازي هست در رشته‌هاي ظريفي مانند بدمينتون، تنيس روي ميز و بولينگ پيشرفت كنيم؟ هيچ مي‌دانيد تك‌مدال طلاي عربستان سعودي در مسابقات آسيايي تا اينجا در رشته‌ي بولينگ به دست آمده است؟ وقتي اين كاروان اعزامي كه تمامي نفراتش به گزينش سازمان ورزش كشور انتخاب شده‌اند و هيچ مسابقه و پيش‌مسابقه‌ي انتخابي براي راهيابي نفرات برتر نيز دركار نبوده، به عنوان چكيده‌ي بهترين ورزشكاران كشور با انتظار كسب ?? مدال كه ?? مدال آن طلا خواهد بود، اينگونه نتيجه كسب مي‌كند، چه انتظاري بايد از كاروان اعزامي به المپيك داشت كه از انواع و اقسام فيلترها و مسابقات انتخابي رد مي‌شود تا آخر سر ?? نفر ورزشكار را به آن آوردگاه بين‌المللي اعزام كند؟
با خودمان فكر كرديم اگر چين بابت هر مدال طلايش بخواهد آنهمه كنسرت و برنامه‌ي موسيقي و رقص و آواز راه بيندازد و گوش عالم را كر كند، همه‌ي شبكه‌هاي تلويزيوني و راديويي دنيا را هم كم مي‌آورد؟
ما حتي در سپك‌تكرا و كبدي و ايندست ورزشهاي محلي خودمان هم هيچ كاري نكرديم... يعني از كره‌ي شمالي، آن كشور بيماري كه به كشور مردمان يك‌دست سياه‌پوش معروف است هم كمتريم؟
متاسفانه كاروان اعزام كردن ما هم اشكال دارد. تيمي كه ورزش آن به طور كلي چهار ماه است وارد ايران شده و اگر خيلي دوست داريد نام ببرم، (روئينگ) را مي‌فرستيم، آنوقت شاهين اخلاق‌پسند كه مثلاً اولين بازيكن تاريخ ايران در پينگ‌پنگ المپيك بوده را نمي‌فرستيم...
مطمئن باشيد سطح انتظارات ما از سطح ورزش ابتدايي و آماتوري‌مان خيلي پايين‌تر است. وقتي لوگوي بازيهاي ليگ برتر فوتبالمان اين باشد، خودتان حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل...

|+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ورزشي  | 

يك روحاني پيشرو، كانديداي مجلس خبرگان گيلان

  زندگينامه :

    آيت‌الله محمدعلي تسخيري فرزند  مرحوم آيت‌الله علی اکبر تسخيري در سال 1323 در خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشود.

   تحصيلات مقدماتي و دانشگاهي خود را در رشته ادبيات عرب و فقه و اصول را در دانشکده معروف فقه نجف اشرف گذراند و در سال 1347 فارغ‌التحصيل شد.

   آيت‌الله محمدعلي تسخيري در کنار دروس دانشگاهي به تحصيل در حوزه علميه تا مرحله درس خارج در محضر آيات بزرگ نظير: شهيد محمدباقر صدر، خويي، سيدمحمدتقي حکيم، شيخ جواد تبريزي،  شيخ کاظم تبريزي،  صدرا بادکوبي و شيخ مجتبي لنکراني ادامه داد. همزمان با تحصيلات رسمي در حوزه علميه نجف اشرف به تدريس دروس رايج نيز اشتغال داشت.

   ايشان در زمينه‌هاي شعر و ادبيات عرب نيز از اساتيد بزرگواري چون آيت‌الله شيخ محمدرضا مظفر و شيخ عبدالمهدي مطر بهره برد.

   آيت‌الله محمدعلي تسخيري مدتي در حرکت‌هاي اسلامي بر عليه رژيم بعث عراق مبارزه کرد  و به زندان مخوف  رژيم بعث افتاد و به اعدام محکوم شد. از سال 1350 در حوزه مقدسه قم نزديک به 10 سال در درس‌هاي اساتيد بزرگي نظير آيت‌الله گلپايگاني ، آيت‌الله وحيد خراساني و آيت‌الله ميرزاهاشم آملي شرکت نمود.

   در اين مدت همچنين به تدريس علوم حوزوي در حوزه علميه قم و پاره‌اي مراکز علمي و دانشگاهي سراسر کشور پرداخت و با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي ايران تمامي وقت خويش را صرف امور فرهنگي و تبليغات اسلامي در داخل و خارج کشور کرد.

 

  عضويت در مؤسسات داخلی و خارجی:

 - عضو مجمع  جهانی فقه اسلامي وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی  و نماينده حوزه‌هاي علميه شيعه در آن (از زمان تأسيس مجمع 1362 تا زمان حاضر) وتنها نماينده رسمي مذهب شيعه در مجمع

-  استاد دروس عالي دانشگاه امام صادق (ع) در رشته فقه مقارن

- استاد دروس عالي دانشگاه تربيت  مدرس در رشته اقتصاد اسلامي

- عضو کميته امور فرهنگي مؤسسه اميرکبير از سال 1360تا 1375

- عضو هيأت‌خبرگان برجسته ‌سازمان کنفرانس‌اسلامي‌جهت بررسي چالش‌هاي قرن21

- عضو کميته فقهي بررسی فعاليت‌های بين‌المللی  بانک توسعه اسلامي

- نائب رئيس اتحاديه جهاني علماي مسلمان که متشکل از بيش از 600 عالم از سراسر جهان است

- عضو فرهنگستان  زبان عربي سوريه

- رئيس کميته فرهنگي هشتمين کنفرانس سران اسلامي در تهران

- رئيس کميته هماهنگي فعاليت‌هاي مشترک اسلامي در سازمان کنفرانس اسلامي به مدت پنج سال

- عضو افتخاري برخي مراکز علمي و دانشگاهي در کشورهاي سوريه و سودان

- عضو هيأت امناي سازمان دفاع از حقوق کودکان

- نماينده جمهوري اسلامي ايران در بسياري از کنفرانس‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي خارج از کشور

- عضو مؤسسه انديشه اسلامي «آل البيت» - اردن

- عضو مجلس شرعي هيأت حسابرسي مؤسسات مالي بين‌المللی


   فعاليت‌هاي فرهنگي و پژوهشي:

 1. تأليف 56 کتاب در زمينه‌هاي فقهي ، فکري ، تاريخي و اقتصاد اسلامي از جمله:

·     وحدت و تقريب

·     نظام عبادات در اسلام

·     روايات مشترک سنی و شيعه(چند جلد)

·     قواعد اصول فقه براساس مذهب جعفري(3 جلد)

·     نظام جزايي اسلام

·     تفسير قرآن کريم (1)

·     اقتصاد اسلامی

·     شرح قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران

·     الظواهر العامة فی الاسلام

·     اسلام دين عزت واقعي

·     همگرايي اسلام و مسيحيت

·     امامت و ولايت در قرآن کريم

·     خيزش اسلامي

·     ايده‌هاي گفتگو با ديگران

·     فعاليت‌های فقهی در مجمع بين‌المللی فقه اسلامی(5جلد)

·         و ....

2. تأليف بيش از 400 مقاله در موضوع‌هاي مختلف به زبان‌هاي فارسی، عربی و انگيسی از جمله :

  • بررسي برخي از رفتارهاي منفي حرکت‌هاي اسلامي
  • غرب و خيزش اسلامي با نگاهي ويژه به کتاب «آينده اسلام و غرب»
  • نمودهاي تعادل در قانون  اساسي ايران
  • تنوع مذهبي : عامل همگرايي
  • سيماي وحدت از ديدگاه علامه سيدعبدالحسين شرف‌الدين
  • اسلام و توسعه و نقش زن مسلمان
  • تجديد در انديشه اسلامي و انعطاف پذيري در شرع
  • فکرة عن رواد الوحدة الاسلامية و التقريب
  • القيم الانسانية المشترکة و دورها في تعزيز التضامن بين الشعوب و الامم- المذهبية حرية تجمع و لا تفرق
  • الاسس المشترکة في الثقافة الاسلامية ضمان التقريب والوحدة
  •  الصحوة و الحرکة الاسلامية و اعراضها السلبية
  • الابعاد انسانية لوظيفه الوقف الاسلامي
  • فکرة عن الاستراتيجية المقترحة للتقريب ونصها 

3. حضور و فعاليت در بيش از 450 کنفرانس بين‌المللی:

- برگزاری بيش از 20 کنفرانس بين‌المللی انديشه اسلامی و وحدت اسلامی

- اشراف بر مجله‌هاي "التوحيد" ، "رسالة الثقلين"، "رسالة التقريب" و" انديشه تقريب" که هم اکنون منتشر مي‌شوند

- مشارکت در تأسيس بسياري از مؤسسات فرهنگي ، اجتماعي و بين‌المللي در جمهوری اسلامی ايران

- برگزاري يا حضور در بيش از 450کنفرانس و همايش بين‌المللي

- اشراف بر بيش از 20 رساله دانشگاهي

- حضور در بيش از يکصد برنامه راديويي و تلويزيوني به زبان‌هاي فارسي و عربي

- دريافت نشان  درجه يک استقلال اردن جهت فعاليت‌هاي گسترده فرهنگي در زمينه‌هاي تفکر ديني و تقريب مذاهب اسلامي در سال 1381

- دريافت نشان به‌عنوان شخصيت‌ برجسته از سازمان کنفرانس اسلامی

- دريافت نشان اداره روحانيون  مسلمانان روسيه

 

  سوابق اجرائي :

برخی از سوابق اجرائی عبارتند از :

- مشاور مقام معظم‌رهبري در امور فرهنگي‌جهان اسلام  از سال 1375 تا زمان حاضر

- نماينده استان گيلان  در مجلس خبرگان رهبري 1377-1385 و عضويت در کميسيون تحقيق وکميسيون اجتماعی و سياسی در طول مدت نمايندگی

- معاون بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري از سال 1369 تا 1375

- معاون بين‌الملل سازمان تبليغات اسلامي از سال 1360 تا 1370

- مشاور عالي امور‌ بين‌الملل بعثه مقام معظم رهبري در امور حج از سال 1370 تا زمان حاضر

- رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از سال 1373 تا1380

- دبيرکل مجمع جهاني اهل بيت(ع) به مدت 9 سال و عضو شوراي عالي مجمع

- عضو  فقهای مجمع فقه اهل بيت(ع) منصوب شده از سوی  مقام معظم رهبری (مستقر در حوزه علميه قم )

- عضو هيأت امناي سازمان مدارس ديني خارج از کشور و مرکز جهانی علوم اسلامی

- رئيس هيأت امناي دانشگاه مذاهب اسلامي

- عضو هيأت امناء چند دانشگاه داخلی و بين‌المللی

            - دبيرکل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي از سال 1380 تا زمان حاضر

|+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب اجتماعي  | 

چگونه يك لپ‌تاپ مناسب انتخاب كنيم؟
چگونه يك لپ‌تاپ مناسب انتخاب كنيم؟

هموطن سلام- سيد ايمان ضيابري- درست حدس زديد! شايد اگر شما دو ماه ديگر براي خريد يك دستگاه كامپيوتر جديد اقدام كنيد، كار درستي انجام داديد. اما بايد توجه كنيد فصل كريسمس و تعطيلات آغاز سال نو، از قديم يك فصل شلوغ و پرترافيك براي توليدكنندگان قطعات كامپيوتر است همانطور كه مشترياني همانند ما در اين فصل، بيشترين ميزان خريد را انجام مي‌دهند.
در واقع، آغاز سال نو، براي كمپانيهاي كامپيوتري زماني محسوب مي‌شود كه بايد جديدترين توليدات خود را عرضه كنند و آن بخش از محصولاتي كه قبلاً نيز در انبارها نگهداري مي‌كردند را به عنوان بهترين و كارآمدترين محصولات خود معرفي نمايند تا با شركتهاي رقيب به رقابت بپردازند و بازار جذب مشتري را داغتر نگاه دارند.
اگر شما قبلاً از اين ترفندها باخبر بوديد و با اين آگاهي قصد داريد دست به خريد كامپيوتر شخصي بزنيد، مطمئناً درست عمل خواهيد كرد. اگر يك كاربر حرفه‌يي و قوي هستيد كه بايد به شما بابت ترسيم اين دورنماي موفقيت‌آميز تبريك گفت، اما اگر با ويندوز و امثالهم كمتر آشناييد شايد شما را كمي دچار هراس كند. اينكه از كجا شروع كنيد تا به مرحله‌ي انتخاب پردازنده‌ي مناسب يا تعيين مقدار حافظه‌ي RAM برسيد...
از هر كدام از اين دو گروه كه هستيد، پيشنهاد مي‌كنيم شش توصيه‌ي ما را بخوانيد كه شما را براي انتخاب صحيح يك رايانه‌ي شخصي راهنمايي خواهد كرد. البته به آن سهولتي كه شما حدس مي‌زنيد هم نيست! ابتدا بايد تصميم بگيريد كه كامپيوتر روميزي (Desktop) يا كامپيوتر همراه مي‌خواهيد. اگر قبلاً انتخاب كرديد، پس خوش به حالتان! اما اگر تصميم نگرفتيد، در واقع مشكل همينجاست! روميزي‌ها معمولاً در قبال قيمتي كه دارند، قوي هم كار مي‌كنند در حالي كه لپ‌تاپ ها، قابل حمل و Easy-to-use هستند. در واقع مهم اينجاست كه شما براي در خانه ماندن كامپيوتر مي‌خواهيد يا براي زماني كه تصميم داريد مدام بيرون برويد.
اين بار ما فرض مي‌كنيم كامپيوتري كه شما انتخاب كرديد، يك Laptop است. با اين فرض، مراحل ما را يك به يك دنبال كنيد!

|+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب دنياي مجازي  | 

به بهانه‌ي سالروز شهادت ميرزاكوچك

روزنامه ايران - سيد ايمان ضيابري: حساسيت كار فرهنگى در گيلان بسيار بالاست. استانى كه روزگارى دروازه اروپا بوده و به طور مستقيم، با دستاوردهاى فرهنگى و علمى كشورهاى ديگر ارتباط نزديك داشته و از نخستين استانهايى بوده كه اين دستاوردها را براى زندگى روزمره خود به كارگرفته است. استان گيلان جزو نخستين استانهاى ايران است كه پژوهش و تحقيق را به صورت مدرن و امروزى گسترش و رواج داده و با منتشر كردن نخستين نشريات و روزنامه هاى كشور و پرورش پژوهشگران، نويسندگان و محققان برجسته، سهم خود را در توليد علم و نهضت نرم افزارى كشور، به انجام رسانده است.
در حال حاضر نيز در گيلان حداقل از لحاظ كمى، مى توان بيشترين تعداد نشريات، خبرنگاران، نخبگان، پژوهشگران و محققين ملى و بين المللى را يافت كه نام خود را در عرصه هاى مختلف جهانى و كشورى مطرح كرده اند و با تلاش و همت شخصى خود، جاى خود را در عرصه هاى علمى و فرهنگى كشورى تثبيت نموده اند. از چاپ كتاب و انتشار مقالات متعدد و پربار گرفته تا به ثمر نشاندن آثار تحقيقى و پژوهشى و تاليف دايرة المعارف و فرهنگ لغات معتبر، همگى از كارهايى هستند كه در فرصتهاى مختلف، گيلانيان پژوهشگر و محقق با تدوين و انتشار به نام خود ثبت كرده و ثابت نمودند كه همواره در كار توليد فكر، انديشه و آگاهى بخشى به اقشار مختلف مردم، فعال و پرتلاش هستند.
اما به نظر مى رسد بدون داشتن دسترسى لازم و كافى به منابع مفيد علمى و اسناد و مدارك معتبر براى به ثمر نشاندن يك اثر تحقيقى پربار، مستند و مستدل، نتوان به كار علمى و پژوهشى ادامه داد و غذاى روح و فكر قاطبه مردم را فراهم نمود. عليرغم وجود برخى منابع و برخى كتابخانه ها كه به صورت پراكنده در سطح استان در يك حد معقول و معتدل، خدمات دهى به پژوهشگران و اهل فكر گيلانى را انجام مى دهند، اما نياز به ايجاد مركز اسناد رسمى گيلان كه بتواند هزاران هزار سند و مدرك تاريخى و نسخ خطى كم ياب مربوط به گيلان را از سراسر كشور جمع آورى كند، نيازى است كه مدتهاست احساس مى شود و به راحتى نيز نمى توان از اين نياز چشم پوشى كرد. دكتر كيانوش كيانى، رئيس مركز اسناد رسمى كشور در سفرى كه چندى پيش به گيلان داشت، قول داده بود كه در صورت همكارى و مساعدت استاندارى گيلان در اختصاص دادن تنها يك اتاق معمولى يا يك ساختمان براى راه اندازى مركز اسناد، كار ساخت و تجهيز اين مركز را پيگيرى خواهد كرد. دكتر محمد حسن اصغرنيا، مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و عضو هيأت علمى دانشگاه گيلان نخستين كسى بود كه در اين باره با «ايران» گفت وگو كرد. وى اظهار داشت:
هر جامعه اى اگر بداند كه گذشته اش چه بوده، با افتخار به زندگى خود ادامه مى دهد. تاريخ يكى از منابع و مآخذ شناخت پيشرفت انسانهاست و هر كشور و ملت و قومى كه تاريخ مستندترى داشته باشد، فرهنگ بانان بهترى نيز خواهد داشت. فرهنگ بانان در جامعه اى تربيت مى شوند كه آن جامعه هويت داشته باشد. هويت ملى ما به دست كسانى ساخته شده كه جامعه از آن مى تواند بهره مند شود مشروط بر آنكه بداند گذشتگان چه كرده اند و براى آينده چه انديشيده اند و ما چگونه مى توانيم راه آنان را ادامه دهيم.

|+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب اجتماعي  | 

ميلان كوندرا، آزمون و خطاي شكلهاي شخصيت‌پردازي در رمان

ادبيات و فرهنگ - سيد ايمان ضيابري : گفتار حاضر، يادداشتي كاملا شخصي بر آثار ميلان كوندرا است. نگاه يك طراح گرافيك و نويسنده‌ ي پيش پا افتاده. هرچند در اين گفتار، قصد من بر آن نيست كه كتابهاي كوندرا را به صورت خاص مورد تحليل و نقد قرار بدهم بلكه به صورت عام و كلي، تصميم بر آن است تا روند حركتي ميلان كوندرا در عرصه ي ادبيات و نكات برجسته‌ ي كار داستان نويسي وي را تحليل كنم كه به صورت عمده، به دو دسته ي “فقدان هويت” و “مشكل در ترجمه” از ديدگاه من، خلاصه مي شوند كه البته ضعف و ناتواني برخي مترجمان در برگردان آثار ميلان كوندرا كه متوجه خود من نيز مي شود را در اين گفتار، بررسي مي كنم هرچند كه به تازگي، چند نقد تخصصي شامل يك كتاب و چند مجموعه مقاله راجع به ديدگاه جامعه شناسانه ي ميلان كوندرا از منظر فلسفي منتشر شده است.
ميلان كوندرا را به عنوان يك نويسنده ي هميشه منتقد معرفي مي كنند كه از تباهي جامعه اش از هر لحاظ، ناراضي است و با جامعه، برخوردي نقادانه و موشكافانه دارد. البته اين تعريف براي من زياد قانع كننده نيست چرا كه از ديدگاه شخصي من، ميلان كوندرا هميشه يك رمان نويس منحصر به فرد بوده است. در تمام رمانهايش، ميلان به دنبال سبكي از نگارش بوده كه راه و روشي نو براي فكر كردن پديد بياورد. راه و روشي كه خواننده در برخورد با آن، احساس كند يك رمان نمي خواند بلكه يك متن فلسفي و پرسشگر، پيچيده و تئوريك را مي خواند. وساطت، ميانجيگري و انعكاس شفاف وقايع جامعه، بخشهاي تفكيك ناپذيري از رمانهاي او هستند كه خطوط داستاني و روايتگرايانه ي كارهاي وي را، به قطعاتي منطقي تبديل مي كنند كه هر كدام براي خود، ديدگاه و جهت گيري دارند. ...

|+| نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ادبيات  | 

شايد خون من...

من هم ديگر خسته شدم
در اين مدت هرچند اسم كلي هواپيماي از رده خارج شده را ياد گرفتيم
سي‌ ۱۳۰، فالكون، آنتونوف ۷۴
اما اين همه تلاش بس نبود تا بفهميم
جان آدمها، سيري چند در اين مملكت؟
سپاهي‌هايي بودند كه رفتند، ديگر هم برنمي‌گردند
و بينشان سه گيلاني هم پيدا شد، آنها هم به خانه‌ي ابدي سپرده شدند
كه اگر آدمهاي معمولي بودند، مثل من و تو، شايد مي‌خريدند به جان پرپرشده‌ي خود
نفرينهايي...
من هم ديگر حال و حوصله‌ي نوشتن ندارم
به كه بايد تسليت بگويم؟
به پدرومادرهايي كه با هر سقوطي، اشك در چشمانشان حدقه مي‌زد
شايد اين پرنده‌ي بي‌بازگشت، مركب پسر خود من بوده باشد
به خودم؟ كه يك ايراني هستم...
به هموطنانم؟ كه ديگر عادت كرده‌اند
حتي زحمت پاك كردن نمادين قطره اشكي نريخته برگونه‌هايي ترنشده...
به سرلشگر صفوي كه شايد او هم به اين فاتحه دادنها عادت كرده باشد
و لبخندهايي كه آدم را...
سوگواره‌ي من تمام شد. نوحه‌يي از براي سربازان وطنم
سربــــــــــــازان گمــــــــنام وطــــــــــنم، ايران
شيرمردان، شما هر كدام سرداري بوديد به مانند اميركبير، سربازان نهضت آن بزرگ
... باشد كه خون ناقابل من به پاي درخت خشكيده‌ي ايران بچكد،
شايد اين پير كهنسال دوباره سربرآورد...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب غم‌نوشته‌ها  | 

ايران و بازيهاي 2006 دوحه

هموطن سلام، سيد ايمان ضيابري - تيم اعزامي جمهوري اسلامي ايران در حالي پاي به پانزدهمين دوره‌ي مسابقات در دوحه‌ي قطر مي‌گذارد كه در 25 رشته از 39 رشته‌ي مسابقات، حضور دارد. رشته‌هايي مانند تنيس، تنيس روي ميز، گلف، اسكواش و هاكي ورزشهايي هستند كه ايران در آنها نماينده‌يي ندارد. تعداد ورزشكاران اعزامي ايران نسبت به دوره‌ي گذشته در بوسان، 40 درصد افزايش يافته است. در اين دوره، ايران 200 ورزشكار مرد و 23 ورزشكار زن به مسابقات فرستاده است و اميد دارد در تمامي رشته‌هاي اعزامي، روي سكو بايستد.
در بازيهاي بوسان، ايران با 129 شركت‌كننده در 15 رشته 8 مدال طلا گرفت. اميد مسوولان تربيت بدني ايران در اين دوره به كسب حداكثر يك سوم مدالها است. شايد اين تلقي به ظاهر نااميدكننده باشد و حكايت از بضاعت محدود ورزش ايران نمايد، ولي با توجه به سرمايه‌گذاريهاي سازمان تربيت بدني در ورزشهاي مختلف و همينطور به دليل آشنايي مسوولان سازمان با شرايط هر ورزش، يك تعبير واقع‌بينانه به شمار مي‌رود.
ويژگي‌هاي ذاتي ما ايراني‌ها باعث شده تا ورزشمان، يك ورزش حساب‌شده، قابل پيش‌بيني و بر اساس برنامه‌ريزي نباشد. ايران در طول مسير خود در بازيهاي آسيايي هم به رتبه‌ي سوم رسيده و هم تا رتبه‌ي دهم نزول كرده است. در نتيجه پايه‌ي عاطفي و احساسي ورزش ما باعث مي‌شود حتي بتوانيم به خودمان اميد قهرماني در رده‌بندي تيمي را بدهيم، در حالي كه امكان كسب نكردن رتبه‌ي چهار سال گذشته هم وجود دارد.
با اين تفاسير، هزينه‌هاي زيادي براي كاروان اعزامي تقريباً سيصدنفره‌ي ايران كه 90 همراه نيز كل تيمها را همراهي مي‌كنند صرف شده است. مردم نيز در اين دوره انتظارات متفاوتي دارند. حال كه ايران با پرتعدادترين كاروان خود در سالهاي برگزاري مسابقات (غير از دوره‌ي ميزباني) به قطر مي‌رود، اي‌كاش توجه به اصل و ريشه‌ي ورزش به خصوص در بازيهاي تيمي بچه‌هاي كشورمان، آنقدر پررنگ باشد كه ميل به افتخارآفريني فردي مثل هميشه كار دست ورزش ما بدهد. و همينطور مي‌توان نشست و به اميدي انتظار كشيد كه بازيكنان كشورمان در ورزشهاي فردي، حداقل براي كسب موفقيتهاي انفرادي و درخشش شخصي خود آنقدر به تمرين و ممارست پرداخته‌اند كه بتوانند پاسدار اعتبار ورزش كشورمان در اين صحنه‌ي بين‌المللي باشند.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب ورزشي  | 

ماشين كاميونش خوبه!

هموطن سلام- سيد ايمان ضيابري- آنقدر در كشتي عشقت نشينم تا سحر/يا به ساحل مي‌ رسم يا غرق دريا مي شوم!
در اوج قدرت مرد باش‌
بوق نزن راننده خوابه!
در طواف شمع مي‌ گشت پروانه يي/جانم نگير سبقت مگر ديوانه يي!؟
درياي غم ساحل ندارد/ سلطان غم مادر
اگه واسه همه لاتي، واسه ما شكلاتي!!
به مدپوشان بگوييد آخرين مد كفن است!
به درويشي قناعت كن كه سلطاني خطر دارد
تند رفتن كه نشد مردي/ عشق است اگر كه برگردي‌
در چاله چوله هاي عشقت، شافنرم شكست!
با ميخ نگاهت چرخ عشقم را پنچر مكن...
راديات قلب من از عشق تو جوش آمدست / گر ندار باورم بنگر به رو آمپرم.
پدرم، مادرم، تاج سرم، هرگز نمي‌ري از برم
مرد زير بارونش خوبه، گريه فراوونش خوبه، ماشين كاميونش خوبه...
اين جملات، تك مصراعها، ابيات و را هركدام از ما بسيار شنيده و خوانده ايم. مي شود گفت امكان ندارد كسي در جاده هاي پرپيچ و خم ايران سفر كرده باشد و در پشت شيشه ي اتوبوسها،  ميني بوسها، كاميونها و حتي ماشينهاي سبك و سواري، چنين عباراتي را نخوانده باشد.

|+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب اجتماعي  | 

فيلترينگ، به كجا چنين شتابان؟


كارگزاران - سيد ايمان ضيابري :
سابقه استفاده جدی از اینترنت میان کاربران ایرانی، شاید به کمتر از 10 سال پیش برگردد و همین بی تجربگی و کم تجربگی در بهره گیری از اینترنت به عنوان یک شبکه جهانی و رسانه ای که صوت، تصویر، متن و... را به همراه هم و یکجا دارد باعث شده نگرانی ها و حساسیت ها در مورد نحوه فعالیت کاربران ایرانی میان استادان ارتباطات کشورمان بیشتر از سایر کشورها باشد.
همین مسئله نیز باعث شده تا بحث فیلترینگ سایت های اینترنتی در کشورمان همانند کشوری با جمعیت یک میلیارد نفری چین، با جدیت بیشتری دنبال شود. هرچند که قاعده مند نبودن فیلترینگ در بدو امر موجب شده بود برای وبلاگ نویسان و صاحبان وب سایت های فارسی، نگرانی هایی به وجود بیاید چرا که بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت هایی که واجد شرایط فیلترینگ نبودند، ناخواسته فیلتر می شدند و این مسئله نگرانی ها را بیشتر می کرد که آیا روند فیلترینگ در کشورمان تا جایی پیش می رود که حتی از دسترسی به سایت های خبری نیز محروم شویم یا نه.
اما این بحث، از چند جنبه قابل بررسی است. نخست اینکه آیا مسدود کردن سایت های غیراخلاقی یا سیاسی که از لحاظ فکری با ما همخوان و همسطح نیستند، فی نفسه نتیجه مستقیم در برخواهد داشت یا نه و آیا مسدودکردن سایت ها و وبلاگ ها، سلب اعتماد از کاربر و مخاطب اینترنتی به شمار می رود یا نه.
اصولا در رابطه با فیلترینگ، استفاده از تبلیغات مستقیم در مورد سایت های مخرب و مستهجن، نتیجه عکس دربر خواهد داشت. در کشورهای اروپایی و آمریکایی از نرم افزارهای parenting monitor که در کشور ما اصلا وارد بازار نمی شوند، استفاده می کنند وبدین ترتیب به والدین و خانواده ها، امکان کنترل نحوه استفاده از سایت ها را می دهند و در بسیاری از مواقع به طور خودجوش، اقدام به مسدود کردن دسترسی می شوند و سایت هایی که در آنها خشونت و موارد غیراخلاقی مطرح می شود و آزاردهنده است، غیرقابل استفاده می شوند.

|+| نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب دنياي مجازي  | 

سامسونگ جديد من!

اهل فضل فناوري و رسانه و ارتباطات و گوشي تلفن همراه! سامسونگ دي‌-۶۰۰ را چه طور ارزيابي مي‌كنيد!؟ دوربينش ۱.۳ مگاپيكسل و بدون اسلات كارت حافظه و حافظه‌ي internalاش هم 128 مگابايت است و تقويم شمسي هم دارد!! و بازيهاي جاوا را مي‌شود رويش نصب كرد و به همين راحتي‌ها هم نمي‌شود رويش application نصب كرد. ولي هرچه باشد از Nokia 6600 خيلي بهتر است و البته bluetooth و Infrared هم دارد در حالي كه سامسونگ‌هاي جديد بي‌خيال اينفراررد زدن شده‌اند.
گوشي براي تبديل كردن به ام‌پي‌تري پلير و قابليت پخش mp4. به طور كلي گوشي بدي نيست ولي ما كه بالاشهري نيستيم بتوانيم i-mate بگيريم!
شما نظرتان در اين مورد چيست؟ خيلي دوست دارم بدانم!
(شماره‌ام اينقدر روند درآمده كه خبر نداريد!! فكرش را مي‌كردم)

|+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط كوروش ضيابري موضوع مطلب روزانه  |